به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 72

موضوع: عشق اجباری

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    382
    سطح
    7
    Points: 382, Level: 7
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    48

    تشکرشده 69 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میترسم ازش.

    الان شرایطش اینه: صبح بیدار شده، دوش گرفته کمی به کارای شرکتش رسیده. بعد چند تا تماس و اینجور چیزا. ظهر ناهار نخورده. از صبح تا حالا یه لیوان شیر و کیک خورده. یه چرت زده ، رو مبل دراز کشیده کتاب میخونه، به صدای تایپ من گوش میده. چون ندیدم یه برگ هم عوض کنه! احتمالا فکر میکنه با کسی چت میکنم.

    ولی نشون میده اصلا من تو خونه نیستم. من از اتاق دیدش میزنم. اگه برم تو حال اخم میکنه میره تو اتاقش. حاضر به شنیدن صدام هم نیست. الان باید چیکار کنم؟ بگید مو به مو انجام بدم.

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم. درسته که رابطه شما با عشق شروع نشده ، اما به قول فرشته مهربان پتانسیل بالایی برا تبدیل به یک زندگی عاشقانه شدن رو داره ...
    هر بار که این رابطه به سمت خوب شدن رفت ، غرور بیجای یکی از شما دو نفر مانع شد. بتره این چرخه رو یک جایی تمومش کنید.
    خوشبختانه فرشته مهربان به تاپیکتون میان و راهنمایی های لازم رو میدن. به توصیه هاشون گوش بدید و کارهایی که میگن رو انجام بدید .
    عشقتون رو به همسرتون نشون بدید . ان شاءا... موفق میشید.

    - - - Updated - - -

    پستم با پست های بیدل عزیز همزمان شد . توصیه های خوبی بود بیدل :p

  3. 5 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    shapoor (دوشنبه 03 تیر 92), sokut (دوشنبه 03 تیر 92), فرشته مهربان (جمعه 07 تیر 92), کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96), بی دل (دوشنبه 03 تیر 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    382
    سطح
    7
    Points: 382, Level: 7
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    48

    تشکرشده 69 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خب...

    رفتم واسش یه چایی دم کردم تو دوتا فنجون ریختم بردم. به رو خودش نیاورد. صداش زدم، جواب نداد. کتابو از دستش گرفتم، احضاریه دادگاه رو نشونش دادم و گفتم این چیه؟ گفت بخون تا بدونی چیه. گفتم صدبار خوندمش و متوجه نشدم. همه حرفاتو گذاشتم پای این که تو شرایط روحی مساعدی نیستی. بگو مشکلت با من چیه؟

    گفت مسخره است. بعد از این همه مدت تازه احتمال میدی که یه مشکلی بینمون باشه؟ خودت خنده ات نمیگیره؟ چی به روز بچه ام آوردی؟ گفتم خودت میدونی قضیه بچه بهانه است. من دلم واسه مورچه به رحم میاد چه برسه گوشت و خون خودم. مسائل رو قاطی نکن، اگه مشکلی دارم باید بهم فرصت تغییر میدادی نه برگه ی طلاق. میشد ازم توضیح بخوای. باید بهم میگفتی شاید اصلا ندونم کارم اشتباهه.

    گفت کی قراره بازی هات تموم شه؟ بچه ای؟ از من چی میخوای؟ نه من به جهنم کاش میدونستی از خودت چی میخوای. یه ملتی رو مسخره بی عقلی های خودت کردی. چرا سر به راه نمیشی عین بچه آدم زندگی کنی؟ من حوصله این ادا ادوارای مسخره تو ندارم. جدا میشیم همه چی تموم میشه.

    گفتم بهم مهلت بده. گفت به تو مهلت بدم انگار به بدبختی خودم فرصت ادامه دادم. چرا زورکی با هم بمونیم؟
    گفتم تو که همه چیزو خوب فهمیدی. کاش اینم فهمیده بودی که دلیل این به قول تو مسخره بازی ها چیه. یه بار بهش فکر کردی؟ گفت شرمنده من مثل تو ذهنمو به چیزای مسخره مشغول نمی کنم.

    گفتم باشه. تو که ذهنتو با چیزای مسخره پر نمیکنی این مسخره بازی هارو هم بذار کنار، غذاتو بخور، نعمت خداست قبل اینکه دستپخت من باشه، چون نخوری مستقیما میره سطل آشغال. فکر نکنم این خواسته ی زیادی باشه. هرچی تو بخوای همون میشه. من حرفی ندارم. اگه میخوای زودتر بگذره و روز دادگاه برسه بهتره به خودت سخت نگیری تا زمان سنگین نشه.

    چایی مون که سرد شد. شام هم گفت میل ندارم. رفت خوابید.

    باز خراب کردم. نه؟

    - - - Updated - - -

    راستی بچه ها من حس میکنم جسما حالم مساعد نیست. به خاطر سقط خیلی ضعیف شدم. اما این دو هفته از خونه خارج نشدم و دکتر هم نمیتونستم برم. به خاطر خونریزی همش سرگیجه، تهوع و غش و ضعف دارم. شما اطلاع ندارید طبیعیه یا نه؟

  5. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sokut نمایش پست ها

    الان شرایطش اینه: به صدای تایپ من گوش میده. چون ندیدم یه برگ هم عوض کنه! احتمالا فکر میکنه با کسی چت میکنم.

