به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 47
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    الهه آذر عزیز خیلی خوشحالم که تایپیکم کمکت کرده و متوجه یکسرس مسائل شدی امکان داره مشکل همسرت همین باشه چون نمیخواد احساس کنه که بهت نیاز داره و بدونه تو هم میتونه اون نیاز را جبران بکنه بهش نزدیک بشو تا اونجا که میتونی براش زمینه را فراهم بکن > و آیا تا حالا شده سر مسئله ای سرش منت بزاری که باعث این فاصله شده باشه ؟؟ و اون بخواد با این کار بگه که بهت احتیاج ندارم حتی تو این مسئله و ذهنیت بدی ایجاد شده باشه براش . با صبر و حوصله و محبتو پشتکار همه چیز و درست بکن ما هم کنارت هستیم هر سوالی و هر مسئله ای که ذهنت و درگیر کرده و بهت میتونه کمک کنه بپرس تا راهنمایی بشی از سمت همه

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 شهریور 93 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1392-1-11
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    2,019
    سطح
    27
    Points: 2,019, Level: 27
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    67

    تشکرشده 166 در 77 پست

    Rep Power
    31
    Array
    دوست عزیزم بین صحبت هات مدام گفته بودی از سیاست های زنانه چیزی نمی دونی و به دنبالشی

    من چند نمونه ای که به ذهنم می رسید رو برات نوشتم

    امیدوارم به کار بگیری و به نتیجه برسی

    البته بعد از این که به شوهرت به اندازه ی کافی نزدیک شدی ...

    - توی خیلی از کارها نشون بده که به حمایت همسرتون نیاز داره، ولی همه کارها نه یه حدی که نگن چه دست و پا چلفتیه... ولی خب نشون بده که با تکیه به شوهرتون میتونی از پس اون کارها بر بیای


    -وقتی باهم بیرون هستید بذار اون راهنمای مسیر باشه و مرتب بهش نگید ازاینور بریم یا این راه غلطه و اون راه اشتباه.


    -کفش اسپرت و ورزشی رو فقط در مواقع ورزش به پا کنید. کفشهای ظریف و زنونه استفاده کنید.


    -همیشه و همه جا شوهرت و بالاتر از خودت و محق بدون...حتی اگه تو دلت داری بهش فحش می دی......


    -تو خرید و یا کار اداری اینا اجازه بده همسرت جلو بره و صحبت کنه!


    وقتی همسرت خونه است برو اشپزخونه کیک دسری چیزی درست کن بیار این کار خیلی زنانه است و باعث میشه شوهرت ارزش بیشتری برات قائل بشه


    همیشه سرنخ بدید و بعدش مرموز بشید مثلا :

    همیشه وقتی از جمع های خانواده همسرتون به خونه برمیگردید به همسرتون بگین :
    که به نظرم ..توی اقایون فامیلتون ..تو یه چیز دیگه هستی :)... و ارو م دستتون ر وبگذارید روی پای مبارک همسر و دیگه حرفو ادامه ندید ، این باعث میشه مرموز به حساب بیاید و شوهرتون جذب شما بشه ... در واقع خانم های مرموز برای آقایون جذابیت ویژه ای دارند.

    - تحمل نه شنیدن رو بالا ببرید
    - خوبه که روی نقاط افتراق خودتون و همسرتون کار کنید ولی درست نیست توقع داشته باشید اقا همه چیزش مطابق سلیقه شما باشه
    - به خانواده همسرتون احترام بگذارید ..اگه از دستشون کمی ناراحت میشید ..خودتون همونجا بگید نه ....من اینو دوست ندارم ...ولی پیش شوهرتون دائم از خوبی خانوادش بگید

  3. 2 کاربر از پست مفید دلپذیراد تشکرکرده اند .

    aysu (چهارشنبه 22 خرداد 92), deljoo_deltang (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-3-16
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    4,002
    سطح
    40
    Points: 4,002, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    207

