به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 86

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    در مورد اين كه با خودت خوش باشي و از خودت لذت ببري، خانوم baran و خانوم del كمكت مي كنن. بنابراين چون اين عزيزان هستند، من ديگه در اين مورد نظري نميدم. اما من اين جا دو تا مشكل ديدم، يكي وابستگي و ديگري اين كه خيلي از حرف هاي شما، ديگران را ناراحت مي كنه. به نظر من شما دو تا مشكل دارين: يكي اين كه حرف هاي ديگران خيلي شما را ناراحت مي كنه. و دومي: اين كه حرف هاي شما خيلي ديگران را ناراحت مي كنه. مشكل اول به عهده ي خانوم baran و خانوم de هست. اما مشكل دوم را هم بايد ببينيم كه چطوري حل كنيم. من فكر كنم بتونم بيشتر توي مشكل دوم كمكتون كنم.
    به نظر شما و دوستان، اين تقسيم بندي من و شناسايي اين دو مشكل در خانوم مينا چ درست است؟ آيا شما هم دو مشكل مي بينين يا يكي؟ نكنه من اصلا اشتباه مي كنم؟

  2. 4 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (سه شنبه 28 تیر 90)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    به نظرمن مینای عزیز توقع بالایی از خودشون دارن . نگران هستند که کسی ازشون نرنجه و کسی از حرفشون برداشت بد نکنه و...........

    همین خودش باعث ایجاد توقع در دیگران میشه . یعنی به نوعی هر حرفی رو که از مینا میشنوند دنبال یک برداشت بد از آن هستند چون خود مینا همین نگرانی را دارد و بارها به دیگران نشان داده بنابراین ناخودآگاه اطرافیان این را حس میکنند و موجب میشود که روی حرفهای مینای عزیز حساس تر باشند

    یک عامل دیگه اینه که مینا همیشه به دنبال رفع سوء تفاهمات است و همیشه در حال غذرخواهی اون هم به صورتی که به دست و پای دیگران میافته و التماسشون میکنه
    بنابراین ممکنه اطرافیان از این حالت خوششون میاد .

    تا حالا شنیدین که میگن هرچی سرتو جلوی دیگران خم کنی بیشتر دوست دارن بزنن توسرت .......

    به نظر من اگر مینا خودش و طرز فکرش رو درست کنه بعد از مدتی اطرافیان هم با شخصیت جدید مینا سازگار خواهند شد و برخورد مناسب شخصیت جدید را با مینا خواهند داشت .


    مثلا مینا در جواب حرفی که مادر شوهرش پشت تلفن گفته میتونه دو برخورد داشته باشه
    1_ من منظور بدی نداشتم ( بدون هیچ توضیحی و تمام )
    2_ وای چرا چنین برداشتی کردین ، به خدا اصلا منظورم این نبود ، قصد توهین نداشتم ، توروخدا منوببخشین ، از من بگذرین اگر ناراحتتون کردم و..............


    کدوم بهتره؟؟

    مطمئنا مینا جان مثالی جلو بریم موفق تر خواهی بود و بدون زمان میبره که تغییر کنی و تمرین نیاز داره و بدون زمان میبره تا دیگران هم به تغییرات تو عادت کنن و برخورد مناسب با شخصیت جدید رو داشته باشند.
    ممکنه اولا سوء بفاهم هایی هم پیش بیاد و تو باید محکم باشی و به هدفت و خودت اهمییت بدی .

  4. 7 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (سه شنبه 28 تیر 90)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    ببین مینا جان من احساس می کنم که شما ابتدا باید تغییرات خودت رو توی خونه و در مقابل با همسرت شروع کنی؛ یعنی نحوه ارتباط درست رو باید در مقابل همسرت امتحان کنی و جواب بگیری تا بعد!
    به دو تا دلیل؛ یکی اینکه اگه موفق بشی که ارتباطت رو با همسرت درست کنی؛ مطمئنا یه انرژِی مضاعف از طرف ایشون می گیری که در ادامه ی مسیر میتونه کمکت کنه! دوم هم بخاطر اینکه میگن اول باید با همه چیز رو از خونه شروع کرد؛ یعنی شخصیت جدید مینا رو؛ یعنی مینایی که به موقع جواب میده؛ به موقع سکوت میکنه و به موقع هم حرف میزنه رو اول باید همسرت درک کنه تا بعد!
    پس الان در این مقطع شما اصلا و ابدا نباید روی حرفها و رفتارهای دیگران توجه کنید و حساسیت به خرج بدید؛ فعلا باید مینا توی خونه آرامش پیدا کنه و بتونه خودش رو کنترل کنه!

