به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 25 از 50 نخستنخست ... 515161718192021222324252627282930313233343545 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 492

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 04 [ 04:24]
    تاریخ عضویت
    1394-1-19
    نوشته ها
    235
    امتیاز
    16,214
    سطح
    81
    Points: 16,214, Level: 81
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 764 در 211 پست

    Rep Power
    73
    Array
    سلام محمد رضا...حالت خوبه داداش؟

    ۱ـ معادله زندگی محمد رضا چند مجهولیست؟...از x و y و z به عنوان مجهولات اصلی این معادله نام ببرید...فکر میکنی با پرده برداری از تمام مجهولات ، جواب معادله زندگیت مثبت میشه یا منفی؟...کدام مجهولات را میتوان حذف کرد یا تغییر داد که جواب معادله هر چه بیشتر خوشایند شما باشد؟

    ۲ـ چرا عده کثیری از جوانان ایرانی دچار بحران هویت شده اند؟...برای رفع این فاجعه محمد رضا چه راه کار یا راه کار هایی پیشنهاد میدهد؟

    ۳ـ محمد رضا در جایگاه یک مهندس تاسیسات چه سیستم های گرمایشی یا سرمایشی ویژه یا مطلوبی را بر روی اعصاب خود تعبیه کرده است که به هنگام تعامل یا داد و بستان با جامعه انسانی خدایی نکرده از کوره در نرود یا چه میدانم به نقطه انجماد نزدیک نشود؟

    ۴ـ اگر طبق فرمایش آقای نجار،در جایگاه یک مهندس عمران قرار بگیری تا چه اندازه زیر بنا و فونداسیون شخصیتی خود را آسیب دیده یا دچار خلل ارزیابی میکنی؟...از دو سه مورد اسم ببری ممنونت میشم...به چه راه کارهایی برای ترمیم رسیده ای؟

    ۵ـ خودت رو به جای آن سرباز بخت برگشته و مفلوکی بگذار که قرار است چارپایه را از زیر پای فردی محکوم به اعدام بکشد تا از طناب دار آویزان شود...چه عکس العملی از خودت نشان خواهی داد؟

    ۶ـ محمد رضا تا چه اندازه به استفاده از عناوین یا القابی همچون آقا ، جناب، مهندس ، دکتر و ...مقید است؟...به نظرت آیا لزومی هم داره؟...خودت چطور؟... دوست داری با چه عنوان یا لقبی صدایت بزنند؟...همچنین نظرت راجع به استفاده از فعل و ضمیر جمع در خطاب به یک نفر؟

    ۶ـ الف ـ هر چند وقت یک بار به محله کودکی هایت سر میزنی؟از احساست برام بگو
    ب ـ هر چند وقت یک بار به عکس های آلبومت نگاه می اندازی؟ احساست رو برامون وصف کن
    ج ـ هر چند وقت یک بار به مرده های قدیمی که سال های سال از تاریخ رحلتشون میگذره سر میزنی؟ احساست رو شرح بده

    بقیه سوالا باشه برای قسمت بعد...ممنونم ازت

  2. 6 کاربر از پست مفید سرشار تشکرکرده اند .

    cheshmakk (شنبه 03 بهمن 94), miss seven (شنبه 03 بهمن 94), mohamad.reza164 (شنبه 03 بهمن 94), گیسو کمند (یکشنبه 04 بهمن 94), باغبان (شنبه 03 بهمن 94), عشق آفرین (شنبه 10 بهمن 94)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    نوشته اصلی توسط سرشار



    سلام محمد رضا سلام به روی ماهت
    ...حالت خوبه داداش؟ ممنون عزیز جان



    اشتباهی کردم گفتم شما عاشقی. یه عاشق از این سوالا میپرسه؟ عاشق آقای به دنبال خوشبختیه

    ۱ـ معادله زندگی محمد رضا چند مجهولیست؟...از x و y و z به عنوان مجهولات اصلی این معادله نام ببرید...فکر میکنی با پرده برداری از تمام مجهولات ، جواب معادله زندگیت مثبت میشه یا منفی؟...کدام مجهولات را میتوان حذف کرد یا تغییر داد که جواب معادله هر چه بیشتر خوشایند شما باشد؟
    تعداد مجهولات من برای اینکه بدونم دو دو تا چند تا میشه، سه تا ست. اولیش خواست خدا، دومیش تلاش خودم و سومیش سایر عوامل.

    تعداد مجهولات زندگی ام بسیار پر شماره.
    اولش باید نشست هدف معادله چند مجهولی رو نوشت تا بدونیم به چی می خواهیم میل کنیم.
    اگر هدفم رو احساس رضایت از زنگی ام یا ارامش نام بگذارم. مجهولاتم میشه:
    اخلاق مداری، تلاش، احترام، گذشت، خانواده، پول، محبت،

    امیدوارم هیچ کدوم از این مجهولات منفی نشه، ولی اگر قرار چیزی صفر بشه، مجهول پول باشه.







