به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 11 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 خرداد 93 [ 23:52]
    تاریخ عضویت
    1390-5-12
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    2,939
    سطح
    33
    Points: 2,939, Level: 33
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    209

    تشکرشده 209 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array

    جدایی رنج اور من و نامزدم

    سلام دوستان

    ماجرای منو و نامزدمو قبلا توی این تاپیک و این تاپیک گفته بودم و همونطور که گفتم نامزدیمونو بهم زدیم و تمام .

    این روزها خیلی سخت می گذره ، هنوزم باورش برام سخته که چرا همچین اتفاقی برام افتاد . باور اینکه دنیای قشنگی که داشتم و توی ذهنم ساخته بودم خراب شده و دیگه وجود نداره !
    اون رفته و هیچ سراغی هم ازم نمی گیره و این دل منو خیلی می شکنه ... من روزها با انواع و اقسام فکرها درگیرم که چرا اینکارو باهام کرد ؟ چرا دوستم نداشت ؟ چرا مبارزه نکرد ؟
    اینکه براش مهم نیست که این روزها بهم چی می گذره خیلی آزارم میده ! رابطه ما قطع شده کاملا . ولی من هنوز نتونستم با خودم کنار بیام و باور کنم که نامزدم رو اونطور که حقیقتا بوده نشناختم ! باور کنم که نامزدم دوستم نداشته ! اصلا چرا این اتفاق افتاد و مقصر کی بود ؟ کجای کارم اشتباه بود ؟ هنوز این رو نفهمیدم !

    مامانم و بابام قراره واسه عید بیان پیشم ! این روزها از بس بی قرار بودم مامانم گفت اگه فکر می کنی فشار روت زیاده و نمی تونی تحمل کنی بیا یه مدت ایران اما من نمی تونم بزارم یه آدم عوضی زندگیمو به کل نابود کنه ! من کلی برنامه برای آیندم داشتم . تازه تز گرفتم توی یک کمپانی خوب و دارم پیشرفت می کنم . چرا باید بزارم همه چی خراب بشه ؟!

    فکر اینکه چرا عاقل نبودم و قبول کردم دیوونم می کنه ! فکر اینکه مامانمم چقدر ناراحته و بخاطر من به روم نمیاره ... بابام دیروز بهم گفت بابا جان چرا انقدر ماتم گرفتی مگه دنیا به آخر رسیده ؟! و من می دونم اون دو تا هم این وسط چقدر خورد شدن بخاطر انتخاب غلط و احمقانه من .

    با تمام این حرفها فکر نامزدم از ذهنم بیرون نمی ره ... همش منتظرم ... روزها هزار بار تو فیس بوک و اینا پروفایلشو چک می کنم . بهش پیغامی چیزی نمی دم اما همش نگاه می کنم ببینم آن هست یا نه تو چت و اینا . خیلی چیزهایی هم که بهم داده بودیم هنوز پیشمه و گذاشتمشون کنار . نمی دونم درسته دور بریزمشون ! یا بعدا پشیمون میشم . مثلا یه نقاشی از صورتم که تو تعطیلات پارسال وقتی نبودم برام کشید و واقعا کلی روش وقت گذاشت و قشنگم از آب دراومد !

    کلا من از تمام کار و زندگیم افتادم . باید کارامو بکنم و از این شهر برم ! کلی کاره نیمه تموم دارم اما نشستم کنج خونه و زانوی غم به بفل گرفتم . استرس تز و کارای نیمه تموم یه طرف و این جدایی تلخ از طرف دیگه داره دیوونم می کنه !

    کمکم کنین




  2. 4 کاربر از پست مفید melisaa تشکرکرده اند .

    melisaa (سه شنبه 02 اسفند 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: شنبه 18 آذر 96, 15:52
  2. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  3. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  4. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.