به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    کاملا حق رو به شما میدم خانم چون واقعا توی شرایط سختی قرار دارین و تمام این افکار هم درست و به جاست..


    این که شما بتونین شوهرتون رو دوست داشته باشین مث قبل زمان میبره و توی این زمان شما باید بهش بفهمونین که اگر زندگی با شما رو دوست داره باید رابطه احساسی ( از قبیل تبریک و سورپرایز و .. ) رو با اون خانم قطع کنه . بهش بگین که دوسش دارین ولی این رابطه باعث دوری و سردی شما میشه .
    نمیدونم شاید درست نباشه ولی شاید من بودم ارتباط خانوادگی با اون خانم رو قبول میکردم

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    mohammad2012 (جمعه 10 آذر 91)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 دی 91 [ 23:05]
    تاریخ عضویت
    1391-2-04
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    880
    سطح
    15
    Points: 880, Level: 15
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 55 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    من وقتی از شوهرم خواستم که دیگه هیچ وقت ایمیل نده بهش ،بدون هیچ مقاومتی گفت این که اصلا کار سختی نیست.چشم دیگه نمیدم.اما نمی دونم چرا احساسم بهش مثل قبل نمیشه.شوهرم میگه من اگه اونو دوست داشتم خب اونو میگرفتم چرا با تو ازدواج کردم من بهش گفتم شاید اون خانم تورو نمیخواسته اما منکر شد و گفت قضیه برعکس بوده،من اون موقع که این ایمیل رو دیدم از خونه رفتم اما شوهرم با کلی گریه و عذر خواهی منو برگردوند نمی دونم شاید من دارم خیلی قضیه رو بزرگ میکنم.دلم میخواد این بخش از حافظه ام رو پاک کنم دلم میخواد مغزم رو در بیارم بگیرم زیر شیر آب تا همه اون حرفا پاک بشه.حس تلخیه

  4. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    من زندگیمو دوست ندارم دلم میخواست زمان به عقب برمیگشت تا دیگه این زندگی رو انتخاب نمی کردم.

    مشکل همینجاست که زندگیتو دوست نداری و اون ایمیل بهونه ست تا زندگیتو بهم بزنی.بهتره به جای گیر دادن به چندتا

    جمله کلیشه ای ببینی علت اصلی دوست نداشتن زندگیت چیه.

  5. 4 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (چهارشنبه 15 آذر 91)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 29 اردیبهشت 97 [ 00:12]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    629
    امتیاز
    8,334
    سطح
    61
    Points: 8,334, Level: 61
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 792 در 312 پست

    Rep Power
    76
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    دوست عزیز..
    این مساله باید کم کم و به تدریج حل بشه نه ناگهانی..
    همین که شما رو برگردونده ینی دوستت داره و شاید احساسش به اون خانم یه جور حس عذاب وجدان ، دلسوزی ، ترس یا هر چیز دیگه باشه ولی دوست داشتن نیست ( شاید از اینکه اون خانم رو تنها گذاشته و طرد کرده عذاب وجدان داره و اینطوری داره دل اون خانم رو نرم میکنه که نکنه مورد نفرینش واقع بشه)

  7. کاربر روبرو از پست مفید mohammad2012 تشکرکرده است .

    mohammad2012 (جمعه 10 آذر 91)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 17 بهمن 91 [ 16:45]
    تاریخ عضویت
    1391-9-05
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    254
    سطح
    5
    Points: 254, Level: 5
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 41 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    عزیزم در اینکه همسرت خیلی کار اشتباهی میکنه شکی نیست...من نمیخوام توی دلتو خالی کنم...اگه منم جای تو بودم اصلا نمیتونستم شوهرمو ببخشم...به نظر من نظر کارشناسای همدردی خیلی ایده آله...خودشون اگه این مشکلو داشته باشن اصلا نمیتونن تحمل کنن...به نظرم مشکل بزرگیه...اما باید حلش کنی...به نظر من تو اول بهش توضیح بده که کارش اشتباهه،اگه عذاب وجدانی هم بوده باید فرموش کنه...چون اون خانوم الان ازدواج کرده و الان دیگه فک کردن به اون خانومم گناه داره چه برسه بهش ایمیل بزنه!تو اول به همسرت بگو که دیگه کلا باهاش ارتباطشو قطع کنه و بهش بگو اگه دیگه ادامه بده توهم مجبوری ترکش کنی و اونوقت باید عذاب وجدان توروهم بکشه...بهش بگو اگه دوسم داری باید فقط به من فکر کنی همینطوری که من فقط بهت فک میکنم...اینارو به نظرم بهش بگی شاید روش تاثیر بزاره...به نظر من قصد اون خانوم از آشنا شدن با تو و همچنین دیدن همدیگه این نبوده که تورو ببینه ،شاید منظورشون این بوده که همیشه همدیگرو ببینن از طریق تو...!تو هیچوقت بنظرم اینکارو نکن که بری باهاش ملاقات کنی.چون اگه بری یکبار شوهرت همیش میگه دوباره .خداروشکر که اون خانوم داره از ایران میره...پس فقط سعی کن همسرتو با حرف قانع کنی که دیگه رابطه ی ایمیلشو قطع کنه.

