به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 61
  1. #11
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    مرسی که نظراتتون رو میذارید.
    اما کاش شرایطی که من گفتم رو بهتر بخونید

    حالا من يه پيشنهاد به شما ميكنم. بيشتر روي 14 سكه و حق كار و حق طلاق يا حق انتخاب مسكن مانور بده.
    من دارم میگم پدرم موافق نیست. شما دارید منو راضی میکنید به مهریه ی کم؟!
    در شمن تجربه تلخ شما رو توی تاپیکت خوندم.
    خیلی متاسفم که این مشکل برای شما پیش اومده.
    اما دلپذیراد نگفت الان اینو بگو بعداً بزن زیرش.
    من هم اگه چنین چیزی بگم همچین قصدی ندارم.


    ممکنه شما از یک راه حل جواب نگرفته باشی ولی دیگری بگیره.

    اما با همه این حرف ها، دلایل منطقی ای پشت حرف خواستگارم هست که میگه این کار مشکل بین خانواده ها رو حل نمیکنه.


    فکر کنم مشکلم راه حلی نداشته باشه.

    ببخشید که تاپیک زدم.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم دختر مهربون اینو مطمئن باش که شرایط خانوادت در جهت تعالی و خوشبخت شدن شماست. به حرفاشون گوش کن. اما در مورد مهریه معمولا مقداری را عنوان میکنن که عرف فامیلتون یا شهر شماست. مثلا تو فامیل ما از 14 تا تا 114 تا متغیره و بیشتر هم نیست. باهاشون در این مورد قاطع صحبت کنید البته بهتر بود مابقی شرایطشون را هم مینوشتید تا بهتر راهنماییتون میکردیم. زیاد سخت نگیرید. اما در مورد پیشنهاد دوستان در مورد بخشش مهر باید بگم اولا موقع بخشش باید خانوادت در جریان باشن دوما فرض کن این کارو بکنی دور از چشم خانوادت اونوقت اگه روزی بفهمن میدونی چی میشه؟ نتیجه جالبی نداره مطمئن باش . اگه صلاح دونستید توضیح بیشتری بدید قطعا قابل حله

  3. کاربر روبرو از پست مفید farassoo تشکرکرده است .

    دختر مهربون (سه شنبه 28 خرداد 92)

  4. #13
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    ببخشید آقای فراسو این مالیاتی که گفتین رو مطمئنید؟
    من از هیچ کس تا به حال همچین چیزی نشنیدم! خیلی برام عجیب بود.

    من نمیخوام همه رو ببخشم. تا مقدار توافقی ای که بین خودمون دوتا هست. که حتی اگه این کار رو بکنم باز هم به مهریه باقی مونده نمیشه گفت کم!

    در مورد اطلاع خانواده ها درست میگید. بخاطر همین مسائل و چند تا مسئله دیگه به این نتیجه رسیدیم که زیاد نمیشه روی بخشیدن حساب کرد. چون بخش بزرگی از مسائلی که با مهریه بالا بوجود میاد رو نمیتونه حل کنه.

    ------------

    از خانومای تالار کسی نیست مهریه شو (یا کلی یا یک قسمتی رو) به صورت رسمی بخشیده باشه؟
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  5. #14
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    دختر مهربون عزیز،

    این تاپیک را بخون شاید کمکت کنه.
    بخشش مهريه را به چه نحو قانوني ثبت كنيم كه قابل رد يا اعتراض در اينده نباشد؟؟؟



    دختر مهربون،
    داشتم باز براتون دنبال مطلب می گشتم این نکته را در یک متنی دیدم، گفتم خوبه بدونید که بخشش مهریه در زمان عقد و بکارت دختر باید با دقت بیشتری انجام بشه که بعدش خدای نکرده دردسر نشه:
    علاوه براین با توجه به اینکه شما در زمان عقد بسر می برید و احتمالا هنوز نزدیکی نکرده و باکره هستید بخشش مهریه می تواند برای شما دردسر ساز نیز بشود چرا که شما به دلیل باکره بودن مستحق نیمی از مهریه هستید و اگر همه مهریه را ببخشید در صورت طلاق مردحق دارد به اندازه نیمی از مهریه از شما دریافت کند. پس با این وجود بخشش مهریه در زمان عقد به هیچ وجه کار منطقی و معقولانه ای نیست.
    ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 28 خرداد 92 در ساعت 02:01

  6. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    دختر مهربون (سه شنبه 28 خرداد 92)

  7. #15
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    سلام دختر مهربون عزیزم


    خوبی خانمی ؟

    خوشحالم که اینبار موردی از خواستگارهایت به این مرحله رسیده . وقتی بالاخره با همین پدر ، شد که یک خواستگار به این مرحله برسه ، میشه به مراحل بعدهم برسد .