    ۲ـ چرا عده کثیری از جوانان ایرانی دچار بحران هویت شده اند؟...برای رفع این فاجعه محمد رضا چه راه کار یا راه کار هایی پیشنهاد میدهد؟

    این که گفتی یعنی چه؟

    نگاه کن دوست من بحران هویت به نظر من منشا اش آموزش غلط هست. که پایه این آموزش تو خانواده پایه گذاری میشه و بعد به مدرسه و دوستان و آشنایان میرسه.
    وقتی که فردی موفق نشه خود واقعی اش رو پیدا کنه، وقتی متوجه نشه، کی هست، دچار گمشده گی میشه. که شما اسمش رو گذاشتی بحران هویت.
    اگر آموزش های خانواده، با تفسیر های جامعه تطابق نکنه، اگر آموزش های مدرسه و خانواده در جهت رشد فرد نباشه، اگر استعداد های فرد کشف نشه، باعث بروز چنین مسیله حادی میشه.
    حالا وقتی که فردی خودش رو گم میکنه چی میشه؟
    روی میآره به جامعه. ببینه دیگران چی کار میکنن اون هم انجامش بده؟ مثلا اینستا گرام برم از خودم فیلم بگیرم چند نفر بیان لایک کنن!
    چرا؟
    چون شخصی دیگر انجام داده!
    شخص دیگر چرا اینکار رو کرده؟
    چون یه کمبودی داشته به اسم توجه. چون یه خلائی داشته به اسم شهرت که فکر میکرده با پر کردن این خلا میتونه خود گمشده اش رو به دیگران نشون بده و خودش رو اثبات کنه!


    نمی دونم درست گفتم یا نه؟


    ۳ـ محمد رضا در جایگاه یک مهندس تاسیسات چه سیستم های گرمایشی یا سرمایشی ویژه یا مطلوبی را بر روی اعصاب خود تعبیه کرده است که به هنگام تعامل یا داد و بستان با جامعه انسانی خدایی نکرده از کوره در نرود یا چه میدانم به نقطه انجماد نزدیک نشود؟

    خیلی دوست دارم بگم من تاسیسات نخوندم، مکانیک خوندم. ولی میترسم بیا بگی تنش وارده به زندگی محمدرضا رو حساب کن! همین تاسیسات آسونتره

    به نظرم میشه : روشن نگه داشتن عقل و مرور و تمرین آموزه ها.

    مثلا من چند وقت پیش یه مقاله کنترل خشم از خانوم دکتر ویدا فلاح خوندم. دقیقا فردای اونروز تو شرکت، یه بنده خدایی که از من به لحاظ سنی بالاتر هست ولی به لحاظ رسته سازمانی پایین تر، داشت یه موردی رو به من بازگو میکرد که به زعم من اشتباه بود.
    من از کلمه "تو " برای خطاب قرار دادن ایشان، استفاده کردم، و به سرعت ایشان واکنش نشان دادن و کلا کار فراموش اش شد چون انتظار نداشت منه کوچکتر چنین بگم. به سرعت خودم هم پشیمان شدم، چون دست خودم نبود، در مقابل عصبانیت ایشان، در کسری از ثانیه، یاد مطالب مقاله افتادم. و سریع با لبخند گفتم، ما شما رو جای داداش بزرگ خودمون میدونیم، و خود ایشان هم انگار یه آب سرد ریختم رو آتیش من رو بغل کرد و ادامه کار. در حالت عادی من نیز پای به پای ایشان خشم ام رو بروز میدادم.

    با مثال توضیح دادم. همینو از ما قبول کن


    ۴ـ اگر طبق فرمایش آقای نجار،در جایگاه یک مهندس عمران قرار بگیری تا چه اندازه زیر بنا و فونداسیون شخصیتی خود را آسیب دیده یا دچار خلل ارزیابی میکنی؟...از دو سه مورد اسم ببری ممنونت میشم...به چه راه کارهایی برای ترمیم رسیده ای؟

    قبول دارم که فنداسیون ضعیفی داشتم. ولی به مرور که خودم رو شناختم، بهتر شدم.
    تصمیم های آنی و احساسی.
    نپخته سخن گفتن.
    شخصیت متزلزل
    عدم ثبات و پایداری تصمیم

    --------
    راهکار هاشو یادم نمیاد دقیق چه کار کردم. ولی مثلا برای تصمیم های درست. بهترین گزینه تجربه و درس گرفتم از تجربه بوده.

    یا مثلا برای ثبات شخصیتی، مطالعه شخصیت انسان ها و جذب شدن به شخصیت اشون.


