به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آتنــــــا25
    [align=justify]آیدا اول به خودت مسلط باش این پسر دوستته، شوهرت که نیست انقدر دستپاچه شدی! خدا نکرده اگه پس فردا تو زندگیت این اتفاق بیفته اون موقع میخواهی چکار کنی!؟
    1- توجیه ممنوع! ارتباط حتی اگه از طرف اون دخترم شروع شده باشه بهرحال این دوست تو بوده که چراغ سبز نشون داده، اگه متعهد بود حتی یه جواب سلام هم بهش نمیداد.
    2- اگه یکی این عادت (دختربازی) براش عادی باشه و بخواد تکرار کنه هر چقدرم تو کنترلش کنی چیزی عوض نمیشه کار خودشو میکنه، فوقش میره یه خط دیگه میگیره که تو چکش نکنی! یا ایمیلشو عوض میکنه، جدید میسازه!
    3- دور بودن اون دختر ازش تضمین قطع رابطه نیست! اولا که اگه بخواد میتونه با یکی که نزدیکشه ارتباط برقرار کنه، اگرم نه میتونه با همون قبلی با وسایل ارتباطی ادامه بده و هرزگاهی هم به بهانه سفرهای کاری و ... بره ببینش.
    (تجربه زندگی خودمو برات مینویسم، نمیگم همه یه جورن فقط میخوام بدونی دوری راه برای آدمی که دنبال کسی باشه مانع نمیشه! شوهر من که با هم 4 سال عقد بودیم با یه دختر تو شهر دیگه دوست شده بود یه سال برای مسافرت به اون شهر رفته بود با دختره قرار گذاشته بود و دیده بودش!) سعی نکن بخاطر وابستگی احساسی که بهش داری توجیش کنی و چشمتو روی حقایق ببندی و بگی همه چی خوبه! میگی رابطه خاصی با دختر نداشته و فقط در حد تلفن و چت بوده! بنظرت باید چه جوری می بود که رفتار زشتی به چشم بیاد!؟ از همین چت و تلفن ها شروع میشه و به جاهای باریکتر میکشه!!
    4- معلومه که آدم وقتی دستش رو میشه اظهار ندامت و پشیمونی میکنه، انتظار داری رفتارش غیر از این باشه!؟ اما حقیقت اینه که اگه دستش رو نمیشد همچنان ادامه میداد!! پس فهمیدن تو باعث شده رابطه رو ختم کنه (البته اگه واقعا اینکارو کرده باشه) و اون شخصا به رابطه پایان نداده پس بازم عذرخواهی کارشو توجیه نمیکنه.
    5- ما نمیتونیم بهت هیچ تضمینی بدیم اگه بخوای خودت میتونی امتحانش کنی ببینی چطور آدمیه!
    6- میگی وقتی با همید همه چی خوبه وقتی جدا میشین همش افکار بد میاد سراغت، یعنی بهش اعتماد نداری! آدمیکه بهش اعتماد نداری نمیتونه گزینه مناسبی برای همسری باشه.
    7- تو برای آرامشت رابطه رو قطع کردی و اون هیچ عکس العملی نشون نداده، بعدش دوباره بخاظر وابستگی بهش زنگ زدی و گفتی کمکم کن بهت اعتماد کنم!؟ ظاهرا اون خیلی هم از این وضعیت ناراضی نبوده که بهش اعتماد نداری وگرنه یه تلاشی میکرد!! اگه بقول خودت که میگی خیلی بهم علاقه مندیم نمیتونیم همو ول کنیم پس چرا اون ولت کرد بحال خودت تا تو خودت مجبور شدی برای رهایی از حس بد درونت و افکار بدت دوباره بهش رو بیاری!؟
    این توئی که خیلی وابسته هستی آیدا البته شاید علاقه مندم باشی اما این بخاطر وابستگیته که نمیتونی یه تصمیم درست و قاطع بگیری و بهش عمل کنی از علاقه نیست! اون حتی همین وابستگی هم نداره!
    ........
    فعلا دیگه چیزی به نظرم نمیرسه ... [/align]
    آتنای عزیز خیلی ممنونم
    جواب تو برام معقولانه تر بود...فقط چند مورد هست که می خوام بگم

    درباره مورد2: ما تو این مدتی که باهمیم ،خب من تا حدی شناختمش میدونم اهل دختر بازی و این کارا نیست پسر چشم پاکیه و بیشتر هم دنبال کار و دانشگاهشه حتی یه جای دیگه هم کار نیمه وقت میکنه ، خیلی خانواده دوسته ودنبال این چیزا نیست، همین تناقض هاست که منو بیشتر مردد میکنه..
    در مورد اینکه میگی من هرچی کنترلش کنم اگه اون بخواد دنبالش بره ،در هر صورت میره و من نمیتونم کاری بکنم..خب آره حق با توا، ولی من هدفم از کنترل کردن این نیست که جلوشو بگیرم خیلی وقتا هدفم اینه که بتونم یه اثر جرم دیگه پیدا کنه که بتونم با خیال راحت و آرامش بیشتر و بدون عذاب وجدان ولش کنم! در واقه میخوام مچشو بگیرم! البته دیگه این کارا رو نمیکنم

