به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 39

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    من از دیدنت حض میبرم..از حرف زدن باهات حض میبرم.
    عجب!پس شما رو استخدام کرده حض ببره؟

    بهار،سعی کن حداقل محل کارتو عوض کنی تا در دسترسش نباشی.می خواد صمیمی بشه بعد خواسته اصلیشو

    بگه.اون موقع خیلی دیره ها.شاید نتونی.

  2. 6 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (دوشنبه 23 مرداد 91)

  3. #2
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    فرهنگ...چرا همش اینطوری میشه؟؟؟؟؟؟

    مگه من چیکار کردم که نباید یه دقیقه ارامش داشته باشم؟؟اون از خونه اینم از اینجا...

    نمیشه چون کار من و اون در ارتباط مستقیمه...من جانشین اونم و تموم مسائل اونجا به من مربوط میشه.

    منظورت چیه شاید نتونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    میدونی دلم نمیخواد فرار کنم..ترجیح میدم منو بیرون کنه تا خودم مثه ببو ول کنم برم..مگه چندبار میتونم هی کار عوض کنم؟؟مگه من چقد تحمل استرس دارم؟؟؟

    مگه من چیکار کردم؟؟

    موفق باشی

  4. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (دوشنبه 23 مرداد 91)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    .رفتار مدیرمون با من عوض شده

    بهار ی بار خوب و دقیق تاپیک من رو بخون حرفای فرشته مهربون رو بخون
    بخصوص این قسمت

    فرشته مهربون نوشته است :
    عزیزم اون احتمالاً ترس و رودبایستی رو در شما متوجه شده

    هم ایمیل کن ، هم اگر ادامه داد محکم و حضوری نزد ایشون برو و درب را نیمه باز بگذار و صاف بایست و اخم کرده و با لحنی قاطع بگو " جناب فلانی ، من در کمال ادب و احترام خدمت شما عرض می کنم که هرگز هیچ اس ام اسی به بنده ندهید حتی کاری ، حریم بنده را خوب بشناسید این نوع کلام و رفتار شما عبور از خط قرمزهای بنده در روابط اجتماعی است و بنده نمی پذیرم . اگر غیر از این را قبول ندارید بنده به جایگاه شغلی قبلی خودم باز می گردم ، شما کسی را اینجا قرار دهید که بتواند با این نوع رفتارها کنار بیاید . تا حالا اغماض کرده ام چون باورم نمیشد شما با داشتن همسر و فرزند با یک خانم محترم وارد صمیمیت شوید . اگر هم این حفظ حریم های بنده خوشایندتون نیست و تحمیلی بخواهید رفتار کنید بنده از این محیط میروم .

    عزیزم باخودت کاملاً تمرین کن و از سینمای ذهنیت بهره بگیرو در نظر داشته باش که خدا ناظر است و از این برخوردت بسیار خشنود خواهد بود و ترا یاری خواهد رساند .

    اگر در مقابل شما جبهه گرفت ، به اتاقت باز گرد و وسایلت را جمع کن و آماده به درب اتاقش برو و بدون اینکه داخل بروید . از همان آستانه درب بگو بنده از اینجا میرم و تنها در صورت پذیرفته شدن شرایطی که در ارتباطات کاری دارم حاضر به ادامه کار هستم .

    قاطع باش و جز از خدا نترس . هیچ اتفاقی نمی افته ، جز آنکه یا این آقا حساب کار دستش میاد و خودش را جمع کرده و از شما تقاضا می کند که بدون آبروریزی مشغول کارت باشی و بعد از آن دیگر این رفتارها را ادامه نمی دهد ، یا اینکه شما را بدرقه می کند . اگر کارت را ازدست هم دادی مهم نیست مهم شهامتیه که برای حفظ خود به خرج داده ای . پیامک او را هم حفظ کن تا در صورت لزوم یا به اداره کار یا حراست نشان داده و از او شکایت کنی .


    ترس و انفعال ممنوع . اینجا جز قاطعیت نباید باشد .
    -------------------------------------------------------------------
    همون موقع می رفتی از اتاق بیرون!میگفتی بهش این حرفای شما اصلا در حیطه کاری نیست و مشخصه شما خطوط قرمز من رو نشناختید...
    بعدشم می تونی بهش میگفتی من از اینجا می رم ولی دلیل رفتنم رو به حراست اعلام می کنم
    بهار
    فکر نکن رئیس تو ی آدم عجیب غریبه و با بقیه فرق داره و خیلی وقیحه
    باور کن حرفای رئیست برای من فوق العاده اشناست....
    اصلا بزار ی چیز بگم تا به درجه وقاحت رئیسم پی بری
    چیزی که اون موقع روم نشد تو سایت بگم
    روز تولدم که به من شکلات داد گفت که اینم وقت به دنیا اومدن بود دمه عیدی
    منم گفتم که من قرار بود بهار به دنیا بیام و زود به دنیا اومدم و ی ماه تو دستگاه بودم تحت مراقبت وِیژه
    اونم گفت آخی تو الانم باید تحت مراقبت وِیژه باشی البته تحت مراقبت ویژه من!!!

