به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 05 آبان 00 [ 02:20]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    17,344
    سطح
    83
    Points: 17,344, Level: 83
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,156

    تشکرشده 742 در 286 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام عزیز دلم.
    ما همه میایم تاپیکت رو میخونیم و دلمون میخواد کمکت کنیم اما خودمون هم دقیقا نمیدونم چه راهی درسته؟ به خاطر همین سکوت کردیم و منتظریم یکی که بیشتر از ما میدونه بیاد و راهنماییت کنه... به نظر من باید با شوهرت مطرح کنی ماجرا رو اما اینکه با چه لحن و گفتاری باشه رو من هم واقعا نمیدونم. یه کم دیگه منتظر بمون و اگر باز هم جواب نگرفتی عضو انجمن آزاد شو و از کارشناسان سایت کمک بگیر. ایشالا که حل میشه و اعتمادت برمیگرده.
    موفق باشی عزیزم

  2. 3 کاربر از پست مفید نیکیا تشکرکرده اند .

    ali -guilan (چهارشنبه 19 آذر 93), asal2013 (چهارشنبه 19 آذر 93), sevil73 (چهارشنبه 19 آذر 93)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم
    شما 2 سال این احساس و شک رو تو خودت نگه داشتی؟؟!! میدونی تا وقتی که احساساتت رو بیان نکنی عشق و علاقه ات روز به روز کمتر میشه؟ حالا هر احساسی...
    شما اشتباه کردی که نذاشتی 2 سال از علاقه به همسرت لذت ببری... اونم از این علاقه لذت مضاعف ببره
    هر وقت هر حرفی هر احساسی داشتی باید بیانش کنی...
    این تاپیک رو حتما بخون. خیلی کمک میکنه
    http://www.hamdardi.net/thread-19883.html

    حالا قسمت مهمش طرز بیان موضوع هست که خیلی مهمه.
    همون تاپیک بهمون یادمیده که چطور خواسته هامون رو بیان کنیم احساسمون رو نشون بدیم...

    در مورد این فیلم هم باید با همسرت صحبت کنی
    اول سعی کن قبل اینکه موضوع رو مطرح کنی با همسرت راجب اینکه باید یاد بگیریم که چطور با هم حرف بزنیم و ... صحبت کنی.
    مثلا تو یه فضای آروم یه روزی که همسرت آرومه ،بهش بگو که گاهی وقتا رفتارش باعث میشه که تو نتونی باهاش راحت صحبت کنی
    بگو من دوست دارم و نمیخوام تو به خودت آسیب برسونی هیچوقت. وقتی این کارو میکنی باعث میشه من دیگه حرفامو نزنم... چون نمیخوام اذیتت کنم...
    ما باید بتونیم با هم صحبت کنیم بدون خشونت. بدون دعوا. اگه قرار باشه اینطور نباشه ما دیگه راحت با هم صحبت نمی کنیم .کم کم بینمون فاصله میفته. ما هم که اینو نمیخوایم!
    بعد بذار اول او صحبت کنه. سعی کن اگه حرفی نزد یه جوری با مهربونی بری طرفش تا صحبت کنه.بگه دلیل رفتاراش چیه.بعدش خودش هم پشیمون میشه یا نه...وقتی ازت خواست تو حرفت رو بگی
    بعد صحبتت رو بگو.... و اروم بدون تشنج کردن جو ماجرا بگو... و اینم بگو همه مدت با احساس شک خودت مقابله میکردی چون بهش اعتماد داری.فقط کنجکاویت هم نمیتونی انکار کنی....

    اگه دیدی باز همون رفتارش رو داشت اون موقع دیگه ادامه نده.