    درباره مورد6: آره ولی فقط همین مورده که عدم اعتماد میاره...در موارد دیگه خب ما خیلی از هم مطمئینیم مثلا چون احتیاج داشت من پول زیادی بهش قرض دادم و اونم همین کارو میکنه و خیلی هوای منو داره ، از هیچ کمکی دریغ نمیکنه و...
    درباره مورد 7: نه این درست نیست، من وقتی بهش گفتم که می خوام تموم کنیم اون قبول نکرد کلی اصرار کرد سعی کرد آرومم کنه دلیل بیاره توضیح بده...ولی هرچی گفت من قبول نکردم و بعدش یه روز هم طول نکشید که بهش زنگ زدم چون عذاب وجدان داشتم و فکر میکردم تقصیر خودمه وگرنه مطمئنم که بعدا خودش زنگ میزد چون قبلا هم به خاطر یه مسائل دیگه قهر کردیم و همیشه اون به من زنگ زده و برای آشتی پیشقدم شده...خیلی وقتا اگه من نخواستم پیشش باشم دیدم که خیلی ناراحت میشه و داغون میشه
    اون منو ول نکرد ، اون هیچوقت حاظر نیست این کارو بکنه....من تو توهم سیر نمیکنم از این چیزایی که میگم مطمئنم همیشه برای همه چی دنبال دلیل میگردم .
    اگه اون طور که شما میگید بود که حتی یه لحظه هم تردید نمیکردمو برای همیشه ولش میکردم ...این چیزاست که منو مردد میکنه.....
    با بقیه موارد موافقم ، ممنون میشم اگه دوباره نظرتونو بهم بگین
    میتونم ازتون بپرسم الان با همسرتون تو چه وضیعتی هستین؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    با سلام و خسته نباشید،

    تالار همدردی روابط دختر و پسر قبل از ازدواج را به علت خطرهایی که به همراه دارد تایید نمی کند و در این خصوص مشاوره نمی دهد.

    می توانید به این تاپیک سری بزنید.


    پست خانم آویژه بهترین جواب برای شماست.
    از او بخواهید رسماً به خواستگاری شما بیاید و زیر نظر خانواده ها و به دور از احساسات به شناخت یکدیگر بپردازید.


    موفق باشید.

    من برای خانم اویژه یه پاسخ نوشتم ولی ایشون جواب منو ندادن خب من هم قانع نشدم

    بر فرض که طرف به خواستگاریم بیاد خب تو کلیت این مسئله ای که من روش شک دارم چه فرقی میکنه؟؟ واقعا نمیفهمم چرا میگید درباره روابط دختر و پسر مشاوره نمیدین؟ ما هدفمون ازدواجه و داریم آشنا میشم، حتما باید عقد کرده باشم، بعد این بلا سرم بیاد که مشاوره بگیرم؟فکر نمیکنین این اموزش ها باید قبل از ازدواج داده بشه؟
    من خودم روابط دختر و پسر و بدون سرانجام قبول ندارم ولی آشنایی برای ازدواج رو چرا،
    حالا بر فرض که خانوادم هم خبر داشته باشن ، خب برای این مورد من چه فرقی میکنه


    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    با سلام و خسته نباشید،

    تالار همدردی روابط دختر و پسر قبل از ازدواج را به علت خطرهایی که به همراه دارد تایید نمی کند و در این خصوص مشاوره نمی دهد.

    می توانید به این تاپیک سری بزنید.


    پست خانم آویژه بهترین جواب برای شماست.
    از او بخواهید رسماً به خواستگاری شما بیاید و زیر نظر خانواده ها و به دور از احساسات به شناخت یکدیگر بپردازید.


    موفق باشید.

    من برای خانم اویژه یه پاسخ نوشتم ولی ایشون جواب منو ندادن خب من هم قانع نشدم

    بر فرض که طرف به خواستگاریم بیاد خب تو کلیت این مسئله ای که من روش شک دارم چه فرقی میکنه؟؟ واقعا نمیفهمم چرا میگید درباره روابط دختر و پسر مشاوره نمیدین؟ ما هدفمون ازدواجه و داریم آشنا میشم، حتما باید عقد کرده باشم، بعد این بلا سرم بیاد که مشاوره بگیرم؟فکر نمیکنین این اموزش ها باید قبل از ازدواج داده بشه؟
    من خودم روابط دختر و پسر و بدون سرانجام قبول ندارم ولی آشنایی برای ازدواج رو چرا،
    حالا بر فرض که خانوادم هم خبر داشته باشن ، خب برای این مورد من چه فرقی میکنه


  2. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    ایدای عزیز من هم به چند دلیل توصیه میکنم بقیه شناختت رو بذار برای بعد ازخواستگاری رسمی.اول اینکه اگه این اقا رسما بیاد خواستگاری خودش یه نکته مثبته براش.اینکه من میام خواستگاری حرفه.حرف هم باد هواست.منظورم این نیست که این اقا دروغ میگه که میاد خواستگاری یا حتی منظورم این نیست که حتما میاد خواستگاریت بلکه منظورم اینه که با اومدن به خواستگاریت بهت نشون میده که چقدر واقعا به این رابطه تعهد داره و خوب میدونی تعهد یکی از دلایل جلوگیری از خیانته.دوم اینکه هر سری یه فکری داره و خونوادت هم صد در صد میتونن به شناخت بهتر بهت کمک کنن.
    نکته دیگه اینه که تو که انقد واضح کاراش رو زیر نظر گرفتی و میدونه بهش شک داری به نظرت اگه واقعا هم بخواد بهت خیانت کنه جوری اینکارو میکنه که تو بفهمی؟دست از پا خطا نکردن وقتی دست و پای طرف رو بستی چه ارزشی داره؟راحتش بذار.دیگه راجب اون موضوع باهاش صحبت نکن.نشون بده بهش اعتماد داری.ازش بخواه اگه واقعا دوستت داره رسما بیاد خواستگاریت و بعد غیر مستقیم رفتارهاش رو زیر نظر بگیر.اینکه اومد خواستگاریت معنیش این نیست که حتما باید جوابت بهش مثبت باشه.بذار بیاد بشناسش بعد تصمیم بگیر قبولش کنی یا نه.اما تو جوری رفتار میکنی که انگار شوهرته و این اتفاق افتاده