    به نظر میرسه پدرت از تیپ های تایید طلب باشد . اگر این است بهتره روی رابطه عاطفی با او سرمایه گذاری کنی . می دونم برات سختهست و روی پدرت و کارهاش حساس شدی و دل خوشی نداری . اما اگر بدانی که با برقراری ارتباط عاطفی بدون استفاده از منطق و استدلال، و تایید او چه اثری میتونی داشته باشی مطمئناً ترغیب می شوی به اینگونه ارتباط برقرار کردن .

    به پدرت نزدیک شو ، با او کل کل نکن و جوری نشون بده که هرچی بگه برات محترمه و مطمئنی که خیر و صلاحت را میخواد .

    هدف پدرت بیشتر قدرت نمایی و جلوه گری هست تا با به کرسی نشوندن حرفش بگه من هستم و البته این علت دارد ، شاید از طرف مادر و بعد هم از سوی شما تایید لازم را نگرفته و از طرفی خلاء هایی داشته که پر نشده و در کودکی ممکنه بیشتر سرکوب شده باشه و احساس نادیده گرفته شدن پیدا کرده . در هر صورت همانطور که گفتم به نظر میرسه میل به ابراز قدرت و توانایی و تسلط داشتن هست . می توانید با ظرافت و به کار گرفتن مهارت این میل او را ارضاء کنید تا از اینراه نخواهد تامینش کند .

    مثلاً در این مورد یعنی بحث مهریه . اول شرایط یک ارتباط عاطفی را طی چند روز با پدر فراهم کن ، یعنی چند روزی با او گرم بگیر و به پاش احساس و عاطفه با توجه به قلقش بریز و ... بعد از این چند روز با بهانه مناسب بحث مهریه را توسط بقیه اعضاء خانواده بکش وسط ، یعنی هماهنگ کن یکی از آنها آنرا طرح کند و ابراز مخالت با لحنی آرام و با دلیل منطقی داشته باشند .

    بعد در میان نظرات آنها بگو : من خوب میدونم که پدرم چقدر اینجوری پشتوانه برای من درست میکنه ، من دلسوزی و هواداری بابا رو با هیچی عوض نمی کنم . من نیاز دارم که بعدها روی پشتوانه بوذن بابا حساب باز کنم . مطمئن هم هستم بابا دلش نمیخواد موردی که مناسبه از دست بره ، نمیدونم چطور مدیریت میکنه اما می دونم و مطمئنم آنقدر با محبت هست و به اینکه زودتر بچه هاش سرو سامان بگیرند توجه داره که خودش مواظب هست نه سیخ بسوزه نه کباب و نیازی به گفتن یا حتی نگرانی ما نیست . از کجا می دونید بابا با مهریه بالا نخواهد از مرگ بگیره تا طرف به تب راضی بشه . یعنی شاید بخواد با پایین اومدنش به یه حد متعارف منتی روی سر اونها داشته باشه که راحت دخترش رو بهشون نداده . بگو : من که اینطور تصور می کنم و البته نمیدونم درست متوجه شدم یا نه ، اما اگه درست متوجه شده باشم ، دست بابا را بخاطر هوشمندی و تدبیرش می بوسم و می دونم خودش بلده به خیر و خوشی به سرانجام برسونه این ازدواج را .

    ما بابارا خوب نشناختیم ، فکر می کنم بابا خیلی سیاست داره و هیچ وقت نگذاشته ماخوب متوجه بشیم چکار میخواد بکنه و البته همینم گاهی برای ما سوء تفاهم به وجود آورده . اما من مدتیه پی بردم که بابا چه حسی داره البته اگردرست پی برده باشم .