  9. کاربر روبرو از پست مفید sr2282 تشکرکرده است .

    اثر راشومون (جمعه 18 اسفند 91)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    من جایی از یک مشاور آقا خواندم که
    برای آقایون دوستی با یک خانم در رده سنی خودشون و یا جوان، به معنی دوستی صرف و رابطه ای مثل رابطه دو همجنس یا خواهر برادری اصلا معنی نداره.
    مردی که با یک زن ارتباط داره، حتما به جنسیتش و رابطه غیر معمول باهاش توجه داره و نمی شه گفت فقط دوستم. یا خواستم ببینم چه خبره یا ...

    اگر چه الان ممکنه چیزی بینشون نباشه، اما زمینه ای برای چیزی است. حریم خصوصی هم حد و حدود داره. به نظر من در ازدواج و رابطه زن و شوهری نمی شه بگیم حریم خصوصی همسرت است دخالت نکن.

    آیا درسته که شما با یک آقایی پنهانی دوست باشید و پیام تولدت مبارک بفرستید و ... بگیم حریم خصوصی است؟

    راستش این از اون مسایلی است که من اصلا جوابش را نمی دانم. اما مطمئنم که مشکل است و عادی نیست. چون بهش بگی و قبول نداشته باشه، پنهان کاری می کنه. فکر می کنی ساختن یک اکانت فیس بوک یا ای میل و ... کاری داره؟ این که چطوری بهش بگی که پنهان کاری نکنه و دروغ نگه، مهم است.

  11. 3 کاربر از پست مفید پیدا تشکرکرده اند .

    پیدا (چهارشنبه 15 آذر 91), اثر راشومون (جمعه 18 اسفند 91)

  12. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    معمولا خیلی از ما مردها اولین دختری را که بهش علاقه داشتیم و حالا به هر دلیلی بهش نرسیدیم را تا آخر عمر نمیتونیم فراموشش کنیم. دوست داریم حتی بعد از اینکه ازدواج کردیم یا حتی اونها ازدواج کردند بازهم ازشون ی خبری بگیریم. مثلا من وقتی فهمیدم دختری که بهش تو دانشگاه علاقه داشتم از طریق یکی از همکلاسی های مشترکمون ازدواج کرده و الان ی بچه یک ساله داره واقعا از صمیم قلب خوشحال شدم واین هیچ خیانتی به همسرم نیست و جزوی از زندگی گذشته منه! خواهر عزیزم همسر شما هم از این قاعده مستثنی نیست و نمیشه بگیم بشما خیانت کرده. ولی لحن ایمیلش یکمی تند بوده که با نزدیکتر کردن خودتون به ایشون و اعتماد دوباره فکر نمیکنم دوباره پیش بیاد.

  13. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array

    RE: چطور فراموش کنم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    سلام عزیزم

    به حرف همسرت اعتماد کن . وقتی خودش می گوید با قصد خیانت اینکار را نکرده ازش بپذیر .

    ضمن اینکه از این پیام های تولد و متن های آماده .............روزهای را می شمارم و.............تا به تولد تو یا حالا هرچیزی دیگری برسم . آماده هست و چون تو آزرده شدی برای خودت تعبیر و تعریف کردی و منظور از توی آن استخراج کردی .