    ۵ـ خودت رو به جای آن سرباز بخت برگشته و مفلوکی بگذار که قرار است چارپایه را از زیر پای فردی محکوم به اعدام بکشد تا از طناب دار آویزان شود...چه عکس العملی از خودت نشان خواهی داد؟

    اصلا حرفش رو هم نزن.
    شده پنجاه سال سربازی میرفتم، اون کار رو نمیکردم.
    ولی یه اصل هست تو زندگی که باید بین احساس و منطق مرز قایل شد.
    بین زندگی حرفه ای و زندگی شخصی مرز قایل شد.


    ۶ـ محمد رضا تا چه اندازه به استفاده از عناوین یا القابی همچون آقا ، جناب، مهندس ، دکتر و ...مقید است؟...به نظرت آیا لزومی هم داره؟...خودت چطور؟... دوست داری با چه عنوان یا لقبی صدایت بزنند؟...همچنین نظرت راجع به استفاده از فعل و ضمیر جمع در خطاب به یک نفر؟

    راستش اوایل بدم نمیامد صدام بزنن آقای مهندس بیساری.

    ولی تو یه مجلس ختمی، دیدم صاحب مجلس اسم برادرزاده هاش داره به زور میکنه تو اعلامیه تا به همه بگه مهندس فلانی هستن ایشان. از اونجا از القاب و غیره نفرت پیدا کردم.
    همه انسان ها در قبال هم یکسان هستن مگر در درجه ایمانشان.
    البته تو محیط کار لازمه به لقب رییس یا مدیر یا مهندس صدات بزنن. مثل ارتش: جناب سرهنگ.
    چون زندگی حرفه ای هست و لازمه ارتزاق.

    ولی در محیط عادی دوست دارم همین باشم. اسم کوچکم رو صدا بزنن. ناگفته نماند اگر تو یه جمعی که من رو نمیشناسن، صدام بزنن آقای مهندس بیساری ، کمی بدم نمیاد. ولی دارم تلاش میکنم حذف اش کنم. چه طوری، نمیدونم شما بگو!

    خودم شخصا از ضمیر جمع استفاده میکنم. برام خیلی سخته که ضمیر مفرد بگم. ولی بعضی وقتها از دهانم میپرد بیرون. شاید چون تو خلوتم با ضمیر مفرد صدا میزنم اطرافیانم رو.



    ۶ـ الف ـ هر چند وقت یک بار به محله کودکی هایت سر میزنی؟از احساست برام بگو
    ب ـ هر چند وقت یک بار به عکس های آلبومت نگاه می اندازی؟ احساست رو برامون وصف کن
    ج ـ هر چند وقت یک بار به مرده های قدیمی که سال های سال از تاریخ رحلتشون میگذره سر میزنی؟ احساست رو شرح بده


    هنور تو محل کودکی هایمان زندگی میکنیم.
    همه خاطرات هر روز موقع رفتن سر کار و برگشت به خانه برایم مرور میشود.
    حسرت اینم که یه روز غروب خونه باشم، چشم هام رو ببندم و صدای هیجان بچه ها و توپ بازی هاشون رو بشنوم.
    من یه نمودار aging دارم عکس هام رو از بچه گی تا همین الان با نمودار درست کردم. خیلی جذابه برام.
    آلبوم هم خیلی کیف میده
    من نسبت به مرده ها زود سرد میشم. نمی دونم چرا؟ ولی هر هفته اگر فرصت بشه میرم سر میزنم. دوست دارم به چند نفر صحبت کنم.

    ما تو شهرمون یه قبرستون هست که سید جلیل القدری دفن شدن، و هر که متوسل میشه به ایشون و حاجت میگیره یه سطل ماست با نون لواش میگره میگذاره سر قبر ایشون برای خیرات.
    هر وقت برم میرم ماست هم میخورم

    بقیه سوالا باشه برای قسمت بعد...ممنونم ازت

    بسیار سپاسگذار از سوالات خوبت. منو به فکر فرو بردی.

    ویرایش توسط mohamad.reza164 : شنبه 03 بهمن 94 در ساعت 20:03

  4. 5 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 03 بهمن 94), باغبان (شنبه 03 بهمن 94), سوده 82 (شنبه 03 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94), عشق آفرین (شنبه 10 بهمن 94)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 اسفند 03 [ 13:09]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    9,933
    سطح
    66
    Points: 9,933, Level: 66
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    150

    تشکرشده 171 در 76 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام اقای محمدرضا...خوب هستید انشا...؟

    آهنگ زیر رو شنیدید؟1.
    اصولا چقد روحیه میهن پرستی داری؟

    http://hn12.asset.aparat.com/aparat-...715__91868.mp4

    2.