    فکر آدم به این وقیحی خودش رو جمع کرده والان کاری به من نداره نمی گم رفتارهای بدش به 0 رسیده ولی خیلی خیلی کم شده.انقدرکه میشه ازشون گذشت....
    یکم از خودت جذبه نشون بده
    وای نستا پای حرفاش...
    و اینم بهش بگووو
    این حرفام تکراریه حرفای فرشته تو تاپیک منه ولی واسه تاکید می نویسم
    بهش بگو با این شرایط حاضربه ادامه همکاری نیستی بگو اگر وضعیت این باشه از اینجا میرم ولی دلیل رفتنم رو به حراست گزارش می کنم ...
    موضعت رو مشخص
    کن یا می گه بمون و خودشو جمع می کنه یا اخراجت می کنه دیگه......
    -------------------------------------
    بهار می دونی چیه ..ی دختری که ظاهر خوبی داره یعنی از حد استاندارد بالاتر!خوب بخواد نخواد جلب توجه می کنه ...افراد بیشتری براش دام پهن می کنند و می خوان حتی به اندازه ی صحبت کوچیک با اون لذت ببرن
    به نظرم تو باید خیلی بیشتر مراقب رفتارت و پوششت باشی
    امیدوارم مشکلت حل شه





  6. 7 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (دوشنبه 23 مرداد 91)

  7. #4
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    مرسی نازنین جان.

    درسته باید از اتاقش میومدم بیرون..اما اگه میومدم باز یه زمان دیگه رو پیدا میکرد که بگه..نه؟؟؟

    بعدشم من بخدا یهو رفتم تو شوک..گلوم داشت میسوخت..تنم داغ و سرد میشد..بخدا مغزم اصلا کار نیفتاد..همون چندتا جمله رو هم با بدبختی گفتم...

    اصلا هر چی فکر میکردم یادم نمیومد رفتار جرات مندانه یعنی چی؟؟دلم میخواس گریه کنم اما هی خودمو کنترل میکردم.

    به نظرت با حرفام حد و حدود رو تعیین نکردم؟؟

    بهش گفتم من اینجوریم و اگه نمیتونه اخلاق منو بپذیره من میرم..بهش گفتم من اصلا تغییر نمیکنم و همینم.

    کدوم حراست؟؟؟؟؟
    خودش مدیر عامل و مالک کارخونه اس..به کدوم حراست بگم؟؟؟

    اونروز بابام گفت با فلان مانتوت نرو سر کار..کلا اونو دوبار پوشیده بودم..منم گفتم باشه و دیگه نپوشیدم..یعنی اگه یکی بهم بگه فلان جای رفتارت یا لباست ایراد داره قبول میکنم بخدا چون نمیخوام دچار مشکل بشم.
    نه نازنین باور کن منم مثه بقیم..هر کی زیبایی خودشو دارم..منم همینطور..فکر نمیکنم فرق چندانی بین من و دیگران باشه.

    الان بازم بهش چیزی بگم؟؟؟یا کاری کنم؟؟یا فعلا چیزی نگم؟؟؟

    ممنونم.

    موفق باشید

  8. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (سه شنبه 24 مرداد 91)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    سلام بهار عزیز

    درک میکنم چه شرایط سختی داری.یه بار توی دوره کارشناسی که در س میخوندم تجربه اش کردم و تا زمانی که دوره درسم تمام نشد راحت نشدم.اینکه یه نفر که ازش خوشت نمیاد یک طرفه بهت توجه کنه و هر چی بی محلی میکنی باورش نشه از رفتاراش و حتی از خودش متنفری خیلی سخته.

    به نظر من صبر کن ببین با حرفهایی که رد و بدل شده فردا ایشان چه رفتاری داره اگر سنگین شد که احتمال داره حساب کار دستش اومده باشه وگرنه لازمه که حرفهای نازنین به جز بخش حراستش رو بهش بگی.به اینکه ممکنه اخراج بشی و دفعه دوم هست زیاد توجه نکن خودت هم سعی کن فردا مثل آدمهای ناراحت و دلسرد سر سنگین و بی توجه باشی و بیش از پیش رسمی...

    میتونی یک کاری بکنی بدون ترک این کار به دنبال یک کار دیگه بگرد و به محض پیدا شدن کار استعفا بده.

