به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 دی 99 [ 19:06]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    216
    امتیاز
    8,297
    سطح
    61
    Points: 8,297, Level: 61
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 201 در 111 پست

    Rep Power
    35
    Array

    6 حق تصمیم گیری ندارم

    سلام
    من 22 سالمه و لیسانس دارم و آخرین فرزند خانواده ام و در کودکی پدرم رو از دست دادم و حالا بامادرم زندگی میکنم و بقیه خواهر و برادرانم ازدواج کرده اند .من چند تا مشکل اساسی دارم که می خوام بگم
    1- نداشتن هیچ خاستگاری واقعا نمی دونم باید چیکار کنم با اینکه اجتماعی هم هستم اما نمی دونم مشکل از کجاس؟
    2- اینکه کسی بهم چیزی میگه تا چند روز همه اش حرص می خورم و اعصابم خورد میشه و شبها نمی تونم بخوابم (البته اگه فامیل باشه مثل زنداداشهام چون متلک هاشون تا مغز آمو میسزونه)هر کاری می کنم نمی تونم بی خیال باشم کسی بهم متلک میگه همش پیش خودم میگم چطور جوابش رو بگم ویا چطور بنشونمش سر جاش اینا چونکه اون لحظه جوابی پیدا نمی کنم و متاسفانه همیشه درگیرم .
    3- هرکاری میکنم می گم نکنه فلانی این فکر رو در موردم داشته باشه و خود سرزنشی دارم هر کاری میکنم می گم نکنه این طوری یا انطوری فکر کنند در موردم
    4-احساس نیاز شدید به ازدواج از همه لحاظ و نبودن هیچ خاستگاری قبلا هم که خاستگار داشتم درست حسابی نبودن مثلا معتاد اینا
    5- که از همه حاد تر هست اینکه من تو ازدواجم باید برادرهام موافقت کنن خودش هم همشون وگرنه ازدواجم منتفی میشه و از همه بدتر اینکه اونها شدیدن دهن بین زنشون هستن و زنداداشام هم شدیدا حسود و بدخواه هست البته نه همشون بلکه دو تاشون.همش داداشام رو یاد میدن و کلی ما رو بد می کنن مثلا خاستگار میاد اونقدر در گوش داداش هام می خونن و سنگ جلو پا می ندازن یا اونقدر میرن رو اعصاب آم که یه چیزی میگی بعد اون حرفتو بزرگ می کنن و همه جا میگن.خیلی اعصابم خورده نمی دونم با این زنداداش ها چیکار باید کرد یه چیزی هم بگم اینکه هر حرفی که میگی طور دیگه ای به داداشم می رسونن و کلی هم به دهنت حرف می بندن و شدیدا اهل تهمت زدن هستن و فقط دنبال این هستن که از ما عیبی ببینن وبکوبن سر داداش هام.همه اش دنبال حرف و تهمت هستن.بیشتر از ازدواج از اونها می ترسم نمی دونم موقعی که خاستگار اومد برام با اونها چه رفتاری داشته باشم تا حرف درنیارن تا بزنن تو بلندگو؟فقط کافیه سوتی بدی تا ابد بهت می خندن و مسخره ات می کنن اما در مورد فامیل خودشون حرف بگی می کشنت.
    با این زنداداش های خونه خراب کن چیکار کنم؟ دنبال شکستمون هستن؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید بی همدم تشکرکرده است .

    جاثیه (سه شنبه 28 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. موندم چه تصمیمی بگیرم؟ کمک کنید...............
    توسط yase sefid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 شهریور 92, 10:55
  5. چه تصمیمی بگیرم؟
    توسط arah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 17:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.