به انجمن خوش آمدید

تالار همدردی نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۲۱:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    5,853
    امتیاز
    96,562
    سطح
    100
    Points: 96,562, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    20,920

    تشکرشده 25,594 در 4,177 پست

    نوشته های وبلاگ
    4

    روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    داغ عزيزانمان

    مطلبی که تحت عنوان روانشناسی مرگ مطالعه می فرمائید مربوط به نحوه بر خورد ما با داغ عزیزانمان است.

    هر از چند گاهي خبر فوت يكي از بستگان ، دوستان و نزديكانمان خواب غفلت را از سرمان مي پراند. و اگر آن عزيز از دست رفته يكي از افراد خانواده ما باشد به ويژه همسر، مي تواند ، شوك شديدي نيز بر ما وارد كند.

    در حوزه روانشناسي ، فشارهاي رواني و مشكلات به دسته هاي مختلف تقسيم مي شوند كه در بعضي مواقع آدمي با استفاده از توان و استعداد خود يا ديگري ، مي تواند آنها را حل كرده يا تغيير دهد و بعضي مسائل نيز هست كه صرفاً بايد آنها را تحمل كرد.

    اما مرگ از مقوله دوم است. يعني ما نمي توانيم آن را حذف كنيم. بهتر است بگوئيم كه سهم هر كس از مرگ عادلانه بوده و سهم هيچ كس ضايع نمي شود. خيلي چيزها، و اتفاقات، ممكن است كه نصيب ما نشود ، ولي آسوده خاطر بايد بود كه حتي اگر سرمان شلوغ باشد و نتوانيم به مرگ فكر كنيم يا براي آن برنامه ريزي كنيم ، بازهم سهم و نوبتمان در دفتر حي قيوم محفوظ است. پس مي توان گفت كه مرگ حتمي است و چون به « وجود» ما مربوط مي شود ، اساسي و بيشتر اوقات تنش زاست.

    با مسئله مرگ خود و عزيزانمان چگونه كنار بياييم؟!
    1 – به جاي اينكه همواره از اساسي ترين مسئله زندگيمان فرار كنيم ، يا خود را به فراموشي بزنيم يا خود را به چيز ديگري سرگرم كنيم. بهتر آن است كه در طول زندگي حداقل يكبار صميمانه با آن روبرو شويم و تكليف خود را با آن روشن سازيم. اگر از نظر محتوايي به مرگ نمي انديشيم ، و براي زندگي برنامه نمي ريزيم ، حداقل در مورد چگونگي برخورد خودمان و بستگانمان با مرگ برنامه ريزي كنيم.

    2 - در آموزه هاي ديني درمورد نوشتن وصيت نامه ، ياد مرگ ، گذر به قبرستان و .... بارها شنيده ايم. حالا بيائيم با همسر و فرزندان، برادر و خواهر و والدين خود برنامه مرگ خود و ساير افراد خانواده را مرور كنيم. بايد مطمئن باشيم كه مي توانيم در اين خصوص، برنامه بريزيم ، چون فقط و فقط يك مجهول داريم و ما بقي مسائل معلوم و آشكار است. و آن مجهول نيز نوبت مرگ ما در رابطه با ديگر عزيزانمان هست. ( كه البته زياد هم مهم نيست) . مهم اين است كه مسئله مرگ قوي و واضح وجود دارد و آماده برنامه ريزي هست.

    3 – از آنجا كه اغلب اوقات به هنگام پيشامد مرگ عزيزان، به علت هيجانات شديد ، و تالمات روحي تصميم گيري مشكل است ، گنجاندن بعضي موارد در برنامه ريزي مرگ خود يا عزيزانمان ضروري است.

    الف) چون معمولا مرگ از ما اجازه حضور نمي گيرد تا به مانند عروسي ، تدارك ببينم . لذا بهتر است مبلغي براي چنين مراسمي در نظر بگيريم.

    ب) تكليف بدهي ، دفتر چه هاي قسط ، سرمايه گذاريها، ديون ، اموال منقول و غير منقول را روشن سازيم و به جاي بازماندگان خودمان براي خودمان حلاليت هاي لازم را بطلبيم.

    ج ) كيفيت مراسم ها ، خيرات ها ، نوع سخنراني ، مداح ها ، مسائل مربوط به تهيه قبر و ... را مشخص كنيم. بهتر است متني كه حاصل تجربه ما در زندگي هست را تهيه كنيم تا سخنران از زبان ما براي مستمعين قرائت كند.( به عنوان قسمتي از وصيت نامه)

    د ) نحوه اطلاع رساني به دوستان را در برنامه بگنجانيم ، اگر خودمان سليقه خوبي داريم مي توانيم حداقل در مورد خودمان اعلاميه ترحيم تهيه و جاي تاريخ آن را خالي بگذاريم(‌ بهتر است از جملاتي مانند « مرگ زود هنگام » ، « مرگ نا بهنگام» و يا « مرگ ناگهاني» در اعلاميه ترحيم استفاده نكنيم، چون ممكن است امر بر ما مشتبه شود و فكر كنيم كه مرگ زمان خاصي دارد.)

    هـ ) از آنجا كه به هنگام داغ عزيزانمان ، برون ريزي هيجانات و غمها اجتناب ناپذير است، در مورد كيفيت گريه كردن و يا نحوه سرو صدا كردن و بي تابي ، از هم اكنون ،فكري كنيم.

    5 – خيلي خود را موظف به گفتن يك امر محال نكنيم. مثلاً به هنگام صحبت در مورد مرگ، بسيار شنيده مي شود كه از جمله « خدا نكنه» استفاده مي شود. البته افراد منطقي تر اين جمله را عقلاني تر مي گويند . بدين صورت:« بعد از صد سال يا دويست سال ...» يا اينكه « اگر يك روزي مرگ فرا رسيد» . كه اين هم اگرچه از جمله« خدا نكنه » بهتر است، ‌ولي بازهم هيچ كس حتي خدا يك چنين قولي را مبني بر زندگي طولاني به ما نداده است. لذا بهتر است از ادبيات روان تري در رابطه با مرگ استفاده كنيم.

    شايد با خواندن متن بالا تا اينجا كمي تعجب كنيم ، و فكر كنيم اين حرفها كمي يا حتي خيلي غير منطقي است. ولي با خواندن مطلب ذيل شايد تا اندازه اي بتوانيم ، نوع ديگر ديدن و انديشيدن را نيز تجربه كنيم.

    از نظر روانشناختي وقتي مرگ عزيزانمان اتفاق مي افتد ، 4 مرحله متوالي به ترتيب اتفاق مي افتد كه بايد از اين مراحل عبور كرد.

    1 – مرحله انكار

    2 – مرحه خشم

    3 – مرحله غم

    4 – مرحه پذيرش

    1 - در مرحله انكار،
    قبول مرگ عزيزمان بسيار غير ممكن خود را نشان مي دهد. اين مسئله مخصوصاً در حوادثي كه منجر به مرگ مغزي مي شود بيشتر مشهود است. بي دليل نيست بيشتر بازماندگان فردي كه مرگ مغزي شده است، با اهداء ‌اعضاء ‌موافقت نمي كنند. چون انكار واقعيت مرگ يكي از مراحل است. برنامه اي كه در بالا به آن اشاره كرديم كمك موثري به ما مي كند كه اين مراحل را به خصوص مرحله انكار را به سرعت سپري كنيم.