    تشکرشده 148 در 68 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    27
    Array
    بالهای صداقت گرامی ممنون بابت نکات ارزشمندتون .البته لازم به ذکره من هنوز یه عالمه سوال دارم .فکر کنم تا تاپیکم رو به نتیجه برسونم خیلی کار دارم.

    deniz90 گرامی در مورد نیاز به مشاوره که اصلا شکی توش نیست اما با توجه به شناختی که از همسرم دارم میدونم محاله قبول کنه حتی 1 در ملیون....اگه لازم بشه خودم باید تنهایی برم...در مورد نظرتون هم راجع به دیدن ... باید بگم خودمم دارم روش فکر میکنم.تا به نتیجه درستی برسم.در خصوص درستی یا نادرستی این مسئله خیلی دوست دارم کارشناسای تالار راهنماییم کنن..واسه همین به بالهای صداقت گفتم که هنوز تاپیکم به نتیجه نرسیده.

    - - - Updated - - -

    nosh nosh عزیزم از اینکه پیگیر تاپیکم هستی ممنونم.باید بگم متاسفانه بله من یه جاهایی در خصوص مسائلی متاسفانه سر شوهرم منت گذاشتم.وقتهایی که دیدم سرم منت میذاره و همیشه باهام بدرفتاری میکنه و قدردان محبتهام نیس منم در خصوص مسائل مربوط به عروسیمو مثل خرید نکردن و ...نگرفتن عروسی و... اینکه حتی شب بله برونم و یا مناسبتهای دیگه یه کادوی کوچیک هم برام نیاوردن ناراحتیمو عنوان کردم و از خودش و خانوادش بدگویی کردم .باور کن گاهی کارد به استخونم میرسید وقتی میدیدم اینهمه قناعت کردم و در ازاش همیشه شوهرم میگفت فقط میخوری و میخوابی بار این زندگی یه تنه رو شونه های منه.اگه مثل بقیه زنها بیرون از خونه کار میکردی انقد وقت واسه افکار مزخرفت نداشتی منم مجبور میشدم یه جاهایی بهش یاداوری کنم منم به وقتش لطفمو نشونش دادم.تازه من تو خونه پدر و مادرم هیچ نیاز مالی نداشتم در صورتیکه خونه شوهرم باید حتما بگم پول لازم دارم تا دریافت کنم وگرنه خودش اصلا به روی خودش نمیاره منم نیازهایی دارم.میدونم منت گذاشتنام اشتباه بود اما کوتاه اومدنم در طول این 6 سال فقط پر روترش کرد.

    دلپذیراد گرامی ممنونم بابت مثالهات.امیدوارم بتونم از بعضیهاش استفاده کنم.بعضیهاشو خودم بلد بودم.مثل راهنمای مسیر و خرید و کارهای اداری و....

  5. #24
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    الهه آذر ، اون نکته ای رو که می بایست از پستم بگیری را هنوز نگرفته ای ، لذا نمی توانم وارد فاز دوم مشاوره بشوم


    نکته دیگر به مثال زیر دقت کن
    چاقو باعث زخم شدت بدنمون می شود ،ولی همین چاقو وقتی به عنوان ابزار جراحی استفاده می شه مفید می شود ، وقتی هم که حالمون خوب شد هر روز به خودمون چاقو نمی زنیم

    در خصوص سئوالی که پرسیدی و گفتی که می خواهی کارشناس های تالار جواب بدهند ، به نظر من ،شما می بایست با هدایت درست شوهرت را به سوی خودت جذب کنی ، دیدن فیلم های پورنو هم مانند همان مثال چاقو هست ... اگرچه تاکیدم بر این هست که دیدن این فیلم ها شایسته نیست

  6. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (پنجشنبه 10 مرداد 92), nosh nosh (پنجشنبه 23 خرداد 92), ویدا@ (پنجشنبه 23 خرداد 92)

