به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 22:24]
    تاریخ عضویت
    1387-7-22
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    5,482
    سطح
    47
    Points: 5,482, Level: 47
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    932

    تشکرشده 968 در 217 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    رایحه جون به نظر من تو الان داری خودتو می شناسی و هویت واقعیتو بدست میاری نه اینکه گمشون کنی.
    تو حق داری اونطوری که دوست داری و معقول زندگی کنی و انتخاب کنی و دیگران حقی در انتخاب تو ندارن فقط می تونن نظر بدن و تو اگه به صلاحت بود انجام بدی و در غیر اینصورت فقط شنونده نظرشون هستی.
    من با نظر اقای محسن عزیز در این زمینه موافقم که
    1. وقتی تو خانواده همسرتون هستید و دارن در مورد مساله باهم صحبت میکنن، شما هم اظهار نظر کنید و نظر مستقل خودتون(نه لزوما مخالف) رو اعلام کنید. مثلا اگه دارن در مورد یه لباس خاص یا یه غذایی نظر میدن شما هم بگید من از این مدل خوشم میاد، یا مثلا این به نظر من جوون پسندتره. این کار باعث میشه اونها متوجه بشن که شما هم علایق و سلایقی دارید که میتونه متفاوت از اونها باشه

    2. احترام اونها رو حفظ کنید، حتی وقتی با اونها مخالفید. مثلا وقتی همسرتون با شما میخواد چیزی بخره، جلوی مادرشوهرتون به همسرتون بگید که نظر مادرتم بگیر در این مورد

    3. خواسته هاتون رو به شکل غیرمستقیم بیان کنید. مثلا وقتی با خواهرشوهرتون صحبت میکنید، بگید نظر من در مورد فلان مساله اینه. نظر شما چیه؟(اینجوری متوجه نظرات شما و ابراز وجود صحیح شما میشن)

    4. همون رفتاری که دوست دارید با شما انجام بدن رو باخودشون انجام بدید. مثلا چند روز قبل از روز مادر با مادرشوهرتون صحبت کنید و ببینید چی دوست دارن وروز مادر سعی کنید همونو براشون تهیه کنید. اونوقت اونها هم احتمالا اینگونه برخورد خواهند کرد

    5. مسائل گذشته رو فراموش کنید و بزرگوارانه ازشون بگذرید.

    پس سعی کن که بدور از هرگونه شک و تردید به خودت برسی و دیگرون سدی برای رسیدن به اهدافت قرار ندی.
    میدونی عزیزم یه چیزی بگم شاید به دردت بخوره
    من تمام پیشرفت و داشته هامو مدیون جسارت و زبون خودم هستم
    تمام حرفها و نظرهارو می شنیدم و اونچیزی رو که به نفع و پیشرفتم بود رو انتخاب میکردم و به بقیه حق دخالت نمی دادم.
    به نظر من شماهم باید خودتون باشید و کاری که به صلاح و خیر شماست انجام بدیدو بی خیال دخالت نابجای دیگرون باشید حتی نزدیکترون فرد زندگیتون
    موفق باشی عزیزم

  2. 2 کاربر از پست مفید هاله نو تشکرکرده اند .

    هاله نو (جمعه 18 آذر 90)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 04 بهمن 92 [ 23:53]
    تاریخ عضویت
    1390-7-02
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    1,769
    سطح
    24
    Points: 1,769, Level: 24
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    من در عمر هر چند کوتاهم از خود گذشتگی را سر لوحه کار خودم قرار دادم. از بسیاری از لذات مشروعم گذشتم به خاطر دیگران. ولی خیلی از انها به چشم نیامد و تازه من را به کم کاری در قبال کاری که وظیفه ام نبود و خوب هم انجامش می دادم، متهم کردند. دیگران با عدم قدر دانی نمی توانند ما را کوچک کنند. فقط خودشان را از چشم ما انداخته اند. ما بدون انها هنوز هم سربلندیم. مهم نیست که دیگران راجع به عقایدمان چه میگویند.یک عقیده خوب مثل مال شما همیشه خوب خواهد ماند. بگذارید ارزشهایمان جزو ذاتمان باشد. در برابر همه باران باشیم. ولی هنوز کج رفتاری بعضی ها را بیاد داشته باشیم و انها را هم مانند نیش عقرب جزو ذاتشان بدانیم.
    شما بخودی خود بزرگید. چون ارزشهای بزرگی را در وجودتان پرورانده اید. انها با این کار ها فقط حقارت خودشان را به رخ شما می کشند!
    با تمرین می توانید انها را بسادگی نادیده بگیرید در عین حال که بخاطر باران بودنتان احترام انها را دارید. زمانی که می خواهید نادیده شان بگیرید، به خودتان یاداور شوید که چقدر والا مقام هستید و ارزش های بزرگی دارید.
    زمانی که چیزی را می خواهند به شما قالب کنند، با تشکر بپذیرید و بلافاصله انها را بایگانی کنید ویا حتی دور بیندازید. بهانه برای نپوشیدن و استفاده نکردن زیاد پیدا کنید!!!
    همین سایت به من می گفت که توهین ها مثل سکه تقلبی هستند. مجبوریم بشنویمشان ولی مجبور نیستیم بپذیریمشان.

