هر آدمی می دونه یه پسر 25 نمی تونه خونه داشته باشه مگر بهش رسیده باشه.
مشکل خونه نداشتن شما نیست،نمی خواد دخترشو به شما بده.نتونسته روت
ایراد بذاره خونه رو بهونه کرده.
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
هر آدمی می دونه یه پسر 25 نمی تونه خونه داشته باشه مگر بهش رسیده باشه.
مشکل خونه نداشتن شما نیست،نمی خواد دخترشو به شما بده.نتونسته روت
ایراد بذاره خونه رو بهونه کرده.
تشکرشده 8 در 2 پست
سلام.چطوری ؟ نه اینطور نیست . از شرطاش برای همه خواستگارای دخترشه . آخه من نمیدونم چرا اذیت میکنه . من کار میکنم میتونم خرجمو بدم جوون سالمیم حالا چون خودش 9 تا خونه توی تهران و اینجا داره - حالا شهر های دیگش و البته کشورای دیگه مثل قبرس و ... رو در جریان نیستم - ماشین مرسدس بنز زیر پاشه انتظار داره پسره حداقل خونه رو داشته باشه .
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
مشکل همینجاست،چو.ن دخترش تا حالا از این خونه به اون خونه نشده نمی خواد
بعد ازدواج اذیت بشه.اگر خود دختر با این قضیه مشکل نداشته باشه می تونه با
پدرش صحبت کنه.حتی می تونید یکی از خونه ها رو اجاره کنید و از اسباب
کشی سالانه معاف بشید.
تشکرشده 8 در 2 پست
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
شما می گی این شرط ازدواج پدرشون هست برای دخترهاش.
دختر خانم که شرط پدرش را می دونست چرا از اول نگفت.
شما صدمیلیون خرج درمان پدرتون کردید. اگر پدر شما به طور متوسط 20 درصد حقوقش را پس انداز می کرد و ماهانه یک میلیون تومان حقوق می گرفت ( منظورم به ارزش پول امروزی) است، سالی 2.4 میلیون پس انداز داشته که در سی سال خدمت می شه حدود هفتاد میلیون.
پس زندگی قرار نیست دقیق طبق محاسبات ما پیش بره.
یک دفعه از یه جایی خدا درستش می کنه که خودت هم اصلا متوجه نمی شی که حتی بگی خدایا شکرت!
اینطور که شما ناامید می ری جلو، اون آقا معلومه که دخترش را نمی ده دست یک مرد ناامید.
حتما این محاسبات را اونجا هم کردی و گفتی من تا صد سال دیگه هم خونه دار نمی شم.
اگر یک کم زبون ریخته بودی و گفته بودی شما هم اول زندگیتون خونه نداشتید، جوونم، کار می کنم، با هم خونه می خریم
من که نمی خوام به دختر شما و همسر خودم سختی بدم، همه سعیم را می کنم و ......... از این حرفها، نمی گفت نه.
ناامید و افسرده و شل حرف زدی، گفته نه!
خدا گر زحکمت ببندد دری
ز رحمت ببندد در دیگری
به رویش زند قفل محکمتری:d
تشکرشده 8 در 2 پست
خوبه که تو خدا نشدی وگرنه با این پیش گوییات و قضاوتات همه رو مبفرستادی ته جهنم . من زبون بازی بلد نیستم اما واقعیت رو گفتم این حرفا رو هم مطمینا زدم . شرایط پدر مادرم با من فرق میکرد مامان تعریف میکنه اون موقع با حقوق یک ماه میشد کلی طلا خرید الان یه گردنبند خوشگل ملیون رو رد میکنه . اصلا قابل قیاس نیست که . این حرفا رو جایی نزن بهت میخندن . دلار هفتاد ریالی رو با دلار 40000 ریالی مقایسه نکن... . خودت ببین قدرت خرید مرد از شش ماه پیش تا حالا نصفم کمتر شده . حقوقا 25% اضافه شده . یعنی وضعیت اقتصادی شش ماه پیش 1.25 برابر قوی تر از الان بود . دیگه فکر کن چهل سال پیش چطور بوده
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
خوبه اگر حرفهام باعث شده شما بخندی.
منظورم این بود که با جمع و تفریق حقوق بیشتر از نصف مردم کشور، می بینی که هیچ کس هیچ وقت نمی تونه خونه بخره.
اما زندگی همه اش با این محاسبات پیش نمی ره.
شرایطی پیش می آد که زندگیت بهتر می شه و گاهی هم شرایط بدی پیش می آد ( دور از جون، مثل بیماری) که همه محاسباتت را به هم می ریزه.
بهتره به جای محاسبه، با امید و توکل زندگی کرد.
صحبت من قدرت خرید پول و قیمت دلار... نبود.
ولی قرار نیست همیشه شرایط اینطور بمونه. بالاخره شرایط ثابت می شه. تا ابد که نمی تونه این جوری پیش بره.
یک اقتصاد به این شکل هیچوقت دوام نمی آره.
حالا اون دختر خانم چرا از اول به شما نگفت که شرط پدرش واسه ازدواج خونه است تا شما دیگه پیش نری؟
شاید امیدی به جدی بودن این شرط نداشته. شاید راهی هست. خود اون بهتر می دونه.
arashmm (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), mohammad6599 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), shabe niloofari (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)
تشکرشده 8 در 2 پست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)