    میدونی اینکه این فرد رییست هست و کارخانه مال خودشه خیلی کارو سخت میکنه

  10. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (سه شنبه 24 مرداد 91)

  11. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 16 تیر 92 [ 10:42]
    تاریخ عضویت
    1390-9-27
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    1,365
    سطح
    20
    Points: 1,365, Level: 20
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    437

    تشکرشده 441 در 83 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    سلام و خسته نباشید همتون
    من از منظر دیگه ای وارد بحث میشم یه کم بر میگردم به عقب یعنی از نوع اخلاق افراد و تفاوتها اما به خاطر وقت کمم خلاصه می گم با استفاده از منابع کلامی
    نمیدونم چقدر به دردتون بخوره اما فکر کنم مفیده باشه برای شما و همه قسمتیش در مورد تاپیک قبلی تون هم هست
    اول: در مورد نظریه اریک برن قسمتهایش درسته و قسمتهای از نظریه کامل نیست
    بگذریم
    اخلاق هر انسان به ویژگی های بر میگرده که با جمع اون ویژگی ها رفتار اون شخص در مواقع خاص و غیر خاص و شکل میده
    من اینجا بعضی ها شو میگم
    1. اخلاق و وراثت
    2. اخلاق و تربیت خانواده
    3. اخلاق و تغدیه
    4.اخلاق و علم
    5.اخلاق و محیط
    6...

    اینجا من مورد 1وقسمتهای از 3 رو میگم

    همه مون میدونیم كه اولين مدرسه براى تعليم و تربيت كودك محيط خانواده است، و بسيارى از زمينه‏هاى اخلاقى در آنجا رشد و نمو مى‏كند; محيط سالم يا ناسالم خانواده تاثير بسيار عميقى در پرورش فضائل اخلاقى، يا رشد رذائل دارد; و در واقع بايد سنگ زيربناى اخلاق انسان در آنجا نهاده شود.

    اهميت اين موضوع، زمانى آشكار مى‏شود كه توجه داشته باشيم كه اولا كودك، بسيار اثر پذير است، و ثانيا آثارى كه در آن سن و سال در روح او نفوذ مى‏كند، ماندنى و پا برجا است!

    اين حديث را غالبا شنيده‏ايم كه اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود: «العلم (فى) الص-غر كالنقش فى‏ الحجر; تعليم در كودكى همانند نقشى است كه روى سنگ كنده مى‏شود!» (كه ساليان دراز باقى و برقرار مى‏ماند.) )

    بمونه که در آینده این نقش ها چه طوری میشه از بین بره
    كودك بسيارى از سجاياى اخلاقى را از پدر و مادر و برادران بزرگ و خواهران خويش مى‏گيرد; شجاعت، سخاوت، صداقت و امانت، و مانند آنها، امورى هستند كه به راحتى كودكان از بزرگترهاى خانواده كسب مى‏كنند; و رذائلى مانند دروغ و خيانت و بى‏عفتى و ناپاكى و مانند آن را نيز از آنها كسب مى‏نمايند.

    افزون بر اين، صفات اخلاقى پدر و مادر از طريق ديگرى نيز كم و بيش به فرزندان منتقل مى‏شود، و آن از طريق عامل وراثت و ژنها است; ژنها تنها حامل صفات جسمانى نيستند، بلكه صفات اخلاقى و روحانى نيز از اين طريق به فرزندان، منتقل مى‏شود، هرچند بعدا قابل تغيير و دگرگونى است، و جنبه جبرى ندارد تا مسؤوليت را از فرزندان بطور كلى سلب كند.

    به تعبير ديگر، پدر و مادر از دو راه در وضع اخلاقى فرزند اثر مى‏گذارند، از طريق تكوين و تشريع، منظور از تكوين در اينجا صفاتى است كه در درون نطفه ثبت است و از طريق ناآگاه منتقل به فرزند مى‏شود، و منظور از تشريع، تعليم و تربيتى است كه آگاهانه انجام مى‏گيرد، و منشا پرورش صفات خوب و بد مى‏شود.

    اما هیچ کدوم اینا جبری نیست یعنی میشه بچه های افراد سالم نا سالم شدن و بر عکس که اونم بشه بدا توضیح میدم علتش و
    عامل (وراثت و تربيت) تاثير جبرى غير قابل تغيير نيست. با اين اشاره به قرآن و مواردى را كه قرآن به آن اشاره كرده است،

    1- انك ان تذرهم يضلوا عبادك و لايلدوا الا فاجرا كفارا (سوره نوح، آيه‏27)

    2- فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا و كفلها زكريا (سوره آل عمران، آيه‏37)

    3- ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين - ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم (سوره آل عمران، آيه‏33 و 34)

    4- يا اي-ها الذين آمنوا قوا ان-فسكم واهليكم نارا و قوده-ا الناس و الحجارة (سوره تحريم، آيه‏6)

    5- يا اخت هارون ما كان ابوك امرء سوء و ما كانت امك بغيا (سوره مريم، آيه‏28)

    ترجمه:

    1- چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى‏آورند!

    2- خداوند، او (مريم) را به طرز نيكويى پذيرفت; و بطور شايسته‏اى، (نهال وجود) او را رويانيد (و پرورش داد); و كفالت او را به «زكريا» سپرد.

    3- خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد.

    آنها فرزندان (و دودمانى) بودند كه (از نظر پاكى و تقوا و فضيلت) بعضى از بعضى ديگر گرفته شده بودند; و خداوند شنوا و دانا است (و از كوششهاى آنها در مسير رسالت‏خود، آگاه مى‏باشد).