    .
    خانمی این یه آهنگ فوق العاده آروم و عاشقانه ست .
    دانلود کن و با صدای آروم بذار بخونه . به جای اینکه همسرت به صدای تایپ کردنت گوش بده ، بذار به این آهنگ گوش بده :p

    http://www.omidx.com/wp-content/uplo...2/05/Negah.mp3

    اینم یه قسمت از متن آهنگ
    کنار تو آروم میام پا میذارم
    چراغی تو دست شبا جا میذارم
    که روشن بمونه آسمون بی ستارم

    به شوق تو عهدی با چشمات میبندم
    دوباره به این عشق ، به این دل میخندم
    قصه ی عشق بازی چرخ روزگاره …
    ویرایش توسط asemani : سه شنبه 04 تیر 92 در ساعت 12:32

  6. 7 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    del (شنبه 08 تیر 92), sokut (سه شنبه 04 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 04 تیر 92), کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96), zendegiye movafagh (سه شنبه 04 تیر 92), افتابگردون (جمعه 09 خرداد 93), بی دل (چهارشنبه 05 تیر 92)

  7. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 شهریور 94 [ 10:39]
    تاریخ عضویت
    1392-3-17
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    2,449
    سطح
    29
    Points: 2,449, Level: 29
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 150 در 70 پست

    Rep Power
    27
    Array
    به نظرمن نامه بنويسين براشون همه حرفا وحسا رو با نامه بكين بكين كه دوستش دارين و دوست دارين با هم زندكي كنين و بكين كه تو اين شرايظ بهشون احتياج دارين كه كنارتون باشن همون قضيه عكسا رو بكين وبكين كه خوشحال شدين از اول صادقانه كه بكين به دل ميشينه اصلا از اول واينكه به فكر برادرا وخانواده بودين بكين تا زماني كه علاقه بيدا كردين بكين ميخواين بازم بجه دار شين بعد أخرشم بكين كه بعد خوندن نامه خودشون صداتون كنن كه حرف بزنين اينجوري شما خيلي راحتتر ميتونين حرف بزنين من اين تجربه رو برا زن بابام داشتم غرورم نميداشت حرف بزنم واينكار عالي جواب داد

  8. 3 کاربر از پست مفید mati تشکرکرده اند .

    sokut (سه شنبه 04 تیر 92), tamanaye man (سه شنبه 04 تیر 92), کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96)

  9. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    382
    سطح
    7
    Points: 382, Level: 7
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    48

    تشکرشده 69 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرشته جان چشم. امشب تلاشمو میکنم. فکر میکنم ادغامی از پست شما و asemani و mati خوب بشه.

    ظهر ها که کلا نمیاد خونه. ساعت 8 میاد. یه مقدار استرس دارم. همونطور که گفتید شام رو مقابلش میچینم. نامه و آهنگ رو میذارم روزای بعد که برنامه کم نیارم. واسم دعا کنید. از همین الان دارم میلرزم.

    - - - Updated - - -

    ممنونم بچه ها کنارم هستین.

  10. 2 کاربر از پست مفید sokut تشکرکرده اند .

    کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96), بی دل (چهارشنبه 05 تیر 92)

  11. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array
    در حضور ایشون به هیچ وجه سراغ کامپیوتر نیا!

    دراز کشید برو نگاش کن. اگه میتونی کنارش دراز بکش.

    تو هم دوربینت رو بردار برو تا میتونی ازش عکس بگیر.

    ازت پرسید چرا؟ بگو دوستت دارم. نمیخوام از دستت بدم. اما میترسم کله شق بازی در بیاری و بری. اونوقت میخوام ما بقی عمرم رو با این عکسها زندگی کنم. بگو غذا می پزم اما اگر قرار باشه عزیزم چیزی نخوره من هم نمی خورم. و خلاصه با این قیبل کارها و صحبتها پدرش رو در بیار برو روی مخش! کامپیوتر در حضور ایشون تعــــــــطیل! شک و شبهه ایجاد کردن ممنــــــــوع! زنانه و عشقولانه برو به جنگش!

    اگه پس ات زد نا امید نشو. صبر لازمه پیروزی است.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط بی دل : دوشنبه 03 تیر 92 در ساعت 18:32

  12. 7 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 03 تیر 92), shapoor (دوشنبه 03 تیر 92), sokut (دوشنبه 03 تیر 92), tamanaye man (دوشنبه 03 تیر 92), فرانک بانو (سه شنبه 04 تیر 92), کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96), افتابگردون (جمعه 09 خرداد 93)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 مهر 92 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    382
    سطح
    7
    Points: 382, Level: 7
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    48

    تشکرشده 69 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    توی این حالش که میزنه تو گوشم بیدل جان.:d

  14. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 دی 95 [ 02:15]
    تاریخ عضویت
    1392-3-19
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    2,719
    سطح
    31
    Points: 2,719, Level: 31
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 14 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وای بی دل تو بی نظری
    احسنت به شما
    درسته همین کارو انجام بده


    آفرین بی دل

  15. 3 کاربر از پست مفید طلبه73 تشکرکرده اند .

    sokut (دوشنبه 03 تیر 92), کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96), بی دل (دوشنبه 03 تیر 92)

  16. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array
    نوچ!

    دل قوی دار. و عمل کن و صبور باش. این انسانی که شما تعریف کردی دلش نرم تر از این حرفهاست. احساسی تر از این حرفهاست که با عشق دلش نرم نشه. حقیر بازی در نیار. در کمال جذابیت و زنانگی اینکار ها رو بکن. برو دیگه! هی نیا جواب بده. بعدش هم فور انتظار نداشته باش سه سوته جواب بگیری. شاید همین امروز جواب بگیری(اگه حرفه ای عمل کنی) شاید هم چند روز طول بکشه و مجبور باشی وقت بگذاری و انرژی صرف کنی. اما جواب میده. نا امید نباش.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  17. 4 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 03 تیر 92), shapoor (دوشنبه 03 تیر 92), sokut (دوشنبه 03 تیر 92), کلانتر جو (جمعه 27 بهمن 96)


 
صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.