    بعدش بگو بابا هرجا من اشتباه فهمیدم شما بگو و تصحیحش کن اینجوری هم بابا رو تایید کردی ، هم به پشتوانه بودنش تکیه کردی و اعلام نیاز کردی،هم به بالا بودن مهریه به طور محترمانه و اینکه ممکنه باعث از دست رفتن یک موقعیت خوب بشه اشاره کردی و هم تلقین کردی که انعطاف نشون بده ت منتت روی سرشون باشه و .....

    خودتو بگذار جای باباو اینحرفها را از دخترت بشنو ، چه حسی بهت دست میده و چه واکنشی نشون می دهی ؟؟؟



    خیلی خوبه که از اول تلاش می کنی که مهریه سبک بشه اما اگر هم نشد وعده بخشش بدهی مورد پذیرش داماد قرار میگیره ،نگران بقیه تبعاتش نباش چون در این صورت می ارزه تبعات کمی را بپذیری برای اینکه مورد مناسب از دست نره وازدواج شما هم بیش از این گره نخوره .

    برای بخشش مهریه ، از نظرحقوقی دادگاه رفتن لازم نیست که بخواهی هزینه دادرسی بدهی و نیاز به حضور پدر هم نیست بلکه محضر رفتن وبخشیدن محضری ( روی برگه دستی ) هم کافی هست و امضاء و اثر انگشت تایید شده شما توسط محضر دار سند هست . فقط همانطور که یکی از دوستان اشاره داشتنددر دوران عقد مواظب باشید که همه مهریه بخشیده نشه . شما هم که قصد نداری همه مهریه را ببخشی پس مشکلی نیست .


    .




    ویرایش توسط فرشته مهربان : سه شنبه 28 خرداد 92 در ساعت 03:52

  8. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (سه شنبه 28 خرداد 92), ویدا@ (سه شنبه 28 خرداد 92), مسافر زمان (سه شنبه 11 تیر 92), دختر مهربون (سه شنبه 28 خرداد 92), شمیم الزهرا (یکشنبه 02 تیر 92)

  9. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    چند تا مطلب کوچولو :
    1- اولا که مضمون اصلی پست "فرشته مهربان" رو خوب درک کن و حتما عمل کن. هر پدری هر چند سنگدل با این حرفها قند تو دلش آب میشه و تماما خودش رو فدای دلخوش کردن دخترش خواهد کرد شک نکن.
    .
    2- شما خودت هم به نظر به مهریه بالا بی میل نیستی ولی نه به اندازه ای که پدر میگوید. به نظرم شما کمی فکرتو در مورد مهریه بالا تعدیل بکنی در خوشبختی زندگی آیندت بسیار بسیار موثر خواهد بود.
    .
    3- و اما یک شاه کلیدی بهت معرفی میکنم که با اون هر مقدار که مهریه رو بابات گفت میتونی به روشی مورد رضای دو طرف و با حفظ جایگاه دو طرف مسئله رو به پیش ببری و اون اینه:
    هنگام ثبت در عقدنامه ، آن مقدار که مورد توافق قلبی شما و آقا داماد هست بشود "عند المطالبه" و مابقی آن بشود "عند الاستطاعه" به همین سادگی به همین خوشمزگی!!
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا
    ویرایش توسط Aram_577 : سه شنبه 28 خرداد 92 در ساعت 07:08

  10. 5 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    reihane_b (سه شنبه 28 خرداد 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 29 خرداد 92), میشل (سه شنبه 28 خرداد 92), دختر مهربون (سه شنبه 28 خرداد 92), شمیم الزهرا (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  11. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام دختر مهربون

    اولین چیزی که باید تغییر بدی، تفکرت نسبت به قصد پدرت هست.

    من احساسی که نسبت به پدرت داری، و مشکلاتی که بینتون هست رو درک می کنم. اما نگذار این احساس باعث بشه برداشت نادرستی از ویژگی های پدرانه اش پیدا کنی.

    1- باور کن که پدرت قصد داره ازت حمایت کنه.

    حتی اگه لج بازی و غیره هم با احساس حمایت گریش قاطی شده باشه، باز هم اصلی ترین حسی که داره، حس حمایت از دخترش هست.