    4- اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسان و سنگها است نگه داريد!

    5- اى خواهر هارون! نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زن بد كاره‏اى!
    ر نخستين آيه‏مورد بحث، باز سخن از قوم نوح است، كه وقتى تقاضاى نابودى آنها را به عذاب الهى مى‏كند، تقاضاى خود را با اين دليل مقرون مى‏سازد، كه اگر آنها باقى بمانند ساير بندگان تو را گمراه مى‏كنند،و جز نسلى فاجر و كافر از آنها متولد نمى‏شود (انك ان تذرهم يضلوا عبادك و لايلدوا الا فاجرا كفارا ).

    اين سخن ضمن اين‏كه نشان مى‏دهد افراد فاسد و مفسد كه داراى نسل تبهكار هستند، از نظر سازمان خلقت، حق حيات ندارند و بايد به عذاب الهى گرفتار شوند و از ميان بروند، اشاره به اين حقيقت است كه محيط جامعه، تربيت‏ خانوادگى، و حتى عامل وراثت مى‏تواند در اخلاق و عقيده مؤثر باشد.

    قابل توجه اين كه نوح عليه السلام بطور قاطع مى‏گويد: تمام فرزندان آنها فاسد و كافر خواهند بود، چرا كه موج فساد در جامعه آنها به قدرى قوى بود كه نجات از آن، كار آسانى نبود; نه اين كه اين عوامل صد در صد جنبه جبرى داشته باشد و انسان را بى‏اختيار به سوى خود بكشاند. بعضى گفته‏اند آگاهى نوح بر اين نكته به خاطر وحى الهى بوده، كه به نوح فرمود: «انه لن يؤمن من قومك الا من قد آمن; جز آنها كه (تاكنون) ايمان آورده‏اند، ديگر هيچ كس از قوم تو ايمان نخواهد آورد!» (سوره هود، آيه‏36)

    ولى روشن است اين آيه، شامل نسل آينده آنها نمى‏شود، بنابراين بعيد نيست كه نسبت‏به نسل آينده بر اساس امور سه گانه‏اى كه گفته شد (محيط، تربيت‏خانوادگى و عامل وراثت) قضاوت كرده باشد.

    در بعضى از روايات، آمده كه فاسدان قوم نوح هنگامى كه فرزند آنها به حد تميز مى‏رسيد، او را نزد نوح عليه السلام مى‏بردند، و به كودك مى‏گفتند اين پيرمرد را مى‏بينى، اين مرد دروغگويى است، از او بپرهيز، پدرم مرا اين چنين سفارش كرده (و تو نيز بايد فرزندت را به همين امر سفارش كنى)!

    و به اين ترتيب نسلهاى فاسد، يكى پس از ديگرى مى‏آمدند و مى‏رفتند. ()

    در قرآن مجيد در داستان حضرت مريم عليها السلام زنى كه از مهمترين و با شخصيت‏ترين زنان جهان است، تعبيراتى آمده كه نشان مى‏دهد مساله وراثت و تربيت‏خانوادگى و محيط پرورشى انسان در روحيات او بسيار اثر دارد، و براى پرورش فرزندان برومند پاكدامن بايد به تاثير اين امور توجه داشت.

    از جمله روحيات مادر اوست كه از زمان باردارى، پيوسته او را از وسوسه‏هاى شيطان به خدا مى‏سپرد، و آرزو مى‏كرد از خدمتگزاران خانه خدا باشد و حتى براى اين كار نذر كرده بود.

    آيه فوق مى‏گويد: خداوند او را به حسن قبول پذيرفت و به طرز شايسته‏اى گياه وجودش را پرورش داد (فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا).
    تشبيه وجود انسان پاك به گياه برومند، اشاره به اين حقيقت است كه همان طور كه براى برخوردارى از يك بوته گل زيبا يا يك درخت پرثمر بايد نخست از بذرهاى اصلاح شده استفاده كرد و سپس وسائل پرورش آن گياه را از هر نظر فراهم ساخت، و باغبان نيز بايد بطور مرتب در تربيت آن بكوشد، انسانها نيز چنين‏اند، هم عامل وراثت در روح و جان آنها مؤثر است، و هم تربيت‏خانوادگى و هم محيط.

    و قابل توجه اين كه در ذيل اين جمله مى‏افزايد و كفلها زكريا; و خداوند زكريا را براى سرپرستى و كفالت او (مريم) برگزيد پيدا است‏حال كسى كه در آغوش حمايت پيامبر عظيم‏الشانى است كه خداوند او را براى كفالت او برگزيده است.

