gold عزیز کاملا درکت میکنم.
قدم زدن نه ولی نوشتن ارومم میکنه..یه جورایی شبیه درددل کردنه.2چیز آرومم میکنه -یکی قدم زدنه ودیگری تایپ کردن
این نشونه اینه که ناراحتیا و احساسات منفی که تو وجودمونه دوست دارن بیرون بیان و تخلیه بشن.پس خیلی خوبه که اینکارو کنید.هر زمان که احساس اندوه کردید بنویسید و اگه خواستید اینجا بفرستید.خوبی اینجا اینه که کسی ما رو نمیشناسه.
دقیقا منم همینطورم..حس دلسوزی فوق العاده بالایی دارم که البته سعی کردم کنترل و هدایتش کنم..بهتون میگم چطوری؟؟.به راه رفتنش دقت کردم .یکم کمرش خم شده .دیگه اون آدمچهار شونه ی قبل نیست .
حس بدی پیدا کردم .دلم سوخت .
اون شخصی که تو پست قبل گفتم دقیقا مشخصات ظاهری پدر شما رو داشت و اونم الان مثه قبل 4شونه نیست و کمی خمیده شده و منم این حس اندوه شما رو درک کردم.
همونطور که فرشته مهربون گفت همین اشخاص به ظاهر خشن روح ازرده ای دارن..خیلیاشون تو بچگی بهشون خیلی سخت گرفته شده.
البته ما نمیتونیم فرشته نجات خونوادمون باشیم و فکر نکن اگه بچه اول بودی اتفاق خاصی میفتاد اما میشه یه کارایی کرد.
اول ازهمه باید ببخشیم و رها کنیم.این بخشیدن برای من خیلی سخت بود اما اولش با این فکر شروع کردم که اینکار باعث رهایی خودم میشه.اینجوری قابل تحملتر بود.
بعد همون هدایت دلسوزی که بالا گفتم..میتونیم با هدایت این دلسوزی اتفاقات خوشایندی ایجاد کنیم.اولیش شوخ طبعی:معمولا اینجور خونه ها فضای خفقان اوری دارن.یه کم شوخ طبعی کم کم (یه دفعه ای نه) فضای خونه رو تغییر میده.
هدیه خریدن:برای پدرت کادو بگیر.معمولا این جور ادما تو زندگیشون کم هدیه دریافت کردن و قلبا ازدریافت یه هدیه خیلی شاد میشن..تو اینکارا رو براش کنی.مطمئنم باش انتظارات مالیش ازت کمتر میشه.
یا مثلا گاهی همه رو یه شام مختصر دعوت کن..یه حتی یه بستنی.یا مثلا برای پدرت یه پیرهن بگیر.یا اهنگای مورد علاقشو بریز رو یه سی دی یا فلش و بده تو ماشینش گوش کنه.
این حسو کارایی که گفتی یه جورایی خشم هست،یه جور انتقام گرفتن.یه حسی رو چندین ساله که تجربه میکنم و اون حس خود آزاریه
اولین قدم همون بخشش و رهایی خودت و پدرت هست..خودتو ببخش.اگه این مرحله رو بتونی انجام بدی قدم خیلی بزرگی برداشتی.
و راه تخلیه خشمت رو تغییر بده.به جای اینکه وسایلت رو بشکونی به یه بالش یا متکا مشت و لگد بزن.وقتی تنهایی داد بزن.خیلی کیف داره :)
کلا خودت پیشاپیش به دیگران محبت کوچولو و حساب شده کن...اینطوری احساس نمی کنی دیگران ازت سوء استفاده کردن،چون این حس واقعا مخربه.
بازم تاکید میکنم.خودت رو بابت اتفاقاتی که افتاده ببخش و باور کن تو هر لحظه سعی داشتی بهترین تصمیم رو بگیری.و پدرت رو هم ببخش تا رها بشی.
لینکهای زیر رو هم بخون.
کارگاه آموزشی - رفتار جرات مندانه
بخشايش
دوست داشتن خود
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)