    در نتیجه خودت را اذیت نکن و زندگی خودت را خراب نکن .
    با سلام و عرض ادب

    راستش هر کاری کردم نتونستم تاب بیارم و هیچی نگم

    خانم ani محترم این حس مثبت اندیشی شما خیلی خوبه

    ولی من فکر میکنم که شما یا زیاد از حد مثبت اندیش هستید و یا تا حالا زخم خیانت را

    نچشیدی !!!!
    ***************************************
    ببخشید ایشون به کجای حرف همسرش باید اعتماد کنه ؟؟؟؟

    اول که شوهر ایشون هیچ لزومی نداره که بخواد ببینه عشق قبلی چیکار داره میکنه !!!

    دوم اگه ایشون ایمیل همسرش را چک نمیکرد و این قضیه لو نمیرفت اون تا صد سال دیگه

    هم هیچی نمیگفت ( اینو شرط میبندم )

    سوم آیا ممکن نیست که اون زن ( طرف مقابل شوهرت ) هم در زندگی با شوهرش مشگلی

    پیدا نکنه و همین یک جرقه بشه برای چراغ سبز نشون دادن به ایمیل های شوهر ایشون
    =========================================
    این داستانی که میگم بعد از این بود که همسر بنده به بنده خیانت کرد و من مچش را گرفتم

    و در شرف جدایی بودیم - یعنی ایشون خونه پدرش بود و من تنها و مجرد بودم

    و در همین اوضاع و اصناف بودم که این داستان برای من پیش اومد

    ************************************************** **

    من یه جایی در خصوص بازاریابی و خرید و فروش فرش در یک فروشگاهی رفت و امد

    داشتم در اونجا یه خانمی کار میکرد که خوب یه جورایی من خیلی ازش خوشم میومد و به

    دلیل اوضاع و احوای که برای زندگیم پیش اومده بود بدنبال یه نفر بودم تا باهاش درد دل کنم و

    خودم خالی کنم در ابتدا من یه چند باری به اون خانم اشاره و چشم و ابرو می یومدم که

    باهاش دوستی بر قرار کنم ( آخه من فکر میکردم که طرف مجرد هست )

    ولی خدایی ایشون بهم جواب نداد و درخواست منو رد کرد !!!!

    منم دیگه بی خیال شدم و خودم رو سبک نکردم !!!!!!!

    خلاصه یک ماهی گذشت و دیدم که یه اس ام اس روی گوشی من اومد - خدایا کیه ؟؟؟
    هیچی فهمیدم همونه - هم خیلی متعجب شدم و هم خیلی خوشحال

    خلاصه ارتباط ما با یک اس ام اس شروع شد و از همین به قول شما جملات اماده برای هم
    اس ام اس میکردیم

    خلاصه این درد دل یواش یواش تبدیل شد به دادن ایمیل و رد و بدل کردن عکس برای هم
    و خلاصه من براش اهنگ میفرستادم و اون شعر میفرستاد و میرفتم دنبالش میرفتیم بیرون و...

    تا اینکه دلیل کارشا پرسیدم که فلانی تو که مایل نبودی چرا خودت بهم اس ام اس زدی

    و خلاصه چراغ سبز نشون دادی ؟؟

    میدونی چی گفت ؟؟؟
    گفت من یک ماهی میشه که با شوهرم مشگل پیدا کردم و ازش یه جورایی بدم اومده
    راستش من از تو خیلی خوشم میومد ولی به خاطر اینکه بهش خیانت نکنم این کارا نکردم
    ولی حالا خیلی احساس تنهایی میکنم و همش فکرم پیش تو - برای همین تصمیم گرفتم که باهات درد دل کنم و یه رابطه دوستانه داشته باشیم

    وای تا گفت من شوهر دارم انگار دنیا دور سر من پیچید

    بهش گفتم بابا از اول میگفتی !!

    گفت = خوب فکر کردم میدونی

    گفتم = بابا من اگه میدونستم تو شوهر داری غلط میکردم صد سال بهت پیشنهاد دوستی بدم

    ( در ضمن از زمانی که من فهمیدم ایشون شوهر داره یه جورایی گفتم بیا تمومش کنیم ولی ایشون اصرار داشت که ما که کاری نمیکنیم در حد یه دوستی ساده ست - برای همین خیلی خیلی کم بیرون میرفتیم )

    خلاصه کار از این حرف ها رد شده بود و توی این مدت ما عاشق دلباخته هم شده بودیم

    سرتون را درد نیارم دیدیم اینجوری نمیشه تا کی اس ام اس ** تا کی ایمیل ** تا کی زنگ و صحبت و هرزگاهی یک بیرون رفتن با هزار ترس و لرز !!!!!

