به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 51
  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    آقایون تالار هر کدوم گذرتون به اینجا افتاد بگید آیا می پذیرید همسرتون همچین رابطه ای (در همین حد و مدلی که ایشون تعریف می کنند) داشته باشند؟ خودتون را بگذارید جای همسر این خانوم و بگید انتظارتون چیه؟ همسرتون باید چی کار کنه تا شما بپذیرید که مساله تمام شده است؟
    آره لطفا بگید.

    خانم رهایش ،انسان مگه جایزالخطانیست؟شماخودت تاحالاهیچ اشتباهی نکردی؟
    چرااینقدرعصبانی؟ممکنه یه روزی سرخودت هم بیاد.منم تایک سال پیش نه یه همچین چیزی روتصورمیکردم نه قبولش داشتم.اونقدرهم آدم معتقدی هستم که حلال وحرام سرم بشه.چرانمی خواهیدقبول کنیدکه کارامیراشتباه بوده هرچند نگرانم باشه.خودش هم قبول داره که زیادی واردحریم خصوصیم شده وازم معذرت خواست.:(

  2. #22
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آریاناng
    آقایون تالار هر کدوم گذرتون به اینجا افتاد بگید آیا می پذیرید همسرتون همچین رابطه ای (در همین حد و مدلی که ایشون تعریف می کنند) داشته باشند؟ خودتون را بگذارید جای همسر این خانوم و بگید انتظارتون چیه؟ همسرتون باید چی کار کنه تا شما بپذیرید که مساله تمام شده است؟
    بالاخره شما به فرد دیگری علاقه مند شده اید. معلومه هیچ مردی چنین چیزی رو نمی تونه به بپذیره.
    شما خودتون بفهمید شوهرتون در محل کارش به خانمی علاقه مند شده، چه احساسی بهتون دست می ده؟

    مشکل اینه که شما به اون آقا علاقه مند هستید. اگر رابطه معمولی بود، یا اینکه با اون آقا حالا کمی معاشرت می کردید یا به چشم پدر به او نگاه می کردید، قضیه فرق می کرد.

    برای فراموش کردن کسی باید از او دور شد... خودتون بهترین راه رو انتخاب کنید. شاید لازم نباشه محل کار رو عوض کنید. ولی کاری کنید که خیلی کم او رو ببینید. هرچند که بهتر هست هیچ دیداری نباشه، چون هر دفعه داغ دل شما تازه می شه. اگر نمی توانید او را فراموش کنید، محل کار رو عوض کنید.

    کمی هم بیشتر به شوهرتون و خوبیهای او و لحظات شیرین زندگیتون فکر کنید.

    از خدا بخواهید به خاطر یک احساس اشتباه زندگیتون رو تباه نکنید. بترسید از اینکه تمام عمر حسرت بخورید و بخواهید زمان رو به عقب برگردونید. یک حرکت اشتباه از شما و حتی یک کلمه می تونه رابطه بین شما و شوهرتون رو برای همیشه خراب کنه.

    هر چه زودتر از این راه اشتباه دور شوید...

    کمی هم برای من جالب است که شما که می گویید با شوهرتون مشکلی ندارید، اصلاً چرا باید به کس دیگری علاقه مند بشید؟ شاید لازم باشه کمی به زندگی خودتون برسید. رابطه بین خودتون و شوهرتون رو بهتر کنید. عشق رو به زندگی بیاورید.

    عشقی که توی اون رابطه اشتباه جستجو می کنید رو توی زندگی خودتون پیدا کنید.

  3. 8 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (دوشنبه 22 فروردین 90)

  4. #23
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: عشق یاگناه...


    حق باهمه شماست.

    فقط 10روزبهم فرصت بدید.10روزبعدبازم میام ومیگم که چی شده.
    فقط دعام کنیدخدا این قوت روبهم بده که بتونم توی این مرحله همه چی روتموم کنم.

  5. 7 کاربر از پست مفید داملا تشکرکرده اند .

    داملا (دوشنبه 22 فروردین 90)

  6. #24
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آریاناng
    [b]دارم فکرمیکنم به نظرشماچون من متأهلم هیچوقت حق نداشتم یکی دیگه رو دوست داشته باشم.نه؟

    گل من، این دوست داشتن نیست ، اگر از شوهرت بپرسی راجع به احساسات اینگونه ای یک مرد به زن ، بهت حقایقی را خواهد گفت که در خواهی یافت چه اتفاقی در درون آن مرد افتاده و می افتد با هر بار دیدن شما ( نمیخواهم اینجا مسئله را باز کنم ) فقط در رابطه با ساده انگاری این موضوع هشدار می دهم که ..... .