  3. 5 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (چهارشنبه 16 آذر 90)

  4. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    سلام،

    چند پست و تاپیک به شما می دهم و آنها رو مطالعه کنید:

    سطوح رابطه دختر و پسر
    دلایل عینی برای منع رابطه های دوستی دختر و پسر (این تاپیک رو مطالعه کنید تا چند نمونه از اتفاقاتی که می تواند در چنین رابطه های بیفتد را بخوانید)
    چه تضمینی وجود داره خیانت نکنی؟؟؟ (این دختر خانم هم تقریباً همین مشکل شما رو داشته)

    ببینید، تفاوت های زیادی بین آشنایی که با خواستگاری رسمی شروع می شود، و آشنایی که از طریق روابط دوستی هست، وجود دارند. البته این مسائل رو مدیر همدردی و کارشناسان زیاد توضیح دادند. نظر خودم رو کوتاه می نویسم:

    هر پسری به خواستگاری نمی رود! پسر وقتی به خواستگاری می رود که مطمئن است می خواهد ازدواج کند.
    ولی رابطه ی دوستی به این شکل نیست. خیلی راحت و بدون احساس مسئولیت می توان یک رابطه ی دوستی رو شروع کرد و همینطور پایان داد. وقتی پسری به خواستگاری شما آمد، احتمال اینکه این پسر قصد سوء استفاده داشته باشد خیلی خیلی کم می شود! تا وقتی دخترانی در پارک و خیابان و ... آماده شروع رابطه دوستی هستند، افراد سوء استفاده گر برای رسیدن به اهدافشون به خواستگاری نمی روند! البته من دوست شما رو نمی شناسم و نمی توانم راجع به او نظر بدهم. ولی اگر رسماً به خواستگاری شما بیاید، با خیال راحت تری می توانید به شناخت او بپردازید.
    پسر که به خواستگاری می آید، یعنی قضیه رو جدی گرفته. خودش رو به شما متعهد می بیند. نگرانی هایی که شما دارید خیلی کمتر می شود. ولی در رابطه ی دوستی اکثراً افراد آزادی هایی برای خودشون قائل هستند. معمولاً هم پسران با بهانه های مختلف خواستگاری رو به تاخیر می اندازند.
    البته به نظرم کار شما اشتباه است که ایمیل او را چک می کنید، ولی همین مسئله که متوجه شدید او با دختران دیگر هم رابطه دارد، نشان می دهد که اینقدر که شما مسئله ازدواج رو جدی گرفتید، او نگرفته و در قبال شما هنوز آنطور که باید احساس مسئولیت نمی کند.

    در مراسم خواستگاری خانواده ها هم همدیگر رو می بینند. پدر مادر شما رو در انتخابتون یاری می کنند. اگر پدر مادر ها به هر دلیلی موافق نباشند، همان اول این مسئله رو اعلام می کنند و شما با توجه به این مسئله تصمیم می گیری.
    شما این موقعیت رو پیدا می کنی که وارد جمع خانواده اونها بشوی و به این شکل شناخت بهتری پیدا می کنی.
    ولی رابطه ی دوستی اکثراً پنهانی است. و به خصوص پدرها خبر ندارند. شناخت خانوادگی وجود ندارد. چقدر تاپیک داشتیم که بعد از چند سال رابطه ی دوستی، وقتی خانواده ها همدیگر رو دیدند مخالفت کردند. (کلیک کنید)

    یکی از مهمترین اشکالات این است که اکثراً روابط دوستی بر پایه احساسات است. نمونه خود شما:

    من حدود 9ماه پیش با آقایی که 3سال ازم بزرگتر بود آشنا شدم از اول رابطمون عاشقانه بود
    در صورتی که این اشتباه است. هدف شما باید شناخت همدیگر باشد به دور از احساسات. تا از مراحل شناخت نگذشتید، نباید پای احساسات وسط بیاید. احساسات باعث می شوند که عیب های همدیگر رو نبینید و شناخت رو تحت تاثیر قرار می دهند. و آن وقت که به مشکلات خوردید، چون وابسته شده اید، ضربه می خورید.

    و همینطور شما به عنوان دختر در یک رابطه ی دوستی تحت فشارهای زیادی هستی. این پست من رو بخوانید (کلیک کنید).


    و در آخر این پست مدیر همدردی رو مطالعه کنید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام و عرض ادب و احترام
    به سئوالاتی شبیه سئوال شما بارها پاسخ گفته شده است که با جستجو در تالار همدردی می توانید آنها را مطالعه کنید.
    اما به طور خلاصه:
    فرایند، آشنایی ، شناخت و خواستگاری که قبل از عقد انجام می گیرد برای خود اصول و قواعدی دارد.