    2 – در مرحله خشم ،‌ در اينجا اگرچه مرگ عزيزمان را باور كرديم ولي نسبت به علل آن خشم مي گيريم و جالب اين است كه اين خشم را ممكن است به ديگران نيز انتقال دهيم. اين مسئله را بيشتر در چنين حوادثي شاهد هستيم : تصادفات رانندگي ؛ سكته هايي كه به خاطر يك بگو مگو پيش آمده؛ يا در اتاق عمل جراحي كه ممكن است با پزشك سر دعوا برداريم . لذا به هنگامي كه در اين مرحله هستيم ، ممكن است حرفهاي ناشايست به مسببين بزنيم يا دست به انتقام يا رفتارهاي تهديد كننده بزنيم. اگر فردي به علت تصادف باعث مرگ كسي شده است ، بهتر آن است كه در اين مرحله ، اقدامي به گرفتن رضايت از بازماندگان متوفي نكند كه نتيجه عكس خواهد گرفت. اگر هم مسببي براي مرگ عزيزان نيابيم ممكن است خدايي ناكرده ، شروع به شكايت از خدا بكنيم ، مثلا « خدايا چرا بايد اينطور مي شد يا ...» . برنامه ريزي مرگ كه در اين يادداشت اشاره شد ، موجب عبور سريع از مرحله خشم مي شود.

    3 – مرحله غم ،‌ نسبت به ساير مراحل قبل طولاني تر است. ولي حداكثر نبايد از شش ماه بيشتر شود. در غير اين صورت ، مسئله افسردگي و درمان آن بايد در نظر گرفته شود. برنامه ريزي براي مرگ ، كمك فراواني در جهت كوتاه شدن اين مرحله مي كند.

    تمركز زدايي نيز تكنيكي هست كه مي تواند در اين زمينه به فرد غمگين كمك كند و آن اينست كه به جاي تمركز بر روي خاطراتي كه با متوفي داشته ايم. دنياي ديد خود را وسيع كنيم و وقت بيشتري با زندگان بگذاريم ، يعني كساني كه هنوز نوبت از دست رفتنشان نرسيده است. بيشتر اوقات فقط يك داغ عزيز ديده ايم و اين فرصت خوبي است كه بيشتر به ديگر عزيزانمان نزديك شويم و قدر آنها را بدانيم.

    4 – مرحله پذيرش كه از ديد عموم ، به اشتباه فراموشي مردگان نام گذاشته مي شود، مرحله آخر در رابطه با مرگ عزيزان است. همه بايد به اين مرحله برسند ولي برنامه ريزي در مورد مرگ اولاً‌ باعث تسهيل اين روند مي شود ؛ ثانياً موجب سرعت آن مي شود ؛ ثالثاً عوارض منفي ناشي از داغ عزيزان را از بين مي برد،‌به علاوه اينكه به ما در خودشناسي بينش مي دهد.

    استفاده ديگري كه از اين مراحل مي شود ، نحوه تسلي دادن به بازماندگان و داغ ديدگان است. اگر ما با اين مراحل آشنا باشيم ، به نحو موثر و مفيدي با بازماندگان همدردي مي كنيم.

    الف) به فرد داغ ديده مخصوصاً در مراحل نخست ، نصيحت نكنيم مثلا اينكه «اين شتري هست كه در خانه همه مي خوابه » يا اينكه « تو بايد صبور باشي ، تو بايد تكيه گاه باشي ». همچنين به او نگوئيم « تو غمگين نباش ، او الان در بهشت جايش خوب است » .

    ب )‌ بيشترين كمك ما به داغ ديدگان ابراز همدردي با جملاتي مانند: « فوت عزيزتان براي ما نيز بسيار متاثر كننده بود» يا « واقعا داغ بزرگي براي شما بوده »يا « الان لحظات سختي بايد براي شما باشد».

    ج )‌ شايد بتوان گفت سكوت و در آغوش گرفتن داغ ديده، كمك بسيار موثري به او در طي كردن مراحل چهارگانه پذيرش مرگ است.

    د )‌كمك به داغ ديده در جهت كارهاي اجرايي متعدد ‌از قبيل ،‌كارهاي پزشكي قانوني، هماهنگي جهت صدور مجوز و كفن و دفن، هماهنگي مراسمات و .... ، بسيار در تسكين داغ ديده موثر است.

    هـ )‌ در مرحله سوم يعني غم ، كه معمولاً مراسمات تمام شده و شركت كننده گان نيز دور فرد را خلوت كرده اند و بيشتر بعد از هفتم يا چهلم نمود پيدا مي كند، بهتر است كه به اين افراد سر بزنيم ، يا آنها را به منزل دعوت كنيم . همچنين با صحبت هاي شناختي ،‌فلسفي يا توصيه هاي ديني و نصيحت هايي را كه در بند (‌الف ) ‌آورده شده، مي توانيم مرحله خروج از غم و پذيرش را سهل كنيم. به شرطي كه بستر مناسبي از نظر محيطي فراهم كرده باشيم.

    در خاتمه بايد به اين موضوع اشاره كنيم كه برنامه ريزي براي مرگ كه در اوائل اين يادداشت توضيح داده شد. اولا عبور از چهار مرحله كنار آمدن با مرگ عزيزان را تسهيل مي كند . ثانياً پرداختن به اين برنامه ، ناخودآگاه ما را به سوي فلسفه زندگي و مرگ مي كشاند و مي تواند باعث تغيير در رويه زندگي ما شود. با اين برنامه ما متوجه اين نكته مهم مي شويم كه آرزوها و برنامه هاي خيالي و زيادي براي اهداف نه چندان روشن آينده خود داريم ، ليكن مرگ را كه كاملا طبيعي و در كنار ماست و مهمترين مرحله زندگي را تشكيل مي دهد ، غير منصفانه ناديده مي گيريم.

    مرگ را هم اكنون براي خود و عزيزانمان با برنامه قبلي بپذيريم ، قبل از آنكه بدون آمادگي، ما را فراگيرد.

    و چه نغز است اين فرمايش نبي مكرم اسلام(ص) كه مي فرمايند :

    موتو قبل ان تموتوا

  2. 6 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (دوشنبه ۰۱ تیر ۸۸)

  3. #2
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۲۱:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    5,853
    امتیاز
    96,562
    سطح
    100
    Points: 96,562, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    20,920

    تشکرشده 25,594 در 4,177 پست

    نوشته های وبلاگ
    4

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    سوگ ( فقدان )

    "غم" واژه ای است که ازآن برای توصیف احساسات و واکنش هایی استفاده می کنیم که هنگام از دست دادن يك عزیز یا چیزی ارزشمند، گریبان گیر ما می شوند. همه افراد غم را تجربه می کنند، زیرا غم واکنشی جهانی نسبت به فقدان است. این احساس دردناک، استرس زا و درعین حال طبیعی، معمول و ضروری است.

    افکار و احساسات
    هیچ واکنش درست یا اشتباهی نسبت به مرگ وجود ندارد. همه ما نیاز داریم که به روش خود و در زمان مختص به خود اندوهگین با شیم. ممکن است این اندوه برای برخی به معنای گریستن باشد و برای برخی دیگر نه. در برخی افراد این اندوه ماه ها و سال ها بطول می انجامد و در برخی دیگر پس از مدتي کوتاه به پایان می رسد. واکنش ها و احساسات ممکن است هر ساعت یا هر روز تغییر کنند؛ برخی از روزها بسیار خوب و برخی دیگر نا خوشایند و بد هستند.
    تغییرات احساسی با گذشت زمان و هنگامی که فرد فرا می گیرد که چگونه خود را با شرایط تغییر یافته هماهنگ سازد، شدت خود را از دست خواهند داد اما آغاز این راه نیز کمی دشوار است.
    آنچه در ذیل می آید، خلاصه ای از معمول ترین احساساتی است که در پی از دست دادن یک فرد با آنها روبرو می شویم.

