سلام سلام
عنوان تاپیک رو از اسم همون کتابی گذاشتم که اگه خدا بخواد میخوام مطالبش رو اینجا بیارم.
و به علاوه تجربه ها ی مرتبط و نظراتمون رو.....تا تاپیک کارگاهی بشه
سعی میکنم مطالبی که عینا اوردم رو به شکلی بولد کنم تا از نوشته های خودم مشخص بشه.
بسم الله بریم...
- - - Updated - - -
در طلب خوشبختی
اول خودم را میکشتم تا دبیرستان را تمام کنم و به دانشکده بروم
بعد خودم را کشتم تا دانشکده را تمام کنم و سر کار بروم
بعد خودم را کشتم تا ازدواج کنم
بعد خودم را کشتم تا فرزندانم انقدر بزرگ شوند که به مدرسه بروند
بعد خودم را کشتم که بازنشسته شوم
و حالا چقدر خودم را میکشم تا....
و ناگهان به خودم می ایم و میبینم فراموش کرده ام زندگی کنم.
مجموع لحظه های واقعی مفهوم زندگی را میسازند.
ایا اگر همین حالا زندگی تان به پایان برسد ارزو میکنید که کاش طور دیگری اوقات خود را سپری میکردید؟؟
اگر فقط یک ماه فرصت زندگی کردن داشته باشید چه چیزی را تغییر میدهید؟؟
علایم نداشتن لحظه های واقعی
اغلب مردمی که من میشناسم کمبود لحظه های واقعی دارند.
وقتی ما دچار کمبود لحظه های واقعی باشیم ارامش و رضایت و خوشی نیز کم می شود.
هنگامی که یاد بگیریم چطور لحظه های واقعی را یکی یکی تجربه کنیم
قادر خواهیم بود لحظه های شادی را هم تجربه نماییم.










پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)