  6. 8 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 28 تیر 90)

  7. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    خانم باران و دل پس نظرتون در مورد حرف من چی شد؟ یعنی مشکل دومی که من مطرح کردم نتیجه ی همون مشکل اوله یا نه، یه مشکل مستقله؟ اگه مشکل اول را حل کنه دومی هم حل میشه یا باید جداگانه روش کار کنند؟

    راستی اگه خواستین دکترا بخونین، واسه امسال هم دیر نشده و من خودم هم اگه تصمیم بگیرم که امسال بخونم، از 2 هفته ی دیگه شروع می کنم. امسال چون که منابع جدیدی معرفی شده اند، همه در یک حد هستند و شما از کسی عقب نیستید.

  8. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (دوشنبه 18 بهمن 89)

  9. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    وای نمیدونین چقد خوشحالم که شما دوستای خوبمو دارم و تنها نیستم.
    باران جون اتفاقا همین دیروز تو محل کارم همین اتفاق افتاد یکی از همکارام الکی با من سرسنگین بود رفتم جلو که دلیلشو بپرسم اما زبونمو گاز کرفتم و هیچی نگفتم. من که کار بدی نکردم از خودم مطمئنم، حالا اون ناراحت شده خودش بیاد بگه. به من چه. اتفاقا اومد و گله کرد به خاطر کاری که من اصلا ازش خبر نداشتم منم فقط گفتم: آقای ... من این کارو به هیچ وجه انجام ندادم ،معلومه شما هنوز منو نشناختید! به هر حال متاسفم به خاطر شرایط پیش اومده، ایشالله حل میشه.اصلا قسم و گریه و ....با خودم گفتم ممنوع دیگه باید عوض شی و قوی باشی.
    حتی دوستم گفت ما میگفتیم وای باز الان مینا ناراحت میشه و داد میزنه و بعد پشیمون میشه و التماس...

    من این رفتارامو در مورد اطرافیانم میتونم اصلاح کنم قول میدم. تا الان دو بار جلو خودمو گرفتم
    اما در رابطه با شوهرم اصلا بلد نیستم باید چی کار کنم. به خدا مغزم ارور میده. اگه تو این زمینه کمکم کنید خیلی خوشحال میشم.
    ببینید من چون الان بین دو ترمه و شوهرم ظهر میاد خونه باید واسش نهار درست کنم.لباساشا اتو کنم و شام درست کنم ظرف بشورم خونه تمیز کنم (و میتونم هیچ کدوم از این کارها رو انجام ندم اما انجام میدم)(من از ساعت 7 تا 4.5 سر کار هستم)اما اون فقط یه ابراز محبت خشک و خالی باید به من داشته باشه(که نداره) پس اون باید بیشتر به من وابسته باشه چون نیازش به من بیشتره. اما نیست. چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اما چرا من باید وابستش باشم ؟چی کار کنم برعکس شه.
    اگه من حتی شب نیام خونه براش مهم نیست.سرسنگین باشم اخم خیالش نیست،غذا درست نکنم یه کلمه نمیگه.
    همیشه منو بارفتنش تهدیدمیکنه. یه جوری نشون میده که از اینکه بیاد خونه فراریه. با اینکه مچ دست من هنوز شدیدا کبوده اما حتی یه بار هم ازم معذرت نخواست .باهاش سرسنگینم اونم همین طور!!!!!. دیگه ازم تشکر نمیکنه. اما واقعا مقصر خودش بود. میترسه کم بیاره من پررو شم خودش یه بار بهم گفت.
    دیشب گفت یکی از کلاسام افتاده روز جمعه(چون من همیشه دوست دارم حداقل روزای جمعه با هم باشیم و زیاد از حرص زدن خوشم نمیاد) هیچی تو جوابش نگفتم هیچی اما خیلی حرصم گرفت. منظورم اینه روزایی که خونه هم هستیم باید حرف زور بشنوم یا دعوا یا کتک اما بازم دوست دارم با هم باشیم!!! با اینکه به خدا ته دلم میترسم اما اون حاضره از خوابش بزنه ولی بگه من از اینکه با تو خونه نباشم خوشحالم.
    با اینکه به خدا من خیلی مواظبم اما همیشه تمام جروبحثا من مقصر اعلام میشم.اعتماد به نفسش واقعا عالیه.منم که در هرصورت معذرت خواهی میکنم و اونم باورش میشه من مقصرم. خودم بدتر میکنم.
    به خدا خیلی خسته شدم. دوست داشتم حداقل یه بار بگه تقصیر من بود و ازم معذرت بخواد. قدر کارهامو بدونه و تشکر کنه..اون از خداش باشه که خونه باشه و من از خونه فراری باشم. اون از قهر من بترسه و وقتی قهر میکنم منتمو بکشه نه اینکه بگه از خدامه بری خونه بابات اینا اما تو به من مثه کنه چسبیدی.
    به خدا از هیچ نظری نه خانوادش و نه خودش از من برتر نیست اصلا اصلا فقط بلده چی کار کنه مثه من خل نیست.