    حالا منم نمیدونم تا حالا چطوری میگفتین گه اونطور برخورد میکرده، اما سعی کنید نه خیلی بی خیال باشید نه خیلی خشن!
    امیدوارم بتونی راه ارتباطی با همسرت رو پیدا کنی
    ولی هر طور شده پیدا کن. وگرنه اینطوری روز به روز بینتون بیشتر فاصله میفته

  4. 4 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    3ajid (چهارشنبه 19 آذر 93), ali -guilan (چهارشنبه 19 آذر 93), asal2013 (پنجشنبه 20 آذر 93), sevil73 (چهارشنبه 19 آذر 93)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-19
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    77
    سطح
    1
    Points: 77, Level: 1
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سویل جان!
    این مشکل رو من و نامزدم هم داشتیم.
    قبل از ازدواج ما، یه دختره تو زندگتی من بود که فقط یک هفته با هم به صورت تلفنی درد و دل کرده بودیم. نگو خانم ما از موضوع خبر دار می شه و نسبت به من شک میکنه!
    من خودم از رفتاراش فهمیدم که بهم مشکوکه!
    بعد از جریان های زیادی که من هم باهاش لج کرده بودم... وقتی ازم صادقانه پرسید جریانش رو، من هم براش ثابت کردم که برا قبل از ازواجمونه و همه چی به خوبی و خوشی حل شد.
    یه راهنمایی(البته نظر شخصیمه): یک زن حتی با یه نگاه هم میتونه خیانت شوهر رو بفهمه. فقط باید دقیق باشی. من احتمال 99.8 درصد احتمال میدم مال قبل از ازواج باشه.

  6. 3 کاربر از پست مفید 3ajid تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 20 آذر 93), reihane_b (پنجشنبه 20 آذر 93), sevil73 (چهارشنبه 19 آذر 93)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 30 بهمن 95 [ 03:03]
    تاریخ عضویت
    1393-8-19
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    4,848
    سطح
    44
    Points: 4,848, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    716

    تشکرشده 189 در 74 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام ممنون از همتون
    اخه مشکل من اینه که همسرم شهرای مختلف حتی خارج از کشورماموریت های کاری میره پیشم نیست که بفهمم وقتیم که خونست دلم نمیاد بحثی رو پیش بکشم وناراحتی پیش بیاد
    هر روز چند ساعت بهم زنگ میزنه ابراز علاقه میکنه ولی به شدت زرنگه اگه چیزیم باشه بروز نمیده که بفهمم حال وهواش چطوره چیکارمیکنه منم ازش چیزی نمپرسم که کجاست چیکار میکنه اگه بگه خودش میگه منم خودم احتمال میدم واسه قبله ازدواجمونه این کیلیپ ولی دلم رازی نمیشه که
    ادم صادقیه هرچی بپرسم راستشو میگه حتی به ضررش باشه حتی میاد خیلی چیزارو تعریف میکنه من یعنی شاخ درمیارم که هرکی جاش بود نمیومد اینارو تعریف کنه مطمعنم اگه بگم صادقانه توضیح میده ولی ترسم از اینه که بگه واسه بعده عقد اونوقت چیکار کنم؟واقعا نمیتونم اونوقت باهاش زندگی کنم
    ما خیلی سختی کشیدیم دوری هایی زیادی رو تحمل کردیم که واسه کسی قابله تحمل نبست میترسم همش نابود شه

  8. کاربر روبرو از پست مفید sevil73 تشکرکرده است .