    بهت زدگی و ناباوری:
    قبول خبر درگذشت یک شخص به زمان نیاز دارد. فرد داغدیده نمی خواهد این خبر را باور کند، درحقیقت، ابتدا نمي تواند آن را باور کند.
    فقدان:
    فرد داغدیده احساس می کند که چیزهای زیادی را ازدست داده است، یک شخص را، عشق او را، دوستی و همراهی او را، فرصت ها، امید ها و.... این فقدان می تواند احساس عمیقی از غم به همراه داشته باشد.
    گناه و احساس پشیمانی:
    یکی دیگر ازاحساساتی که گریبان گیر فرد داغدیده می شود احساس گناه است؛ مثلا، ممکن است از اینکه هفته گذشته کار اشتباهی در قبال فرد فوت شده انجام داده یا به قولی که داده بود عمل نکرده است، احساس پشیمانی کند یا حتی از اینکه زمانی نسبت به او خشمگین شده احساس بدی داشته باشد. در برخی دیگر از افراد نیز احساس گناهی شدید از اینکه خود زنده مانده اند و دیگری از دنیا رفته است، بوجود می آید.
    احساس بی عدالتی:
    شخصی که این احساس را دارد، اغلب از این قبیل عبارات استفاده می کند: چرا او باید در سن جوانی از این دنیا می رفت؟ چرا این اتفاق باید برای من روی می داد؟ این عادلانه نیست!
    حسادت:
    ممکن است شخص داغدیده نسبت به آنچه دیگران دارند اما وی در نتیجه این فقدان از آنها محروم شده است، حسادت کند. حتی ممکن است این حس نسبت به زندگی به ظاهر آسوده دیگران نیز شکل بگیرد.
    خشم:
    فرد ممکن است نسبت به جهان و حتی سایر افراد خشمگین باشد چرا که تصور می کند آنها نه تنها عامل این جدایی و فقدان اند، بلکه قادر به درمان بیماری ها نیستند؛ احساسات وی را درک نمی کنند؛ بدون فکر حرف می زنند و به زندگی خود با لذت و شادی ادامه می دهند.
    این شخص حتی ممکن است نسبت به خود و به خاطر کرده ها و نکرده های خویش خشمگین باشد. دشوارتر از همه آنکه ممکن است حتی نسبت به شخص فوت شده نیز احساس خشم کند و تصور کند که این فقدان وی را گرفتار درد و غمی بزرگ کرده است.
    احساس تنهايي:
    یکی دیگر از حالاتی که در فرد داغدیده شکل می گیرد احساس تنهایی است. وی ممکن است تصور کند که شرایط پیش آمده برای وي، برای ديگران مهم نیست. او تصور می کند که کسی را از دست داده که بیشترین نقش را در زندگی او ایفا می کرده ا ست.
    احساس آسودگی خاطر:
    اما اگر دلیل مرگ بیماری طولانی مدت یا کهولت سن باشد، شخص داغدیده نوعی احساس آسودگی خیال می کند زیرا تصور می کند که فرد ازسختی هایی که گرفتار آنها بود، رها شده است.
    حال ممکن است برخی افراد تصور کنند که این قبیل احساسات برای همیشه ادامه خواهند داشت، اما اینگونه نیست.
    ناگفته نماند که اجتناب از این احساسات نیز ممکن نیست و تجربه و بیان آنها لازمه التیام این زخم است.

    تاثيرات رفتاري "فقدان":
    غم و اندوه بر رفتار و عملکرد فرد داغدیده نیز اثر می گذارند. برخی از این آثار عبارتند از:
    اختلال در خواب
    فرد داغديده ممكن است در شروع و ادامه خواب مشكل داشته باشد يا صبح زود از خواب بيدار شود. مقاله بي خوابي را در بخش مشكلات رايج مطالعه كنيد.
    کم اشتهایی
    شخص ممكن است دوست نداشته باشد غذا بخورد يا درصورت غذا خوردن حالش بد شود.
    احساس بی قراری
    فرد داغديده آرامش ندارد؛ ذهن در تلاش است تا رويداد را معنا دار كند؛ اين حالت درتنهايي و هنگام شب در رختخواب بيشتر رخ مي دهد. مقاله تنش زدايي را دربخش مشكلات رايج مطالعه كنيد.
    احساس فرسودگی
    فقدان استرس آورست و اگر فرد داغديده خواب كافي نداشته باشد و غذاي مناسب نخورد، احساس فرسودگي خواهد كرد.
    مشغولیت ذهنی
    شخص با افكار مربوط به شخص از دست رفته اشتغال ذهني دارد و ممكن است تصوركند، صداي شخص فوت شده را مي شنود يا او را مي بيند.
    اضطراب و وحشت
    با برانگيخته شدن احساسات بسياري كه نيرومند و نا آشنايند، شخص ممكن است مضطرب شود - گويي كه دارد ديوانه مي شود (درحاليكه اين طور نيست) يا اتفاق ناگواري درحال وقوع است. مقاله اضطراب و وحشت را دربخش مشكلات رايج مطالعه كنيد.
    ناتوانی در رویارویی با امور معمول زندگی
    فرد ممكن است درانجام دادن كارهاي روزمره مانند، خريد كردن، پخت و پز و... احساس ناتواني كند.
    از دست دادن علاقه و انگیزه
    چيزهايي كه زماني منبع خوشحالي هاي بزرگ براي فرد بوده اند، اينك بي معني و خسته كننده به نظر مي رسند.
    تحریک پذیری
    فرد ممكن است با اطرافيان خود درگير شود يا به آنها پرخاش كند، درحاليكه سابقه شخصي وي چنين چيزي را نشان نمي دهد.
    گریه های مداوم
    فرد ممكن است بسيار گريه كند، درحقيقت بعضي وقت ها اين تنها كاري است كه مي توان انجام داد. گريه كردن به آرامش و تخليه هيجاني منجر مي گردد.
    و نشانه ها و علائم فیزیکی
    مانند تپش قلب، تهوع، سرگیجه، احساس گرفتگی در گلو و مشکلات گوارشی.
    تمام اینها واکنش هایی طبیعی و قابل درک نسبت به "داغدیدگی" هستند و بخش طبیعی روند سوگواری به شمار می روند.

