به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 92
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    23
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab نمایش پست ها
    دوست عزیز

    من نظر شخصی خودم رو میگم امیدوارم منو ببخشید و ازش نکته مثبتی در جهت استقلال فکر خودتون برداشت کنید:

    همینطور که پستاتون رو از اول میخوندم می دیدم چقدر نوشتین داداشم، بابام، خواهرش، داداشام و........

    من نمی فهمم شما 2 نفر که اینقدر خانواده هاتون براتون در اولویت اول هستند و باهم نمی تونید کنار بیاد که دوتا حرف حسابی

    بزنید بدون اینکه خانواده شما و یا خانواده ایشون درگیر ماجرا نشند و سیر تا پیازش رو نفهمند و اینقدر کودکانه باهم بحث

    می کنید چرا ازدواج کردید؟

    چه خصوصیات مثبتی ایشون داشتند که شما انتخابشون کردید؟
    ایشون چه خصوصیاتی از شما رو ستایش می کنند و باعث شده شما رو انتخاب کنند؟

    لطفا بیان کنید چه مدت طول کشید تا باهم آشنا شوید و عقد کنید؟ نحوه آشنایتون به چه صورت بود؟
    اول ازهمه از لطفتون ممنونم که جئاب دادین.
    بخدا از همون اول عقدمون من نمیخواستم هیشکی متوجه دعوامون بشه چون میدونم بعد مدتی میتونیم حلش کنیم و اینوسط خونواده اذیت میشن ولی این سری که باعث شد خونواده بفهمن مقصر خودش بود که با رفتارش کاری کرد خونواده ها بفهمن هرچند ازهمون اول همه چیو با خواهرش درمیون میذاشت عین یه بچه .هم خو.دش هم ابجیش معتقدن زن باید بگه چشم...برا همین باهم جورن و هم عقیدن.ظاهرن خواهرش زیاد دخالت منفی نداره و لی من قبول ندارم چون بین کلانش سوتی میده و از خواهرش حرف میزنه چیزی که مهمه اینکه رو زندگیمون تاثیر داره نظرات خواهرش و اینم خواهرشو خیلی خیلی دوس داره و بهش محبت میکنه طوری که علنن همشون میگن باید همسر نامزدم یعنی ممن فعلی!باید خیلی خوب باشم و ازم انتظار زیادی دارن اینکه همواره بهشون احترام بذارم و تابع رسمو رسوم اونا باشم نه خودمون چون من رفتم تو خوواده اونا!
    مدت اشنایی تا عقدنمون تقریبا 7 یا هشت ماه شد...الان 1سال مشه که عقد کردیم....هم من هم ایشون یه سری خصوصیات ازهم دیدیم که بله رو گفتیم که بخدا اصلا الان حوصله نئشتنشون رو ندارم بعضی هاشون که قابل توصیف نیس..
    الان چیزی که مهمه شرایط فعلیمونه و اینکه باید چیکار کنیم تو این شرایط؟؟؟؟

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 92 [ 19:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-11
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    69
    سطح
    1
    Points: 69, Level: 1
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    7

    تشکرشده 23 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا پیش یه مشاور نمیرید؟

  3. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    23
    Array
    اخه من جایی که هستم مشاور خوب ینداره و همشون بدتر باعث بدبختی میشن و ازهمه بدتر اینکه همه تو شهرمون همو میشناسن ونمیشه بهشون اعتماد کرد. واینکه نامزدم نزدیکه من نیس و منوقعیتش طوری نیس که فعلا باهم بریم مشاور ولی ایشالا حتما تو اینده البته اگه اینده ای در کار باشه میریم مشاوره.