    تو داستان زیر وقتی اون پولو براتون اوردن اگه جای مرد قصه بودید...چیکار میکردید؟


    میگن یکی از شاگردهای امام صادق(ع) 20 سال از وقتشو صرف جمع آوری و نوشتن احادیث کرده بود و اونا رو جایی مخفی کرده بود...بعد از این سالها حکومت میاد و ایشونو دستگیر میکنه و برای بدست اوردن اون نوشته ها کلی

    تازیانه میزنه...طوریکه بعد از یه روز کامل شکنجه ایشونو با کرباس میبستن تا روز بعد با دراوردن این پارچه کرباس پوست بدنشون باهاش کنده بشه...القصه ایشون لو نمیدن و اخرسرم ازاد میشن...درحالیکه مال و اموالشون مصادره شده بود



    ایشون بعد ازادی برمیگردن سر یکی از اموالشون نوشته هاشون رواز زیر زمین درمیارن و میبینن که به دلیل عجله ای که داشتن و جای نامناسب گذاشتن... همه از بین رفته....

    خب این اقا هم اموالشون رو از دست دادن هم ثمره 20سال تلاششون

    تو همین حین یه اقایی ایشون رو پیدا میکنن یه پول زیادی بهشون میدن و میگن این پولو من سالها قبل از شما قرض کرده بودمو الان پسش اوردم...

  6. 5 کاربر از پست مفید cheshmakk تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 03 بهمن 94), mohamad.reza164 (شنبه 03 بهمن 94), گیسو کمند (یکشنبه 04 بهمن 94), باغبان (شنبه 03 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    نوشته اصلی توسط خانوم چشمک

    سلام اقای محمدرضا
    سلام از ماست

    خوب هستید انشا...؟
    ممنون از احوال پرسی شما و شرکت کردن در صندلی داغ این بنده حقیر


    آهنگ زیر رو شنیدید؟1. نه نشنیده بودم. ایتالیایی بلد نیستم. جالب بود.
    اصولا چقد روحیه میهن پرستی داری؟
    میهن پرستی ، خیلی زیاد
    هنوز که هنوزه اهنگ روح الله خالقی و غلام حسین بنان رو گوش میدم، مو به تنم سیخ میشه.


    http://hn12.asset.aparat.com/aparat-...715__91868.mp4

    2.

    تو داستان زیر وقتی اون پولو براتون اوردن اگه جای مرد قصه بودید...چیکار میکردید؟


    میگن یکی از شاگردهای امام صادق(ع) 20 سال از وقتشو صرف جمع آوری و نوشتن احادیث کرده بود و اونا رو جایی مخفی کرده بود...بعد از این سالها حکومت میاد و ایشونو دستگیر میکنه و برای بدست اوردن اون نوشته ها کلی

    تازیانه میزنه...طوریکه بعد از یه روز کامل شکنجه ایشونو با کرباس میبستن تا روز بعد با دراوردن این پارچه کرباس پوست بدنشون باهاش کنده بشه...القصه ایشون لو نمیدن و اخرسرم ازاد میشن...درحالیکه مال و اموالشون مصادره شده بود



    ایشون بعد ازادی برمیگردن سر یکی از اموالشون نوشته هاشون رواز زیر زمین درمیارن و میبینن که به دلیل عجله ای که داشتن و جای نامناسب گذاشتن... همه از بین رفته....

    خب این اقا هم اموالشون رو از دست دادن هم ثمره 20سال تلاششون

    تو همین حین یه اقایی ایشون رو پیدا میکنن یه پول زیادی بهشون میدن و میگن این پولو من سالها قبل از شما قرض کرده بودمو الان پسش اوردم...


    چه سوال سختی/

    دوست دارم یه جور جواب بدم که شعار نداده باشم.
    اون آدم ایمانش رو زیر شکنجه ها معامله نکرد.

    یه اشتباه تاکتیکی انجام داده بود و باید پای اشتباهش بایسته.

    ولی اگر منبع پول رو بدونم کجاست و خودم رو محق بدونم میگیرم. در غیر اینصورت به هیچ عنوان پول رو قبول نمیکنم. پولی رو که براش زحمت نکشیدم قبول نمیکنم


    ممنون از سوالتون

    یادتون رفت


  8. 5 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 03 بهمن 94), گیسو کمند (یکشنبه 04 بهمن 94), باغبان (شنبه 03 بهمن 94), سوده 82 (شنبه 03 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94)

  9. #5
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    17 ) دوست داشتی اینجا زندگی کنی ؟ ( عکس زیر)

    اصن دوست داری خارج از شهر زندگی کنی ؟






    ...............................


    18 ) شما به یه دختری علاقمند میشی و آماده میشی بری خواستگاری ! ( اون دختر شرایط عالی ای داره)

    شما میری خواستگاری اون دختر - و همه چی خوب و عالی پیش میره ، به جز مهریه !

    و خانواده دختر میگن رسم ما این است که مثلا 2000 سکه مهریه برای دختر تعیین کنیم !

    چی کار میکنی ؟ ( با این علم که شما توانایی چنین بهایی را نداری !)


    ...................................



    19 ) من از شما پرسیدم خدا بزرگ و بلند مرتیه ست ( ذکر رکوع در نماز !)

    می خواستم تو زندگی این را تعریف کنی !