    اینطور که در پست اولت توضیح دادی، رابطه خوبی با پدرت نداری. مطمئنا تنش ها و چالش هایی که در طی سال ها بینتون پیش اومده، قلب یه دختر، که سرشار از احساس هست، رو متاثر می کنه... من این رو خیلی خوب درک می کنم.

    می دونم ممکنه پدرت خیلی کوتاهی ها کرده باشه.

    اما

    اما

    اما

    فراموش نکن که اون قبل از هرچیز پدره... و چیزی قوی تر از حس حمایت گری درش نیست...

    هرچند همونطور که گفتم این حمایت گری با انحرافات اخلاقی ای مثل لج بازی یا قدرت طلبی یا منیت و خودخواهی یا ... قاطی شده باشه.

    هرچند بلد نباشه چطور از دخترش حمایت کنه...

    2- این یه واقعیته که زن ها بخاطر آسیب بیشتری که از طلاق می بینن، به تضمین هایی نیاز داشته باشند.

    اما سوال اینه که آیا مهریه تضمینیه که در عمل به کار بیاد؟

    متاسفانه جواب این سوال منفیه.

    چرا می گم جواب منفیه؟ چون در جریان چند مورد طلاق بودم. فکر می کنم اگه پدرت هم از نزدیک درجریان چنین مواردی قرار بگیره، با من هم عقیده بشه.

    مثلا موردی که خانوم چیزی در حد یه مهریه بالا به شوهرش داد، تا از کسیکه زندگی باهاش خطر جانی داشت، جدا بشه! اون هم بعد از چند سال دویدن در دادگاه ها، و با وجود یه مهریه بالا، و با وجود آبروریزی ها و ....

    موارد زیادی از این دست می تونی جمع آوری کنی.

    و تو خونه راجع بهشون صحبت کنی.

    یا مستقیما به پدرت بگی.

    باید به پدرت آگاهی بدی.

    باید حواسش جمع بشه که به این راحتی ها نمی تونه از دخترش حمایت کنه.

    باید راه های دیگه ای پیدا کنه.

    3- روی مضرات مهریه بالا فکر کن. ببین این چه ضررهایی می تونه داشته باشه. و چطور در مواردی که دو نفر مشکل پیدا کردن، همین مهریه بالا و تکیه بهش از سمت خود خانوم، یا خونوادش باعث افتادن در مسیر جدایی و سقوط به سمت طلاق می شه...

    4- از پدرت بخواه که در این مورد حمایتت کنه.

    بگو پدر من نگرانم که چطور خودم رو از ظلم هایی که ممکنه در آینده در حقم بشه محافظت کنم. (بعنوان یه انسان عاقل باید هم نگران باشی... یعنی اصلا تظاهر نمی کنی، چیزی رو می گی که وجود داره...)

    راه های مختلف رو با هم بررسی کنید.

    اما خیلی اصرار نکن. اگه پدرت هنوز به مهریه بالا معتقد بود و می خواست تو روهم متقاعد کنه، بپذیر، اما با یه چهره سوال آلود.

    5- از نظر من عاقلانه ترین کار اینه که با یه وکیل مشورت کنید. یعنی شما و پدرت با هم.

    برای پدرت جا بنداز که با این درصد بالای طلاق، نیاز هست که برای تنظیم سند ازدواج از مشورت یه متخصص بهره مند بشید. تا ببینید که کار درست چیه و چطور به بهترین نحو می شه از ظلم هاییکه ممکنه در آینده در حقت بشه، جلوگیری کنید.

    6- قطعا برای تعیین وکیل یا مشاور باید یه بررسی هایی بکنید تا بفهمید کدوم یکی بهتره. وقتی متوجه شدی قراره به کی مراجعه کنید، قبل از قرار ملاقاتتون باهاش تماس بگیر یا حضوری برو ببینش و در مورد دغدغه ای که داری باهاش صحبت کن. بگو که می دونی مهریه نه تنها تضمین کننده نیست، بلکه می تونه مضر هم باشه. اما نتونستی در این مورد حمایت پدرت رو جلب کنی.