    اولین این قواعد غیر قابل نقض اینست
    که در این مراحل به هیچ وجه نباید روی مسائل هیجانی و احساسی رابطه مانور شود. چون باعث تحریف شناخت می شود. به دیگر سخن این مراحل فقط برای شناخت معیارها، تفاهمات و خصوصیات یکدیگر هست. نه دل و قلوه دادن و تمتع بردن عاطفی از یکدیگر. مسائل عاطفی ، احساسی و جنسی برای مرحله پس از عقد هست.

    دومین قاعده پیش از ازدواج
    رسمی و آشکار بودن مراحل شناخت یکدیگر هست. یعنی یواشکی ، مخفی نباید انجام شود.
    شما می توانید برای اثبات صداقتتان، از او بخواهید به اتفاق خانواده اش آشکارا و رسما به خواستگاری شما بیایند. البته خواستگاری آمدن ایشون یعنی شروع رسمی مراحل شناخت، نه پایان شناخت و ازدواج.


    سومین قاعده هم اینست
    که فرایند آشنایی و شناخت باید به وقتش و به صورت نقد انجام شود. یعنی اگر آن آقا پسر یا شما فکر ازدواج همین الان ندارید، یا شرایطتان جور نیست، یا هر مشکلی پیش رو هست که نمی خواهید نقدا ازدواج کنید و آمادگی نیست. باید این فرایند تعطیل شود. چرا که مسائل شناخت برای ازدواج را نمی توان شروع کرد، اما عقد را به یک وقت دیگر وعده داد. در واقع ازدواج باید نقدی و به روز باشد. و وعده و چک دادن به آینده موجب مشکلات غیر قابل جبران خواهد شد.




    ======
    پاورقی مهم :
    ضرب المثلی داریم : اول برادریت را ثابت کن بعد ادعای ارث و میراث کن.
    یعنی اول باید دختر و پسری عقد کنند و زن و شوهر شوند ، تا بعد بتوان در مورد بحث خیانت را بررسی کرد.
    تا وقتی که عقدی انجام نشود هیچ تعهدی بین طرفین وجود ندارد. و هر دو طرف می توانند انتخاب دیگری برای زندگی کرده و ازدواج کنند.
    به خاطر اینست که می گوییم قبل از ازدواج که هنوز تعهد قطعی نیست نباید احساسی شوند و دل و قلوه بدهند. تا عوارض وابستگی اشتباهی به عنوان نشانه های عشق تفسیر شود.

    مسائل زیادی هست که می شود خیلی راجع به اونها بحث کرد. ولی اگر یک مدتی تاپیک های همدردی به خصوص در انجمن رابطه دختر و پسر رو بخوانید، مسائل زیادی رو متوجه خواهید شد.

    موفق باشید.

  5. 4 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (چهارشنبه 16 آذر 90)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    از بهار و حامد عزیز خیلی ممنونم
    ولی چندتا نکته:
    ببینید من از خدامه که خانواده ام از رابطه ام با این آقا خبر داشته باشن، کمکم کنن، راهنماییم کنن ،هرموقع خواستم ازشون مشاوره بگیرم و میدونم که اینطوری خیلی بهتر میشه تصمیم گرفت ،حتی موقع خواستگاری اگه خانواده ام راضی نباشن با وجود علاقه ای که دارم اصرار نمیکنم .چون میدونم بعدا مشکلات زیادی به وجود میاره (این حرفو به دوستمم گفتم)
    ولی مشکل اینه که پدرو مادر من (با وجود فرهنگ و تحصیلات بالا) آشنایی به این صورت رو قبول نمیکنن (چه قبل خواستگاری چه بعدش!)
    آشنایی تو خانواده ما ختم میشه به چند جلسه حضوری یا تلفنی حرف زدن و بعدش تحقیقات از محل کارو زندگیش.که فکر نمیکنم بیشتر از 1ماه طول بکشه. و بعدش جواب مثبت یا منفی
    بحث کردن باهاشونم فایده نداره...اونا تو این مورد حرف منو قبول نمیکنن
    خب الان شما بگید من با این شرایط چجوری تو موردی که الان توش موندم بشناسمش؟
    ......
    من فکر میکردم خب میتونیم اینجوری با هم آشنا شیم و بعدش قرار خواستگاری رو بذاریم ببینیم خانواده ها چی میگن ،البته اون تا حدی به خانواده اش گفته و میگه اونا مخالفت نمیکنن و انتخاب کردن همیشه به عهده ی خود فرزنده و اونا دخالتی نمیکنن. ولی من نه ،چیزی به خانواده ام نگفتم، اتفاقا مطمئن نیستم که نظرشون چیه ...در این مورد هم زیاد بحث کردیم و حتی تصمیم هم گرفتیم که تقریبا قطع رابطه کنیم و هروقت شرایط خواستگاری جور شد،اون بیاد جلو.تا از لحاظ احساسی هم کمتر وابسته بشیم (به نظرتون این کار درسته؟)
    ما تقریبا در باره همه چی که بتونه مشکل ساز باشه حرف زدیم و دربارشون تصمیمای جدی گرفتیم ،فقط این مورد آخره که هیچ راهی براش پیدا نمیکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    اگه این اقا رسما بیاد خواستگاری خودش یه نکته مثبته براش.با اومدن به خواستگاریت بهت نشون میده که چقدر واقعا به این رابطه تعهد داره و خوب میدونی تعهد یکی از دلایل جلوگیری از خیانته.