    چرافکرمیکنیدحتمابایدازمشک لم فرارکنم(ترک محل کار)می خوام حلش کنم.
    اگر سراغ طبیب ( روانشناس آمده ای ) که نخواه به روش و تشخیص خودت نسخه بپیچه ، اینجا از نظرگاه کارشناسی روانشناختی ما برای شما نسخه "بسترزدایی " را ضروری و واجب می دونیم ، و این بستر زدایی با تغییر محیط مجاورت و دیدارها ممکنه ( که با توضیحاتت معلو شد بسیار هم در ارتباط و مجاورت قرار می گیرید و همین خود به شما فرصت " تمرکز زدایی و توقف فکر " را نمی دهد ، چون این دو تکنیک در موقعیتی که بستر زدایی صورت نگرفته تحقق پیدا نمی کنه .

    چون اینجوری به اراده خودم هم ایمان میارم.پس کمکم کنید.
    دقیقاً تغییر محیط و قطع مجاورت و همزمان تمرکز زدایی و توقف فکر را اگر به اجرا در آوردید یعنی اراده به خرج داده اید . توجیحاتی که ذهن برای شما میسازه مبنی بر اینکه بستر زدایی را پاک کردن صورت مسئله میداند ، موجب ضعف اراده شما می شود .

    درسته من ازاون توذهنم یه بت ساختم.ولی الان تصمیم گرفتم.یه تصمیم بزرگ و2روزه دارم عملا اجرامیکنم.نمیخوام یه دفعه ای مثل یه شوک باشه.میخوام آروم آروم این بت روبشکنم.

    از نظر تخصصی اینجا شما باید یک باره ارتباط را در بیرون از خود و در درون ذهن قطع کنی ، شکستن بت خود به خود به مرور اتفاق می افته .


    توروخدابدفکرنکنید...
    ارتباط ماهمیشه فقط به شرکت ختم میشده.رابطه کاری ماخیلی زیاده .فقط همین.من هیچ رابطه ای بیرون شرکت باهاش نداشتم.پس بدفکرنکنید ونظراتون روبگید.
    عزیز نازم

    ما بدون اینکه راجع به تو بخواهیم بد فکر کنیم راهنمائی می کنیم . وظیفه من نوعی درک موقعیت و شرایط و وضعیت تو و روشن کردن این وضعیت ، نشون دادن تبعات و دادن راهنمایی واقع بینانه و علمی هست .

    پس توجه به اینکه چگونه ممکنه قضاوت شوی نکن به اینکه چه تحلیلی از وضعیت می شود و چه راهکاری دریافت می کنی اهمیت بده .


    .





    به این دو بیت شعر توجه کن تا اهمیت بستر زدایی را دریابی .


    مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم *** تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
    به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری *** به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم

  7. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 22 فروردین 90)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    گفتنی ها را گفتند و چقدر خوب و دقیق بهتون گفتند، چیزی برای من نمی ماند که بگویم یه جز اینکه :
    ازت خواهش می کنم یک بار همین تالار رو بگرد و ببین امثال من با چه آدمهایی زندگی می کنند و چه مشکلات بزرگی در زندگیشون دارن
    عزیزم سری رو که درد نمی کرد دستمال بستی ، شوهرت اومده توی کارت تجسس کرده، با اینکه می دونه تو کس دیگه ای رو در ذهنت داری همچنان تو رو به عنوان همسرش قبول داشته ، بهت فرصت داده و حتی ازت معذرت خواسته، فکر نکن یه همچین شوهرهایی تو کوچه و خیابون پر هستند
    شوهرت می تونست خیلی اذیت ها بهت بکنه سر این موضوع و نکرده ، قدر این عشقو محبت رو بدون
    دوست خوبم احساسات خودتو با مرد دنیا دیده ای که 30 سال ازت بزرگتره مقایسه نکن! اگر واقعا تو رو دوست داره خوب ازش خواهش کن که از ایران بره!
    عزیزم کار دل توجیه هست و کار عقل منطق، تو میدونی کارت درست نیست واسه همین اومدی اینجا از ما کمک می خوای و بدون که این اتفاق تنها برای تو نیافتاده ، برای خیلی ها پیش اومده، یه عده به دنبال توجیه های دل رفتن و سوختن، یه عده با عقل شمشیر به توجیه های دل زدن و مدت زیادی طول نکشیده که به خودشون احسنت و بارک الله گفتن برای این اراده و مدیریتشون !
    اونی هم که بهت میگه شرکت بمونی عقل نیست دل هست
    ریشه این مسئله موندن شما در اون شرکت هست و دیدارهای ناخواسته و یا خواسته هر روزه ، فکر کن ریشه بمونه تو خاک و تو بخوای هی شاخه ها رو بشکنی، هر روز از یه جای دیگه می بینی که جوونه زده، آخرش هم خسته می شی و تسلیم، درخت اینطوری خشک نمیشه
    ریشه رو باید بزنی ...
    امیدوارم از این جدال سر افراز و رو سفید بیرون بیای، نترس ما همه بچه های همدردی پیشت هستیم