    روش های رویارویی با این احساسات:
    همه ما در درون مان ذخایر عظیمی از نیرومندی داریم که خود از آنها بی خبریم. شاید تا زمانی که دچار یک غم بزرگ نشده ایم چندان به آن احتیاج نداشته باشیم. گاهی اوقات ممکن است تصور کنید که از عهده تمام احساساتی که با آنها روبرو می شوید بر نخواهید آمد، اما این امر با کمک دوستان و نیروهای درونی امکان پذیر است.
    روش های زیر می توانند كمك كننده باشند:
    درخواست کمک کنید:
    این کار همیشه آسان نیست و به شجاعت نیاز دارد. ابتدا اينکه بپذیرید به کمک نیاز دارید. از کسی که به او اطمینان دارید مثلا یک دوست، یک معلم، یک مشاور یا یکی از والدین خود کمک بخواهید. این درخواست کاملا معقول است و بسیاری از افراد در پی یک فقدان و داغدیدگی از کمک دیگران بهره مند می شوند.
    در خصوص این فقدان صحبت کنید:
    "درد دل کنید". این کار باعث آسودگی خاطر می شود و کمک می کند تا آنچه را که در ذهن تان می گذرد درک کنید. این کار همچنین کمک می کند تا با احساس انزوا مقابله کنید. در این باره نیز فردی را انتخاب کنید که به وی اطمینان دارید.
    احساسات خود را به گونه ای دیگر بیان کنید:
    اگر دوست ندارید در این خصوص با کسی صحبت کنید، می توانید احساسات خود را یادداشت کنید. برای این کار می توانید سبک مورد نظر خود را از میان انواع سبک های نوشتاری مانند نامه، نظم، نثر یا حتی نوشتن خاطرات انتخاب کنید. اگر نمی توانید واژه هایی مناسب برای توصیف احساسات خود بیابید سعی کنید آنها را در قالب یک آواز، یک نقاشی یا حتی کار با گل بیان کنید. رنگ ها، ریتم ها، شکل ها و زمینه ها می توانند واژه های شما باشند.
    چیزی را به عنوان یادگاری نزد خود نگاه دارید:
    مثلا تعدادی عکس، یک لباس و هرچه که به شما کمک می کند فردی را که از دنیا رفته است به یاد داشته باشید. شاید یادآوری در ابتدا دردناک باشد اما با گذشت زمان خاطرات آزار دهنده جای خود را به خاطراتی خوشحال کننده و خوب خواهند داد.
    کمی ورزش کنید:
    شاید این آخرین کاری باشد که نسبت به انجام آن از خود تمایل نشان بدهید اما برایتان مفید خواهد بود. ورزش نه تنها انرژی مازاد را به مصرف می رساند بلکه راهی است برای بیان بخشی از سرخوردگی و پرخاشگری که احتمالا در خود احساس می کنید.
    به موسیقی گوش دهید:
    بسیاری از افراد دریافته اند که قدرت اثر گذاری موسیقی در فرد بسیار بالاست. برای آرام ساختن خود موسیقی را انتخاب کنید.
    به خوبی از خود مراقبت کنید:
    خوب غذا بخورید. منظم دوش بگیريد. بخوابید و هر اندازه که نیاز دارید استراحت کنید.
    به خود اطمینان داشته باشید:
    از احساسات و واکنش های خود در چارچوب منطق پیروی کنید. اگر دوست دارید تنها باشید یا بیرون بروید و با مردم باشید حتما این کار را انجام دهید. درصورت لزوم به خود یادآوری کنید که در پی یک فقدان وجود این قبیل احساسات امری طبیعی است. پذیرش این احساسات امکان بیان و درک آنها را فراهم می کند و این بخش مهمی در روند التیام فقدان است.
    با خود راحت باشید:
    از خود انتظار بیش از اندازه نداشته باشید. گذر دوران غم و اندوه به زمان نیاز دارد. هر لحظه و ساعت را همانگونه که هست بپذیرید. توجه خود را بر زندگی در حال متمرکز کنید و نسبت به فردا و هفته های بعد چندان نگران نباشید.

    بازگشت به آینده
    پس از شوک اولیه، اغلب افراد به تدریج به زندگی کردن بدون فردی که از دنیا رفته است، عادت می کنند. البته زمان برای عادت کردن در هر فرد متفاوت است. این تغییر معمولا به تدریج روی می دهد اما با گذشت زمان اشتغال ذهني نسبت به این فقدان کمتر و کمتر خواهد شد.
    نخست ممکن است بطور مداوم به آنچه روی داده و فردی که از دنیا رفته است فکر کنید اما به تدریج روند فراموش کردن در شما آغاز خواهد شد- برای بار نخست به مدت چند دقیقه، سپس چند ساعت و در نهایت هر چند روز.
    البته این به معني خیانت و کمتر شدن علاقه شما نسبت به آن فرد نیست. فکر نکردن به برخی افراد کاملاً طبیعی است. ما این کار را درخصوص کسانی که زنده اند نیز انجام می دهیم. افراد، چه کسانی که زنده اند و چه آنها كه از دنیا رفته اند، همواره وجود دارند، حتی وقتی به آنها فکر نمی کنید. شما همیشه خاطرات و زمان هایی را که با آنها سپری کرده اید، به همراه خواهید داشت. چيزي نمی تواند آنها را از شما جدا کند. شما هر لحظه قادر خواهید بود توجه و احساسات خود را بر دیگران معطوف سازید.
    هدف از روند غم و سوگواری آن است که یاد بگیریم چگونه با "فقدان" زندگی کنیم. پس از گذر این روند زندگی آرام آرام معنا خواهد یافت و بار دیگر لذت بخش خواهد شد، هر چند که ممکن است در بعضي اوقات نیز یک قطعه موسیقی یا یک مکان شما را به یاد کسی بیاندازد که از دنیا رفته است و بار دیگر غرق در اندوه شوید. این حالت نیز با گذشت زمان کمتر خواهد شد.
    برخی روزهای خاص یا سالگردها، بویژه اولین یا دومین سالگرد، می توانند بسیار دشوار باشند. برخی افراد برنامه ریزی برای این سالگردها را مفید می دانند و با روش هایی کاملا شخصی آنها را مورد توجه قرار می دهند.
    تجربه غم و سوگواری ممکن است تغییراتی در شما ایجاد کند. ممکن است اولویت ها، ارزش ها، عقاید، آرزوها و دوستی های خود را بار دیگر ارزیابی کنید. حتی ممکن است به این نتیجه برسید که:
    نسبت به مشکلات و نیازهای خود ودیگران آگاه تر شده اید
    قدرت درک تان نسبت به قبل بیشتر شده است
    توانایی بیشتری برای زندگی کردن با سوال بي جواب "چرا" که اغلب بی پاسخ می ماند، دارید
    توانایی شما برای رویارویی با مشکلات زندگی، بویژه فقدان ها، ازهمه نوع، بیشتر شده است


    چه وقت از دیگران کمک بگیریم؟

    - اگرعلائم فیزیکی در شما به حد هشدار دهنده رسیده اند یا همچنان ادامه دارند، با افراد متخصص مشورت کنید.
    - اگر حالات پیش آمده کار شما را تحت تاثیر قرارداده اند با اطرافیان خود، ازجمله، استاد یا مدیرتان صحبت کنید.
    ناتوانی برای انجام موثر کار درپی یک فقدان امری کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است ناچار شوید برای مدتی از حجم کار خود بکاهید.
    - اگر اختلال خواب در شما همچنان ادامه دارد، اگر اشتها و علائق تان به وضعیت عادی بازنگشته اند، با مشاوران و افراد متخصص در این زمینه مشورت کنید، زیرا ممکن است دچار افسردگی باشید و آنها می توانند به شما کمک کنند.
    - اگر احساسات بر شما غلبه کرده اند، بویژه اگر همچنان احساس نا امیدی می کنید وافکاری مانند خودکشی به ذهن تان خطور می کند، حتما با مشاوران خود تماس بگیرید.
    گفتگو با یک مشاور کمک می کند که در حالت درناک غم و سوگواری، راه خود را بیابید.

