به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 فروردین 93 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    418
    سطح
    8
    Points: 418, Level: 8
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دچار اختلال روحی روانی شدم

    با سلام به همگی دوستان
    نمیدونم از کجا شروع کنم گفتنش واسم سخته سعی خودم رو میکنم بتونم مشکلم رو کامل بگم که دوستان بتونن بهترمنو راهنماییم کنن

    الان سه ساله یا شایدم چهار سال که این مشکلات رو دارم: کم خوابی ( حتی اگه به مقدار کافی هم خوابیده باشم بازم احساس میکنم اصلا نخوابیدم )
    کم اشتها شدم ، اعتماد به نقسم خیلی کم شده ،پرخاشگر شدم،حواس پرتی، فراموشی ( این یه مورد خیلی منو اذیت میکنه) عدم تمرکز و مهمتر از همه بدبینی
    خب حالا اصل داستان
    پسری 28 ساله هستم که تویه یه خونواده مذهبی بزرگ شدم خودم تا 22 سالگی نماز میخوندم که بنا به دلایلی الان دیگه نمیخونم من بزرگترین فرزند خونواده هستم وبه غیر از خودم دوتا برادر کوچکترهم دارم مثل خیلی از پسرها تو 15 سالگی بلوغ شدم منتها تا 18 سالگی فقط کشش داشتم اما بعد از اون متوجه دلیل کشش شدم و همیشه این میل رو تا به الان سرکوب کردم (به صورت خود ارضایی) تا سال سوم دانشگاه مشکلی نداشتم اما کم کم اون مواردی که بالا گفتم در من شکل گرفت اینم بگم درسته که نماز نمیخونم اما به تمامی موارد اخلاقی پایبندم پدرم همیشه من رو نصیحت میکرد که دنبال ناموس مردم نرم و همیشه به من میگفت که از هر دست بدی از همون دست پس میگری خلاصه این موارد شد آویزه گوش ما تا به الان و نتیجه اش شده اینکه من تا الان با هیچ دختری ارتباط نداشتم " هیچ وقت " اون زمان که دانشچو بودم میرفتم دانشگاه کلاس که تموم میشد سریع برمیگشتم خونه الانم کلا تمام وقت سر کارم خب از اینجا به بعد یه مقدار سخته واسم توضیح دادن مشکل
    همون طور که میدونید الان مذهب خیلی داره کمرنگ میشه تو جامعه و سنتها داره از بین میره وقتی اخبار رو تو روزنامه میخونم دلم میگیره بعضی وقتها بغض تو گلوم جمع میشه که چقدر جامعه ولنگو باز شده اما مشکل
    من الان قصد ازدواج ندارم اما وقتی 5 سال آینده رو نگاه میکنم با پیش بینی که از وضعیت موجود دارم اصلا امیدی که بتونم دختری که از نظر اخلاقی مثل خودم باشه پیدا کنم رو ندارم کلا یه جور نا امیدی محض هم افسوس گذشته رو میخورم هم آینده خلاصه بدجور از لحاظ روحی به هم ریختم دوستانم همیشه به من توصیه میکردن که با یه دختر دوست بشم منتها من پیش وجدان خودم میگفتم این خودخواهیه چرا که من با کسی دوست باشم ولی توقع داشته باشم طرف مقابلم تجربه نکرده باشه
    این مشکل بدجور روی من تاثیر گزاشته انگیزه ام رو از دست دادم اصلا نمیتونم تمرکز کنم ازخودم اصلا راضی نیستم سعی کردم با افکارم مقابله کنم برنامه ریزی کنم کارهایی رو که واسه پیشرفتم نیاز دارم منتها هر بار نا تمام رهاشون کردم توروخدا راهنمایی کنید

  2. کاربر روبرو از پست مفید morteza85 تشکرکرده است .

    ammin (سه شنبه 19 شهریور 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.