    گاهی روزها روحمون برای هم به پرواز در میومد

    خلاصه با هم نقشه کشیدیم که اون در خصوص من با شوهرش حرف بزنه و منو به عنوان یک همکار معرفی کنه با این عنوان که تو بحث بیزینس مثلا شوهر بیاد و با من شریک بشه
    یه جورایی رابطه خانوادگی برقرار بشه اینجوری خیلی بهتر و بیشتر و بی درد سرتر همدیگه را میدی دیم !!!

    ************************************************** ***************
    خوب به درست یا غلط بودن این ماجرا ....
    کاری که ما کردیم .....
    و همینطور باقی ماجرا که چی شد و چی نشد و به کجا کشید

    کاری نداریم
    ************************************************** ***************
    من همه این ها را گفتم که بدونید

    بابا ایشون اگه شوهر ایشون قصدی نداشته برای چی ایمیل داده ؟؟؟؟

    خانم ani در اینترنت و کتاب و .... خیلی متن های آماده هست ولی ادم میگرده و
    اون چیزی که به درد کارش میخوره را انتخاب میکنه

    چرا برای ایشون یه جمله نفرت انگیز در اینترنت انتخاب نکرد و بفرسته ؟؟؟

    پس ایشون ریگی به کفش داره !!!!!!!!!
    ************************************************** ************
    و اما در مورد گریه و زاری ایشون و اینکه شما را به خونه برگردونده !!!

    میدونی علتش چی بوده ؟؟؟؟

    علتش این هست که اگه خدای نکرده کار شما به جدایی کشید علت طلاق تون خیانت ایشون

    نام نگیره و رسوای فامیل بشه !!!!

    ایشون فرض که شما را طلاق داد - - - مثلا بعد از یک سال - دو سال و . . .

    میخواد بره با یک زن دیگه ازدواج کنه

    خوب دلیل طلاق قبلی را چی بگه ؟؟

    بگه همسرم بهم شک داشت ؟؟؟ خوب اون زن جدید که میپره !!!!

    یوقتم طرف بگه من میخوام درباره شما تحقیق کنم و بدونم علت طلاق تون چی بوده
    اونوقت اگه بیاد پیش شما یا یکی از خانواده شما که کارش زاره -
    هیچ زنی حاضر نمیشه با یک مرد خیانت کار زندگی کنه
    همینطور که هیچ مردی حاظر به زندگی با یک زن خیانت کار نمیشه
    پس ایشون داره فکر همه جا را میکنه - ( حتی اینده )
    ================================================
    باز اینم از روی دل نمیگم !!!!!!!!!

    روز دادگاه بهش گفتم چرا همون موقع طلاق نگرفتی و اینقدر بازی در اوردی ؟؟؟

    گفت اگه اون موقع من ازت جدا میشدم جوابی نداشتم به اطرافیانم بدم

    چی بگم ؟؟؟ بگم به خاطر چی طلاقم داد ؟؟؟

    ولی الان میگم که با هم تفاهم نداشتیم !!!!
    ************************************************** ******
    ببخشید پر حرفی کردم ولی تورو خدا اینقدر طرف را با جملات کلیشه ای مثبت

    مثل = انشالله که چیزی نیست - طوری نیست درست میشه - بابا شوخی کرده

    برو بشین سر زندگیت فکرشم نکن - چرا تو زندگی خصوصیش دخالت کردی و .....

    بابا خودتون بزارید جای این بنده خدا !!!!

    ایشون در این حد فهمیده -------- ممکنه چیزهای فراتری باشه که ایشون نفهمیده باشه

    ممکنه شوهر ایشون از یک ایمیل دیگه داره میل میزنه
    ممکنه اون زن هم جواب داده باشه ولی شوهر ایشون ایمیل های طرف را پاک کرده باشه

    =============================================
    خواهر عزیز - - من کلا قلم تندی دارم

    ببین متنی که من نوشتم را بخون - خوب هاشا برداشت کن !!!