    منبع این مقاله: مرکز مشاوره دانشگاه تهران

  4. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (یکشنبه ۱۲ اسفند ۸۶)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۶ فروردین ۹۰ [ ۱۶:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۱۶
    نوشته ها
    385
    امتیاز
    5,034
    سطح
    45
    Points: 5,034, Level: 45
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    442

    تشکرشده 448 در 208 پست

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    مرگ عزيزان مهم ترين رويداد در زندگي است و باعث بحران عاطفي شديد مي شود. مرحله «بهبود» آرام و تدريجي است، زيرا پذيرش واقعيت مشکل است و فرد دچار سردرگمي مي شود. اگر فرد مرگ را به عنوان واقعيت زندگي بپذيرد، غم و اندوهش کمتر مي شود. فرد بايد بپذيرد که مي تواند با مرگ و شرايط جديد سازگار شود. با پشت سر گذاشتن مرحله رشد روان شناختي، فرد مي تواند در مقابل رويدادهاي سخت زندگي مقاوم شود.

    فرد بايد احساس تنهايي، خشم و غم را به راحتي با ديگران در ميان گذارد و اميدوار باشد. نماز بخواند. دعا کند. در خصوص احساسات و اعتقادات مذهبي با روحانيون صحبت کند. از خود مراقبت و استراحت نمايد. با وجود بي اشتهايي، غذاي مقوي بخورد.


    غم و اندوه پس از مرگ عزيزان شامل مراحل زير مي شود:

    1- انکار و ناباوري

    در ابتدا پذيرش مرگ عزيز بسيار مشکل است. فرد فکر مي کند که اين اتفاق تلخ و دردناک براي او روي نداده است و خواب مي بيند. اصلاً آن را باور نمي کند. ولي وقتي افکار و احساسات خود را در مورد مرگ و عزيز از دست رفته بيان مي کند به تدريج واقعيت را مي پذيرد.

    2- خشم

    در اين مرحله فرد از خود مي پرسد:«چرا من؟». فرد از تلخي و بي عدالتي در تقدير مرگ عصباني است. از اين رو رفتار تند و خشني با ديگران دارد.

    حمايت اجتماعي، عاطفي، احترام و توجه ديگران باعث مي شود فرد راحت تر اين مرحله را پشت سر گذارد.

    3- معامله

    فرد حاضر است هر چه را که دارد ببخشد تا عزيز از دست رفته باز گردد و زندگي به روال سابق بازگردد.

    4- گناه

    فرد دچار عذاب وجدان و گناه مي شود، احساس مي کند در حق عزيز خود کوتاهي کرده است. در اين مرحله فرد بايد خود را ببخشد و بداند انسان جايزالخطا است.



    5- افسردگي

    فرد غمگين و گوشه گير مي شود و نوسانات خلقي در رفتارش مشاهده مي شود. ولي با گذشت زمان به تدريج فرد به روال عادي بازمي گردد و فعاليت اجتماعي خود را از سر مي گيرد. در اين مرحله تشويق فرد اصلاً مؤثر نيست.

    از فرد داغدار حمايت کنيد. اگر افسرده است. او را به شاد بودن تشويق نکنيد، زيرا آمادگي ندارد. تا زماني که فرد تمايل دارد، در مورد موقعيت موجود و مرگ عزيز با او صحبت کنيد. تـُن صدايتان آرام و با محبت باشد. به فرد نشان دهيد که برايتان مهم است و به او توجه مي کنيد. با توجه و علاقه، به صحبت هاي فرد گوش کنيد. از تجارب مشابهي که در زندگي داشته ايد، احساسات غم و اندوه خود برايش تعريف کنيد. هرگز نگوييد احساساتت را درک مي کنم».


    6- تنهايي

    در پي مرگ عزيز و تغييرات زندگي، فرد احساس تنهايي و ترس مي کند. هرچه با ديگران ارتباط بيشتر داشته باشد، احساسات منفي او کاهش مي يابد.

    7- پذيرش

    پذيرش مرگ به معني بازگشت فرد به شادي نيست. بلکه فرد به مرحله سازگاري و رويارويي با واقعيت مي رسد. او به تدريج مي پذيرد که به زندگي خود بدون حضور عزيز از دست رفته ادامه دهد. ارتباط با دوستان باعث مي شود که فرد احساس بهتري داشته باشد.

    8- پايان اندوه

    زمان کاملاً مشخصي براي پايان اندوه وجود ندارد، اين مرحله در افراد متفاوت است. به گفته کارشناسان، معمولاً اين مرحله يک سال به طول مي انجامد. البته اين امر به رابطه فرد با عزيزان از دست رفته، حمايت اطرافيان و عوامل فردي بستگي دارد. هرچه رابطه فرد با متوفي صميمي تر باشد، مرحله بهبود طولاني تر است.

    9- اميد و بازگشت به زندگي

    فرد به مرحله اي مي رسد که با يادآوري خاطرات عزيز خود، کمتر ناراحت مي شود. به آينده چشم مي دوزد و اميدوار است. ( البته مراحل پس از مرگ عزيزان، بسته به فرهنگ هاي مختلف تفاوت مي کند. مثلاً مراحل 2، 3 و 4 را بسياري از ما ايرانيان به دليل اعتقادات مذهبي تجربه نمي کنيم و يا به صورت بسيار خفيف با آن مواجه مي شويم.)

    مرگ اعضاي درجه اول خانواده

    مرگ عزيز به ويژه اگر اتفاقي و ناگهاني باشد بسيار سخت و دردناک است. واکنش فرد متأر از شرايط مرگ و رابطه او با فرد از دست رفته است.



    مرگ فرزند: والدين احساس مي کنند به آنان ظلم شده است، آنان گاه دچار عذاب وجدان مي شوند، خود را مسئول مرگ فرزند مي دانند و احساس مي کنند بخشي از هويت خود را از دست داده اند.

    مرگ همسر: مرگ همسر بسيار تلخ و دردناک است و شوک عاطفي شديد را به همراه دارد. در پي مرگ همسر، فرد بايد با شرايط جديد نظير سرپرستي فرزندان به تنهايي و زندگي مجردي و ... سازگاري پيدا کند.

    مرگ همسر سالمند: سالمندان نسبت به مرگ همسر خود آسيب پذيرند، زيرا شريک يک عمر زندگي مشترک خود را از دست مي دهند. در پي مرگ همسر، سالمند تنها و نااميد مي شود.

    روش هاي سازگاري با مرگ

    فرد بايد احساس تنهايي، خشم و غم را به راحتي با ديگران در ميان گذارد و اميدوار باشد. نماز بخواند. دعا کند. در خصوص احساسات و اعتقادات مذهبي با روحانيون صحبت کند. از خود مراقبت و استراحت نمايد. با وجود بي اشتهايي، غذاي مقوي بخورد.

    روش هاي کمک به فرد داغدار

    از فرد داغدار حمايت کنيد. اگر افسرده است. او را به شاد بودن تشويق نکنيد، زيرا آمادگي ندارد. تا زماني که فرد تمايل دارد، در مورد موقعيت موجود و مرگ عزيز با او صحبت کنيد. تـُن صدايتان آرام و با محبت باشد. به فرد نشان دهيد که برايتان مهم است و به او توجه مي کنيد. با توجه و علاقه، به صحبت هاي فرد گوش کنيد. از تجارب مشابهي که در زندگي داشته ايد، احساسات غم و اندوه خود برايش تعريف کنيد. هرگز نگوييد احساساتت را درک مي کنم».