    و جاى تعجب نيست كه با چنين تربيت عالى، مريم به مقاماتى از نظر ايمان و اخلاق و تقوا برسد كه در ذيل همين آيه به آن اشاره شده:

    «كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم انى لك هذا قالت هو من عند الله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب;

    هر زمان زكريا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آنجا مى‏ديد; از او پرسيد اى مريم! اين را از كجا آورده‏اى؟ گفت: اين از سوى خداست; خداوند به هر كس بخواهد، بى‏حساب روزى مى‏دهد

    آرى آن تربيت‏بهشتى نتيجه‏اش اين اخلاق و غذاى بهشتى است!

    در سومين آيه‏ مورد بحث كه در واقع مقدمه‏اى براى آيه‏مربوط به مريم و كفالت زكريا محسوب مى‏شود، باز سخن از تاثير عامل وراثت و تربيت در پاكى و تقوا و فضيلت است; مى‏فرمايد: خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد و برترى داد; آنها دودمانى بودند كه (از نظر پاكى و فضيلت، بعضى از آنها از بعضى ديگر بودند، و خداوند شنوا و دانا است (ان الله اصطفى آدم و نوحا وآل‏ابراهيم و آل عمران على العالمين - ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم).

    گرفته شدن بعضى از آنها از بعضى ديگر، يا اشاره به عامل وراثت است، و يا تربيت‏خانوادگى و يا هر دو، و در هر حال شاهد گويايى براى مساله مورد بحث، يعنى تاثير وراثت و تربيت در شخصيت و تقوا و فضيلت است.

    در رواياتى كه ذيل اين آيه نقل شده است، به اين معنى اشاره شده و به هر حال دلالت آيات فوق، بر اين كه محيط تربيتى يك انسان و مساله وراثت، تاثير عميقى در شايستگيها و لياقتهاى او براى پذيرش مقام رهبرى معنوى خلق دارد، قابل انكار نيست، و هرگز نمى‏توان، اين گونه افراد را كه از چنين وراثتها و تربيتهائى برخوردارند، با افراد ديگرى كه از يك وراثت آلوده و تربيت نادرست‏برخوردار بوده‏اند، مقايسه كرد.

    در چهارمين آيه، خداوند مؤمنان را مخاطب ساخته و مى‏گويد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خود و خانواده خويش را از آتشى كه آتش‏افروزه و هيزمش انسانها و سنگهاست، بركنار داريد! » (يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها الناس والحجارة)

    اين آيه، به دنبال آياتى است كه در آغاز سوره تحريم آمده و به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله هشدار مى‏دهد كه دقيقا مراقب اعمال خويش باشند; سپس مطلب را به صورت يك حكم عام مطرح نموده و همه مؤمنان را مخاطب ساخته است.

    بديهى است، منظور از آتش در اينجا همان آتش دوزخ است، و دور داشتن از آن، جز از طريق تعليم و تربيت‏ خانواده كه موجب ترك معاصى و اقبال بر طاعات و تقوا و پرهيزگارى گردد، نخواهد بود; و به اين ترتيب اين آيه هم وظيفه سرپرست‏ خانواده را نسبت‏ به خانواده حت‏ی سرپرستى خود روشن مى‏سازد، و هم تاثير تعليم و تربيت را در تقوا و فضائل اخلاقى.

    اين برنامه‏ كه بايد از نخستين سنگ زير بناى خانواده يعنى از مقدمات ازدواج، بعد نخستين لحظه تولد فرزند آغاز گردد و در تمام مراحل با برنامه‏ريزى صحيح و با نهايت دقت تعقيب شود.

    در حديثى مى‏خوانيم هنگامى كه آيه‏ فوق نازل شد، يكى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ كنيم؟

    فرمود:

    «تامرهم بما امر الله و تنهاهم عما نهاهم الله ان اطاعوك كنت قد وقيتهم، و ان عصوك كنت ق-د قض-يت ما عليك; آنها را امر به معروف و نهى از منكر كن، اگر از تو پذيرا شوند، آنها را از آتش دوزخ حفظ كرده‏اى و اگر نپذيرند، وظيفه خود را انجام داده‏اى!» )

    اين نكته نيز روشن است كه امر به معروف يكى از ابزار كار براى دور داشتن خانواده از آتش دوزخ است; و براى تكميل اين هدف بايد از هر وسيله استفاده كرد و از تمام جنبه‏هاى عملى، روانى و قولى كمك گرفت; حتى بعيد نيست آيه، شامل مسائل مربوط به وراثت نيز بشود; مثلا، به هنگام انعقاد نطفه غذاى حلال خورده باشد، و به ياد خدا باشد تا جنين در حال انعقاد نطفه از وراثت مثبتى برخوردار گردد، چرا كه دور نگه داشتن از آتش، همه آنها را شامل مى‏شود.

