به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 71

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آبان 98 [ 02:40]
    تاریخ عضویت
    1390-2-27
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    12,382
    سطح
    72
    Points: 12,382, Level: 72
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 66.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    645

    تشکرشده 634 در 321 پست

    Rep Power
    64
    Array

    با این همه نفرت چجوری ادامه بدیم

    سلام
    این روزها زندگیم واقعا" مثل یک کلاف پیچ خورده
    اینقدر از شوهرم دورم ازش رنجیدم که از همشون منزجر شدم دارم ادامه میدم که دخترم نشه بچه طلاق (البته فکر طلاق وحشتناک تو ذهنم پررنگ شده و مدام راجبش تحقیق میکنم ولی هنوز جسارت انجامش رو ندارم)
    دو ماه پیش از همسرم خواستم باهم حرف بزنیم وقتی باهام حرف میزد نگاهمم نمیکرد گفتم ما به هر علتی داریم باهم زندگی میکنیم بهتر تنش هارو کمتر کنیم گفت من واسه بهبود زندگی هیچ تلاشی نمیکنم اصلا" ازت متنفرم دلم میخواد جدا شم ازت
    دوروز بعدش یهو مهربون شد البته خیلی خیلی موقتی بود (گفت پریشب بیخود بهت گفتم!!!) ولی فکر کنم واقعا" اونم ازم متنفره اونم داره تحمل میکنه
    خیلی وقته با یه حرف معمولی خیلی طولانی قهر می کنه و من باید عذر خواهی کنم بابت اشتباه نکردم
    حتی دیشب وقتی خانوادش دعوتمون کرده بودن 1 ساعت قبل رفتن تازه به من گفت بعدم گفت اگه نخواستی نیا تنها میرم ( می خواستم به تلافی تمام تنها رفتن هام همه جا نرم ولی فکر کردم نذارم این یک کارم به گنجینه تمامی رفتارهای خوبش اضافه شه و با اینکه قهر بودیم از همشون بدم میاد باهاش رفتم ) حالا این 2 هفته همش مراسم دارن نمیدونم باید برم یا عین خودش رفتار کنم و تنها بره؟؟
    الان یک هفته میشه باهم حرف نمیزنیم اینقدر از وجودش ازردم که شب میرم تو یه اتاق دیگه میخوابم
    نه اینکه بخوام اونو تنبیه کنم یا ... فقط میخوام تنها باشم ارامش بگیرم
    اینقدر توهین شنیدم خسته شدم .منم اگه داد بزنم خودم تیکه تیکه کنم جواب نمیده که بیشتر اذیت شم
    قدیما اگه همدیگرو می کشتیم ولی باز میفهمیدم دوستم داره ولی الان تو بهترین شرایط می فهمم که ازم متنفره
    البته این تنفر خیلی اذیتم نمیکنه چون یه حس کاملا" دو طرفس
    ولی از هدر رفتن روزهای جوونیم ناراحتم از قرار گرفتن یه بچه 2 ساله این وسط سعی کردنش واسه بهبود رابطمون شرمندم
    گیر کردم نمی دونم چی درسته میترسم جدا شم تازه ببینم این روزهای خوبم بوده میترسم بمونم و بعدا" بفهمم چه اشتباهی کردم
    تورو خدا کمکم کنید

  2. کاربر روبرو از پست مفید sahra100 تشکرکرده است .

    Somebody20 (شنبه 22 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.