    من فکر می کنم یه فرد خبره که با فضای دادگاه ها آشنا باشه، تایید می کنه که مهریه تضمین کننده نیست.

    ازش بخواه که این موضوع رو برای پدرت هم جا بندازه (بدون اشاره به گفتگویی که با تو داشته) و راه های جایگزین رو بهتون نشون بده. چیزاییکه در شرایط بحرانی بتونن بهتون کمک کنن. شاید حق طلاق. شاید حق حضانت. شاید نصف اموال. و ...

    =================================================

    امیدوارم این روند، با اصلاحاتی که با توجه به شرایطت و شناختی که از پدرت داری، بهش می دی، برات مفید باشه. یا حداقل ایده ای رو در اختیارت بذاره.

    اما یه خطر هم وجود داره، و اون اینکه پدرت نه تنها مهریه رو کم نکنه، بلکه شروط دیگه ای هم اضافه کنه (همون چیزاییکه وکیل بهتون می گه). بنابراین باید حواست به این موضوع باشه. و بیشتر روی مضرات مهریه صحبت کنید. و واضح باشه که اون موارد بعنوان جایگزین می تونن عمل کنن، نه مکمل!

    در واقع اصلی ترین تضمین درایت خودت برای حفظ خونوادت هست. هیچ چیز بیشتر از این نمی تونه خیالت رو در مورد آینده جمع کنه. (البته با توجه به درایتی که برای انتخابت به خرج دادی)

    دختر مهربون من به شخصه فکر می کنم یه مهریه بالا برای زندگی مضره. بخاطر اینکه سروکله ش تو هر دعوایی پیدا می شه!

    مثلا شوهر تو عصبانیت می گه اگه بخاطر مهریه ت نبود یه دقیقه تحملت نمی کردم! و با این حرف قلب همسرش رو می شکنه.

    یا زن تهدید می کنه که مهریمو اجرا می ذارم! و با اینکار گور اون زندگی رو می کنه!

    یا خونواده ها تو برخوردهایی که پیش میاد، مهریه رو مثل یه بمب شلیک می کنن به سمت طرفشون... بدون اینکه تو اون حالت عصبانیت توجه کنن که این بمب داره زندگی دختر یا پسر و نوه های خودشون رو هم منفجر می کنه!

    =================================================

    به پدرت با محبت (محبت حقیقی) بگو نگرانیش رو درک می کنی، اما قول می دی همه تلاشت رو برای یه زندگی سالم بکنی. طوریکه باعث افتخارش بشی. ازش بخواه بهت اعتماد کنه... البته اگه می دونی اخلاقش طوریه که ممکنه نسبت به درخواست اعتماد موضع بگیره، اینو کلامی نگو. اما در عمل سعی کن اعتمادش رو جلب کنی.

    سعی کن خانوم و عاقل و با درایت و فهمیده و آروم و باوقار و مسلط به نظرش بیای... :) مردا اینا رو خیلی دوست دارن، پدرا عاشق اینن که این ویژگی ها رو در دخترشون ببینن...

    =================================================

    یه نکته خیلی مهم هم اینکه خیلی مواظب باش که خواستگارت رو بیش از چیزیکه لازمه در جریان اختلاف نظرهایی که با پدرت داری قرار ندی. حتی وقتی چیزی برخلاف نظر پدرت می گی، مواظب باش که صدا و نگاهت، احترام رو القا کنه.

    =================================================

    شاد و خوشبخت باشی عزیزم. بهترین ها رو برات آرزو می کنم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : سه شنبه 28 خرداد 92 در ساعت 09:45

  12. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    Aram_577 (سه شنبه 28 خرداد 92), reihane_b (سه شنبه 28 خرداد 92), باران13 (چهارشنبه 29 خرداد 92), دختر مهربون (سه شنبه 28 خرداد 92)