    چون اعتقاد دارم تمام مشکلات بشر به خاطر این است که ما خدا را پشتیبان خودمان واقعا نمی دونم ؟

    ( زمان نوجوانی پدربرگم یادمه همیشه به من میگفت خدابزرگه ! - ناراحت نباش )

    نظرت چیه ؟ ( در باب زندگی و پیشرفت )


    .................................



    این سئوال ها دست گرمی بود ! ( هههههه )

    ممنون که وقت میزاری پاسخ میدی .

    موفق باشی .

    ​
    ​​​

  10. 5 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 03 بهمن 94), mohamad.reza164 (شنبه 03 بهمن 94), گیسو کمند (یکشنبه 04 بهمن 94), سوده 82 (یکشنبه 04 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    نوشته اصلی از باغبان


    17 ) دوست داشتی اینجا زندگی کنی ؟ ( عکس زیر)

    اصن دوست داری خارج از شهر زندگی کنی ؟





    زندگی نه ولی دوست دارم برای تمرکز و تفریح برم اینجا ماهی چند بار






    خارج شهر دوست ندارم. بیشتر دوست دارم تو یه شهر مدرن زندگی کنم. پر از آدم با حال.

    ...............................


    18 ) شما به یه دختری علاقمند میشی و آماده میشی بری خواستگاری ! ( اون دختر شرایط عالی ای داره)

    شما میری خواستگاری اون دختر - و همه چی خوب و عالی پیش میره ، به جز مهریه !

    و خانواده دختر میگن رسم ما این است که مثلا 2000 سکه مهریه برای دختر تعیین کنیم !

    چی کار میکنی ؟ ( با این علم که شما توانایی چنین بهایی را نداری !)


    باغبان جان شرمنده هستم. احتمالا چنین دختری خودش رو در تست ساده زیستی به من ثابت کرده و به اون مرحله نمیرسه.

    بر فرض همه چیز دختر مطلوب هست و تقاضای مهریه از سمت خانواده اشه. یاز هم جوابم منفی هست و از 14 سکه کوتاه نمیآم. مگر جنس دختر واقعا بدرخشه و متوجه بشم خودش واقعا چنین مهریه ای رو نمی خواد تا حدی رو که توانایی پرداختشو دارم قبول میکنم/

    من به جز دستورات دینی ، برای خودم فلسفه ای برای مهریه دارم که چون نپرسیدی نمیگم. تو فلسفه من 2000 سکه نمی گنجه


    ...................................



    19 ) من از شما پرسیدم خدا بزرگ و بلند مرتیه ست ( ذکر رکوع در نماز !)

    می خواستم تو زندگی این را تعریف کنی !

    چون اعتقاد دارم تمام مشکلات بشر به خاطر این است که ما خدا را پشتیبان خودمان واقعا نمی دونم ؟

    ( زمان نوجوانی پدربرگم یادمه همیشه به من میگفت خدابزرگه ! - ناراحت نباش )

    نظرت چیه ؟ ( در باب زندگی و پیشرفت )

    وقتی شما می خوای از خیابان رد بشی، پدر یا مادر میگن، پسرم این راه درست رد شدن هست، نگران نباش، ما مراقب تو هستیم. و خودت میری و برای اولین بار از خیابان رد میشی! آیا پدر و مادر مسیقیم شما رو از خیابان رد کردند؟

    حال ما به روزی و مقدرات پروردگار اگر ایمان داشته باشیم. به نعمت هایی که به ما داده ایمان داشته باشیم، لحظه ای نباید شک به دلمون راه بدیم.
    ولی ...........


    .................................



    این سئوال ها دست گرمی بود ! ( هههههه )

    منتظر سخت هاش هستم


    ممنون که وقت میزاری پاسخ میدی . منم از تو ممنونم

    موفق باشی به قول شما و به نقل از خانوم شیدا، مرسی


  12. 5 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 03 بهمن 94), گیسو کمند (یکشنبه 04 بهمن 94), باغبان (یکشنبه 04 بهمن 94), سوده 82 (یکشنبه 04 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    - - - Updated - - -

    جایزه


    من داخل پاسخ هام یه سوتی خیلی بد دادم ، که به صورت اتفاقی امروز که جواب هارو تو ذهنم مرور میکردم متوجه شدم.


    البته غلط املایی که زیاد داشتم، مثل علی و الا

    ولی سوتی بزرگتری مد نظرمه.

    ----
    جایزه اش چیه؟


  14. 3 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 03 بهمن 94), باغبان (شنبه 03 بهمن 94), سوده 82 (یکشنبه 04 بهمن 94)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 مرداد 04 [ 05:11]
    تاریخ عضویت
    1393-11-15
    نوشته ها
    823
    امتیاز
    36,526
    سطح
    100
    Points: 36,526, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 2,882 در 761 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    237
    Array
    **چرا آقایون همدیگرو داداش عمو دایی حاجی صدا میزنن؟ :( ربطی هم به قشر تحصیلی خاصیلی نداره از بی سواد تا تحصیلکرده ه خیلی ها استفاده میکنن.