    واقعا این یه نکته مثبتیه؟ یعنی ممکنه تو رابطه دوستی با دختر دیگه در ارتباط باشه ولی بعد از ازدواج چون متعهد شده دیگه این کارو نمیکنه؟ چه تضمینی هست؟
    من اینو نکته مثبت نمیدونستم چون فکر میکردم خب باید بیاد خواستگاری که بتونیم ازدواج کنیم دیگه اگه نیاد که کلا هیچ.
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    نکته دیگه اینه که تو که انقد واضح کاراش رو زیر نظر گرفتی و میدونه بهش شک داری به نظرت اگه واقعا هم بخواد بهت خیانت کنه جوری اینکارو میکنه که تو بفهمی؟دست از پا خطا نکردن وقتی دست و پای طرف رو بستی چه ارزشی داره؟راحتش بذار.دیگه راجب اون موضوع باهاش صحبت نکن.نشون بده بهش اعتماد داری.ازش بخواه اگه واقعا دوستت داره رسما بیاد خواستگاریت و بعد غیر مستقیم رفتارهاش رو زیر نظر بگیر.اینکه اومد خواستگاریت معنیش این نیست که حتما باید جوابت بهش مثبت باشه.بذار بیاد بشناسش بعد تصمیم بگیر قبولش کنی یا نه
    آره حق با تو ا، چند وقته دیگه کنترلش نمیکنم اتفاقا اینجوری آرومتر هم هستم ،در مورد خواستگاریم حق با تو ،ولی با شرایطی که من دارم به نظرت چجوری میتونم بشناسمش
    .
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    اما تو جوری رفتار میکنی که انگار شوهرته و این اتفاق افتاده
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    آخه من خیلی از این موضوع میترسم ، میترسم که اگه نادیده بگیرم و یه کار اساسی نکنم بعدا تو زندگیم اتفاق بیوفته و بعد هی بشینم خودمو لعنت کنم!
    من تقریبا ادم محتاطیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    ببینید، تفاوت های زیادی بین آشنایی که با خواستگاری رسمی شروع می شود، و آشنایی که از طریق روابط دوستی هست، وجود دارند. البته این مسائل رو مدیر همدردی و کارشناسان زیاد توضیح دادند. نظر خودم رو کوتاه می نویسم:

    هر پسری به خواستگاری نمی رود! پسر وقتی به خواستگاری می رود که مطمئن است می خواهد ازدواج کند.
    ولی رابطه ی دوستی به این شکل نیست. خیلی راحت و بدون احساس مسئولیت می توان یک رابطه ی دوستی رو شروع کرد و همینطور پایان داد. وقتی پسری به خواستگاری شما آمد، احتمال اینکه این پسر قصد سوء استفاده داشته باشد خیلی خیلی کم می شود! تا وقتی دخترانی در پارک و خیابان و ... آماده شروع رابطه دوستی هستند، افراد سوء استفاده گر برای رسیدن به اهدافشون به خواستگاری نمی روند! البته من دوست شما رو نمی شناسم و نمی توانم راجع به او نظر بدهم. ولی اگر رسماً به خواستگاری شما بیاید، با خیال راحت تری می توانید به شناخت او بپردازید.پسر که به خواستگاری می آید، یعنی قضیه رو جدی گرفته. خودش رو به شما متعهد می بیند. نگرانی هایی که شما دارید خیلی کمتر می شود. ولی در رابطه ی دوستی اکثراً افراد آزادی هایی برای خودشون قائل هستند. معمولاً هم پسران با بهانه های مختلف خواستگاری رو به تاخیر می اندازند.


    یه سوال اگه بر فرض به قول شما ما بعد از خواستگاری همدیگه رو بشناسیم و موردو مشکلی پیش نیومد ، معنیش اینه که من میتونم اون مشکل به وجود اومده رو نادیده بگیرم؟ و دلیلش هم اینه که اون موقع احساس تعهد نمیکرده و الان با خواستگاری اومدن احساس تعهد میکنه؟

    یه مشکل من اینه که طرف واقعا از چه مرحله ای به بعد باید احساس تعهد بکنه چون گاهی به خودم میگم الان دوستیم برای همین احساس تعهد نمیکرده....تو این یکی دو ماهه ی اخیر هم هی بهم میگه این اتفاق دیگه هیچوقت نمی اوفته چون ما دیگه به هم تعهد داریم و اون اتفاقیم که افتاد یه اشتباه بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65

    البته به نظرم کار شما اشتباه است که ایمیل او را چک می کنید، ولی همین مسئله که متوجه شدید او با دختران دیگر هم رابطه دارد، نشان می دهد که اینقدر که شما مسئله ازدواج رو جدی گرفتید، او نگرفته و در قبال شما هنوز آنطور که باید احساس مسئولیت نمی کند.
    ولی آخه خیلی در این مورد صحبت میکنه در مورد زندگیمون آینده مون...یعنی اینها نشون میده که اون داره بهم دروغ میگه؟ یا چی؟
    دختران دیگه نبود ،فقط یه دختر بود! اونم از قبل باهاش آشنا بود به همین دلیل باهاش حرف زده بود، دیگه دوستم در این حدم نیست که بخواد تو این مرحله به دخترهای دیگه پیشنهاد آشنایی بده، اگه اینجوری بود که دیگه تو روشم نگاه نمیکردم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    شما این موقعیت رو پیدا می کنی که وارد جمع خانواده اونها بشوی و به این شکل شناخت بهتری پیدا می کنی..
    اصلا حرفشو نزنین! من برم تو جمع خانواده اونا، اونم قبل عقد؟؟ چنین دختری از نظر پدرو مادر من یه دختر سبک و بی ارزشه...وگرنه خودم که با آشنایی به این صورت مشکلی ندارم. اتفاقا خیلییم خوبه