  7. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    عزیزم رفتار شوهرت اشتباه بو ده اما شما هم در مقابل کاراش بد برخورد کردی بی ساست برخورد کردی ولی باشه جبرانش بکن تو صحبت و مثالهای بالهای صداقت کلی حرف هست سریع قدم اول را بردار و بهمون خبر بده تا با هم پیش بریم راهنمایی های لازم را شدی حال موقع فکر رو یصحبت ها و اقدام کردنه گلم موفق باشی

  8. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-3-16
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    4,002
    سطح
    40
    Points: 4,002, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    207

    تشکرشده 148 در 68 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    الهه آذر ، اون نکته ای رو که می بایست از پستم بگیری را هنوز نگرفته ای ، لذا نمی توانم وارد فاز دوم مشاوره بشوم


    نکته دیگر به مثال زیر دقت کن
    چاقو باعث زخم شدت بدنمون می شود ،ولی همین چاقو وقتی به عنوان ابزار جراحی استفاده می شه مفید می شود ، وقتی هم که حالمون خوب شد هر روز به خودمون چاقو نمی زنیم

    در خصوص سئوالی که پرسیدی و گفتی که می خواهی کارشناس های تالار جواب بدهند ، به نظر من ،شما می بایست با هدایت درست شوهرت را به سوی خودت جذب کنی ، دیدن فیلم های پورنو هم مانند همان مثال چاقو هست ... اگرچه تاکیدم بر این هست که دیدن این فیلم ها شایسته نیست
    بالهای صداقت گرامی وعزیز ممنون بابت پستتون و مثال ارزشمندتون.منم قصدم اینه که تمام تلاشمو به کار ببرم .اما متاسفانه انقدر تو این موضوع خودمو غرق کردم و درگیر شدم که دیگه عقلم کار نمیکنه.قبل از هر اقدامی دچار استرس میشم که کارم درسته یا نه؟شرایطی دارم که هر اقدام اشتباهم هرچند کوچک باعث بیشتر شدن فاصلمون میشه.مثلا همین امروز با خودم فکر کردم وقتی شوهرم اصلا به بهبود رابطه فکر نمیکنه چرا من باید انتقدر خودم رو عذاب بدم.شاید زدن به بیخیالی خودم راحت تر از اینکار باشه.امروز به خودم گفتم چرا نمیتونم مثل اون بی تفاوت باشم؟چرا فقط من ازین دوری عذاب میکشم.فاصله امید و ناامیدیهای من خیلی کوتتاهن .در عرض یکروز تمام انگیزمو از دست دادم.نمیدونم چرا؟شاید چون به نتیجه این راه هنوز ایمان ندارم که بخاطرش تمام تلاشمو بکنم.بهر جهت ممنون از راهنماییتون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط nosh nosh نمایش پست ها
    عزیزم رفتار شوهرت اشتباه بو ده اما شما هم در مقابل کاراش بد برخورد کردی بی ساست برخورد کردی ولی باشه جبرانش بکن تو صحبت و مثالهای بالهای صداقت کلی حرف هست سریع قدم اول را بردار و بهمون خبر بده تا با هم پیش بریم راهنمایی های لازم را شدی حال موقع فکر رو یصحبت ها و اقدام کردنه گلم موفق باشی
    میدونم منم اشتباهاتی داشتم اما باور کن خیلی جاها بزرگوارانه رفتار کردم اما در جواب فقط تحقیرم کرد.من تو خونه ای بزرگ شدم که از بچگی با احترام باهام برخورد شد.فحش و حرف رکیک تا قبل از خونه شوهرم نشنیده بودم.دروغ تو خونمون جایی نداشت.مخصوصا اعضای خونه به همدیگه.باور کن وقتی ازدواج کردم با یه دنیا دیگه روبرو شدم که زمین تا اسمون با ذهنیت من از آدمها و زندگی فرق داشت.تازه فهمیدم میشه به سادگی دروغ گفت.میشه چقدر ظالم و قدرنشناس بود.میشه خیلی راحت عزیزترین کسو رنجوند.خودتو جای من بذار دنیای ساده و کودکانم بهم ریخت .منم بد و پرخاشگر و عصبی شدم.اما الان خدار و شکر دوباره دارم به خودم کمک میکنم مثل قدیمها بشم.اگرچه درب و داغونم اما اصلا دوست ندارم از ذات واقعی خودم انقد دور شم..ممنونم که کنارم هستین.واقعا ممنونم.من جز اینجا هیچ جایی و هیچ کسی رو واسه درددل ندارم.

