سلام شب بخیر
لطفن کمکم کنید احساس خلا و بی احساس بودنم داره خطرناک میشه واسه من ومجیدم
من 2 سال و6 ماه و 7 روزه که باشوهرم عقدیم وسه ماه که اومدیم خونمون
ابتدای آشناییمون من هییییییییییچ احساسی به شوهرم نداشتم و اون انقد بهم محبت کرد که من از رو رفتم یعنی یه چیزی حدود 6 ماه بعد عقد شدم یه دختر خوب که شوهرشو دوست داره مثه بقیه ولی شوهرم از نامزدیمون علاقه زیادی به من داشت خودمون نمیدونم چرا ؟من لیاقتشو نداشتم
حالا امروز به خودم اومدم دیدم چقد بی تفاوتم نسبت به همه چی حتی به همسرم حتی الان به نبودنش فک میکنم ولی راستش بهش وابسته ام (نه دلبسته ) اما این قضیه باز هم مثه همیشه از خانواده شوهرم آب میخوره لازم به ذکره همیشه تو زندگیم سایه شونو احساس میکردم امروز به شوهرم گفتم احساسمو اون هم ناراحت شد طفلک و بهم گفت راست میگی خیلی وقته انگار منو دوست نداری (ما اهل جنجال وبلند صحبت کردن نیستیم واین حرفا با آرامش کامل تنها با بغض و اشک گفته شد)دلم واسش میسوزه من نمیخوام بدجنس باشه وعذابش بدم
خودم میدونم الان بهم میتوپید ولی من خودم میدونم شوهرم عاشقمه و انسان بسیار خوبیه وحیف زندگیمه ولی وقتی تو وجودتون شده خلا شده دلخوشی الکی دنبال راه حل میگردید بهم کمک کنید لطفن
در ضمن فردا میرم پیش مشاور اگه مشاورخوبی در مشهد سراغ دارید ممنون میشم معرفی کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)