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    هدف شما باید شناخت همدیگر باشد به دور از احساسات. تا از مراحل شناخت نگذشتید، نباید پای احساسات وسط بیاید. احساسات باعث می شوند که عیب های همدیگر رو نبینید و شناخت رو تحت تاثیر قرار می دهند. و آن وقت که به مشکلات خوردید، چون وابسته شده اید، ضربه می خورید...
    [/ color]

    حق با شماست ولی فکر میکنم به وجود اومدن احساسات و رشد اون ، طی شناخت یک فرد اونم در طی مدتی ، اجتناب ناپذیره . خب ما هم همینطوری بودیم و خیلی به هم وابسته ایم



    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65

    فرایند آشنایی و شناخت باید به وقتش و به صورت نقد انجام شود. یعنی اگر آن آقا پسر یا شما فکر ازدواج همین الان ندارید، یا شرایطتان جور نیست، یا هر مشکلی پیش رو هست که نمی خواهید نقدا ازدواج کنید و آمادگی نیست. باید این فرایند تعطیل شود. چرا که مسائل شناخت برای ازدواج را نمی توان شروع کرد، اما عقد را به یک وقت دیگر وعده داد. در واقع ازدواج باید نقدی و به روز باشد. و وعده و چک دادن به آینده موجب مشکلات غیر قابل جبران خواهد شد.
    ..


    (لطفا به این سوالم حتما پاسخ بدین.ممنون)
    به نظر شما اگه ما الان قطع رابطه کنیم (چون الان حتی شرایط خواستگاری رو نداریم)تا حدود یکی دو سال دیگه .... که شرایطش درست شد...به نظرتون این کار درسته؟؟
    عواقبش چی؟ فاصله ای که تو این مدت بینمون ایجاد میشه چی؟ نگران این نیستم که تو این مدت بیخیال من بشه و بذاره بره ...اگه میخواد بره همون بهتر که تو این مرحله بره .بهتر....
    ولی اگه تو این مدت مثلا با یکی دیگه لاو بترکونه و بعد به هر دلیلی با اون به هم بزنه و بیاد سراغ من چی؟ من از کجا میتونم بفهمم؟
    تو این مرحله هم باید تعهد داشته باشه یا نه؟ من از کجا میتونم بفهمم که داشته یا نه.....
    (وای چقد سوال....با عرض شرمندگی)


  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط aida222

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    شما این موقعیت رو پیدا می کنی که وارد جمع خانواده اونها بشوی و به این شکل شناخت بهتری پیدا می کنی..
    اصلا حرفشو نزنین! من برم تو جمع خانواده اونا، اونم قبل عقد؟؟ چنین دختری از نظر پدرو مادر من یه دختر سبک و بی ارزشه...وگرنه خودم که با آشنایی به این صورت مشکلی ندارم. اتفاقا خیلییم خوبه


    دوست عزیز
    منظور اینه که بالاخره یه شرایطی پیش میاد که شما با خونواده اون فرد و نوع برخورد و رفتارشون اشنا بشین
    مراسم خونوادگی !
    نه اینکه شما تنها پاشی بری خونه طرف !


    نگران این نیستم که تو این مدت بیخیال من بشه و بذاره بره ...اگه میخواد بره همون بهتر که تو این مرحله بره .بهتر....
    ولی اگه تو این مدت مثلا با یکی دیگه لاو بترکونه و بعد به هر دلیلی با اون به هم بزنه و بیاد سراغ من چی؟ من از کجا میتونم بفهمم؟
    تو این مرحله هم باید تعهد داشته باشه یا نه؟ من از کجا میتونم بفهمم که داشته یا نه.....

    شما توی یه خونواده سنتی (و شاید مذهبی ؟) بزرگ شدین
    طرز تفکرتون هم به همین ترتیب هست ، انتظارات بالایی دارین درحالیکه خیلی به جا نیست !
    انتظار دارین پسری که با شما قبل از هیچ گونه مراسم رسمی رابطه عاشقانه برقرار کرده ( برای شناخت یا هر چیز دیگه ) به شما تعهد بده که همچین رابطه ای رو با هیچ کس دیگه ای نداشته باشه !
    درسته که به شما قول ازدواج داده ، اما هر لحظه ممکنه شرایط جدیدی برای هردوی شما ایجاد بشه که برنامه هاتون تغییر کنه
    هیچ گارانتی و ضمانتی هم در کار نیست ، کاملا هم عقلانیه
    نوع تفکر و اعتقادات هر دوی شما بگونه ای بوده و هست که رابطه دوستی درش تعریف شده و موجه هست
    پس اصلا مطمئن نباشین در در زمان حضور یا عدم حضور شما شخص سومی در کار نباشه