    راست میگه نکته ضعف منو میدونه .میدونه من از رفتنش میترسم و واسه نرفتنش حاضرم همه چیزو گردن بگیرم. از همین سوء استفاده میکنه.
    یه چیز دیگم بگم من خونوادم اصلا پشتیبانم نیستند چون شوهرم پیش اونا خیلی مظلوم نمایی میکنه. تازه مامانم که سریع فشارش بالا میره و بابام که...
    تو خونواده ما قهر وطلاق بی معنیه و خیلی میترسن و بد میدونن اما برعکس خونواده اونا که وای وقتی قهر میکنه و میره اونجا بهش که هیچی نمیگن بماند خیلی بیشتر از وقتای دیگه هم تحویلش میگیرن تا منو اذیت کنن و خیلی هم تونستند و موفق هم بودن. طلاق هم خیلی توشون زیاده.نه من و نه خونوادم هیچ سیاستی نداریم.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  10. 3 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (شنبه 30 بهمن 89)

  11. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    آقای تسوکه ی گرامی؛ اون تقسیم بندی که شما انجام دادید درسته! در واقع مینا هم وابسته است؛ با وجود همه ی توانایی هایی که داره و هم نمی تونه ارتباط درستی با اطرافیانش برقرار کنه؟ یعنی عدم مهارت ارتباطی که توی این زمینه حتما باید سعی کنه که مهارت اون رو کسب کنه!

    اما در مورد مینا خانوم گل؛ آفرین ببین دیدی که می تونی! همین که قدم به قدم پیش بری خیلی خوبه؛ اینکه یادت بود که چه حوری برخورد کنی که هم مشکل رو حلش کنی و هم عزت نفست رو داشته باشی این خیلی خوبه!
    یعنی از حالا به بعد شما متوجه رفتارهات هستی و این عالیه!
    هممون واسه ی مینا دست می زنیم!!!!!!!!!!!!!!!!!
    اما در مورد همسرت؛ عزیز دلم؛ همه ی این کارهایی رو که شما نام بردید؛ تقریبا همه ی ما خانوم های متاهل هم انجامشون میدم؛ اما با دو تفاوت بزرگ؛
    یکی اینکه با لذت و عشق انجامشون میدم و سعی می کنیم از کاری که داریم می کنیم لذت ببریم؛ مثلا موقع درست کردن غذا برای خودت آهنگی رو که دوست داری بخون! یا موقع شستن ظرفها آهنگ بذار و گوش کن! با انرژِی کارهای خونه رو انجام بده و سعی کن که به کارها به چشم یه وظیفه نگاه نکنی! در ضمن با برنامه ریزی درست می تونی هم کارهات رو انجام بدی و هم به کارهای شخصی خودت برسی! می دونم! می دونم که سخته! خسته میشی! انرژِی زیادی ازت گرفته میشه! اما اگه برنامه ریزیت دقیق باشه؛ می تونی هم به خودت برسی و با روحیه باشی؛ هم به کارهای خونه!
    فرق دوم می دونی چیه؟
    این که؛ با همسرت دوست باشی و صمیمی؛ این جوری باور کن که توی کارهای خونه کمکت میکنه؛ بهت عشق میورزه؛ من به شخصه همسرم ساعت 6 صبح میره؛ ساعت 5 بعد از ظهر میاد خونه! دقیقا موقعی که من خونه نیستم؛ ساعت 7 بعد از ظهر هم میاد دنبالم! اما من جوری باهاش دوست شدم که اگه خسته هم باشه؛ حتما حتما شده یه کار کوچیک رو هم انجام میده! تشکر هم میکنه و تازه بعضی موقع ها برای یه غذای مونده هم کلی تعریف میکنه!
    می دونی مینا جون چرا! برای اینکه با همسرم دوست شدم! از لحاظ روحی ارضاش می کنم؛ و بهش انرژِی میدم و به موقع براش ناز می کنم!
    مطمئن باش که تو هم اگه بخوای می تونی! پس لطفا این قدر غمگین نباش! باش دختر خوب!