    ** وقتی بایه عده انسانی که باهاشون خیلی رودربایستی داری ، سر میز شام نشستید ، روی چنگالتون یه تیکه غذا گذاشتید آغشته به سس قرمزه ، لباس شما سفیده ههههه B-) این تیکه غذا میافته روی لباستون و شما از ناحیه زیر یقه تا شکم قرمز رنگ میشید o_O تازه نصفه غذا هم توی دهان مبارکه ، فکتون هم سسیه ، اتفاقه دیگه افتاده ، رءیس هم ریر چشمی داره نگاه میکنه ، چه حسی دارید ؟ چیکار میکنید ؟

    ** اگه این اتفاق برای بغل دستیتون بیافته چی ، اصلا کاری میکنید ؟ چیکار میکنید ؟


    * همکار خانومتون که اصلا هم از پوشش و ظاهر و تیپ شخصیتیش خوشتون نمیاد ، جلوی همه بهتون یه دسته گل رز بزرگ میده یعنی دسته گل رو به سمتتون میگیره جلوی هممه ، چه عکس العملی نشون میدید ؟


    ** از پاسخهایی هم که دادید و وقتی که میگذارید پیش پیش ممنونم.
    ای خواجه درد نیست... وگرنه طبیب هست

    ای بی خبر.. از خورشیدِ پشتِ ابر !



  16. 5 کاربر از پست مفید گیسو کمند تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 04 بهمن 94), یاس پاییزی (دوشنبه 05 بهمن 94), باغبان (یکشنبه 04 بهمن 94), سوده 82 (یکشنبه 04 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94)

  17. #9
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    20 ) به این سئوالات پاسخ بده ، نازنین مادر :


    * یکی از جالبترین خاطرات را بگو؟

    * چهره خودت را قبول داری ؟ درسته که میگن هر چی از دوست رسد نیکوست ! ؟

    * آشپزی بلدی ؟ اگر بلدی آخرین غدایی که درست کردی چی بود ؟ اصن لازمه مرد آشپزی بلد باشه ؟!

    * به بازی های رایانه ای علاقه داری ؟ اگر آره اسم آخرین بازی ؟

    * چه رنگ و چه فصلی رو دوست داری؟

    * یه لطیفه که خیلی دوست داری تعریف کن ؟

    * بهترین کتابی که خوندی ؟ چرا ؟

    * بهترین ویژگیهای یه کار آفرین به نظر شما ؟

    * چرا رسیدن به هدف برات مهمه ؟ اگر نرسی چی کار میکنی ؟ بنظرت مسیر رسیدن به هدف زیباتر نیست ( فارغ از نتیچه - به نظرت اگر نتیجه را رها کنیم آسوده تر نیستیم ؟ )

    * میشه در مورد فلسفه ی خودت در مهریه ( جلسه خواستگاری ) برام بگی – ( واقعا دختری که از هر نظر ایده آل باشه به جز مهریه – قبول نمیکنی – رک بگو ! ) مرسی .

    * ببخشید استاد - به نظر شما یه مرد ایده آل باید چه ویژگیهایی داشته باشه تا با همسرش بسیار زیبا زندگی کنه ؟!



    * نظرت در مورد:

    آقای اثر راشومون :
    آقای فدایی یار :
    آقای محمد 93 :
    خانم مصباح الهدی :
    خانم سوده 82 :
    کشور آلمان :
    Google :





    * به خودت نمره بده از موارد زیر : ( 0 تا 10 )


    صبر :
    مسئوالیت پذیری :
    ولخرجی :
    انتقاد پذیری :
    مهربانی :
    شوخ طبعی :




    نظرت در مورد عکس زیر :



    دوست داشتی با کودکان محک درد و دل کن .


    .......................................


    محمد رضا ممنون




    ​
    ​​​

  18. 6 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 04 بهمن 94), mohamad.reza164 (یکشنبه 04 بهمن 94), گیسو کمند (دوشنبه 05 بهمن 94), یاس پاییزی (دوشنبه 05 بهمن 94), سوده 82 (دوشنبه 05 بهمن 94), سرشار (یکشنبه 04 بهمن 94)

  19. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آذر 98 [ 23:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-24
    نوشته ها
    762
    امتیاز
    26,356
    سطح
    97
    Points: 26,356, Level: 97
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 994
    Overall activity: 57.0%
    دستاوردها:
    OverdriveRecommendation Second ClassTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,761

    تشکرشده 2,595 در 691 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    217
    Array
    نوشته اصلی از باغبان

    20 ) به این سئوالات پاسخ بده ، نازنین مادر :

    چشم، با کمال میل

    * یکی از جالبترین خاطرات را بگو؟

    با دوستان تصمیم گرفتیم به مشهد مقدس برویم.
    قطار بالاترین رای رو آورد.
    خلاصه مجبور شدیم، یک مسیر اتوبوس سوار شیم تا تهران. سپس از نهران به سمت مشهد بریم.
    خلاصه چشم اتون روز بد نبینه، یه سفر زیارتی تبدیل شد به جهنمی برای کل واگن.
    تو پرانتز این رو هم بگم 6 نفر بودیم شامل:
    یه پسر از تبار "سو قدیم" ( قیصری و زورخونه برو) دو تا جوون امروزی، یک پسر مغرور و مثلا مدیر، من و یه پسر کامل مقید با ارزش ها .