  9. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    الهه آذر عزیز مگه من نشنیدم یا 100 ها نفر عین من و تو مگه نشنیدن اما زندگی را باید ساختش منم ازدواج کردم و بعد با یه سریع خصوصیات روبرو شدم که گنگ بود برام سر کوچکترین مسائل من و مقصر میکردش و به من فحش میداد به خانواده ام فحش میداد یه روز انقدر لجنم گرفت اس مساشو زدم به پدر شوهرم گفتم بزار بفهمه چی تربیت کرده متوجه شدم ریشه داشتش اونم مقصر مادرش بود چون دائم به پدرش فحش میداد خیلی زجر کشیدم خیلی تو خلوتم گریه کردم تا الان حداقل این یه مورد را حذف کردم تا بهتر شده دارم روش همه جوره کار میکن چون زندگیم را دوست دارم و خودشم دوست دارم و میدونم مقصر تربیتش هستش بخاطر همین دارم کمکش میکنم چون میبینم خودش پشیمونه پس عزیزم تو تنها نیستی خیلی مشکلات شبیه تورو دارن پس آرامشتو حفظ بکن و واسه زندگیت تلاش بکن

  10. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-3-16
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    4,002
    سطح
    40
    Points: 4,002, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    207

    تشکرشده 148 در 68 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nosh nosh نمایش پست ها
    الهه آذر عزیز مگه من نشنیدم یا 100 ها نفر عین من و تو مگه نشنیدن اما زندگی را باید ساختش منم ازدواج کردم و بعد با یه سریع خصوصیات روبرو شدم که گنگ بود برام سر کوچکترین مسائل من و مقصر میکردش و به من فحش میداد به خانواده ام فحش میداد یه روز انقدر لجنم گرفت اس مساشو زدم به پدر شوهرم گفتم بزار بفهمه چی تربیت کرده متوجه شدم ریشه داشتش اونم مقصر مادرش بود چون دائم به پدرش فحش میداد خیلی زجر کشیدم خیلی تو خلوتم گریه کردم تا الان حداقل این یه مورد را حذف کردم تا بهتر شده دارم روش همه جوره کار میکن چون زندگیم را دوست دارم و خودشم دوست دارم و میدونم مقصر تربیتش هستش بخاطر همین دارم کمکش میکنم چون میبینم خودش پشیمونه پس عزیزم تو تنها نیستی خیلی مشکلات شبیه تورو دارن پس آرامشتو حفظ بکن و واسه زندگیت تلاش بکن
    ممنونم عزیم.از همراهیت یه دنیا ممنونم.و خیلی برا خوشحالم که با پشتکارت داری روند زندگیتو بهبود میدی.امیدوارم همسرت قدر خانم خوب و فهیمی مثل تو رو بدونه.....