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 مرداد 92 [ 14:09]
    تاریخ عضویت
    1392-1-17
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    792
    سطح
    14
    Points: 792, Level: 14
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 30 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مطمئنم داستان زندگي منو همتون خونديد. زندگي منم به خاطر همين مهريه بالا از هم پاشيد.خانمم به خاطر اينكه توروي خانوادش قرار نگيره زندگيشو قرباني كرد و بهم دروغ گفت . منو زخمي اعتماد كرد . فكر ميكني الان واقعا دستش به مهر ميرسه؟ فكر ميكني ميتونه روي سكه را ببينه؟ منم موقع ازدواج كاملا بي اطلاع از قوانين دادگاه بودم اما الان اينايي كه به شما ميگم از روي اگاهي كامله. بعدش هم دفتر خانه ها هيچ وقت بخشش مهريه رو ثبت نميكنن.از شما اقرار ميگيرن كه فلان مقدار سكه را دريافت كرديد. اينو مطمئنم. اگه غير از اين انجام بدن غير قانونيه. ماليات و حق ثبت بالايي هم بايد بپردازيد.مطمئنم. چون همه رو پرسيدم. يعني قرارمون همين بود كه زد زيرش! با اين حال 3 دانگ خونه رو برداشت برد. پيشنهاد خانم آرام هم خوبه

  14. کاربر روبرو از پست مفید farassoo تشکرکرده است .

    دختر مهربون (سه شنبه 28 خرداد 92)

  15. #19
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    از همتون ممنونم که کمکم میکنید.

    پدرم نسبت به کلمات تشکر آمیز حساسیت خاصی داره.
    هر وقت مادرم یا کسی ازش تشکر کرده ناراحت شده. (یا در ظاهر اینجور نشون داده)
    و عکس العمل بدی نشون داده. خیلی بد.
    حس میکنه برای اینکه امتیازی ازش بخوایم داریم ازش تشکر میکنیم
    در صورتیکه اصلاً من یادم نمیاد اینجور بوده باشه.

    توی این شرایط شما میگید من برم هی به پدرم بگم که شما خوبی شما اینجوری شما اونجوری، که بعدش به این مسائل برسم؟!

    راستشو بخواید، تجربه ی حرف زدنای دفعه قبل، سر اون خواستگار قبلی، هنوزم توی ذهنم هست.که بعدش چه جوری شد و بدون ذکر دلیل منطقی اونها گذاشتن رفتن. و پدرم از اون موقع چندباری سرکوفتش رو زده که "شماها قدرت تشخیص ندارین و من از اول گفته بودم به درد ما نمیخورن"

    نمیدونم لجبازیه یا غرور، اما اصلاً دوست ندارم با پدرم صحبت کنم در این باره.

    هدف پدرت بیشتر قدرت نمایی و جلوه گری هست تا با به کرسی نشوندن حرفش بگه من هستم و البته این علت دارد ، شاید از طرف مادر و بعد هم از سوی شما تایید لازم را نگرفته و از طرفی خلاء هایی داشته که پر نشده و در کودکی ممکنه بیشتر سرکوب شده باشه و احساس نادیده گرفته شدن پیدا کرده . در هر صورت همانطور که گفتم به نظر میرسه میل به ابراز قدرت و توانایی و تسلط داشتن هست . می توانید با ظرافت و به کار گرفتن مهارت این میل او را ارضاء کنید تا از اینراه نخواهد تامینش کند .
    بله فرشته جان. میدونم هدف پدرم همینه دقیقاً. انقدر از رفتن پیش مشاوره ناراحت میشد، کاری کرد که دیگه نریم.
    هنوز 4 جلسه دیگه داشتیم که این مسائل رو پیش کشید و گفت فعلاً مشاوره ها رو هم کنسل کنید.
    یعنی پدرم انتظار داره بخاطر ارضای این حسش، ما بریم پیش بابام و بهش بگیم که اینجوریه و اونجوریه و حرفامون رو بهش بگیم تا پدرم بگه چه کاری درسته و چه کاری غلطه!
    خب من که نمیتونستم اینو قبول کنم.


    حتی من رو مجبور کرد که صحبتای جلسات مشاوره رو بنویسم. من هم نمیخواستم همه چیزو بنویسم (البته بیشتر بخاطر اینکه خود پدرم ناراحت نشه. چون مسائل مطرح شده توی جلسات مشاوره شاید حدود نود درصدش درباره پدرم بود) یه سری مسائل کلی رو نوشتم. و الان بیشتر به درست بودن نظر خودش رسیده که مشاورها چیزی حالیشون نیست(البته ببخشیدا!)