    پنجمين و آخرين آيه‏ مورد بحث، اشاره به داستان مريم و تولد حضرت مسيح عليه السلام بدون پدر مى‏كند و مى‏گويد هنگامى كه مريم نوزاد خود حضرت مسيح را با خود به نزد بستگان و اقوام خويش آورد، آنها از روى تعجب گفتند تو كار عجيب و بدى انجام دادى «اى خواهر هارون! پدر تو آدم بدى نبود، مادرت نيز هرگز آلودگى به اعمال خلاف نداشت (پس تو چرا بدون همسر صاحب فرزند شدى)!» (يا اخت هارون ما كان ابوك امرا سوء و ما كانت امك بغيا)

    اين تعبير (مخصوصا با توجه به اين‏كه قرآن آن را نقل كرده است و عملا به آن صحه نهاده) نشان مى‏دهد كه تاثير عامل وراثت از سوى پدر و مادر و همچنين تربيت‏خانوادگى در اخلاق انسانها از مسائلى بوده كه همه مردم آن را به تجربه دريافته بودند و اگر چيزى بر خلاف آن مى‏ديدند تعجب مى‏كردند.

    از مطالب با لا میشه نتيجه گرفت كه عامل وراثت و تربيت از عوامل‏مؤثر و مهم در مسائل اخلاقى چه در جنبه‏هاى مثبت و چه در جنبه‏هاى منفى مى‏باشد.


    در مورد علم و اخلاق به خاطر طولانی شدن به همین اکتفا میکنم
    در ارتباط پاكى عمل بطور كلى با علم و دانش، على عليه السلام در حديث ديگرى مى‏فرمايد: «لن يزكى العمل حتى يقارنه العلم; هرگز اعمال آدمى پاك نمى‏شود، مگر اين‏كه قرين با علم و معرفت گردد!»

    پيدا است كه پاكى عمل و پاكى اخلاق معمولا از يكديگر جدا نيست
    در مورد تغذیه که مبحث بسیار بزرگی هست به چن مورد اشاره میکنم
    ببینید انسان ها به چهار مزاج تقسیم میشن
    صودا ...سفرا ...بلغم و دم
    هر کردوم خصوصیت اخلاقی خودشونو دارن که نوع تغذیه باعث به هم خوردن مزاج یا به تعادل رسیدنش میشه
    مثلا ترنجبین کاسنی و... بسیار مناسبن
    یا
    در حديثى از رسول‏ خدا صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم: «عليكم بالزيت فانه يكشف المرة .... و يحسن الخلق; بر شما لازم است كه از زيت (زيت‏به معنى روغن زيتون يا هرگونه روغن مايع است) استفاده كنيد، زيرا صفرا را از بين مى‏برد... و اخلاق انسان را نيكو مى‏كند
    در احاديث متعددى نيز رابطه خوردن انار و از ميان رفتن وسوسه‏هاى شيطانى و به وجود آمدن نورانيت قلب ديده مى‏شود; از جمله، در حديث معتبرى از امام صادق عليه السلام آمده است كه مى‏فرمود: «من اكل رمانة على الريق انارت قلبه اربعين يوما; كسى كه يك انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى‏كند

    در روايت متعددى در باب «خوردن‏» تعبيراتى ديده مى‏شود كه همه نشانه ارتباط تغذيه با روحيات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حديثى از رسول‏خدا صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم كه به جعفر (ابن‏ابى‏طالب)عليهماالسلا م فرمود: «يا جعفر كل السفرجل فانه يقوى القلب و يشجع الجبان; اى جعفر! «به‏» بخور قلب را تقويت مى‏كند و ترسو را شجاع مى‏سازد
    یا رازیانه برای خانوم ها برای رشد هورمنوهای زنانه
    کلا اخلاق بد راه درمان داره
    دیگه بیشتر از این توضیح نمیدم
    اما
    ما بعضیاوقات که مشغول کار خودمون هستیم ناخواسته علامتهای به اشخاص دیگه ارسال میکنم که اون شخص ممکنه هر کدوم از رفتار های ما رو با توجه به شخصیتش و فکر و... به نوعی تفسیر کنه که ما روحمون هم از اون خبر نداره
    مواردش زیاده از اوناع غیبت ها بگیرید که شما فلان عمل و با یه نیتی دیگه انجام دادین پشت سر شما میگن فلانی این طوریه
    در اینجا هم هر شخص با توجه به تغذیه وراثت و رتار خانواده و محیط و دیدین و ندیدن بسیاری رفتار ها
    عمل شما رو به نحوه ای تفسیر میکنه که با واقعیت شما در تضاده
    شما باید نوع پوشش تون نوع محجوب بودن و تن صحبتتون نوع راه رفتن ومنشتون در خور کسی باشه که شخص مقابل جرات این امر رو نکنه حتی در امریکا خانوم ها ی هستن که طوری رفتار کردن و خودا جذبه ای بهشون دادن که افراد دیگه مثلا جلوی پاشو بلند میشن و خارج از برنامه صحبت نمیکنن
    این شخص از اونجایی که صاحب کار خونه هست احساس مالکیت بهش دست داده و می خواد شاید خلاء شو پر کنه
    و از این کار لذت میبره که خودش گفته اما در مقابل باید اون رفتار رو انجام بدین
    و این که خانوداه زیاد پشتی بان شما نیستن هم باعث رفتار منفعل از شما شده اما
    دو کلمه آخر
    در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مى‏خوانيم كه فرمود: « ما احق للانسان ان تكون له ساعة لايشغله شاغل يحاسب فيها نفسه، فينظر فيما اكتسب لها و عليها فى ليلها و نهارها; چقدر شايسته است كه انسان ساعتى براى خود داشته باشد، كه هيچ چيز او را به خود مشغول نسازد و در اين ساعت، محاسبه خويش كند و بنگرد چه كارى به سود خود انجام داده و چه كارى به زيان خود، در آن شب و در آن روز.» این بسیار مهه در همه موارد از مدیریت mba تا همه ای موارد زندگی


