
نوشته اصلی توسط
یک زن امیدوار
ذوست عزيز...
تمام پستهاي تاپيكتونو خوندم و به نظرم پاسخ تمام سوالاتتون رو آقاي sci كامل ودقيق دادن،اما به نظر ميرسه شما بيشتر از ديد نظري باهاشون موافقت كردين ولي هنوز وارد فاز عملي نشدين!
در مورد اعتبار سازي وهمدلي بهتون توضيح داده شده،وجمله اي هم كه مادرتون گفته به خوبي نوع نگرشش رو نسبت به شما نشون ميده،اين كه احترام،تاييد و حتي تحسيني رو كه هميشه تشنه اش بوده به دست نياورده واين موضوع زجرش داده.ايا شما اقدامي دقيق وهوشمندانه براي اعتبارسازي وهمدلي انجام داديد؟
اكثر چيزهايي كه لازم بوده بدونيد رو دوستان متذكر شدن اما من به شخصه فكر ميكنم ضمن بازخواني راهنماييهاي دوستان علي الخصوص آقاي sciوالبته تلاش براي عملي كردنشون،بايد راههاي توقف فكر(براي جلوگيري از مرور خاطرات گذشته) و افزايش اعتماد به نفس والبته تمركز زدايي نسبت به كارها وفعاليتهاي مادرتون رو هم مد نظر قرار بديد.
تا زماني كه كارها ورفتار ها وجملات مادرتون رو اين قدر دقيق وموشكافانه بررسي ميكنيد نميتونيد آرامش داشته باشيد،توجه وتمركزتون رو تا حدود زيادي از ايشون برداريد،به جاش راهكارهاي آقاي sci روبه كار ببنديد(البته در انتظار تغييرات فوري هم نباشيد) سعي كنيد در هر واقعه اي كاري رو كه لازمه انجام بديد:در مواقعي مثل پست قبل همدلي واعتبار سازي ودر مواقع لزوم رفتار جرات مندانه(علي الخصوص در مورد درخواستهاتون).ودر ساير مواقع چندان به فكر اعمال ورفتار مادرتون نباشيد وروي خودتون واهدافتون متمركز بشيد،به اين ترتيب مسلما حال بهتري رو تجربه خواهيد كرد.
موفق باشيد
علاقه مندی ها (Bookmarks)