    اگر نشانه هاي افسردگي شديد در فرد مشاهده مي شود و وضعيت اش هر روز از روز قبل بدتر مي شود، او را تشويق کنيد به روان شناس مراجعه کند.


    احساس اندوه يا افسردگي؟

    اندوهگين بودن بخشي از تجارب انسان است. زيرا ناشي از تغييرات طبيعي چرخه بيولوژيک و پاسخ عاطفي به تجارب سخت و طاقت فرساي زندگي نظير نااميدي و مرگ عزيز است. بهترين راه سازگاري طبيعي، تأييد و مطرح کردن احساسات است.

    اندوه و سازگاري با مرگ

    صحبت با مشاور در خصوص مرگ عزيز، به فرد کمک مي کند که احساس تنهايي نکند. گاهي گذر از شرايط دشوار مرگ عزيز، به افسردگي منجر مي شود.



    علائم افسردگي باليني

    - عدم تمرکز

    - بي خوابي، زود از خواب بيدار شدن، دير خوابيدن، خواب طولاني و بيدار شدن با خستگي

    - تغيير عادات غذاخوردن

    - بي اشتهايي، عدم احساس مزه غذا

    - پرخوري و افزايش اشتها

    - احساس گناه، نااميدي و تنهايي

    - افزايش انتقاد از خود

    - افکار خودکشي

    - انزواي شديد

    - افزايش مصرف دارو و آرام بخش

    اگر اکثر نشانه هاي فوق بيش از دو هفته مشاهده شود، احتمال افسردگي باليني وجود دارد.

    افسردگي باليني با مشاوره و مديتيشن قابل درمان است.

    درمان افسردگي باليني حاد ، 9 تا 12 ماه يا بيشتر طول مي کشد، ولي با درمان پس از 4 تا 6 هفته فرد بهبود مي يابد. در صورت مشاهده موارد فوق، بايد به روان شناس يا مشاور مراجعه شود، در غير اين صورت وضعيت فرد بدتر مي شود.

    چگونه با فردي که به کمک نياز دارد بايد رفتار کرد؟

    بايد رفتارهاي فرد را به او يادآور شد. براي مثال، «همه اش توي خودت هستي، اصلاً حوصله نداري و نمي خندي» نگراني تان را به او نشان دهيد.

    به او پيشنهاد کنيد که به دکتر روان درمانگر يا روان شناس مراجعه کند، به او اطمينان دهيد که حاضريد او را همراهي کنيد. اگر به نظرتان فرد به فکر خودکشي است، مستقيماً از او سؤال کنيد. براي مثال «آنقدر ناراحتي که حاضري به خودت آسيب برساني؟»، پرسش از فرد، احتمال بروز خودکشي را افزايش نمي دهد. بلکه او را تشويق مي کند تا افکارش را بر زبان آورد. اگر فرد افکار خودکشي در سر دارد، سريع او را نزد روان شناس ببريد. براي کمک به فرد، مي توانيد با روان درمانگر و روان شناس مشورت کنيد.

    کمک به کودک داغدار

    مرگ والدين براي کودک بسيار مشکل است و کودک نسبت به شرايط اطراف خود و مرگ عزيز دچار سردرگمي مي شود.

    به دليل شناخت و درک محدود ، و ناتواني در بيان احساسات، روند بهبود در کودکان کم سال طولاني تر و مشکل تر است. کودک دچار شب ادراري مي شود. خشم، انتقاد و اضطراب در کودک افزايش مي يابد. سازگاري کودک با مرگ عزيزان فشار زيادي بر اطرافيان وارد مي کند.

    با سادگي و آرامش با کودک در مورد مرگ صحبت کنيد. به او کمک کنيد احساسات خود را شناسايي و ابراز کند.

    کودک به حمايت و توجه بزرگسالان نياز دارد و بايد وقت زيادي را به او اختصاص داد.



    آنچه که بايد فرد داغدار انجام دهد

    فرد احساسات خود را به ديگران بگويد تا بتواند غم و اندوه را پشت سر گذارد.

    به سلامت خود توجه کند. با بي اشتهايي مبارزه کند.

    صبور باشد. ماهها يا يک سال طول مي کشد که فرد تغيير زندگي و مرگ را بپذيرد.

    آنچه که فرد داغدار نبايد انجام دهد:

    - منزوي و گوشه گير نشود و خود را از ديگران پنهان نکند.

    - با سيگار داروهاي آرام بخش بدون تجويز خود را آرام نکند.

    - احساسات خود را انکار نکند.

    - در مورد مسائل مهم زندگي نظير ازدواج سريع تصميم نگيرد.

    چگونه مي توانيد به فرد داغدار کمک کنيد؟

    - در غم و اندوه فرد شريک شويد. او را تشويق کنيد تا احساساتش نسبت به مرگ و خاطرات فرد از دست رفته را مطرح کند.

    - غم و اندوه را تأييد کنيد.اما آن را به ابديت و خداوند ارتباط دهيد. هرگز نگوييد « با گذشت زمان حالت بهتر مي شود، خيريت بود»، زيرا به او هيچ کمکي نمي کند. با دقت و توجه به صحبت هاي فرد گوش و با او همدردي کند.

    - به او کمک کنيد. برايش غذا تهيه کنيد و به او بدهيد.

    - صبور باشيد. روند بهبود فرد طولاني است؛ پس با بردباري به فرد عزادار در پشت سر گذاشتن غم و اندوه کمک کنيد.

    - غم و اندوه فرد را کم اهميت نشان ندهيد. نگوييد «تو بايد قوي باشي»، تو بايد بدون او به زندگي ادامه دهي، چون مقاومي زيرا در مراحل اوليه اين صحبت ها براي فرد تأثير ندارد و او بايد به طور طبيعي مراحل غم و اندوه را پشت سر بگذارد.

  6. کاربر روبرو از پست مفید آهو تشکرکرده است .

    آهو (یکشنبه ۱۲ اسفند ۸۶)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۶ فروردین ۹۰ [ ۱۶:۴۶]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۱۱-۱۶
    نوشته ها
    385
    امتیاز
    5,034
    سطح
    45
    Points: 5,034, Level: 45
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    442

    تشکرشده 448 در 208 پست

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    باکودک چگونه از مرگ صحبت کنیم؟
    احساسات خود را در مورد مرگ توضیح بدهید.

    سوگوارى یک قسمت بسیار مهم براى التیام غم مرگ عزیزان است و این هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است. کودک را نباید با سوگوارى شدید ، وحشت‌زده کرد، ولى از طرفى هم نباید مسأله را بى‌اهمیت جلوه داد. به کودک باید توضیح داد که بزرگترها هم نیاز به گریه کردن دارند و اینکه ما به خاطر از دست دادن کسى ناراحت هستیم. در غیر این صورت ، کودک کنجکاوانه تغییرات خلقى شما را درک مى‌کند و بخصوص وقتى حس کند مسأله‌اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى کردن آن دارید، نگران‌تر مى‌شود.

    پاسخ دادن به سوالات کودکان

    به سؤالات کودک پاسخ دهید. کنجکاوى کودکان درباره مرگ یک امر عادى است و نباید از سؤالات آنها فرار کرد، بلکه بهتر است از فرصت پیش آمده استفاده کرده و به کودک کمک کنیم تا بتواند با مسأله از دست دادن دیگران روبرو بشود. جواب‌هاى آسان و کوتاه عرضه کنید. کودکان قدرت درک اطلاعات پیچیده و سنگین را ندارند. بنابراین سعى کنید براى توضیح مرگ وارد جزئیات و بحث‌هاى پیچیده آن نشوید. آنچه براى کودکان بخصوص زیر ۵ سال درک بهترى دارد، توضیح مرگ به عنوان توقف تمام کارهاى جسمانى است.

