سلام به همه دوستان عزیزم در همدردی <3سال است که با شما دوستانم در ارتباطم و همین 3سال است که مرا اذیت میکند خدایا نگو ناشکرم نگو خوشی زده زیر دلش نگو حقش بو نگو لیاقتش همین بو د.خدا ناراحتم خداجون خیلی گریه کردم .اون موقع که داشتم موضوع یکی از دوستانم رو با این عنوان که اگر بر میگشتید به دوران گذشته بازم همسرتون رو انتخاب میکردین رو میخوندم تو دلم داد میزدم ننننننننننننننننننننننننن ننننننننه به خدا نه راست میکن زندگی با عشق گمشده بهتر از زندگی بدون عشقه .خداجون دلم پره خیلی پر دوست دارم تنها باشم دوست دارم برم بالای کوه فریاد بزنم خداجون توکه همه چی به من دادی چرا مهمترین چیزی رو به من ندادی اره مهمترن چیز.عشششششششششششششششششششق اره عشق به شوهرم عشق به این که وقتی نمیبینمش دلم واسش تنگ شه دوستش داشته باشم با تمام وجود خدا جون تو این دنیا فقط یه چیز به من بده به خدا واست کار سختی نیت قول میدم خوب باشم تو رو به امام رضام جوابم رو بده چیکار کنم تا زندگیم خراب نشه تا زندگیمو دوست داشته باشم تا براش تلاش کنم تا از زندگیم بچه بخوام
دوستای گلم شرمنده دلم خیلی گرفته بود دوست دارم کمکم کنین تا ازدواجی که بر اساس عقل و منطق بود رو به عشق تبدیل کنم تا زندگیمو دوست داشته باشم تا از زندگیم پشیمون نشم بهم راهکار بگین تجربه های خودتون رو بگین نذارین از رو نا عقلی تصمیم بگیرمو زندگیمو خراب کنم
التماس دعا







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)