در مورد اين كه با خودت خوش باشي و از خودت لذت ببري، خانوم baran و خانوم del كمكت مي كنن. بنابراين چون اين عزيزان هستند، من ديگه در اين مورد نظري نميدم. اما من اين جا دو تا مشكل ديدم، يكي وابستگي و ديگري اين كه خيلي از حرف هاي شما، ديگران را ناراحت مي كنه. به نظر من شما دو تا مشكل دارين: يكي اين كه حرف هاي ديگران خيلي شما را ناراحت مي كنه. و دومي: اين كه حرف هاي شما خيلي ديگران را ناراحت مي كنه. مشكل اول به عهده ي خانوم baran و خانوم de هست. اما مشكل دوم را هم بايد ببينيم كه چطوري حل كنيم. من فكر كنم بتونم بيشتر توي مشكل دوم كمكتون كنم.
به نظر شما و دوستان، اين تقسيم بندي من و شناسايي اين دو مشكل در خانوم مينا چ درست است؟ آيا شما هم دو مشكل مي بينين يا يكي؟ نكنه من اصلا اشتباه مي كنم؟








اما حتی یه بار هم ازم معذرت نخواست
منظورم اینه روزایی که خونه هم هستیم باید حرف زور بشنوم یا دعوا یا کتک اما بازم دوست دارم با هم باشیم!!! با اینکه به خدا ته دلم میترسم اما اون حاضره از خوابش بزنه ولی بگه من از اینکه با تو خونه نباشم خوشحالم.




علاقه مندی ها (Bookmarks)