  9. 7 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (دوشنبه 22 فروردین 90)

  10. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آبان 90 [ 15:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-09
    نوشته ها
    114
    امتیاز
    1,795
    سطح
    24
    Points: 1,795, Level: 24
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    242

    تشکرشده 235 در 97 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    نقل قول نوشته اصلی توسط آریاناng
    آقایون تالار هر کدوم گذرتون به اینجا افتاد بگید آیا می پذیرید همسرتون همچین رابطه ای (در همین حد و مدلی که ایشون تعریف می کنند) داشته باشند؟ خودتون را بگذارید جای همسر این خانوم و بگید انتظارتون چیه؟ همسرتون باید چی کار کنه تا شما بپذیرید که مساله تمام شده است؟
    آره لطفا بگید.

    خانم رهایش ،انسان مگه جایزالخطانیست؟شماخودت تاحالاهیچ اشتباهی نکردی؟
    چرااینقدرعصبانی؟ممکنه یه روزی سرخودت هم بیاد.منم تایک سال پیش نه یه همچین چیزی روتصورمیکردم نه قبولش داشتم.اونقدرهم آدم معتقدی هستم که حلال وحرام سرم بشه.چرانمی خواهیدقبول کنیدکه کارامیراشتباه بوده هرچند نگرانم باشه.خودش هم قبول داره که زیادی واردحریم خصوصیم شده وازم معذرت خواست.:(
    خانوم آریانا ، من صحبت های شما رو خوندم و اصلا هم قضاوتی نکردم. نمی گم آدم بدی هستین ، نمی گم خوب هستین ، هر چی که هستی رو فقط خدا می دونه ، اما... واقعا شوهر شما خیلی با شما راه اومده ، رک بگم انصاف داشته باش! خداییش من وقتی متوجه شدم شوهرت خیلی خونسرد باهات برخورد کرده متعجب شدم. حریم شخصی؟؟ اون آقای 55 ساله که نا محرم هست از شوهرت و زندگیت می دونه ، بعد شوهر شما ..؟؟!
    به هر حال اینکه اصلا قصد سرزنش ندارم ، اما برای یک لحظه هم که شده خودت رو جای شوهرت بگذار.

  11. 5 کاربر از پست مفید montana تشکرکرده اند .

    montana (سه شنبه 23 فروردین 90)

  12. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    سلام آریانا
    راستش دوستان انقدر خوب و دلسوزانه تو رو راهنمایی کردند که من دیگه حرف تازه ای ندارم بهت بزنم .
    نظر من هم اینه که زن یا مردی که ازدواج کرده و همسری در کنار خودش داره به هیچ وجه حق نداره عاشق شخص نامحرمی بشه!
    البته انسان میتونه خیلیها رو دوست داشته باشه و با همه مهربون باشه و با چهره باز برخورد کنه اما نه به این معنی که عاشق یه نامحرم بشه.
    با تمام وجودت یقین کن که تمام رفتارهای محبت آمیز و دلسوزیها و محبتهای اون آقا چیزی جز هوس و راههایی برای به دام انداختن تدریجی تو و دخالت بیجا تو زندگی تو و همسرت نیست.

    عزیز دلم! مشخصه که وقتی تو شب و روز بهش فکر میکنی خوابشو می بینی.اصلا نباید به این القائات شیطانی توجه کنی و خودتو گول بزنی.

    من با اینکه مرد نیستم اما میتونم خودم رو جای شوهرت بذارم، واقعا تصورش هم وحشتناکه که ببینی زنت با یه مرد همسن پدرش رابطه داره و تو رو که همسرش هستی نادیده بگیره یا حتی ادعا کنه که نادیده نمیگیره.

    همسرت خیلی مرد صبور و بزرگواریه که تا حالا باهات برخورد شدید نکرده و خودشو کنترل کرده.
    تاپیکهای خیانت رو ببین.
    تاپیک اقای زمانی رو ببین که به خاطر اشتباه خانمش قصد جدایی دارن...

    شوهر تو خیلی مراعاتت رو کرده قدرش رو بدون و ناسپاسی نکن.