    توی اون نوشته هام میخواستم از پدرم تشکر کنم که گذاشته جلسات صحبت خودمون و جلسات مشاوره انقدر خوب پیش بره. اما بخاطر موردی که اول پست نوشتم، تشکری نکردم.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  16. #20
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    عزیزم

    نوع تشکر و قدر دانی را تغییر بدهید . شاید تجربه شده براش البته نه ازطرف شما بلکه یک سری از این رفتارها ریشه در کودکی داره ، که

    وقتی ازش کاری میخواستن بکشند اینجوری باهاش رفتار می کردند و ....

    پدرت به شدت دنبال اینه که دست کم نگیرندش ، ناآگاه نبینندش و ... برعکس همه اینها تصورش کنند ، و شما نیاز هست

    مهارتهایی و تکنیکهایی که اینو بهش نشون بده که اینگونه نمی بیندش را بکار بگیرید


    مثلاً اگر بعد از هرجلسه مشاوره ، قبل از اینکه بابا میخواست . خودت می گفتی بابا وقت داری ؟ بیام بهت بگم مشاوره امروز چی شد . و از میان حرفهای مشاور اونایی که با حرف پدرت سازگاری داشت را بیان میکردی و میگفتی بابا عین نظر شماست ها و ...و در این بین یک سری موارد دیگه ای که پدرت در موردشون خنثی هست را هم بیان می کردی . مثلاً می گفتی گفته شما تفاهمتون بالا هست و بهتره نسبت به هم برای ازدواج سخت گیری نکنید . مثلاً آقا از خانم انتظار جهیزیه پر و پیمان نداشته باشه ، خانم از آقا انتظار مهریه خیلی سنگین نداشته باشه و با آسون گرفتن به همدیگر زمینه یک زندگی را فراهم کنید .


    اگر هر وقت مشاوره می رفتیدخود را آماده برای صحبت با پدر و گفتن نتیجه مشاوره نشانمی دادید و ... آیا می رسید به جایی که پدرت بگه بیا

    هرچه مشاور گفت را بنویس ......؟ یعنی یه جاهایی اونچه می دونید پدرمیخواد ، قبل از گفتن او شما انجام بدهید تا احساس غرور کند .

    وقتی با بیان معمولی از پدرت قدر دانی می کنید یا ..... فکر می کند دارید گولش می زنید تا حرفتون رو بهش تحمیل کنید یا حرف دلتون

    نیست . اینجاست که نیاز به شناخت و مهارت هست . یعنی بفهمی بابا چه چیزی خیلی خوشش میاد یعنی چه روش و روند و حرفهایی نیاز به قدرت

    را در او تأمین می کند ..... آنوقت قدرشناسی خود را در همون قالبی بریزید که روی او اثر دارد . مثلاً با حرفهایی که فهمیدی من متوجه شدم پدرت از

    تیپهایی نیست که دخترش برایش ناز کند و خودشو لوس کنه خوشش بیاد ، یا شوخ طبعانه باهاش حرف بزنه ، بخنده و نرم بشه ، بلکه چه بسا بدش

    بیاد و عصبانی بشه و ..... . بنا براین نباید این کار را کرد و اگر بیشتر تیپ جدی هست .... مطابق همین تیپ و روحیه اش تنظیم کلام کنید برای حرف زدن

    باهاش و تنظیم رفتار کنید برای تعامل باهاش .


    میشه یک سری از رفتارها و حرفهایی که پدرت خیلی دوست دارد را اینجا بگی ؟ طی یک لیست .




    ویرایش توسط فرشته مهربان : جمعه 31 خرداد 92 در ساعت 02:40

  17. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 29 خرداد 92), دختر مهربون (چهارشنبه 29 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میل به ازدواج در کنار ترس از آن ، راه حل چیست ؟
    توسط یه آدم در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 تیر 94, 15:02
  2. همسرم پشت من نیست
    توسط hamdard20 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 مرداد 93, 09:00
  3. چک لیست بهداشت روانی = چک لیست مسلمانی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن دین و روانشناسی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 خرداد 93, 03:00
  4. در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !
    توسط مو طلایی در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 مرداد 90, 10:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.