  4. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 92 [ 19:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-11
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    69
    سطح
    1
    Points: 69, Level: 1
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    7

    تشکرشده 23 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دعواهاتون بیشتر سر چیه؟ همون قضیه با برادرتون یا بازم مسیله ای هست؟

    - - - Updated - - -

    شما باید محبت خود را به ایشون نشان دهید تا به سمت شما بیایند.اینطور که شما گفتین خواهرشون اهل خواندن قران هستن و خانم خوبی هستن پس فکر نمیکنم قصد خراب کردن زندگی شما را داشته باشند یا اینکه شوهرتان را به سمت خودشون بکشند شاید با چیزهایی که شوهرتان برایشان گفته اند نظر ایشون نسبت به شما تغییر کرده باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    23
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط تنها92 نمایش پست ها
    دعواهاتون بیشتر سر چیه؟ همون قضیه با برادرتون یا بازم مسیله ای هست؟

    - - - Updated - - -

    شما باید محبت خود را به ایشون نشان دهید تا به سمت شما بیایند.اینطور که شما گفتین خواهرشون اهل خواندن قران هستن و خانم خوبی هستن پس فکر نمیکنم قصد خراب کردن زندگی شما را داشته باشند یا اینکه شوهرتان را به سمت خودشون بکشند شاید با چیزهایی که شوهرتان برایشان گفته اند نظر ایشون نسبت به شما تغییر کرده باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    مشکل من همینجاس که چرا باید با وجود این خصوصیات مثبت خواهر شوهرم ...اینطوری باشه.ولی اینم بگم همشون منو دوس دارن لااقل اینطوری میگن ولی ابجیش با اینکه هوامو داشته البته بگم این وسط تا قبل از این دعوا همش باهاش در ارتباط بودم و اگه تماس نمیگرفت خودم تماس میگرفتم بااهاش.ولی مشکلی که نامزدم داره و خیلی هم بده اینه همه چیو به خواهرش میگه که این اصلا نیکو نیس بهرحال باید یه حریم هایی باشه.تازه من به خود خواههرشم غیر مستقیم ودوستانه گفتم ازین خصلت داداشش بدم میاد.ولی گوش نمیده.تا این دعوای اخری که خونوادم و خودم به باباو مامانش و خودش علنن گفتیمم اینرفتارش خوب نیس و خودشونم قبو داشتن .حاا ازون موقع خواهرش سزسنگین شده!طوری که از نانمزدم گلگی کرده که که سراغشوئ نمیگیرمحالا نامزدم زنگ میزنه میگه چون از من بزرگتره وظیفه منه بهش زنگ بزنم ....ازینکار بدم نمیاد ولی لااقل این ایام دعوا بنظرمن وظیفه خواهرش بود که یکمی ازم احوال پرسی کنه که نسبت به همسرم دلسرد نشم و منو تشویق کنه به زندگی!ولی دریغا ازین کار.

    - - - Updated - - -

    اقایون اگه کسی هست لطفن نظر بدن بهرحال شماا مردا همو بهتر میفهمین کمکم کنین که بهتر تصمیم بگیرم بخدا تقریبا 1هفته پیش تصمیم جدی داشتم برم دادگاه و علی رغم میل باطنیم به زندگیم پایان بدم که ارش با حرفای نامزدم و بیشتر ازهمه ترس خودم اینکارو نکردم.دیگه نحمل میشو کنایه گاه گاه خونوادمو ندارم.مخصوصا مادرم که از داداشم طرفداری میکنه و از نامزدم خوشش نمیاد...همش یجوری بحثو پیش میارن که بهتر ه جداشمو قال قضیه رو بکنم به همین اسونی....
    ای خدا جونم کجایی که بنده احمق و خرت داره تلف میشه تو این دنیای یخیو داغون.
    مردم از بی کسی

  6. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 92 [ 19:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-11
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    69
    سطح
    1
    Points: 69, Level: 1
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    7

    تشکرشده 23 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز من فک می کنم اول از همه بهتره که علاوه بر اینکه به همسرت توجه کنی به خواهر همسرتونم خودتونو نزدیک کنید والبته از طریق عقایدشون مثلا اگه دوست ندارید همسرتون تمام مساعل رو باز گو کنه یا دیگران و وارد حریم خصوصی خودتون نکنه به دنبال روایات ویا داستانهای مذهبی که در این رابطه هست را پیدا کنید و مطرح کنید .