    اینکه میگی آروم آروم میخوای ازش دل بکنی تصور درستی نیست و هر چی زودتر باید تمومش کنی و به اصطلاح ضربتی باید عمل کنی.
    توکل کن به خدا و یه علی بگو و به خودت قول بده که از زندگی خودت و شوهرت بندازیش بیرون.
    شوهرت یه حق و حقوقی به گردنت داره همونطوری که تو حقوقی به گردن شوهرت داری و مسلما حاضر نیستی پایمال بشن! حق همسریت رو ادا کن و برگرد به زندگی با شوهرت.

    بیرون اومدن از اون شرکت مهمترین و بهترین و اولین کاریه که باید انجام بدی به هر قیمتی که شده

    تو باید به شوهرت ثابت کنی که قصد خیانت نداشتی و نداری


    راستش اگه من جای شوهرت بودم اجازه نمیدادم حرفی از حریم خصوصی بزنی.
    چون درسته که هر کسی یه حریمی داره اما قرار نیست کسی از این حریم سوء استفاده کنه

    وجدانت رو قاضی من ببین اگه شوهرت با زنی ارتبطا داشت و توجیهات تو رو برات می آورد، عکس العمل تو چی بود ؟
    عزیز دلم!
    ما باید برای هر چیزی که برای خودمون می پسندیم برای دیگران هم همونو بپسندیم و بالعکس.

    ما همه منتظریم بیای بگی از شرکت اومدی بیرون

  13. 9 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (دوشنبه 29 فروردین 90)

  14. #28
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    امیرواقعاپسرخیلی خوبیه.اینوهمیشه میگم قدرشم میدونم.نگیدنه چون این مسئله یه کاریه که پیش اومده ومن مطمئنم اگه ازهمون اولش که باامیردرمیون گذاشتم یه راهنمایی،یه غیرتی خلاصه یه حرکتی ازخودش نشون میدادکاربه اینجانمی رسید.البته نمیخوام کارخودموتوجیه کنم واونومقصر.ولی واقعاخیلی خونسردبود.ماازهمون اول رابطمون روعین دوتادوست ادامه دادیم.خیلی راحت حرفای دلمون روبه هم میگیم.حتی اون.منم هیچ وقت سرزنشش
    نکردم.
    دیشب داشتیم سراین موضوع حرف میزدیم.بهش گفتم"امیرجان،اگه فقط 10روزبهم مهلت بدی همه چی تموم میشه"
    گفت منظورت چیه؟گفتم:یعنی 10روزمهلت میخوام تااونوکاملاازدلم وزندگیمون بیرون کنم.بعدش دیگه اجازه نمیدم یه همچین اتفاقاتی زندگیمون روتهدیدکنه.فکرمیکنیدچی جوابموداد؟
    بهم گفت:"ببین مینوجان من بااین ماجراوارتباطت هیچ مشکلی ندارم.اگه اینکاروکنی توضربه روحی سختی میخوری."
    موندم توکارش.خدایااین دیگه چه جورمردیه؟شایدهم واقعاخیلی نگرانمه.
    یه چیزی بگم،امیرمن کلاباهمه مردای دنیافرق داره.
    اینم بگم :دارم تمرین میکنم.هرروزچندبارراهنمایی هاتون رومرورمیکنم.دارم ذهنموآماده میکنم برای 10روزدیگه که همه چی رویکباره تموم کنم.شماهم دعام کنید.

  15. #29
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    شوهرت احتمالن متوجه خطر نیست.فکر می کنه یه مرد 50 - 60 ساله داره برای شما پدری می کنه.حالا اگر یه پسر همسن

    خودت این دلسوزی ها رو می کرد،برخوردش طور دیگه اید می بود.سن زیادش باعث شده رفتارش رابطه دختر پدری تداعی

    کنه.حالا اینکه واقعن می خواد پدری کنه یا دنبال اون روابطه،مهم نیست.هر چی که باشه به مرور بین تو و شوهرت فاصله

    می اندازه.

  16. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 23 فروردین 90)

  17. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: عشق یاگناه...

    مینو خانوم راستش جواب همسرتون منو متعجب کرد
    میشه کمی بیشتر از ویژگی های شخصیتی همسرتون بگید: ایشون تا چه حد روی شما تعصب و حساسیت نشون میداد قبلا؟ روابط خودشون با خانوم های محل کار و یا فامیل در چه حدیه؟ تا چه حد مذهبی هست؟ رئیس خونه تا حالا چه کسی بوده ( بیشتر حرف چه کسی برو داشته ) ؟
    ( البته این سوالات رو در صورت تمایل جواب بدید و اگر فکر می کنید خیلی شخصی هست جواب ندید)

  18. 2 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (شنبه 27 فروردین 90)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.