    بدها و بد بینی هاشم بزار پای زخمی که من خوردم و خیانتی که دیدم و نمیتونم الکی بهت

    دلداری های کاذب بدم

    =======================================
    اصلا بزار منم مثل بعضی ها مثبت بیندیشم !!! ها بهتر نیست ؟؟؟ مگه چی میشه ؟؟؟

    بیا دختر برو بشین سر زندگیت من اشتباه میکنیم و ایشون خیلی هم هستند

    فقط اگه یه روزی اومدی تو خونه و دیدی اون خانم تو خونه ست

    بازم به دلت بد راه ندی یا !!!!

    اگه گفت چیزی بینشون نبوده !!
    به حرف همسرت اعتماد کن !!

    اگه گفت قصدش خیانت نبوده و کاری نکرده ازش بپذیر
    انشالله که چیزی نیست
    به دلت بد راه نده !!!!!
    انشالله که مشگلی پیش نیومده - بشین سر زندگیت !!!!

    =======================
    وای دارم اتیش میگیرم
    خدا نگهدار . . .



  14. کاربر روبرو از پست مفید tanhaei تشکرکرده است .

    اثر راشومون (جمعه 18 اسفند 91)

  15. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مهر 97 [ 17:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-30
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    6,479
    سطح
    52
    Points: 6,479, Level: 52
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    830

    تشکرشده 901 در 185 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    37
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    Tanhaeعزيز
    درسته كه مدت كوتاهي هستش كه با اين جا اشنا شدم ولي اين رو مي دونم كه كارشناسا اگر اين حرف ها رو مي زنن به خاطر اينه كه روحيه بد مراجع از ايني كه هست بدتر نشه. درسته كه اين خانوم در شرايط سختي قرار گرفتند ولي ما نبايد با اين حرف ها اون رو بترسونيم يا اين كه يه جورايي ته دلشو خال كنيم. حرف هايي كه زدين درسته ولي روش حرف زدنتون اشتباه.(البته قصد هيچ توهيني رو به شما ندارم. من هم با وجود سن كمم طعم شكست رو چشيدم و تلخيشو مي دونم)
    الان هم اين دوست عزيز براي اين كه كاملا از تموم شدن اين رابطه مطمئن شه بايد به طور غير مستقيم شوهرشو زير نظر بگيره. نمي دونم كه حرفم درسته يا نه ولي بالاخره بايد اول مطمئن بشه بعد هر اقدامي كه صلاحشه رو انجام بده.
    خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
    با انگشتان
    مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!

  16. کاربر روبرو از پست مفید پرنده غريب تشکرکرده است .

    پرنده غريب (چهارشنبه 15 آذر 91)

  17. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array

    RE: آیا این اسمش خیانت است؟

    سلام و عرض ادب

    در ابتدای امر اگر روش حرف زدنم اشتباه بوده از همه پوزش می خواهم

    شاید در پس این صراحت و تند نویسی من تجربه ای خوابیده باشد

    البته تجربه ای برای خودم !!!!
    ************************************************** ******************

    اگر در همان زمان عقد که من با یک سری مشگل های ابتدایی توی عقد مثل =

    1- عصبی بودن خانم
    2- حرف گوش نکردن
    3- زور و زیاد بودن خانم و ..........

    برخوردم و میشد این قضیه را در همان زمان عقد کات کنم !!!!

    یک سری افراد مثبت گرای پوشالی مثل پدر و مادر و خاله و دایی و خاله زنک های فامیل و ....

    هی چپ و راست مثبت اندیشی تو ذهن من نمیکردند !!!

    مثلا مادرم = مامان خوب میشه -- مامان سیده - سیدها همشون جوشی هستند !!!

    بابام = بابا زن ها همشون همینجورند یا نباید میگرفتی یا حالا که ازدواج کردی حرفی از طلاق نمیشه بزنی - ما تو فامیل ابرو داریم و . . .

    الان یک بچه هفت ساله قربانی این مثبت اندیشی حال به هم زن نمی شد !!!!!
    همان زمان ( در دوران عقد ) ما از هم جدا شده بودیم و هر کس رفته بود پی کار خودش .

    *******************************************
    helmi عزیز

    من نمی تونم وقتی خودم یک مرد هستم و الان یه خانمی از شوهرش چنین چیزی را دیده بیام و مثل بعضی

    از کاربرها از یک سری جملات آرامش بخش استفاده بکنم !!!!

