به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 59
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا خانم
    منتظر راهنماییهاتون هستم

  2. #22
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    برادر عزیز،

    با توجه به این که وضعیت شما نامشخص است، بهتر هست که رابطه فیزیکی را قطع کنید.
    اگر تصمیم به جدایی باشد، هم دختر لطمه روحی کمتری می خورد و هم شما نصف مهریه را می پردازید.


    من مطالبی که به نظرم می رسید را گفتم. این شما هستید که باید به آرومی و با درایت شروع به حل مساله تون کنید.
    چیکار کردید؟ مشاوره رفتید؟ با خانومتون صحبت کردید؟

    این شماره مرکز مشاوره دانشگاه تهران است. 66962377 ساعت 16 الی 21
    تلفنی مشاوره می دهند.

  3. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    (محرک) (یکشنبه 04 فروردین 92), میشل (یکشنبه 04 فروردین 92)

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا خانم
    امروز ساعت 11 اتفاق دردناکی افتاد.
    نامزدم با تحریک خاله هاش و شوهراشون اومدن در خانمان.مادرم در را باز کرد و گفت بیا داخل اما او با ناخناش به صورت مادرم چنگ انداخت. و بهش گفت بشاشم تو دهنت و شوهرت. بگوزم به گور باباتو در حالی که مادرم همیشه راهنماییش میکرد و میخاست مشکلمون حل بشه چون دختر برادرش بود نمیخاست کارمون به جدایی بکشه

    آیا کار را تمام شده بدانم؟

    آیا

  5. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    محرک عزیز.

    بخاطر اتفاقی که افتاده متاسفم.

    (ای کاش این کلمات رو در پستتون نمی نوشتید)

    چه چیزی باعث شده بود نامزدتون تا این حد عصبانی بشه؟

    اتفاقات رو مفصل تر بیان کنید، شما خیلی خلاصه می نویسید.

    معلومه که نباید همه چی رو تموم شده فرض کنید. این اتفاق نشون داده نامزد شما یه فرد عصبیه که موقع عصبانیت روی اعصابش کنترل نداره. و در ضمن نشون میده ایشون عفت کلام ندارن. خب برای این چیزا که آدم جدا نمیشه. به قول شی نِید، این هم یه بیماریه دیگه. اگه دست نامزدتون بشکنه میبریدش دکتر یا ازش جدا میشید؟

    سعی کنید هیجانات نامزدتون شما رو هم تحت تاثیر هیجانات قرار نده. اینجور مواقع لازمه که شما آروم تر و مسلط تر از معمول رفتار کنید تا هم اون شخص از حرفها و کارهای خودش شرمنده بشه و قبح عملش رو درک کنه، و هم اینکه جو متشنج تر نشه و تحت کنترل در بیاد.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  6. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    (محرک) (چهارشنبه 07 فروردین 92), rozaneh (دوشنبه 05 فروردین 92), sookoot (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  7. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    من نمی دونم علت عصبانیتش چی بوده . اما خودم به عنوان یه دختر مطمئنم که هر اتفاقی هم بیفته هرگز همچین کلماتی رو به زبون نمیارم. نامزدتون هنوز خیلی بچه ست. امیدوارم راه عاقلانه ای رو در پیش بگیرید. بی احترامی به مادرتون و دریده شدن پرده های حرمت موضوع کوچیکی نیست.

  8. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    (محرک) (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  9. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array
    دوست عزیز منم تو زندگیم خیلی مشکل دارم و شاید جدا بشم.
    نمیخوام ناراحت و نا امیدت کنم فقط نظر شخصیم رو میگم
    این خانم هنوز نامزد هستین به خودش اجازه داده این الفاظ زشت و این کار احمقانه رو در قبال عزیز ترین کس شما ینی مادرتون انجام بده.
    بر خلاف گفته دوستی که گفته ایشون بیماره اصلا قبول ندارم. ایشون خیلی هم زرنگه و میخواد اینطوری شخصیتت رو تحقیر کنه
    اصلا نمیخوام بهت جدایی رو پیشنهاد بدم ولی میخوام این کارایی که مینویسم رو حتما انجام بدی.
    1- از همین لحظه با خانمت قطع رابطه کن و اگر دلیل پرسید بگو به دلیل بی احترامی به مادرت این کار رو کردی
    2- بذار بفهمه که شما هم کم نیستی و حقیر نیستی بذار در استانه از دست دادنت قرار بگیره تا بفهمی جقد دوستت داره
    3- بابت این کارش باید عذر خواهی رسمی کنه من جای شما باشم تا عذر خواهی رسمی جلوی جمع صورت نگیره حتی بهش نگاه هم نمیکنم.
    4- ضمنا من جای شما بودم با این زن زندگی نمیکردم ولی چون عشق و علاقه رو میفهمم و درک میکنم این راه ها رو بهت دادم .
    شرمنده ولی خانمت خیلی درکش پایینه

    [size=medium]تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی‌!
    یکی‌ دیروز و یکی‌ فردا .
    [/size]

  10. 3 کاربر از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده اند .

    (محرک) (چهارشنبه 07 فروردین 92), rozaneh (دوشنبه 05 فروردین 92), sookoot (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  11. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    دوستان عزیزم. ضمن احترام فراوان، یه نکته رو لازمه یادآوری کنم.

    این دوستمون خودش به اندازه کافی احساس خشم میکنه. اگه چیزی بگید که به کنترل خشمش کمک کنه و باعث آرامش بشه، لطف بزرگیه.