    - - - Updated - - -

    شما اول از همه باید ناراحتی خودتونو بذارید کنار .بعد سیاستهایی رو بکار ببرید تا محبت خودتونو به همسرتون نشون بدید و ایشون شما رو از همه نزدیکتر به خودشون بدونن بدشم از این قضیه که خیلی با خواهرشون خوبن به نفع خودتون اسفاده کنین خودتون رو در نظر خواهرشون خوب نشان دهید تا ایشون مدافع شما باشن.خیلی خوبه که خانوادشون شما رو دوست دارن اینا همه فرصتن.

    - - - Updated - - -

    ببین دوستم همیشه سعی کن مثبت باشی می دونم سخته ها ولی جواب می ده اگه همسرتون ایراد داره همون ایرادارو به خواهرشون که مزهبی هستند بگید البته به شرطی که رابطتون بهتر شه بعد مثلا وقتی همسرتون بد دهنه اینو اخالاق ناپسند رو از دید گاه اسلام بازگو کنید و جایگاه همچین فردی در دین را برای خانوادش وخودشون رو بازگو کنیدالبته سعی کنید همه چیزو به خواهرشون نگید فقط وقتی که دیگر راهی نبود با خودشونم میتونید اینطوری مسایل رو دینی حل کنید

  7. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    23
    Array
    دیگه از زندگی خسته و نامید شدم...با خواهرش خوبم و مشکلی باهاش ندارم و خودشم منو قبول داره ولی این مدت باهام در ارتباط نبود دیگه حوصله منت کشی ندارم اگه یکم خدارو درنظر بگیره بهم حق میده که اگه سراغشو نگرفتم بخاطر این بهران ها بوده...امیدوارم حل بشه موضوع..
    همسرم هنوز خبری ازم نمیگیره معلومه خیلی توپشو پر کردن..براشون متاسفم وبیشتر واسه خودم..میترسم از اینده که با این اقا و خونوادش زندگی کنم.

  8. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 92 [ 19:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-11
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    69
    سطح
    1
    Points: 69, Level: 1
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    7

    تشکرشده 23 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اما امروز یه تصمیم بگیرید یا باید حل شه یا تموم شه.اگه تصمیم دارید تموم شه که هیچ ولی اگه دوسش دارین و میخواهید ادامه دار شه باید قوی باشید و صبر وتحملتان را بالا ببرین و مقابل خیلی چیزها بایستید.ناراحتی را از خودتان دور کنین.کمی از خود بگذرید و کاری به حرفای ایشان نداشته باشین و کار خودتونو کنین.همون که گفتم ارتباط با همسر خوب شود اولویت اوله.هر چی این ارتباط بهتر باشد مسایل دیگه قابل حلتر میشه.پس سعی کنید مدتی این حرفا را کنار بذارید.بعد کمکم باهمسرتون صحبت کنین نه به شکل غر زدن یا دعوا بلکه با سیاستهای زنانه

    - - - Updated - - -

    خوب عزیز من شما خودتون نباید اجازه بدهید.این اقا همسرتان است نباید رهایش کنین.هر دو نفری که میخواهن با هم ازدواج کنن یه سری اخلاقها از هم میبینن تصمیم به ازدواج میگیرن ولی همه اخلاقای همو نمیشناسن برای همین معمولا سالهای اول دچار اختلاف میشونولی باید بلد بود همو شناخت نباید گذاشت حرمتها شکسته شود اگر شد سخت میشود ولی حالا باید راهی یافت که همه چیز مثل اول شود باید از موقعیتها استفاده کرد نباید گذاشت سوتفاهمها بیشتر شود یکی باید بلد باشد.همیشه میگویند توی یه رابطه اگه یه نفر بلدباشد چکار کند مشکلات حل میشود.

    - - - Updated - - -

    اگر میخواهیدش حرفای ناامید کننده نزنید عزمتان را جزم کنید.دوباره با خواهرش تماس بگیرین.تا لااقل این مدت کمک حالتان باشد اوضاع کمی بهتر شود.به خواهرشون بگین دوست دارین ایشون بزرگ باشن مشکلاتشون رو حل کنن منطورتون به شخص ایشون نیست فقط میخواهین مشکلات رو شوهرتون به عنوان یه همسر خودشون بتونن حل کنن.وگرنه احترام همه سرجاشه و به عنوان یه بزرگتر از تجربیات ایشون استفاده میکنین.