    این جملات مثبت گرا و ارامش بخش مثل یک بی حسی موقت میمونه که بعد از چند ساعت که بی حسی رفت

    ردش ده برابر میشه !!!!
    ************************************************** ******
    اگر صحبت های خانم mehrban را کامل خوانده باشید میبینید که به خاطر حس مثبت اندیشی که کاربر ها دارند

    براش می نویسند ایشون داره یواش یواش به یک تضاد میرسه !!!!

    مثل = نکنه من دارم زیادی تند میرم ؟؟؟؟
    نکنه یک کنجکاوی عادی بوده ؟؟؟
    نکنه اون بنده خدا منظوری نداشته ؟؟؟؟ نکنه ..... نکنه ..... نکنه .......و ......
    ************************************************** *
    خوب حالا ایشون از ما کمک خواسته

    و منی که قضیه را دارم از بالا میبینم و خودمم مرد هستم و حس مردونگی اون آقا و انگیزه و علت

    گریه و زاری و و و و و و و

    و همه این چیزها برای خودم پیش اومده و تجربه شم دارم و 90 درصد انگیزه و کارش را درک کردم و میدونم

    حالا بیام و از جملات خوب و مثبتی مثل =
    چرا تو زندگی خصوصی ش دخالت کردی ؟؟؟ ( حالم از این جمله به هم میخوره )

    یا اگه بهت گفت چیزی بینشون نیست و منظوری نداشته قبول کن و . . .

    خوب حالا این خانم اروم میشه و میره سر زندگی ش !!!!

    در همین اوضاع که ایشون موقتا اروم شده -- ممکنه که یه بچه بینشون بوجود بیاد ....

    ایشون شاید مقطعی این مورد شکاکی به همسر را کنار بزاره ولی آخرش تا کاملا ذهنش درمان نشه

    یه حسی مدام قلقلکش میده و مثل خوره میخوردش ( اینا را از روی صحبت های خود ایشون عرض میکنم )
    -----------------------------------------------------------------------------------------

    خوب حالا بعد از گذشت یکی دو سال خدای نکرده با یه بچه ایشون به این حد میرسه که باید از این مرد جدا

    بشه و چون نمیتونه ذهن ارامی داشته باشه

    خوب به نظر شما اونوقت این خانم تا یک عمر به من و تیر و تبار من نفرین نمیکنه ؟؟؟؟

    که ای کاش یه نفر یکم واقعیت را برام میگفت و مینوشت شاید من بیدار میشدم و لااقل تا روشن شدن تکلیف این

    داستان و اینکه خودم را کاملا بازسازی ذهنی کنم و صد در صد اماده برای ادامه زندگی پیدا کنم

    نمی زاشتم پای یه بچه به این زندگی که فعلا رو هواست باز بشه !!!!!!!!!!!!!!

    ***********************************************
    دکتر شریعتی بزرگ میگه =

    آن کس که حقیقت را نمی داند نادان است

    آن کس که حقیقت را می داند و پنهان می کند، تبهکار و خائن است

    من تبهکار نیستم
    ************************************************** **********
    در ضمن من در پایان تمامی پست هام مینویسم که بازکننده تایپیک صحبت های

    بنده را فیلتر کند خوب ها را برداشت و بدها را دور بریزد و نادیده بگیرد

    در پایان =

    پند حکیم محض صواب است و عین خیر

    فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید

    حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس

    دربند آن مباش که نشنید یا شنید
    =============================
    موفق و پیروز باشید

  18. 2 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    tanhaei (چهارشنبه 15 آذر 91), اثر راشومون (جمعه 18 اسفند 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آيا طلاق بهترين راه حل براي من هست؟
    توسط darya.f در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 79
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 مرداد 91, 16:33
  2. چطور دو نام کاربری مشابه ممکن است؟!
    توسط هستی در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 16:24
  3. من نذاشتم یا خدا نخواست؟ درد های درونم رو چطور درمان کنم؟
    توسط sarshar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 05 فروردین 91, 00:41
  4. X:X اندازه قلب شما چقدر است؟
    توسط فرشته مهربان در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 29 بهمن 90, 17:12
  5. کمک کردن به دیگران وظیفه ی ماست؟!
    توسط چشم بارانی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آذر 89, 15:57

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.