سلام.
دوست من خدای متعال مهربانتر از این هست که حتی اگر بهش اعتقاد هم نداشته باشی بهت کمک نکند.
این لازمه عدل خدا برای همه است که در هر شرایطی لطفش را دریغ نکند.
امام حسین (ع) میگوید اگر دین ندارید لا اقل ازاد مرد باشید.(نگفته است اگر دین ندارید بروید بمیرید؟)(حداقل متکی به نیروی خود باشید )"دکتر شریعتی":( در عجبم از این مردم که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی میگریند که آزادانه زیست")
اگر خداوند انسانی را با عقل و شعور افرید چه بخواهد یا نخواهد متدین افریده شده ولو اینکه خودش بگوید نمیخواهم دین داشته باشم.وجدان شما راهنما و پیامبر درونی شماست.
دین با انسانیت رابطه تنگاتنگ دارد.
((باری، کاتبان و فریسیان زنی را آوردند که هنگام زنا گرفتار شده بود و او را در میانه نهادند، عیسی را گفتند: «استاد، این زن حین ارتکاب زنا گرفتار شده است. باری، موسی در شریعت بر ما حکم کرده است که این زنان سنگسار گردند. پس تو چه می گویی؟» این را از برای آزمودن او گفتند تا دستاویزی بهرمتهم کردن وی بیابند. لیک عیسی سر به زیر افکند و به سرانگشت خویش، در کار نگاشتن بر زمین شد. چون درپرسش از او پای فشردند، سر بلند کرد و ایشان را گفت: «از میان شما آن کس که از گناه بری است، نخستین سنگ را بر او زند!» دگر بار سر به زیر افکند و در کار نگاشتن بر زمین شد. لیک ایشان چون این را بشنیدند، یکایک برفتند و نخست پیرتران روانه شدند؛ و او با آن زن که همچنان آنجا در میانه بود، تنها ماند. آنگاه عیسی سر بلند کرد و او را گفت: «ای زن، ایشان کجایند؟ هیچ کس ترا محکوم نکرد؟» زن گفت: «هیچ کس ای خداوند.» آنگاه عیسی گفت: «من نیز ترا محکوم نمی کنم. برو و زین پس گناه مکن.» (انجیل یوحنا، باب 8 آیات 3 تا 11))__دیدار دوبار این زن پس از مدت زمانی__
((یک فریسی او را میهمان کرد تا با وی غذا تناول کند؛ به خانه ی فرسی درآمد و بر سر خوان نشست. و در این هنگام زنی که در آن شهر گنهکار بود، چون دریافت که درخانه ی فریسی بر سر خوان است، ظرف عطری آورد. و پشت سر او کنار پاهایش نشست و اشک ریزان، سرگرم شستن پاهای او به اشک های خویش شد؛ و آنها را با گیسوانش خشک کرد و غرق در بوسه ساخت و به عطر تدهین کرد.
آن فریسی که او را دعوت کرده بود، چون او را بدید، با خود گفت: «اگر این مرد پیامبر بود، می دانست این زن که او را لمس می کند کیست و چون است: زنی گنهکار!» لیک عیسی به سخن در آمد و گفت:.....« این زن را می بینی؟ به خانه ات درآمدم و بر پاهایم آب نریختی؛ لیک او پاهایم را به اشک های خویش شست و با گیسوانش خشک کرد. بر من بوسه نزدی؛ لیک او از آن دم که درآمدم، از بوسه زدن بر پاهایم باز نایستاده است. سرم را روغن نمالیدی؛ لیک او پاهایم را عطرآگین کرد. از این روی ترا می گویم که گناهان او، گناهان بسیار او، بر وی آمرزیده شد چون محبت بسیار نمود. لیک آن کس که کمتر آمرزیده شود، محبت کمتر می نماید.» (انجیل لوقا، باب 7 آیات 36 تا 48))
در کل همه ادیان برای سهولت مردم در انجام امور روزانه تازل شده است .
خداي بزرگ در آيات متفاوتي بيان ميفرمايد كه بر هر كس در حد توانش تكليف واجب شده است
خداوند سبحان در سوره اعراف آيه 42 فرموده است:
وكساني كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته كرده اند اينان بهشتي اند و در آن جاودانه خواهند ماند و ما بر هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نميكنيم همچنين در قسمتي از آيه 286 سوره بقره ميفرمايد:
خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانش تكليف نميكند هركس هرچه نيكي كند به سود او و هرچه بدي كند
به زيان اوست
بر طبق تفاسير آيات فوق این پیام را میرسانند که هركس در حد توانش اعمال صالح انجام دهد و خودش را به مشقت وسختي نيندازد.
در مطلبی خواندم روزی که پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله آمد، خودش بود. بعدش هم امیر المؤمنین و حضرت خدیجه در مقابل کل دنیا. ارزش اسلام که به موافقت مردم نیست، به حق بودن خودش است....









علاقه مندی ها (Bookmarks)