    ما تو کوپه حوصله مون سر رفت. ولی با هم زیاد خوب نبودیم. نمیساختیم با هم.
    خلاصه تصمیم گرفتیم شاه دزد وزیر بازی کنیم.
    اوه اوه براتون بگم از مجازات های دوستان دزد:
    1- نفر مقید به ارزش ها یه بار بهش دزد افتاد ما هم نامردی نکردیم گفتیم باید رپ برای ما بخونی



    2- یه بار به قیصر افتاد گفتیم تو ورزشکاری باید بری وسط واگن دراز و نشست بری.

    3- به یکی از بچه امروزی ها افتاد گفتیم باید بری در تک تک کوپه هارو باز کنی و سلام بدی و در رو ببندی با لباس بوووووووووووووووووووق

    اگر از خاطرات شیرین اون سفر بخواهم بگم باید یه تاپیک باز کنم.


    * چهره خودت را قبول داری ؟ درسته که میگن هر چی از دوست رسد نیکوست ! ؟
    آره چهرم رو دوست دارم و خدا رو هم بابتش شکر میکنم.
    بنده به مرور که جلوتر میرم، میتونم از تعداد لامپ های خونمون کم کنم. قضیه رو که گرفتین؟
    حالا همیشه میگم، خدا بهم هزار تا نعمت داده، این هم یکی از همون نعمت ها!



    * آشپزی بلدی ؟ اگر بلدی آخرین غدایی که درست کردی چی بود ؟ اصن لازمه مرد آشپزی بلد باشه ؟!

    باغبان من کلا هیچ وقت خونه نیستم تا بخوام آشپزی کنم. ولی مرغ و برنج و کلیه غذا هایی که با تخم مرغ درست میشه رو بلدم.

    اره خیلی لازمه مرد آشپزی بلد باشه


    * به بازی های رایانه ای علاقه داری ؟ اگر آره اسم آخرین بازی ؟

    علاقه که داشتم. ولی هیچ وقت سمتش نمیرفتم. چون اگر میرفتم باید با ابزار آلات ساختمونی من رو از بازی جدا میکردند.
    آخرین بازی که کردم، فکر کنم آی جی آی بود.
    ولی تو گوشیم 2048 بازی کردم و ماشین.


    * چه رنگ و چه فصلی رو دوست داری؟

    خوب رنگ که معلومه. از اسم وبلاگ و فونت نوشته هام . آبی.
    فصل هم بهار و تابستون رو دوست دارم. چون بازار بهتره

    * یه لطیفه که خیلی دوست داری تعریف کن ؟

    تقدیم به همه پدران مهربان:

    قبض موبایل از هر دری باید تو

    ادب پدر از همان در میره بیرون


    * بهترین کتابی که خوندی ؟ چرا ؟

    هدف نوشته برایان تریسی.

    از اسم کتاب معلوم هست چرا دیگه.

    ولی کتاب قلعه حیوانات جرج اورول رو خیلی دوست دارم.

    اسم کتاب انسان کامل نوشته دکتر مطهری رو میارم و میگم که خیلی برام مفید بوده به شرطی که سوال فلسفی ازش نپرسی


    * بهترین ویژگیهای یه کار آفرین به نظر شما ؟

    همت. اراده. مدیریت. تلاش. اعتماد به نفس.


    * چرا رسیدن به هدف برات مهمه ؟ اگر نرسی چی کار میکنی ؟ بنظرت مسیر رسیدن به هدف زیباتر نیست ( فارغ از نتیچه - به نظرت اگر نتیجه را رها کنیم آسوده تر نیستیم ؟ )

    نمیدونم شاید فکر میکنم مثل حل کردن یه انتگرال بسته است. وقتی به جواب میرسی، لذت بخشه.
    ولی به نظرم تا چیزی نباشه که شما به سمتش حرکت کنی، سوخت ات رو هدر دادی.

    کلا کار ما شده به هدف نرسیدن و کنار اومدن با اوضاع.

    نگاه کن تو اصول بازاریابی میان یه حد فروشی در نظر میگرن مثلا به میزان 10000 دستگاه درسال.
    بعد اگر 40 درصد این هدف هم محقق بشه، راضی هستن. و همیشه تلاش میکنن برای رسیدن به اون عدد. اون عدد دست نیافتنی ، سبب ایجاد انگیزه میشه و تلاش شما رو بیشتر میکنه!


