سلام دوستان
بازم من اومدم بی انگیزه تر و نا امیدتر
من بعد از مشکلاتی که پشت سر گذاشتم و کتک هایی که خوردم و دعواهایی که شد با مشاور مشتورت کردم
و ایشون گفتم همسر شما مشکل پارانوئید خفیف و بدبینی داره و من طلاق رو پیش گرفتم ولی او اصرار به برگشت داره و میگه من خودم رو اصلاح میکنم و این توی تست میلون در اومئ نمی دونم چه قدر معتبره
ولی هرچی هم که میگه من نمیتونم اعتماد کنم حتی گریه میکنه واسطه میفرسته نمیدونم همش فک می کنم بعدا پشیمون میشم از طرفی هم خیلی خیلی ناراحتم که میخوام جرا بشم و زندگیمو از دست میدم
هی سرد و گرم میشم تا تصمیممو قطعی میکنم یهو پیداش میشه زنگ میزنه باز التماس و درخواست
واقعا حالم بده
کاش بازم مثل قبل همون دختر پر امید و پر تلاش بودم ولی این قدر که خسته ام و نا امید که حتی فکر اینکه باز برگردم و مشکلات رو دوباره تجربه کنم حالمو بدتر میکنه
خانودام به هیچ عنوان راضی به برگشت نیستن و میگن این ادم خودشو چندین بار نشون داده
ایا کسایی که تجربه جدایی دارن همینجوری بودن؟ همش دو دل می شدن؟