دوستان عزیزم سلام
راستش من ی مشکل بزرگ دارم که نمیتونم چه جوری حلش کنم؟
من نمیتونم درست و خوب با آدمها حرف بزنم و خیلی وقتها از چیزایی که خیلی زحمت کشیدم به راحتی میگذرم و نمیتونم حقمو بگیرم.
بزارید ی نمونه براتون مثال بزنم
من 33 ساله هستم
دو سال پیش بعد از 10 سال شریک کاری بودن با خواهرم چون من عقد کرده بودم و قصد شروع زندگی مشترک رو داشتم خواهرم همین موضوع رو بهانه کرد که بعد از ازدواجت نمیتونی مثل قبل کار کنی و این مدت هم تنهایی کار کرده و خسته س و تصمیم داره با یکی از دوستاش که اونم چند سالی هست مشغول بکار هست شریک بشه و بدون اینکه نظر من رو بخواد صحبت های نهایی رو با دوستش کرد و بعد از چند ماه استراحت با اون خانم شریک شد.
پروانه تاسیس و مدارک همه بنام خواهرم بود و من فقط شریک سرمایه و کار بودم.
تو این گیر و دار من با شوهرم به مشکل خوردم و برای جدایی اقدام کردم. بعد از ی مدتی خواهرم انگار احساس کرد که کار خوبی نکرده با بهانه های مختلف و اینکه ما هنوز شریک سرمایه هستیم و بیا اونجا کار کن میخواست منو برگردونه . من دو سه ماهی بخاطر نداشتن نیرو کار ورزیده کمکش کردم اما بعدش هرچی اصرار کرد و خواست من برم من دیگه قبول نکردم و فقط ازش خواستم هرموقع شرایط مالیش خوب شد سهم منو از اون شراکت قبلی پرداخت کنه.
بهم خیلی برخورده بود و توقع همچین رفتاری از خواهرم نداشتم.
اما حالاها احساس میکنم اشتباه کردم و نباید انقدر زود و بدون هیچ حرفی کارمو رها میکردم.
گاهی وقتها حس میکنم بیش از انداره منفعل هستم و کسی منو اصلا حساب نمیکنه .
این بدترین موردش بود اما اتفاقات دیگه هم برام افتاده که کنار کشیدم
اما نمیدونم واقعا رفتار درست در این مواقع چیه؟؟
میخوام تغییر کنم میشه دوستان راهنمایی کنند








علاقه مندی ها (Bookmarks)