با سلام مجدد.قبل از هر چیزی باز ذکر این نکته را لازم می دانم که من قصد تشویق یا ترغیب هیچ شخصی را به سوی عمل یا نگرشی خاص ندارم و هدف صرفاً شفاف سازیست و بیان نقطه نظر خود در مورد موضوعات گوناگون از جمله موضوع مورد بحث. راستش من در مورد تایپ کردن آدم کم حوصله ای هستم و علیرغم داشتن برخی نظرات، همت نظر دادن در مورد خیلی از پست های گوناگون دوستان را ندارم اما گاهی اوقات وقتی احساس می کنم که تضاد زیادی بین دیدگاه بنده و سایرین وجود دارد سعی بر به معرض گذاشتن و ارائه ی نظرات خود و مقایسه ی آن با دیدگاه سایر اعضا دارم.
دوست عزیزم جناب با اراده، در فرهنگ مشرق زمین نیاز جنسی همیشه مسئله ی مرموزی بوده و قبول کردن اینکه این نیاز مانند سایر غرایز بوده و چیز فی نفسه پلیدی نیست برای عموم مردم این فرهنگ ها بسیار دشوار بوده و همیشه این کلنجار ذهنی در افراد وجود داشته که از یک سو احساس نیاز می کرده اند و از سوی دیگر بیم آلوده شدن به گناه با رفع نیاز جنسی آزارشان می داده است. هنوز هم رسوبات این نگرش در بسیاری از لایه های سنتی تر جامعه وجود دارد به گونه ای که برخی از رفع این نیاز از طریق ازدواج و شرعی که دینشان به آن توصیه کرده شرم و ابا دارند.
همگان از شرق و غرب به این باور رسیده اند که امن ترین و بهترین روش برای پاسخ به این نیاز از طریق تشکیل خانواده و ازدواج است که انسان را در سایر جهات زندگی نیز به سر منزل مقصود می رساند و تعادلی منطقی بین تمام غرایزش ایجاد می کند به گونه ای که نه با افراط، خود را اسیر باتلاق شهوت میکند و نه با نادیده گرفتن این نیاز شور و طراوت حیات را از او می گیرد. پس بهترین و مناسب ترین راه حل ازدواج و تک همسریست.
حال سئوال اینجاست که اگر به هزارویک دلیل که اینجا به دلایلش نمی پردازیم، ازدواج میسر نشد چه گونه با این نیروی عظیم دست و پنجه نرم کنیم و آیا سرگرم کردن خود به انواع و اقسام سایر فعالیت ها و دلمشغولی ها که بعضاً برخی از دوستان محترم توصیه می کنند می تواند باعث شود ما این نیاز را فراموش کنیم؟ آیا اگر گرسنه و تشنه باشیم با سرگرم کردن خود نیاز به آب و غذا فراموشمان میشود؟ اگر با خود صادق باشیم جوابمان به این پرسشها منفیست.
با اراده جان، به همان دلایل تاریخی و ریشه دار که عرض کردم در پس ذهن شما اینطور نقش بسته است که با خود ارضایی عمل پلیدی را مرتکب شده اید که دون شاءن شماست و مدام خود را ملامت می کنید و از سوی دیگر نمی دانید نیاز جنسی خود را چگونه اقناع و اطفا کنید و چون خود را مکلف به رعایت شرع و دین می دانید احساس می کنید عملتان منافی پایبندیتان به دین است و همه ی این عوامل دست به دست هم داده تا در شما احساساتی چون حس گناه و سردرگمی و خود پلید انگاری و درماندگی در برابر نیاز جنسی ایجاد شود.
این عوامل باعث بروز احساساتی است که ذکر کردید شده است. اگر برایتان میسر است سعی در تشکیل خانواده داسته باشید اگر چه می دانم که در این روزگار و با این اوضاع همه جوره اسفبار مملکت این امر ساده و آسان نیست . اگر نمی توانید ازدواج کنید همانطور که گفتم خود ارضایی بهتر از سرکوب است و در صورت ایجاد تعادل، ضرر فیزیکی هم برایتان ندارد و اگر می خواهید حس نا خوشایندی هم نداشته باشید باید دیدگاه خود را کمی تغییر دهید و بدانید که این نیاز چه بد چه خوب در همه وجود دارد.
من قصد ندارم ار نقطه نظر اسلامی راجع به این موضوع بحث کنم چون در تخصص بنده نیست و گناه کبیره یا صغیره یودن آن را نمی دانم و این را به عهده ی دوستان مطلع تر می گذارم تا با نظرات خود به پیش بردن این بحث کمک کنند. اما جناب خانم یا آقای harfedel اصلاً در قرآن راجع به این مسئله حرفی زده نشده و اگر حتی یک آیه از قرآن در این مورد برایمان ذکر کنید به شخصه به خود من پاسخی دندان شکن داده اید. اگر هم قصد ذکر حدیث دارید لطفاً آن را با ذکر منبع بنویسید تا بتوان صحت و سقم آن را بررسی کرد.
در مورد عمل ناشایست سانسور مدیران هم همین بس که عاجزانه از ارائه ی توجیه وا ماندند و همین برای خواننده ی عاقل برای قضاوت درست کافیست. ( ادامه دارد)





پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)