    --------
    پ.ن: بعضی وقتها یه ادمهایی رو میبینم که با درآمد ماهیانه معمولی رضایت کامل دارن، تو زندگی اشون خوش هستن، یه خونه خارج شهر دارن ولی مال خودشونه، مرغ و خرس تو حیاطشون هست، یه تخت کنار حوض باغچه هست که سماور روش داره با غل غلش صدات میزنه.
    پیش خودم میگم، این آدم آرامش واقعی رو داره لمس میکنه؟ یا اونی که همیشه استرس رسیدن به هدفش که جف بزوس هست؟

    * میشه در مورد فلسفه ی خودت در مهریه ( جلسه خواستگاری ) برام بگی – ( واقعا دختری که از هر نظر ایده آل باشه به جز مهریه – قبول نمیکنی – رک بگو ! ) مرسی .


    ای شیطون پسر.

    آیه 5 سوره مایده
    آیه 4 سوره نسا

    همگی بر اهمیت مهریه زن اشاره دارن. به نوعی مرد باید توانایی پرداخت مهریه رو داشته باشد. چون حق مسلم و نابخشودنی هر زنی است.

    --------
    حالا فسلفه من:
    فکر میکنم خانواده دختر با انتخاب مهره بالا یا سعی در ادامه روند چشم و هم چشمی رو دارن یا می خواهن ریسک ازدواج دخترشون رو پایین بیارند!
    خوب من نظرم اینه خانواده ایشان میتوانند هر گونه تحقیق، تفحض، آزمایش های پزشکی، پیرا پزشکی و ... را در نظر بگیرند.
    سپس جواب مثبت خودشون رو بدهند. یا بنده جوان قابل اعتمادی هستم یا خیر. اگر جوان قابل اعتمادی هستم، که خوب دخترشون رو خوشبخت میکنم ولی اگر نیستم چرا با وضع مهریه سنگین سعی می کنن ریسک این قضیه رو کم کنند؟

    از طرفی بحث و گفت و گو هایی که در این زمینه پیش میاید، موجب از بین رفتن حرمت ها خواهد شد که به نظر من پسندیده نیست.

    و مهمترین دلیلم هم اینه که مهریه سبک، یعنی اعتماده به من، یعنی سنگین تر شدن وظیفه من، یعنی اینکه ملاک ساده بودن من برطرف شده.

    ------------

    حال اگر جواب مثبت شد و همه چی مطلوب بود کل زمین بازی به نام ایشان خواهد بود، 2000 سکه که هیچ!

    -----------
    همه این ها رو کاغذ هست، کی میدونه آخرش چی پیش میاد؟



    * ببخشید استاد - به نظر شما یه مرد ایده آل باید چه ویژگیهایی داشته باشه تا با همسرش بسیار زیبا زندگی کنه ؟!

    فکر کنم این سوال رو می خواستی از خاله قزی بپرسی، از من پرسیدی!!!! ههه

    مهربان، با گذشت، فداکار، شناخت و درک مناسب، اهل گفتگو و حل مسیله و مدیر

    البته خسیس رو یادم رفت


    * نظرت در مورد:

    آقای اثر راشومون : زیاد ایشون رو نمیشناسم، در حدی که میدونم 32- 33 سالشونه
    آقای فدایی یار : مهره چین خوب
    آقای محمد 93 : نویسنده کمیک خوبی میشه
    خانم مصباح الهدی : بابت راهنمایی هاشون، بهشون مدیونم
    خانم سوده 82 : مهربان و ساده
    کشور آلمان : تکنولوژی
    Google : سلیکون ولی





    * به خودت نمره بده از موارد زیر : ( 0 تا 10 )


    صبر :5
    مسئوالیت پذیری :7
    ولخرجی : 0
    انتقاد پذیری : 9
    مهربانی : 9
    شوخ طبعی : 8




    نظرت در مورد عکس زیر :



    دوست داشتی با کودکان محک درد و دل کن .

    بیا تا حال یکدیگر بدانیم مراد هم بجوییم ار توانیم

    میدونی باغبان، لبخند اینا، از اشک های یه کودک سالم سنگین تره

    ببخشید منو معاف کن از این قسمت

    .......................................


    محمد رضا ممنون

    منم از تو ممنونم دوست عزیز



  20. 6 کاربر از پست مفید mohamad.reza164 تشکرکرده اند .

    miss seven (یکشنبه 04 بهمن 94), گیسو کمند (دوشنبه 05 بهمن 94), یاس پاییزی (دوشنبه 05 بهمن 94), باغبان (یکشنبه 04 بهمن 94), سوده 82 (دوشنبه 05 بهمن 94), عشق آفرین (شنبه 10 بهمن 94)


 
صفحه 25 از 50 نخستنخست ... 515161718192021222324252627282930313233343545 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.