    مثلا به او گفته شود مردن این گربه یعنى اینکه او دیگر راه نمى‌رود یا غذا نمى‌خورد و چیزى را نمى‌بیند و هیچ دردى را احساس نمى‌کند و جسم آن دیگر کار نمى‌کند. کودکان نیاز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممکن است بپرسند که «من کى مى‌میرم؟» که در جواب بهتر است گفته شود: «هیچ کس نمى‌داند که کى کسى مى‌میرد، ولى بیشتر ما زمان خیلى خیلى زیادى زندگى مى‌کنیم. من مطمئنم که تو تا وقتى که خیلى پیر بشوى، زندگى مى‌کنى.» یا ممکن است کودک بپرسد: «مامان ، تو کى مى‌میرى؟» این سؤال معمولا براى اولیا خیلى تکان‌دهنده است.

    عملا منظور کودک از این نوع سؤال این است که آیا تو از من مراقبت مى‌کنى و یا چه کسى بعد از این از من مراقبت مى‌کند، بنابراین بهتر است به کودک گفته شود «مامان قوى و سالم است و خیلى خیلى وقت زیادى ، پیش تو خواهد ماند.» حتى به اولیا توصیه مى‌شود به کودکان زیر ۵ سال بگویند: «مامان نمى‌میرد»، «بابا نمى‌میرد». بنابراین اگر اینگونه جواب بدهیم که «فرزند عزیزم همه ما یک روزى مى‌میریم» براى کودک مانند این است که بگوییم ما همین امروز مى‌میریم.

    از عبارت‌هایى که به یک امر خوب اشاره مى‌کند، پرهیزکنید.

    عبارت‌هاى معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «در آرامش استراحت کردن» یا «خواب ابدى» یا «رفتن به یک جاى دور» براى خردسالان بسیار گیج‌کننده است. پس نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جاى دور رفته است». کودک ممکن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکر کند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر برنگردد، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکر کند که شما هم برنمى‌گردید.

    مرگ را هرچه قابل لمس‌تر براى او توضیح بدهید مثلا بگویید: «پدربزرگ خیلى خیلى پیر شده بود و بدنش قادر به کارکردن نبود.» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده، اطمینان حاصل کنید که کودک بفهمد مریض شدن مثل سرماخوردن معنى مردن نمى‌دهد. به او توضیح بدهید که این مریضى‌ها نمى‌تواند کسى را بکشد.

    در مورد کاربرد واژه‌هاى خداوند و بهشت با احتیاط کامل رفتار کنید.

    دقت کنید این مفاهیم را براى یک کودک ۵ ساله یا حتى کوچکتر بکار مى‌برید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید. براى مثال اگر بگویید «مادربزرگ الان خیلى خوشحال است، چون توى بهشت است.» کودک فکر مى‌کند «چطور مادربزرگ واقعا خوشحال است اگر همه کسانى که دور و بر من هستند، این همه ناراحتند؟!» یا مثلا بگویید که «عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برد.» کودک فکر مى‌کند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده، پس ممکن است مامان ، من یا هرکس خوب دیگرى را نیز پیش خودش ببرد!!» یا «اگر من هم خیلى خوب باشم، مى‌توانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم» یا اینکه «سعى کنم که بچه بدى باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتى بکار ببرید که او را نگران‌تر نسازد. مثلا بگویید: «ما خیلى ناراحتیم که بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلى دلتنگ او مى‌شویم، ولى این خوب است که بدانى او الان پیش خداوند است.»

    منتظر واکنش‌هاى مختلفى ازسوى کودک باشید.

    کودکان علاوه بر احساس غم درباره مرگ ، احساس گناه یا خشم نیز پیدا مى‌کنند. بخصوص اگر متوفى یک فرد نزدیک خانواده باشد. مثلا کودک ممکن است فکر کند خواهرش به خاطر حسادت‌هاى او مرده است یا چون او خواهرش را کتک مى‌زده و اذیت مى‌کرده، مرده است و از این احساس به احساس گناه شدید برسد. گاهى ممکن است کودک نسبت به متوفى خشمگین بشود که چرا او را ترک کرده و رفته، یا حتى نسبت به شما ، پزشکان و پرستاران احساس خشم کند.

    ازسوى دیگر کودک ممکن است با بروز رفتارى کاملا بى‌تفاوت شما را متعجب کند. مثلا بگوید: «حالا که بابا پیش ما نیست، من راحت‌تر مى‌توانم بازى کنم!» از اینگونه عبارات تعجب نکنید و آنها را به حساب ناتوانى کودک از درک مفهوم پیچیده مرگ بگذارید. کودکان نمى‌توانند آنطور که بزرگترها معنى و اثر مرگ را درک مى‌کنند، این موضوع را درک کنند، بنابراین چنین کودکانى سنگدل و بى‌احساس نیستند.

    انتظار تکرار سوالات کودک را داشته باشید.

    سوالات تکرارى در مورد مرگ و توضیح علائم غم و ناراحتى براى کودک ممکن است مدت‌ها به طول بینجامد. حتى با بزرگترشدن وى و رشد مهارت‌هاى شناختى او ، سوالات تازه‌ترى مطرح مى‌شود. نگران نباشید که توضیحات شما ناقص بوده، چرا که سوالات تکرارى کودکان یک امر طبیعى است. تنها کارى که باید بکنید این است که با صبر هرچه تمام‌تر به آنها پاسخ دهید.

    به کودک کمک کنید خاطرات خوب فرد فوت شده را به یاد بیاورد.

    صحبت از شیرینى با او بودن و اجازه تعریف از گذشته دادن به کودک خیلى آرامش مى‌دهد. کودکان به روش‌هاى قابل لمس براى سوگوارى نیازمند هستند، بنابراین به جاى شرکت در مراسم تدفین ، کودک زیر ۵ سال مى‌تواند در خانه شمع روشن کند، یا یک آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصویر او را بکشد یا در مراسم دیگر سوگوارى شرکت داده شود. دادن یک وسیله از فرد فوت شده به کودک ، براى ایجاد احساس آرامش در او بسیار موثر است، مثلا مى‌توان یک گردنبند از مادربزرگ را در اتاقش گذاشت.

    گاهى اوقات مادر به علت سقط جنین بیمار ، دچار سوگ مى‌شود. در این موارد کودک نیز نگران مادر مى‌شود، حتى بدون اینکه بداند حاملگى و تولد چه معنى مى‌دهد. او ممکن است احساس گناه کند و یا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر یا برادر بزرگتر شدن خودش بنشیند که شما از قبل به او وعده داده بودید. دراین مواقع ، کودک احتیاج دارد مطمئن بشود اینگونه مرگ و میر خیلى نادر است، بخصوص اگر شما قصد باردارى دیگرى دارید. به کودک باید توضیح داد «بچه فوت شده به اندازه کافى بزرگ نشده بود که بتواند به دنیا بیاید و بیرون شکم مامان زندگى کند». به کودک خود اجازه بدهید با کشیدن یک نقاشى یا درست کردن یک کاردستى در این باره سوگوارى خود را نشان بدهد.