    من در عمر هر چند کوتاهم از خود گذشتگی را سر لوحه کار خودم قرار دادم. از بسیاری از لذات مشروعم گذشتم به خاطر دیگران. ولی خیلی از انها به چشم نیامد و تازه من را به کم کاری در قبال کاری که وظیفه ام نبود و خوب هم انجامش می دادم، متهم کردند. دیگران با عدم قدر دانی نمی توانند ما را کوچک کنند. فقط خودشان را از چشم ما انداخته اند. ما بدون انها هنوز هم سربلندیم. مهم نیست که دیگران راجع به عقایدمان چه میگویند.یک عقیده خوب مثل مال شما همیشه خوب خواهد ماند. بگذارید ارزشهایمان جزو ذاتمان باشد. در برابر همه باران باشیم. ولی هنوز کج رفتاری بعضی ها را بیاد داشته باشیم و انها را هم مانند نیش عقرب جزو ذاتشان بدانیم.
    شما بخودی خود بزرگید. چون ارزشهای بزرگی را در وجودتان پرورانده اید. انها با این کار ها فقط حقارت خودشان را به رخ شما می کشند!
    با تمرین می توانید انها را بسادگی نادیده بگیرید در عین حال که بخاطر باران بودنتان احترام انها را دارید. زمانی که می خواهید نادیده شان بگیرید، به خودتان یاداور شوید که چقدر والا مقام هستید و ارزش های بزرگی دارید.
    زمانی که چیزی را می خواهند به شما قالب کنند، با تشکر بپذیرید و بلافاصله انها را بایگانی کنید ویا حتی دور بیندازید. بهانه برای نپوشیدن و استفاده نکردن زیاد پیدا کنید!!!
    همین سایت به من می گفت که توهین ها مثل سکه تقلبی هستند. مجبوریم بشنویمشان ولی مجبور نیستیم بپذیریمشان.

  4. کاربر روبرو از پست مفید ketetefid تشکرکرده است .

    ketetefid (جمعه 18 آذر 90)

  5. #13
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    [quote]1. وقتی تو خانواده همسرتون هستید و دارن در مورد مساله باهم صحبت میکنن، شما هم اظهار نظر کنید و نظر مستقل خودتون(نه لزوما مخالف) رو اعلام کنید. مثلا اگه دارن در مورد یه لباس خاص یا یه غذایی نظر میدن شما هم بگید من از این مدل خوشم میاد، یا مثلا این به نظر من جوون پسندتره. این کار باعث میشه اونها متوجه بشن که شما هم علایق و سلایقی دارید که میتونه متفاوت از اونها باشه
    متاسفانه این جور مواقع نظر نمی دم و اکثرا شنونده هستم.اما سعی می کنم ازین به بعد این کارو کنم.
    2. احترام اونها رو حفظ کنید، حتی وقتی با اونها مخالفید. مثلا وقتی همسرتون با شما میخواد چیزی بخره، جلوی مادرشوهرتون به همسرتون بگید که نظر مادرتم بگیر در این مورد
    بازم همون مشکل من اکثرا تو خونه از همسرم اینو خواستم.اما در برابر مادرش اصلا بلد نیستم زبون بریزم
    3. خواسته هاتون رو به شکل غیرمستقیم بیان کنید. مثلا وقتی با خواهرشوهرتون صحبت میکنید، بگید نظر من در مورد فلان مساله اینه. نظر شما چیه؟(اینجوری متوجه نظرات شما و ابراز وجود صحیح شما میشن)

    4. همون رفتاری که دوست دارید با شما انجام بدن رو باخودشون انجام بدید. مثلا چند روز قبل از روز مادر با مادرشوهرتون صحبت کنید و ببینید چی دوست دارن وروز مادر سعی کنید همونو براشون تهیه کنید. اونوقت اونها هم احتمالا اینگونه برخورد خواهند کرد
    باور کنید از اولش هم با وجود دلخوری هام همیشه تو مناسبتها نظرشونو پرسیدم.کلا یکی از خصوصیات مادر شوهرم با اطرافیان روحیه دستور دهی،تصمیم گیری فردیشونه ،حتی در برابر مادرش و متاسفانه این کارا روش تاثیر نمی ذارهمسائل گذشته رو فراموش کنید و بزرگوارانه ازشون بگذرید
    بزرگترین عیبم همینه شاید مقطعی فراموش کنم ولی کاملا نه.باید رو خودم کار کنم.
    quote]تشکر می کنم به خاطر وقتی که گذاشتی
    آنی عزیز بله من می خوام تغییر اساسی کنم.علت ایجاد این تاپیک هم همین بود و قصد نداشتم خانواده همسرمو متهم کنم وگرنه تو انجمن دیگه ای تاپیک ایجاد می کردم