    بنظر من نگرانی شما کاملا طبیعی و به جاست


    دوست عزیز
    من فکر می کنم مشکل اصلی شما وابستگی هست که سعی میکنین کتمانش کنین
    متاسفانه شما در حال تجربه عینی اسیب های روابط قبل از ازدواج هستین
    اصلی ترین و شایع ترینش همین وابستگیه احساسیه
    اگه جدا وابستگی در کار نیست خیلی جدی رابطتون رو قطع کنین
    رهاش کنین ، زمانیکه برای ازدواج اماده بود ، طبق روال معمول سوابق تحصیلی و کاری و رابطه هاش رو تا جای ممکن بررسی کنین
    نگران نباشین فاصله ای بینتون ایجاد نمیشه (همین رابطه کوتاه مدتتون هم چندان به نفعتون نبوده )

    یه سوال اساسا نظر شما در مورد لاو ترکوندن :) چیه ؟
    بنطر شما اگه کسی نسبت به هبچ کس تعهدی نداشته باشه و قولی هم نداده باشه ، مجاز به داشتن این قبیل برنامه هاست ؟


  8. کاربر روبرو از پست مفید meysamm تشکرکرده است .

    meysamm (جمعه 11 آذر 90)

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    در مورد رفتن به خونه ی طرف ،خودمم این حدسو زدم، ولی واسه محکم کاری! نوشتم

    نگرانی اصلی من در مورد بعد از ازدواجه ، یه بار تو همین تالار خوندم اگه قبل از ازدواج از این کارها کرده باشه (یعنی شخص سومی هم در کار باشه که باهاش ارتباط داشته باشه) ،بعد از ازدواج هم همین کارا رو میکنه و احتمال خیانت هم بیشتره

    نه من اصلا کتمان نمیکنم که بهش وابسته ام، اتفاقا میدونم جدایی ازش خیلی واسم سخته ، ولی اگه تصمیم بگیرم که باید جدا شیم نهایت سعیم رو میکنم (الان هم این تصمیمو گرفتیم و داریم بهش عمل میکنیم ولی در مورد آینده شک دارم)

    منظورتونو از دو جمله ی اخرتون دقیقا نمیفهمم، خب اولا هرکی مسئول کارای خودشه.
    من خودم رابطه ی دخترو پسرو وقتی سرانجامی نداشته باشه قبول ندارم تا حالا هم رابطه ای به این شکل نداشتم،در این مورد هم گفتم، بحث ما ازدواج بود و چون طرفم تا حدی شرایطشو داشت (شغل ثابت و مستقلی داشت، سنش ،...) قبول کردم

  10. #17
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    سلام مجدد،

    البته من کارشناس نیستم، ولی سعی می کنم به سوالاتی که پرسیدید جواب بدهم.

    و در ضمن، من بدون هیچ نظر منفی روی دوست شما، اینها رو می نویسم. اصلاً فرض رو بر این می گذاریم که ایشون خیلی پسر خوبی هستند.
    اینجا بحث نوع شناخت و پیش بردن دوران آشنایی است.

    یه سوال اگه بر فرض به قول شما ما بعد از خواستگاری همدیگه رو بشناسیم و موردو مشکلی پیش نیومد ، معنیش اینه که من میتونم اون مشکل به وجود اومده رو نادیده بگیرم؟ و دلیلش هم اینه که اون موقع احساس تعهد نمیکرده و الان با خواستگاری اومدن احساس تعهد میکنه؟

    یه مشکل من اینه که طرف واقعا از چه مرحله ای به بعد باید احساس تعهد بکنه چون گاهی به خودم میگم الان دوستیم برای همین احساس تعهد نمیکرده....تو این یکی دو ماهه ی اخیر هم هی بهم میگه این اتفاق دیگه هیچوقت نمی اوفته چون ما دیگه به هم تعهد داریم و اون اتفاقیم که افتاد یه اشتباه بود.
    ببینید، به هر حال شما الآن متوجه یک موضوعی شدید که می تواند سرنخی باشد برای یافتن ایراداتی که شاید در او هستند. باید این مسئله رو جدی بگیرید. ببینید که این ارتباطی که شما متوجه اش شدید در چه حدی بوده، آیا مسئله ای بوده که شما بزرگش کردید، یا اینکه یک اشتباه بوده از سوی او، و یا اینکه او اصلاً این مسئله رو بد نمی داند و از نظرش خیلی معمولی هست که بخواهد با دختری چت بکند و یا رابطه ای داشته باشد.
    یعنی شاید اصلاً او در نظرش این نوع چت کردن ایرادی نباشد و این رو خیانت نداند.

    به نظر شما اگه ما الان قطع رابطه کنیم (چون الان حتی شرایط خواستگاری رو نداریم)تا حدود یکی دو سال دیگه .... که شرایطش درست شد...به نظرتون این کار درسته؟؟
    عواقبش چی؟ فاصله ای که تو این مدت بینمون ایجاد میشه چی؟ نگران این نیستم که تو این مدت بیخیال من بشه و بذاره بره ...اگه میخواد بره همون بهتر که تو این مرحله بره .بهتر....
    ولی اگه تو این مدت مثلا با یکی دیگه لاو بترکونه و بعد به هر دلیلی با اون به هم بزنه و بیاد سراغ من چی؟ من از کجا میتونم بفهمم؟
    تو این مرحله هم باید تعهد داشته باشه یا نه؟ من از کجا میتونم بفهمم که داشته یا نه.....
    از نظرم ایراد این بوده که شما که شرایط ازدواج ندارید، چنین رابطه ای رو شروع کردید!
    بله، قطع رابطه کنید، باعث می شود فاصله بین شما بیفتد. ممکن است برود با یک دختر دیگری لاو برتکاند!
    ولی این دلیل نمی شود که شما بخواهی همینطوری چند سال منتظر او بنشینی، و فکر کنی اینطوری از او مراقبت می کنی که خیانت نکند و ...
    این مقاله رو مطالعه کنید: کلیک کنید
    باید ببینید که تا چه حد ادامه این رابطه به این شکل صحیح است.