    - - - Updated - - -

    البته با اولین تماس اینها رو نگویید یه مدت خودتان را خوب نشان دهید و مثل گذشته با ایشان باشید بعد کمکم این حرفا رو بزنین.البته این حرفا رو باشرایط خودتون بسنجید چون باید حساب شده گام بردارید.

  9. #29
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    میدونی چه برداشتی از روحیه شما دارم؟
    میای اینجا تند تند و با عجله فقط مینویسی، مثل کسی که به هر قیمتی میخواد فقط حرف های خودشو بزنه و اصلا گوش نمیده بقیه چی میگن. احساس میکنم دلت میخواد از تو راهنمایی های ما یه جمله هایی بشنوی که دلت میخواد بشنوی...نه راهنمایی واقعی!!!
    میای التماس میکنی که راهنماییت کنیم بعد هرکی هرچی میگه بدون توجه و دقت فقط از احساست حرف میزنی و نامزدت رو مقصر میکنی و آخر سر هم التماس میکنی کمکت کنن.
    تو نوشته های خودت رو هم یه دور نمیخونی و جمله بندیت رو درست نمیکنی!!! اونوقت ما انتظار داریم برای نوشته های ما وقت بذاری!!!
    من چی گفتم؟
    گفتم کار نامزدت بسیار زشت و ناپسند. خیلی حق داری از توهینش به خونوادت ناراحت بشی.
    اما چرا فقط خودت رو میبینی؟؟؟
    هیچ فکر میکنی چقدر غرورش رو شکوندی؟ اومده عذرخواهی درو روش باز نکردن!!!!!! میتونی تصور کنی چه احساسی بهش دست داده؟ بعد الان اصرار داری دوباره بره در خونه داداشت؟؟؟
    گفتم فعلا تربیت نامزدت رو بذار کنار. بهش حق بده عصبی باشه. بهت گفتم چطوری شروع کنی ... بعد بنده خدا زنگ زده گفتی کار داری؟؟؟
    خب تکلیف مارو روشن کن.
    اگه میخوای راهنماییت کنیم که زندگیت درست بشه که حرف گوش کن، اگر هم میخوای فقط بیای و تند تند حرفاتو بزنی و بری که به نتیجه نمیرسی.
    تو هدفت این نیست که اینجا راهکاری پیدا کنی که زندگیت درست بشه،
    هدفت اینه که راهکاری بهت یاد بدن که بتونی با استفاده از اون راهکار شوهرت رو بکشونی در خونه داداشت برات هم اصلا مهم نیس که با این کار چه بلایی سر نامزدت میاد و همون یه ذره غرور و شخصیتی که براش مونده هم از بین میره.
    بیشتر این برات مهمه که نامزدت بیاد در خونه داداشت که نظر داداشت برگرده و دلشو به دست بیاری، حالا به هر قیمتی...

  10. 3 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 31 تیر 92), دلنشین (جمعه 14 تیر 92), شیدا. (دوشنبه 17 تیر 92)

  11. #30
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array
    سلام دوست عزیز

    عنوان تاپیکت
    تو رو خدا راهنماییم کنین هست که مبهمه!

    بهتر یک عنوان مناسب که گویای مشکلت باشه در پست بعد ذکر کنید تا مدیران تغییرش دهند.

    واضح هست در کنار یک عنوان مناسب کارشناسان و دوستان بهتر راهنمایی میکنند.

    موفق باشی.



    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  12. کاربر روبرو از پست مفید ویدا@ تشکرکرده است .

    مسافر زمان (یکشنبه 16 تیر 92)


 
صفحه 3 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 بهمن 94, 16:58
  2. عوارض شکست عاطفی (راهنماییم کنید)
    توسط hooty در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 23:36
  3. دعوا با خانواده همسرم تو رو خدا راهنماییم کنید
    توسط مامان نگین در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 بهمن 91, 19:21
  4. ::>> راهنماییهای مدیرهمدردی به دختر و پسران در موضوع رابطه و عواطف و
    توسط فرشته مهربان در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 02 بهمن 89, 04:14
  5. +توروخداراهنماییم کنین...
    توسط kaiwan در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 دی 87, 11:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.