  12. 5 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (شنبه 30 بهمن 89)

  13. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط del
    می دونی مینا جون چرا! برای اینکه با همسرم دوست شدم! از لحاظ روحی ارضاش می کنم؛ و بهش انرژِی میدم و به موقع براش ناز می کنم!
    DELعزیزم مرسی که کمکم میکنی اما با اجازتون دوتا سوال دارم.
    1.شما میتونید؟ باکسی دوست بشین که همیشه تهدیدتون میکنه(با فرارش)، از اخلاق شما واز ترستون سوء استفاده میکنه، بازو و مچتونو کبود کرده(اصلا رفتار من بد آیا اون باید اگه مسلمون واقعیه از ترس من سوء استفاده کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا چرا این ترس تو من بوجود اومده من که از اول نمیترسیدم از بس منو چند روز چند روز تنهام میذاشت و میرفت خونه مامان جونش.)الان پنج روزه باهاش سرسنگینم اون بیشتر خودشو میگیره ،خودشو بی نیاز از من نشون میده،شبا خیلی دیر میاد.گفتم که همیشه دوست داره بیرون باشه.(راستی واسه کلاس گرفتنش تو جمعه نگفتین چی بگم؟چطوری برخورد کنم؟)
    2.من نمیدونم بر فرض اینکه بتونم این کینه ها رو از دلم ببرم، چطوری این سرسنگین بودنو به دوستی تبدیل کنم؟ اون از خداشه من باهاش سرسنگین باشم که راحت راحت باشه.من یاد ندارم در هر موقعیت باید چطوری برخورد کنم؟
    خییییییییییلی دل گرفته، به اندازه ابرای آسمون.

    کاش هیچ وقت ازدواج نمیکردم.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  14. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    آقای گرین
    مرسی اما شما همه پستامو خوندین؟ آخه دیگه نمیخوام خودمو کوچیک کنم پیشش.خسته شدم از این کار.
    لطفا پست 23 رو ببینین.
    و
    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ
    1.شما میتونید؟ باکسی دوست بشین که همیشه تهدیدتون میکنه(با فرارش)، از اخلاق شما واز ترستون سوء استفاده میکنه، بازو و مچتونو کبود کرده(اصلا رفتار من بد آیا اون باید اگه مسلمون واقعیه از ترس من سوء استفاده کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا چرا این ترس تو من بوجود اومده من که از اول نمیترسیدم از بس منو چند روز چند روز تنهام میذاشت و میرفت خونه مامان جونش.)الان پنج روزه باهاش سرسنگینم اون بیشتر خودشو میگیره ،خودشو بی نیاز از من نشون میده،شبا خیلی دیر میاد.گفتم که همیشه دوست داره بیرون باشه.(راستی واسه کلاس گرفتنش تو جمعه نگفتین چی بگم؟چطوری برخورد کنم؟)
    2.من نمیدونم بر فرض اینکه بتونم این کینه ها رو از دلم ببرم، چطوری این سرسنگین بودنو به دوستی تبدیل کنم؟ اون از خداشه من باهاش سرسنگین باشم که راحت راحت باشه.من یاد ندارم در هر موقعیت باید چطوری برخورد کنم؟
    آقای مدیر نمیشه شما هم یه چیزی بگین