    ali -guilan (پنجشنبه 20 آذر 93)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    این مهربونی شما جای تحسین داره که دوست داری همسرت چند روزی که کنارشما هست رو به آرامش بگذرونه و نمیخوای آزرده خاطرش کنی. همین نشون میده واست مهمه و دوستش داری
    ولی عزیزم با همه این احوال، زن و شوهر نیاز دارن که با هم صحبت کنن که حرفاشون رو به هم بگن... وقتی شما هیچ صحبتی نکنی و همه چی رو تو دلت نگه داری ، از اونطرف همسرت هم با همین تفکر(که چند روزی که با هم هستیم رو تلخ نکنیم) ایشونم حرفاش رو مثل شما بیان نمیکنه..... بعد تو ظاهر هر دوی شما فکر می کنید که اون راضیه بذار من چیزی نگم خرابش کنم... از روبرو شدن با واقعیت ها میترسید
    هیچوقت اونطور که باید و شاید از کنار هم بودن لذت نمی برید.همش ظاهری میشه.
    همین اتفاقات کم کم شما رو در واقعیت از هم دور میکنه ولی در ظاهر نه.
    مطمین باش شک نکن همسرت احساس تو رو تا حد خیلی زیادی درک میکنه.هر چی بخوای ظاهرسازی کنی و ازش مخفی کنی....تو هم همینطور.
    تو کتاب درمان احساسات قشنگ گفته. میگه خیلی اوقات زن و مرد احساس طرف مقابلشون رو بروز میدن.چیزی که زن در خودش سرکوب میکنه مرد بروزش میده و بالعکس
    حالا عصبانیت همسر شما شاید از اونجا شروع شده که شما عصبانیت و احساس شکت رو بیان نکردی و تو خودت سرکوبشون کردی .می بینی که سرکوب کردن باعث میشه تا آخرعمرت هم باهاش سروکله بزنی و هیچوقت راحت نشی. علاقه ات بهش بیشتر نشه
    پس دیکه این روند رو ادامه نده دوست عزیز
    اینجوری در حق همسرت لطف نکردی .بلکه ظلم کردی! میدونی چرا؟ چون امکان حرف زدن و دفاع کردن از خودش رو ازش گرفتی. چون 2سال بدون علاقه و بدون اعتماد و با شک کنارش زندگی کردی.... اینا برای مرد درد آوره .خیلی دردآورتر از جای ضربه های چاقو

    این صجبتام کلی بود.بازم تاکید میکنم اون تاپیک منفعلانه رو بخون. واقعا بهت کمک میکنه. منم دارم میخونمش.قبلا هم تقریبا تا آخراش خوندم ولی هنوز خیلی جای کار دارم.
    سطحی نخون رو رد شو.عمیق بخون و بهش عمل کن واقعا
    -'-'------------------------------------------------
    عزیزم مردی که صادق باشه معمولا تو عشقش هم صادقه...
    باید سعی کنی از رفتاراش بفهمی ببینم دوستت داره یا نه. فهمیدنش کار سختی نیست. اصلا همون که به خاطر شما دستش رو ضربه زده (هرچند این رفتارشون اصلا منطقی نبوده) نشونه دوست داشتن هست
    سعی کن گرفتار بدبینی هم نشی...اون موقع دیگه خیلی زندگی برات سخت میشه
    ولی حتما اگه شکی بهش داری و میدونی از روی بدبینی نیست ،در مورد فیلم یا هر چیزی باید باهاش صحبت کنی
    ولی ترسم از اینه که بگه واسه بعده عقد اونوقت چیکار کنم؟واقعا نمیتونم اونوقت باهاش زندگی کنم
    ازروبرو شدن با واقعیت ها نترس.فرار نکن
    اینکه بدونی خدای نکرده بهت خیانت کرده مثلا،خیلی بهتر از یه عمر شک و تردید به همسر و زندگیت هست. چرا میخوای همش از واقعیت فرار کنی
    بالفرض واسه بعد عقد شما بوده. اون موقع هم زمان داری فکر کنی تصمیم بگیری برای زندگیت.شاید تصمیم گرفتی جدا بشی ازش.خب تو که الانم داری تو زندگی ازش جدا میشی! طلاق عاطفی! یعنی الانم خیلی عشقی نیست که از از دست دادنش بترسی....
    چرا تو تصوراتت تا همه جا پیش رفتی ولی نتونستی بیانشون کنی