    مهم این است که تو خودت باشی...الان برای خودت غریبه هستی چون مثل خود واقعی ات

    زندگی نمی کنی و برای دیگران زندگی می کنی..برای خودت زندگی کن و خودت باش تا

    خودت را پیدا کنی!
    بهار غمگین دقیقا مشکلم همینه.به خاطر همین سرگردانم.حتی الان دقیقا نمی دونم کدوم روش زندگی رو بیشتر دوست دارم.چون تو این یک سال بعد ازدواج یا طبق نظر مادرم رفتار کردم یا مادر شوهرم .در حال حاضر هم در مرحله انتخابم
    نازنین جان آی گفتی.الان چون عادت کردن خیلی سخته واسم نظرشونو برگردونم.راجع به سطح استانداردم هم حق با توست اونا اصلا متوجه نشدن من گذشت کردم.اونا نمی دونستن در دوران مجردی با وجود کم توقعی چقدر حساس بودم که در خانوادم حق انتخاب داشته باشم.نمی دونستن هیچ وقت اجازه ندادم مادرم واسم تصمیم بگیره حتی در مواردجزئی [/color]

  6. کاربر روبرو از پست مفید رایحه عشق تشکرکرده است .

    رایحه عشق (جمعه 18 آذر 90)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    4,612
    سطح
    43
    Points: 4,612, Level: 43
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    971

    تشکرشده 981 در 133 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    رایحه عشق گرامی

    راستش قبل از هر چیز من فکر میکنم اون چیزی که شما باید در پی یافتن اش باشید،هویتتون نیست!فردیت!استقلال رای و کمی هم اعتماد به نفس شماست.....

    متاسفانه گاهی ما گمان میکنیم که مطیع بودن و اجازه دادن به دیگران برای تصمیم گرفتن به جای ما و مهم تر از همه " راضی نگه داشتن همه انسان ها از خودمون به هر قیمتی حتی به قیمت داشتن حسی و حالی بد نسبت به خودمون" از ما انسانی خوب در ذهن دیگران میسازد...انسانی نمونه و عالی که همه دوستش خواهند داشت...!

    اما این یک ضعف روانشناختیه و آسیب اون قبل از هر چیز متوجه خودمون میشه....!

    اجازه بدین سوالی بپرسم،آیا شده بعد از کوتاه آمدن،یا پذیرفتن چیزی که تمایلی به اون نداشتین در خلوت خودتون،بگید رایحه ازت بدم میاد! از بی زبونی ات!از نداشن جرات و جسارتت از اینکه نمیتونی بایستی و محکم بگی نه! نمیخوام!؟

    اگر جواب شما حتی به بعضی از این سوال ها هم مثبت باشه پس حتما شما یکجای راه رو اشتباه رفتین!

    "به خاطر داشته باشید که خوب بودن و مطیع همه جانبه بودن هم معنی نیستن"!!

    قبل از هر چیز شما باید نه گفتن رو یاد بگیرید!چون از صحبت های شما اینطور به نظر میرسه که ناخود آگاه نیار به تایید دیگران دارید! و به همین خاطر فردیت خودتون رو با مشکل رو به رو ساختین!این یه تکنیک و قاعده خاص خودش رو داره!کتابهای زیادی رو تو این زمینه تو کتابفروشی ها دیدم،مدتی از تالار دور بودم اما گمان کنم توی همین تالار هم مقالاتی در این خصوص دیده باشم که میتونید سرچ کنید

    بعد ازاون باید این ذهنیت رو که سعی میکنید همه رو راضی نگه دارید تا بدونن و درک کنن که شما چه انسان خوبی هستین رو کلا تغییر بدین!این دومین خطای شناختی شماست!

    باز هم حرف دارم اما قدم به قدم با هم جلو میریم،قدم بعد تقویت اعتماد به نفسه و رسیدن به جایی که بدون تایید دیگران هم از وجود خودمون لذت ببریم و نیازی نباشه همه رو راضی نگه داریم از خودمون

  8. 3 کاربر از پست مفید شیدا حاتمی تشکرکرده اند .