    و
    .
    .
    .
    .
    پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.....
    سوره ای بقره آیه 152

  12. 5 کاربر از پست مفید جرجیس تشکرکرده اند .

    جرجیس (سه شنبه 24 مرداد 91)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 10 بهمن 94 [ 17:49]
    تاریخ عضویت
    1391-5-05
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    3,571
    سطح
    37
    Points: 3,571, Level: 37
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    764

    تشکرشده 865 در 204 پست

    Rep Power
    37
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    اگر فیلم لورنس عربستان رو ندیدید، پیشنهاد میکنم ببینید. لورنس از طرف بریتانیا مامور میشه تا به کشورهای عربی بره و اونها رو علیه ترکان عثمانی متحد کنه. هدف انگلستان تضعیف قدرت عثمانیها و در عین حال وابسته نگه داشتن اعراب بود، اما لورنس انسان شریفی بود و صادقانه میخواست به عربها کمک کنه. (شرمنده زیاد طولانی شد!).

    در یکی از صحنه های فیلم، لورنس روسای قبایل مختلف عرب رو دور هم جمع میکنه تا اختلافات رو کنار بگذارند بلکه علیه حکومت عثمانی اتحاد تشکیل بدهند. اما رئیس یکی از قبایل (فکر کنم مال سوریه بود؟) حرفی میزنه که منجر به خشمگین شدن شریف مکه (شریف حسن) میشه، جوش میزنه و کنترلش رو از دست میده!

    لورنس هم که با سیاست بود، شریف مکه رو میاره یه گوشه میگه: بابا جان! اون جوونه، بذار حرفاش رو بزنه، چرا باید اجازه بدی یکی با حرفهاش روی شما اثر بذاره؟ باید عکس العملی نشون ندی، در غیر اینصورت کسی که اعصاب شما رو کنترل میکنه شما نیستید، دیگری است!

    تاپیک قبلی شما رو خوندم، به نظرم پیشنهاد دوستان مبنی بر "بی محلی کردن" بهترن و معقولترین بوده و هست. این آقا متاسفانه بویی از نزاکت نبردند. شاید درست نباشه این رو میگم ولی اگه کسی با خواهرم اینطور برخورد میکرد کار دستش میدادم...

  14. 4 کاربر از پست مفید Serok تشکرکرده اند .

    Serok (سه شنبه 24 مرداد 91)

  15. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 12:06]
    تاریخ عضویت
    1390-9-10
    نوشته ها
    100
    امتیاز
    1,165
    سطح
    18
    Points: 1,165, Level: 18
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    438

    تشکرشده 462 در 89 پست

    Rep Power
    25
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    بهار جان سلام

    متاسفانه کارفرمای شما بازی رو شروع کرده و شما رو هم میخواد وارد اون کنه.
    اگر میخواین تو این محیط بمونید باید کاملا مراقب باشید ناخواسته همبازیش نشید.

    این جور افراد خیلی ماهرانه میتونن حریف رو به بازی بگیرن.

    یه مثال میزنم:
    وقتی من کتاب رمان میخونم بیشترین صحنه هایی که برام جالبه اون وقتیه که بین دختر و پسر داستان لج و لجبازی هست........
    شما وقتی تو پستهای قبلیتون تعریف کردید که من هم به حرفش گوش نکردم..... این کار رو نکردم و.....و اون اقا گفت لجبازی میکنی .. دقیقا صحنه های کتابهای رمان اومد تو ذهنم.

    ببین دوست عزیز من میدونم شما عصبانی میشید و رفتارتون ناخواسته هست اما بدونید اون از همه این رفتارها داره لذت میبره چون اون بازی گردانه.....
    اگر میخواین تو این محیط بمونید فقط باید خیلی خیلی جدی و سرد باشی(منظورم قهر کردن نیست) مثل دیوار در مقابل حرفها و رفتارش و گاهی در مورد برخی از حرفهاش کاملا خودتون رو به نشنیدن بزنید.