    عزیزم زن و شوهرایی که از هم دورن هم مثل بقبه حق حرف زدن دارن.حق اینکه مثل بقیه با هم گاهی مخالفت کنن ولی نظر واقهیشون رو بیان کنن حتی اگه یه ذره ناراحتی پیش بیاد.نمیشه که بخاطر فرصت کمی که کنار هم هستین حق حرف زدن رو از خودتون بگیرید
    مگه میشه بین زن و شوهر بحث پیش نیاد..... اگه پیش نیاد عجیبه
    اما مهارت های ارتباطیتون رو بالا ببرید تا بتونید یه صحبت مفید و منطقی داشته باشید با هم

    سویل جان برای 1بارم که شده خودت رو از برزخ دو دلی اعتماد و دوست داشتن یا نداشتن همسرت نجات بده.
    هرچند من خیلی خوش بینم به علاقه همسرت،ولی خودت هم مطمین شو و از زندگی کنارش لذت ببر

    ببخشید طولانی شد.
    خوشبخت باشید
    ویرایش توسط reihane_b : پنجشنبه 20 آذر 93 در ساعت 08:32

  10. 3 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 20 آذر 93), sevil73 (پنجشنبه 20 آذر 93), نیکیا (پنجشنبه 20 آذر 93)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    عزیزم مطلبی که ذهنت رو مشغول میکنه باید با همسرت مطرح کنی ولی نه اونجوری که به غرورش بخوره و اینقدر عصبیش کنه . مثلا در مورد اینکه گفتی چرا به اون زن نگاه کردی ؟ با اینکه عکس العملش رو تائید نمیکنم ولی هر مرد دیگه ای هم بود به شدت ناراحت میشد . بهتر بود مثلا میگفتی : اونقدر دوستت دارم که حسود شدم و حتی یه لحظه هم نمیتونم تحمل کنم نگاهت به یه زن دیگه بیافته . میبینی همون مطلب رو رسوندی ولی با یه لحن دیگه . در مورد اون فیلم هم بهتره زمانی که با هم خوبین و دارید حرف میزنید بهش بگید من از یه چیزی ناراحتم . و وقتی پرسید از چی ؟ بهش بگو که اون زمان توی هاردت فیلمی رو دیدم که من رو به هم ریخته . چیزی بهت نگفتم تا ناراحت نشی . ولی خیلی اعصابم رو به هم ریخته . احتمالا بدون عصبانیت بهت توضیح میده . البته خودت هم میبینی که دوستت داره و گوشیش دست توئه یعنی داره اعتماد سازی میکنه .

  12. 4 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 20 آذر 93), reihane_b (جمعه 21 آذر 93), sevil73 (پنجشنبه 20 آذر 93), نیکیا (پنجشنبه 20 آذر 93)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 30 بهمن 95 [ 03:03]
    تاریخ عضویت
    1393-8-19
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    4,848
    سطح
    44
    Points: 4,848, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    716

    تشکرشده 189 در 74 پست

    Rep Power
    32
    Array
    ممنون از همتون که راهنماییم کردین
    ریحانه جان به تاپیک سر زدم واقعا بهم کمک کرد

    من باید خیلی رو رفتارام کار کنم چون بیشتر مشکلاتم به خودم برمیگرده که بیان مناسبشو بلد نبودم یا اینقد جرات نداشتنم که موضوعی رو با شوهرم مطرح کنم از ترس اینکه دعوا وبحثی پیش نیاد بیشتر وقتاهم خواسته های خودمو نادیده گرفتم وچقد بعدش ناراحت شدم باید خیلی رو رفتارای خودم باهمسرم کار کنم تا بتونم ارتباط بهتری باهاش برقرار کنم
    خیلی خوشحالم که بهم سر زدید وراهنماییم کردین
    باز اگه نکته ی بود بهم گوشزد کنید ممنون

  14. 2 کاربر از پست مفید sevil73 تشکرکرده اند .

    ali -guilan (پنجشنبه 20 آذر 93), reihane_b (جمعه 21 آذر 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.