    شیدا حاتمی (سه شنبه 22 آذر 90)

  9. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    شیدا جان بارها و بارها شده ازین که کوتاه اومدم از خودم بدم اومده.اگه بخوام عمق فاجعه رو روشن کنم راجع به سر زدن به مادر شوهرم.من تو این یک سال و نیم که ازدواج کردم و دیوار به دیوار مادر شوهرم میشینیم گاهی دلم خواسته برم سر بزنم اما چون وقتی میرم نمی تونم بگم واسه شام یا ناهار نمی مونم باید برم.کار دارم.در نتیجه موقعی که کار دارم سراغی ازشون نمی گیرم که خودش ممکنه باعث دلخوری شده باشه

  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 اسفند 93 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1390-3-29
    نوشته ها
    1,107
    امتیاز
    8,928
    سطح
    63
    Points: 8,928, Level: 63
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 122
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,038

    تشکرشده 2,035 در 738 پست

    Rep Power
    128
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم



    شما بايد قدرت نه گفتن محترمانه را بياموزيد.

  11. کاربر روبرو از پست مفید ليلا موفق تشکرکرده است .

    ليلا موفق (سه شنبه 22 آذر 90)

  12. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    129
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    دوستان به یه مشکلی برخوردم.دعا کنید بی سر و صدا حل بشه.راستش من دیشب ماشین همسری رو که تازه خریده کوبوندم به ماشین همسایه مادرم302این در حالیه که امروز مادرشوهرم اینا دارن میرن سفر زیارتی.اونا خیلی حساسن خیلی.مطمئنم اگه بفهمن با ناراحتی عازم می شن و در ضمن آبروی منم می ره.ما می خوایم نفهمن دعا کنید نقشمون بگیره استرس شدیدی افتاده به جونم.


    رايحه اينا رو تو گفتي؟؟عصباني شدم از دستت
    مگه ماشين شوهرت نيست مگه شما يه خانواده مستقل نيستين. چرا اين همه استرس به خودت وارد ميكني؟ يادمه يكي از اعضا يه جايي گفته بود كاش خانواده ها درك ميكردن يه دختر و پسر كه عقد ميكنن معنيش اينه كه يه خانواده جديد تشكيل شده نه اينكه يه دختر يا يه پسر بهشون اضافه شده.خانواده همسرت نبايد فكر كنن تو دخترشوني كه تو ريز مسائلتون هم دخالت كنن از نظر من اگر ميدوني شوهرت پشتته مخفي كاري نكن محكم وايسا و اتفاق رو تعريف كن و شوهرت هم بايد بگه اتفاقه ديگه ميفته فداي سرش. نميگم تو روشون وايسا ولي مرز زندگيتو مشخص كن مگه يه ليوان يا هر چيز ديگه اي هم تو خونتون شكست بايد جواب پس بدي؟


    حالا هم بخند و بهش فكر نكن. هرچه پيش آيد خوش آيد. اصلا حالا كه انقد تو زندگيت سرك ميكشن بذار عصباني بشن

  13. 2 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (سه شنبه 29 آذر 90)

  14. #18
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 15:49]
    تاریخ عضویت
    1390-2-11
    نوشته ها
    1,002
    امتیاز
    17,617
    سطح
    84
    Points: 17,617, Level: 84
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 233
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    3,189

    تشکرشده 3,297 در 818 پست

    Rep Power
    116
    Array

    RE: من هویتمو گم کردم

    گلنوش جان ممنونم.همسرم تو خونه به من گفت فدای سرت اما راستش غرورش اجازه نمی داد بگه خانومم چون رانندگی بلد نبوده این کارو کرده.کلا جو بدی پیش میومد اگه می فهمیدن.راستش من تازه دارم رانندگی یاد می گیرم اما با ماشین 15 میلیونیشاید واسه خیلی ها پول زیادی نباشه ولی ما همه سرمایمونو دادیم اونو خریدیم اونم صفرشو
    البته اگه همسرم مشکلی نداشت می گفتم من کردم ولی اون می گفت می گم من زدم و منم اینو نمی تونستم قبول کنم که شوهرم که اینقدر دست فرمونش خوبه این کارو کرده در نتیجه نذاشتیم بفهمن طفلک موقعی که مادرش اینا می رفتن کربلا حضور نداشت به بهانه دانشگاه صبح زود رفت شهر محل تحصیل البته اونجا برده صاف کاری خدا کنه مثل اولش بشه.
    گلنوش جان راستش یه در گوشی بگم.همسرم خیلی متکی به خانوادش بود.هر کاری رو هم شوهر مامانش که عموش باشه انجام می داد اگه این قائله ختم به خیر شه و بتونه جلوی خودشو بگیره و به خانوادش نگه به نظرم تجربه خوبی بود چون خودش کارشو انجام داد.ازین که خودش دنبال صافکاری رفته هر چند بالاجبار واسه من کلیه.البته پولش که این وسط هدر شد به کنار.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ریزش مو و اعتیاد پدرم و بیزاری از هویتم - چه کنم؟
    توسط Yellow.king در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 تیر 95, 21:31

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.