    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 03 دی 90 [ 09:44]
    تاریخ عضویت
    1387-12-26
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    3,206
    سطح
    35
    Points: 3,206, Level: 35
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    55

    تشکرشده 57 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    سلام. ميناي عزيز با خوندن جريان زندگيت يه جاهايي ياد خودم افتادم، البته در گذشته. ببين ميناي مهربون بنظر من شما هيچوقت اجازه ندادي كه شوهرت نياز به محبت تو رو حس كنه. هميشه قبل از اينكه بخواد احساس نياز كنه براحتي در اختيارش بودي. مثلا وقتي قهر ميكنين قبل از اينكه به محبتت نيازمند بشه، پاپيش گذاشتي و نذاشتي احساس كنه كه نياز هست كه با هم آشتي كنيد و چون خيالش راحته كه هميشه برا آشتي پاپيش ميذاري نسبت به اين موضوع بي مسئوليت بار اومده، فكر ميكنه فقط وظيفه شماست كه زندگي رو به حالت طبيعي برگردوني.
    منم اوايل زندگيم همينجوري بودم. اصلا تحمل يك دقيقه قهرو نداشتم، فوري ميرفتم آنقدر پيله ميكردم تا آشتي كنيم (تازه شوهر من بيشتر وقتا وقتي دعوامون ميشد به مادرش ميگفت، منم از ترس اينكه نره بگه فوري آشتي ميكردم).
    اما بعد از يه مدت ديدم روحم داره آسيب ميبينه، احساس ضعف ميكردم. خيلي با خودم تمرين كردم. برام مهم نبود چي ميشه، ديگه پا پيش نميذاشتم، ميذاشتم با خودش خلوت كنه و به نتيجه برسه كه كارش اشتباهه و با اين كارش ضربه به زندگيمون وارد ميشه. گاهي حتي سه چهار روز باهاش سرسنگين بودم و حرف نميزدم. خداروشكر كم كم متوجه شد كه گاهي مقصره و بايد پاپيش بذاره.
    در ضمن عزيزم بي جهت از كسي عذرخواهي نكن، فقط به اندازه اي كه اشتباه كردي عذرخواهي كن. من از عذرخواهي بيش از اندازه لازم ضربه هاي زيادي خوردم. اطرافيان رو از خودت متوقع ميكني و ديگه عذرخواهيت به يه عادت و وظيفه براشون تبديل ميشه و براش ارزش قائل نميشن. اگه دوباره مطلبي به ذهنم رسيد حتما برات مينويسم.

  16. 6 کاربر از پست مفید به دنبال محبت تشکرکرده اند .

    به دنبال محبت (سه شنبه 28 تیر 90)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 بهمن 89 [ 12:35]
    تاریخ عضویت
    1389-11-18
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,543
    سطح
    22
    Points: 1,543, Level: 22
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از خودم خسته شدم، راهنمای ام کنید تغییر کنم

    آدما همیشه همه چی میگن خودتی که باید از خودت راضی باشی دهن مردم و هیچوقت نمیشه بست .

  18. 2 کاربر از پست مفید ایناس تشکرکرده اند .

    ایناس (سه شنبه 28 تیر 90)


 
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دیگه از دعوا خسته شدم چطوری خودمو تغییر بدم؟
    توسط malane در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 95, 14:59
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 مهر 93, 00:41
  3. تغییر ناگهانی بعد خواستگاری
    توسط tanha-hamdard در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 10:55
  4. تغییر نظر خواستگاران پس از اطلاع از مشکلم
    توسط saba24 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 20 اسفند 90, 18:10
  5. احساس می کنم قدر من رو نمی دونه! به دنبال تغییر هستم
    توسط masoudoo در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: جمعه 18 آذر 90, 10:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.