    وقتی با مساله مرگ روبه رو می‌شوید

    در شرایط دشوارى که خود شما از یک غم بزرگ در رنج هستید، انتظار رفتار کامل و بدون اشکال ازخود نداشته باشید. در این مواقع ، ممکن است شما جلوى کودک گریه کنید، یا جواب سوالات او را در وهله اول نداشته باشید، که اینها همه طبیعى است. بنابراین از دوستان و اقوام کمک بخواهید و به یاد داشته باشید هرچه شما به خودتان بیشتر کمک کنید تا با مسأله سوگ کنار بیایید، به کودکتان نیز بیشتر مى‌توانید یارى برسانید.
    در مواقعى که از تلویزیون یک حادثه را مشاهده مى‌کنید، کودک شما اضطراب و نگرانى شما را درک مى‌کند. بنابراین به او بگویید: « از اینکه مردم ناراحت شده‌اند و با سختى روبه رو هستند، من هم ناراحت هستم. ولى در کنار تو ، کودکم ، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم کرد.»
    سعى کنید که کودک هرچه زودتر به زندگى همیشگى و روزمر‌ه‌اش برگردد، فعالیت‌ها و برنامه‌هاى همیشگى به کودک کمک می‌کند که زودتر احساس امنیت و آرامش کند.

  8. 3 کاربر از پست مفید آهو تشکرکرده اند .

    آهو (پنجشنبه ۱۸ آذر ۸۹)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۱۳ فروردین ۸۷ [ ۱۶:۲۱]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱-۱۰
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    3,578
    سطح
    37
    Points: 3,578, Level: 37
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Talking RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    سلام.من نیاز به کمک دارم.عزیز ترین دوستم پدرش رو چند روزه از دست داده.می خوام راهنماییم کنین که دقیقا چه کارهای کلیدیی باید براش انجام بدم .خواهش می کنم هر چه زودتر کمکم کنید.بهم جملاتی بگین که بهش بگم تا حالش بهتر شه.بگید چه طور به حرف بیارمش که تو دلش نریزه :(

  10. #6
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۲۱:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    5,853
    امتیاز
    96,562
    سطح
    100
    Points: 96,562, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    20,920

    تشکرشده 25,594 در 4,177 پست

    نوشته های وبلاگ
    4

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    سلام شبنم
    در پست های بالا به سئوال شما پیشاپیش جواب داده شده است.
    شما صرفا با او همدردی کنید، و در کنارش باشید، نوازشش کنید، در آغوشش بگیرید. و خود را در غمش شریک کنید....

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه ۲۰ دی ۹۱ [ ۲۱:۵۴]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۷-۲۲
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    5,482
    سطح
    47
    Points: 5,482, Level: 47
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    932

    تشکرشده 941 در 214 پست

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    با سلام به آقاي سنگتراشان و دوستان عزيز
    با خوندن اين مطالب به ياد خودم افتادم كه چطور در دوران كودكي بدون اينكه بخوام و مطالبي در اين مورد بدونم، چطور با نبود پدر كنار اومدم.
    جالب بود و آموزنده ولي بذارين بگم كه تا وقتي به عينه اين موضوع را تجربه نكنيم نمي تونيم خودمون در موقعيتها بشناسيم و عكس العمل نشون بديم و در واقع اينها همه اطلاعات قبل از اتفاق هست نه ...

  12. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه ۰۸ مرداد ۸۸ [ ۱۲:۲۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۱۱-۰۶
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    3,018
    سطح
    33
    Points: 3,018, Level: 33
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    با درود.
    مطلب بسیار خوبی بود.با تشکر از آقای مدیر.
    یک سوال داشتم آمیدوارم یاریم کنید:
    باتوجه به اینکه هیچ گاه بازگشتی به جهان مادی بعد از اتفاق افتادن مرگ صورت نگرفته با کنار گذاشتن تمام تفا سیر دینی ومذهبی از جهان پس از مرگ از نظر علمی واقعا"چه پدیده ای اتفاق می افته ؟چه در انتظار آنچکه روح خوانده میشه هستش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من کتابهای جالبی در مورد این موضوع مطالعه کردم که خوداتفاق افتادن مرگ را با استفاده از نظریه نسبیت خاص انیشتن بسیار جالب توضیح داده بودند ولی برای سوالی که مطرح کردم جواب راضی کننده ای به دست نیاوردم.
    با سپاس

  13. #9
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    دیروز [ ۲۱:۱۵]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۶-۶-۲۵
    نوشته ها
    5,853
    امتیاز
    96,562
    سطح
    100
    Points: 96,562, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 86.0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    تشکرها
    20,920

    تشکرشده 25,594 در 4,177 پست

    نوشته های وبلاگ
    4

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    سلام
    توان علم و عقل نامحدود نیست. لذا به كنه و عمق چنین موضوعاتی نمی توانند وارد شود. و هرگز علم با ابزارهایی كه دارد نمی تواند فرضیه ای را در این رابطه به اثبات برساند.

  14. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه ۰۴ بهمن ۹۰ [ ۱۷:۵۰]
    تاریخ عضویت
    ۱۳۸۷-۸-۲۷
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    4,062
    سطح
    40
    Points: 4,062, Level: 40
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 7 در 7 پست

    RE: روانشناسی مرگ - داغ عزیزان

    سلام
    منم دوست پسرمو از دست دادم نه ونیم ماهه
    وقتی خبر و شنیدم شوکه شدم اصلا باورم نمیشد
    20 روز پس از مرگش باورم شد
    بعد عذاب وجدان داشتم
    اولاش برا اون گریه میکردم که رفت اون دنیا نگرانش بودم اون دنیا جاش خوبه یا نه
    بعضی وقتا وقتی خانوادش یادم می افتاد برا اونا گریه میکردم که چطوری داغ پسرشون رو تحمل میکنن
    بعدش فکر میکردم خانوادش از م راضی نیستن منو مقصر مرگ پسرشون میدونن
    بعد بعضی شبا میترسیدم
    الانم بعضی شبا یهو از خواب بیدار میشم سردرد میگیرم
    بعد از چند ماه حس میکردم دیگه ازم راضی ان
    ولی برادرای مرحوم رو باعث مرگش میدونستم
    حالا هم بیشتر وقتا دلم میگیره داتنگش میشم

    اصلا تا حالا سر قبرش نرفتم چون یه شهر دیگه اس یک ساعت راهه
    اخه اونجا استانه من دختر تنها چجوری برم
    خواهرم هم اصلا به حرفام گوش نمیداد وقتی در مورد اون مرحوم حرف میزدم میگفت بسه دیگه
    بیشتر وقتا دوس دارم بشینم گریه کنم
    اولای مرگش راحت جلو اون یکیا گریه کردم
    ولی بعدش بغضمو نگه میداشتم تا کسی ندونه وقتی تو خونه تنها میشم دلم میخواد گریه کنم بعضی وقتا نمیتونم
    نمیتونم درس بخونم
    کسی هم منو دلداری نمیده
    تو این سوگ من تنها بودم
    فقط به نت وصل میشدم و با این و اون چت میکردم
    بعضی ها عصبانی میشدن که زیاد در مورد اون مرحوم حرف میزدم
    بعضی ها میگفتن فراموشش کن
    بعضی ها میگفتن قسمته


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.0
Copyright © ۱۳۹۳ vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Content Relevant URLs by vBSEO
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
vBCredits II Deluxe v2.1.0 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2010-2014 DragonByte Technologies Ltd.
Runs best on HiVelocity Hosting.
اکنون ساعت ۰۲:۴۵ برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.