    - - - Updated - - -

    دلم یه عالمه گرفته.....یه عالمه........
    چون کسی رو برا درددل ندارم مجبورم اینجا حرفامو بنویسم.دیشب قرار بود بعد از شام به پیشنهاد شوهرم بریم خونه مامانم.شوهرم از بیرون اومد لباساشو درنیاورده نشست سر سفره شامو و بعد از شام گفت بریم؟گفتم باشه فقط 5 دقیقه بشینم؟ خیلی خستم.گفت باشه 4 دقیقه شد یهو داد زد تکلیف منو معلوم کن مگه نمیبینی با لباس نشستم؟فقط بلدی ناز کنی.باید منتم بکشم؟زیر لفظی میخوای؟هرچی از دهنش دراومد به من و خونوادم گفت.شوکه شده بودم.مگه من چیکار کرده بودم؟میدونم باید تمام اوامرشو اجرا کنم و نه نگم اما من که نه نگفته بودم.تا اومدم بعد از چند دقه جوابشو بدم گفت خفه شو نمیخوام حرف بزنی ارامشم بهم میریزه.منم ساکت شدم و رفتم تو اتاق .انقد گریه کردم تا همونطوری خوابم برد.
    من که همیشه و همه جا خستگیها و اعصاب خوردیشو درک میکنم یعنی توقع درک متقابل اونهم در این حد و اندازه انقد سخته؟؟؟
    دیشب دلم خیلی به حال خودم سوخت یه عالمه گریه کردم و از خدا پرسیدم چرا هرچی بد رفتار تر باشی آدمها بیشتر دوست دارن و ملاحظتو میکنن؟حتی خود خدا هم هوای اینجور آدمها رو بیشتر داره....نمیدونم چرا نباید سهم من ازین زندگی یه احترام ساده و رفتار منطقی باشه......
    روحم خیلی زخمیه.نمیدونم برا خودم باید چیکار کنم؟
    ویرایش توسط الهه آذر : دوشنبه 27 خرداد 92 در ساعت 15:05

  11. کاربر روبرو از پست مفید الهه آذر تشکرکرده است .

    nosh nosh (دوشنبه 27 خرداد 92)

  12. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 تیر 93 [ 22:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-17
    نوشته ها
    187
    امتیاز
    1,506
    سطح
    22
    Points: 1,506, Level: 22
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    123

    تشکرشده 232 در 92 پست

    Rep Power
    32
    Array
    آخه واقعا چرا یدفعه اینجوری برخورد کرد الهه آذر عزیز چیزی پیش اومده بود قبلش ؟؟ تو آماده نبودی واسه رفتن؟؟ خودت و اذیت نکن آروم باش عزیزم خونسرد باش گلم یدفعه نمیتونی درستش کنی و توقع جواب دانه چند روزرو نداشته باش به خودت فرصته چند ماه بده خودتو ناراحت نکن عزیزم نیومدش پیشت دیگه ؟؟ عزیزم سکوت کن و ازش ناراحت باش تا ازت معذزت خواهی بکنه اگه هرچی توهین و دادو بیداد کردش اصلا به روی خودت نیار فقط سکوت بکن هیچی نگو بزار شرمنده بشه از سکوتت وپیش خودش پشیمون بشه و بیاد معذرت خواهی بکنه و اگه اومد زیاد کشش نده فقط بگو دلم ازت میگیره در مقابل این رفتارات دلم ازت میشکنه باور نمیکنم کسی که دوستش دارم باهام اینجوری برخورد بکنه و سکوت بکن بعدش هیچی نگو .

    - - - Updated - - -

    حالا هم بخند خانم ولش کن اون اخلاقشه فراموشش بکن گلم بخند یه لبخند بزن ;)2 تا نفس عمیق بکش خودت و آماده بکن واسه ساختن زندگیت اگه میتونی پیش مشاوره حضوری هم برو حتما :rolleyes:

  13. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-3-16
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    4,002
    سطح
    40
    Points: 4,002, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    207