    و در ضمن، اگر پدر مادر شما کمی قدیمی تر فکر می کنند، راهش این نیست که پنهانی خودتون رو درگیر رابطه ی احساسی با پسری بکنید. بلکه سر وقتش، هر وقت برای شما خواستگار اومد و دیدید که واقعاً پدر مادر شما عجله دارند، با اونها صحبت کنید و از اونها بخواهید که زیر نظر خودشون بیشتر به شما فرصت شناخت بدهند. همینطور می توانید از مشاوره ازدواج استفاده کنید.
    اگر اطلاعات خودتون رو در رابطه با ازدواج و شناخت همسر مناسب بالا ببرید، در تعداد جلسات کمتری و به دور از ایجاد وابستگی، می توانید طرف مقابل رو خیلی بهتر بشناسید تا در یک رابطه دوستی و عاشقانه.

    و همینطور این تاپیک از مدیر همدردی رو اگر مطالعه کنید، خواهید خواند:

    متاسفانه این اشتباه روز به روز در بین جوانان بیشتر می شود . ازانجا که این دوستی ها براساس مسائل احساسی و جذابیت های نخستین، بین 2 نفر صورت می گیرد , به کلی زمینه یک ازدواج موفق را به مخاطره می افکند .
    به همین علت است که اکثر این دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود و آنها هم که ختم می شوند یا با مشکلات شدیدی مواجه می شوند یا به طلاق. و درصد بسیار ناچیزی از این ازدواج ها موفقیت را درک می کنند . از طرفی بسیاری از ازدواج ها هم که به ازدواج سنتی شهرت دارند , به موفقیت ختم می شوند .لذا دوستی های قبل از ازدواج نه این که به موفقیت در ازدواج ختم نمی شود ,به عکس دراکثر مواقع موجب شکست درزندگی می شود . بهتر است دوستی قبل از ازدواج ,به صورت آشنایی قبل از ازدواج و تحت نظر خانواده ها و به صورت خواستگاری رسمی صورت بگیرد و به جای مسائل احساسی دختر و پسر به مسائل منطقی فرایند شناخت منجر شود .
    در بسیاری موارد دیده شده است دوستی های قطع شده قبل ازازدواج , خود معضلی بر سراه دختر و پسر به هنگام ازدواج پدید می آورند .
    اگر به هنگام ازدواج به دوستی های پیشین اشاره شود یکسری مشکلات شروع می شود و اگر پنهان کنند , همیشه نگران آشکار شدن روابط قبلی خود هستند و این مسئله تنش زیادی را در زندگی زناشویی ان ها ایجاد می کند .
    باز هم سعی کنید مقالات سایت و همینطور تاپیک های مرتبط رو بخوانید. چیزهای زیادی یاد خواهید گرفت.

    موفق باشید.

  11. 2 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 15 آذر 90)

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1390-1-17
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    2,394
    سطح
    29
    Points: 2,394, Level: 29
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    36

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    خیلی ازتون ممنونم
    راستش تا حالا انقدر در این مورد فکر کردم و تحقیق و تجسس! کردم و.... n بار هم با خودش در این مورد حرف زدیم ولی به نتیجه خاصی نرسیدم ممنون که راهنماییم کردین....
    فعلا قطع رابطه کردیم و دلیلش هم همون احتمال مخالفت خانواده من با ازدواجمونه...البته اولش اون با این قطع رابطه موافق نبود ولی من قانعش کردم..قراره هروقت شرایطش جور شد با خانواده اش بیاد جلو...تا اون موقع هم نمیدونم چی پیش میاد وبا این موضوع باید چیکار کنم....

    مشکلی که الان دارم اینه که گاهی دلتنگی شدید میاد سراغم و بغضی که دائم گلومو فشار میده....

    راستی چرا به جز حامد بقیه دوستان دیگه جواب ندادن!؟ قضیه چیه!؟

  13. کاربر روبرو از پست مفید aida222 تشکرکرده است .

    aida222 (سه شنبه 15 آذر 90)

  14. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 بهمن 90 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1390-11-12
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    770
    سطح
    14
    Points: 770, Level: 14
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    سلام.واقعامن هم ازهمین خیانت هاترس دارم.بااینکه هنوزمجردهستم اما ازازدواج میترسم.....

  15. #20
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: من از خیانت می ترسم

    سلام RANIA،

    به تالار همدردی خوش آمدید.

    لطفاً قبل از ارسال پست در تاپیکها دقت کنید که تاپیک قدیمی تر از 2 هفته نباشد.

    برای اینکه بتوانیم به شما کمک کنیم، نیاز هست که یک تاپیک جدید برای خودتون ایجاد کنید.
    می توانید از این لینک استفاده کنید: کلیک کنید

    منتظر شما هستیم.

  16. کاربر روبرو از پست مفید hamed65 تشکرکرده است .

    hamed65 (چهارشنبه 12 بهمن 90)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.