    شما تا الان هم با ایشون رک در مورد ناراحتیتون صحبت کردید از نظر من لزومی نداره دیگه دوباره با هاش صحبت کنید چون اون متوجه استیصال شما شده و این حالت شما اون رو ارضا روانی میکنه.
    تنها راه برنده شدن شما اینه که اصلا نبینیدش و وارد بازی لجبازی، قهر، جواب دادن(یکی به دو کردن) و بغض کردن و.. نشید

    موفق باشید

  16. 4 کاربر از پست مفید sea تشکرکرده اند .

    sea (سه شنبه 24 مرداد 91)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    بهار جان

    عزیزم سعی کن این ذهنیتت که ممکنه هر جا میری مورد سوئ استفاده قرار بگیری رو از ذهنت کامل پاک کنی. اینجوری وقتی جایی هستی تنها ذهنت سمت دلیلی میره که تو رو اونجا قرار داده و دلت پیر میشه (به معنای پیر خوب که به دنبال هیجان و مبارزه چه از نوع منفی و چه مثبت نیست). به نظر من روی ذهنت باید کار کنی. الان بیشتر نیاز داری که به هدفت از سر کار رفتن فکر کنی تا بتونی در محل کار تنها و تنها به کارت فکر کنی. (به ذهنت با قاطعیت جهت بده تا هیچ چیزی نتونه جهتش رو عوض کنه). اونوقت عکس العمل هات به طور خودکار تبدیل میشه به عمل جرات مندانه .

    در کنارش روی عمل به وظیفت کار کن. به وظیفت در محل کار و به عنوان یک زن در اجتماع .

  18. 5 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 24 مرداد 91)

  19. #10
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-12-11
    نوشته ها
    396
    امتیاز
    15,136
    سطح
    79
    Points: 15,136, Level: 79
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 214
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,467

    تشکرشده 2,190 در 377 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سوار ماشین کارفرما شدن..حرف زدن با ناز

    سلام بهار.زندگی

    دوستمون sea گفتن:
    متاسفانه کارفرمای شما بازی رو شروع کرده و شما رو هم میخواد وارد اون کنه.
    مسئله‌ای در این مورد به ذهنم رسید که فکر می‌کنم مهم باشه. این‌که این بازی دقیقا در چه زمانی توسط کارفرماتون شروع شد؟ جوابش به نظرم تاثیر زیادی در آینده‌ی شما در محل کارتون داره.

    برای جواب دادن، از شما خواهشی دارم. این‌که برگردین به روزهای قبل از استخدام. مسائلی که باعث استخدامتون شد رو مرور کنین.

    حتما قبول دارین که با این اوضاعِ بی‌کاری، جز شما افراد دیگری هم طالبِ کارِی به این خوبی بوده‌اند. حالا به خودتون نگاه کنین. معمولا مواردی که باعث استخدام افراد میشه، میزان تجربه، مدرک تحصیلی و در موارد خاص داشتن پارتی و این‌جور چیزهاست. البته بعضی کارها مردانه و زنانه هم دارن (بحث تبعیض جنسیتی نیست، بحث تفاوته). شما همنو‌طور که گفتین کاری سطح بالا و مطابق میل خودتون پیدا کردین. بالاخره پس از مدتی قراره که مدیر یک کارخانه باشین و فکر می‌کنم همگی قبول داریم که این چیزی نیست که همه به راحتی بهش برسن.

    حالا خوب فکر کنین و دلیل انتخاب شدنتونو پیدا کنین.‌ اگر دلیل انتخابتونو تجربه یا مدرک دونستین که مشکلی نیست. اگر پارتی لازم برای داشتن چنین کاریو هم داشتین باز هم ایرادی نداره (البته توجه کنین که آیا میزان پارتی شما تا حدی بوده که کارفرما چنین پستیو بهتون بدن؟) اگه اینجور بود به نظر من تلاش کردن برای درست کردن رفتار این آقا می‌تونه تا حد زیادی نتیجه‌بخش باشه.

    اما اگر فکر می‌کنین چیزی جز این‌هاست. و اگر یافتین که ممکنه دلیل انتخابتون به همان چیز‌هایی برگرده که این آقا داره باهاش بازی می‌کنه. به نظرم تلاش برای بهبود شرایط بی‌تاثیره، و این آقا اذیت و آزار و درآوردن حرصِ شمارو ادامه میده. بالاخره توقعیه که به اشتباه از شما داره (چون با همین دلایل انتخابتون کرده، اینو حقش می‌دونه که از این‌ها هم چیزی بهش برسه). و برنیاوردن این حقی که او برای خود متصور شده، او رو مثل فردی زخم‌خورده می‌کنه. که در این صورت اگر بتونین کارتونو حفظ کنین و اخراج نشین، روزهای خوبی رو هم سپری نخواهین کرد. در نتیجه، اگر این‌گونه بود، بنده استعفا از این کار، و یافتن کاری دیگر (اما این‌بار با تلاشِ بیشتر برای درست شناساندن) رو پیشنهاد میدم.


    امیدوارم مشکلتون هر چه زودتر حل بشه.

  20. 4 کاربر از پست مفید مسافر زمان تشکرکرده اند .

    مسافر زمان (سه شنبه 24 مرداد 91)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.