    تشکرشده 148 در 68 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nosh nosh نمایش پست ها
    آخه واقعا چرا یدفعه اینجوری برخورد کرد الهه آذر عزیز چیزی پیش اومده بود قبلش ؟؟ تو آماده نبودی واسه رفتن؟؟ خودت و اذیت نکن آروم باش عزیزم خونسرد باش گلم یدفعه نمیتونی درستش کنی و توقع جواب دانه چند روزرو نداشته باش به خودت فرصته چند ماه بده خودتو ناراحت نکن عزیزم نیومدش پیشت دیگه ؟؟ عزیزم سکوت کن و ازش ناراحت باش تا ازت معذزت خواهی بکنه اگه هرچی توهین و دادو بیداد کردش اصلا به روی خودت نیار فقط سکوت بکن هیچی نگو بزار شرمنده بشه از سکوتت وپیش خودش پشیمون بشه و بیاد معذرت خواهی بکنه و اگه اومد زیاد کشش نده فقط بگو دلم ازت میگیره در مقابل این رفتارات دلم ازت میشکنه باور نمیکنم کسی که دوستش دارم باهام اینجوری برخورد بکنه و سکوت بکن بعدش هیچی نگو .

    - - - Updated - - -

    حالا هم بخند خانم ولش کن اون اخلاقشه فراموشش بکن گلم بخند یه لبخند بزن ;)2 تا نفس عمیق بکش خودت و آماده بکن واسه ساختن زندگیت اگه میتونی پیش مشاوره حضوری هم برو حتما :rolleyes:
    مرسی عزیزم.نمیدونی چقد خوشحال میشم که میبینم برام مطلب مینویسی.....یه دنیا ممنونتم.امیدوارم همیشه شاد باشی
    قبلش با یه راننده تاکسی دعواش شده بود موقع شام خوردن هم جریانو برام تعریف کرد منم گفتم کاملا حق با توئه.اما شاید اون بنده خدا همروز سختی داشته قبول کن شغل سختی دارن.تو این گرما از صبح تا شب با این همه آدم سرو کله میزنن تازه میگی خیلی هم پیر بوده.عکس العمل بدی به حرفام نداشت بعد این هم از چیزهای دیگه حرف زد خوب بود نمیدونم چرا یهو اینطوری شد؟ البته به قول شما اخلاقشه دیگه چیکار میشه کرد؟یروزایی باید چشم و گوششمو وا میکردم که متاسفانه....الان باید ببندمشون
    منم امروز سر ظهر یسر رفتم خونه و غذا اماده کردم و قبل اینکه برگرده برگشتم محل کارم(تازه یه دفتر تاسیس کردم)بهم زنگ زد خیلی عادی انگار نه انگار اتفاقی افتاده گفت کجایی؟گفتم نمیام. اومدم خونه وظایفمو انجام دادم الانم کار داشتم برگشتم سر کار.گفت بیا خونه گفتم نمیتونم .و بعد قطع کردم.خودشم یبار دیگه زنگ زد گفتم کار دارم نمیتونم حرف بزنم ...اصلا دلم نمیخواست برم خونه.تحمل اون جو برام سخته.الان دو هفته ای میشه که کارمو شروع مردم امروز به خودم گفتم لااقل ازین ببعد جایی رو دارم که اگه از خونه بیرونم کرد یا...بیام تا تنها باشم...(آخه هر بحثی پیش میاد میگه من تو خونه خودم راحتم ناراحتی میتونی ری...این حرف خیلی برام گرون تموم میشه)قصد دارم امشب هم رفتم خونه باهاش سرد باشم.منم برا خودم غرور دارم. تا کی باید تحمل کنم و اون پر رو تر شه؟


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. از اینکه خیلی زیاد عاشق شوهرمم خسته شدم چون مشکلات زیادی برام ایجاد کرده
    توسط مهشید93 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 دی 93, 15:23
  3. فشار دلتنگی خانوادم و زیاد شدن بحثای من با همسرم
    توسط pbsm در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 دی 93, 00:56
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  5. استرس شدید -تنبلی زیاد -بی حوصلگی زیاد باعث شده همه اش بخورم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 دی 92, 23:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.