    اینکه من هیچوقت از این کلمات استفاده نمیکنم، یا اگه زن من بود چنین میکردم که نشد مشاوره دادن! اینجا یه سایت مشاوره خانوادست.

    اولا ما خیلی بدیها داریم که نامزد محرک نداره.

    دوما اون دختری که دارید ازش حرف میزنید اگه توی خونوادش استفاده از این الفاظ خییلی وقیح بود، این اتفاق نمیفتاد. (یه نکته ای اینجا هست که دور از ادبه که یادآوری کنم، اما خودتون یه ذره دقت کنید متوجه میشید)

    یکم بیشتر حواسمون رو جمع کنیم و قبل از پست زدن، سعی کنیم بیشتر موقعیت رو درک کنیم.

    مبادا مبادا مبادا وقتی یه زوج در شرایط بحرانی هستن، هیزم روی آتیش خشمشون بریزیم!

    در این شرایط اول از همه باید دعوت به آرامش کنیم. وقتی اوضاع آروم شد، راهکارها به کار میان. یا حداقل این چیزیه که به فکر من میرسه. امیدوارم جسارتی نکرده باشم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  12. 7 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    (محرک) (چهارشنبه 07 فروردین 92), asemani (یکشنبه 18 فروردین 92), barani (چهارشنبه 07 فروردین 92), gelareh (یکشنبه 11 فروردین 92), rozaneh (دوشنبه 05 فروردین 92), sookoot (چهارشنبه 07 فروردین 92), zendegiye movafagh (دوشنبه 23 اردیبهشت 92)

  13. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر از راهنماییهاتون
    بنده قید این خانم رو کلا زدم حالا میخاد بره شکایت کنه به درک
    به مادرم توهین کرده به درک
    ولی نمیتونم به عنوان یک مرد غیرتم اجازه نمیده زنی که با من قهر هست حلقشو در بیاره و با آرایش غلیظ توی خیابن بگرده که مثلا حرص منو در بیاره دختری که این کار رو میکنه وقتی زن شده این اجازه رو به خودش میده که وقتی با شوهرش مشکل پیدا کرد کارهای دیگه هم بکنه

  14. #29
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای محرک،

    این خانم دختر دایی شماست، چطور شما این رفتارهاش را نمی دونستید؟ دختری که به عمه خودش، به بزرگتر خودش، به مادر همسرش فحش می ده و کتکش می زنه، قبلا هم رفتارهایی داشته که نشون دهنده این شخصیت باشه.

    شما گفتی که جلوی دیگران وانمود می کنه که دوستم داره، اما به خودم حرفهای دیگه ای می زنه و من نمی تونم به بقیه ثابت کنم و همه می گن ازش سواستفاده کردی.
    الان که دیگه موضوع برای بقیه روشن شد. پس لازم نیست فکر دیگران باشی. الان فقط به این فکر کن که می تونی و می خواهی با این خانم ادامه بدی یا نه.

    ضمن این که حتی اگر این خانم فحش داد یا حرف زشتی زد، شما تمام سعیت را بکن که توی دعوا و بحث و صحبت، هیچ جا، حرف توهین آمیز نزنی.
    جمله ای که در مورد نامزدت نوشتی جمله زشتی است.
    با ادب و متانت نشون بده که اگرچه تحصیلاتت کمتر از خانم است، اما شعورت بیشتر است.
    اگر تو این زندگی موندنی شدی، شرمندگیش برای خانم می مونه.
    اگر هم قسمت نبود و جدا شدید، برای ازدواج بعدی، هر کدوم از این حرف و حدیث ها می تونه مشکل ساز بشه. بذار وقتی تحقیق می کنند راجع به این موضوع، کسی نتونه بگه که شما حرفهای زشتی در مورد خانواده دایی یا دخترداییت زدی. وجدان خودت هم آسوده تر است. روحت هم پاک تر.

  15. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    (محرک) (چهارشنبه 07 فروردین 92), Sinéad (چهارشنبه 07 فروردین 92), sookoot (چهارشنبه 07 فروردین 92), میشل (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  16. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا خانم
    میبینی که چه بلایی سرم داره میاد
    دیگه آخر خط هست. اون با این حرکتی که انجام میده . کارهایی که میکنه و بعد میگه نمیخام جدا شم. فکر کنم میخاد یه چیزی به عنوان مهریه بگیره و دیگه یکی دو سال علاف دادگاه نشه.
    رفتاری که در قبال مادرم انجام داده میخام شخصیت واقعی شو به هم بشناسونم تا بشناسنش

    در ضمن دیروز خاله هام بهم زنگ زدن گفتن ما از اول هم میدونستیم که تو تقصیری نداری اما همیشه تو رو مقصر میشناسوندیم که شاید بعد عروسی اخلاقش رو درست کنه بهش دل میس.زاندیم به خاطر اینکه بی پدر بود . منم گفتم تقصیر من چیه حالا که پدر نداره باید باهاش بسوزم و بسازم؟


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بین ظاهر و اخلاق موندم :( بعد 5 سال نمیودنم چیکار کنم
    توسط S_H در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 مهر 91, 18:44
  2. دارم دیوانه میشم تو رو خدا کمک کنید
    توسط khad در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 خرداد 90, 23:56
  3. عشق و دیوانگی
    توسط m.mouod در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 مهر 88, 09:21
  4. یک لیوان آب
    توسط shad در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 15 تیر 88, 12:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.