به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 19 از 20 نخستنخست ... 91011121314151617181920 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 196
  1. #181
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    خوشبختی رسیدن به خواسته ها نیست،
    بلکه لذت بردن از داشته هاست.


    قفل زندگی من با همین کلید باز شد. نمی تونم بشمارم که قبلا چند بار این مفهوم رو از انسان های مختلف شنیده بودم، اما صرفا وقتی این باور درم ایجاد شد که در تنهایی خودم، خواسته هام رو رها کردم و داشته هام رو دیدم. یه مدت بعد از اون بود که به آرامش و احساس خوشبختیم نگاه کردم و متعجب شدم که مگه من دو هفته پیش اونقدر درمانده و بدبخت نبودم؟! پس چی شد که الان اینطورم؟! و دیدم که بله... همه چیز در اون لحظه ای تغییر کرد که در یکی از شوک های زندگی زناشوییم، از خواستن خسته شدم، و ایستادم. ایستادم و به داشته هام نگاه کردم.

  2. 7 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    ammin (دوشنبه 29 مرداد 97), Pooh (دوشنبه 29 مرداد 97), فرشته مهربان (پنجشنبه 19 مهر 97), گیسو کمند (یکشنبه 15 مهر 97), مدیرهمدردی (یکشنبه 28 مرداد 97), شمیم الزهرا (چهارشنبه 30 آبان 97)

  3. #182
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد 93 نمایش پست ها

    برادران یوسف خواستنداورابکشند...
    (اما او زنده ماند)

    سپس خواستندآثارش را محوکنند...
    (اما مقامش بلندوعالی شد)

    سپس بعنوان یک برده بفروش رسید...
    (امااو در نهایت پادشاه شد)

    سپس خواستندتامهرومحبتش راازدل پدرش پاک کنند...
    (امامحبت پدربیشترشد)
    پس ازنقشه های بشرنگران نباش که اراده وقدرت الله سبحانه و تعالی مافوق همه هست


    وقتی یوسف درزندان بود، به گواهی آن دونفرکه هم سلول اوبودندازبهترین هابود
    اما...
    بااین وجود آن دونفر قبل ازیوسف اززندان آزاد شدند

    و اما...
    او با آن همه فضایل وخصوصیاتش
    سالها بعدازآنهادرزندان باقی ماند...
    حالا...

    زندانی اولی...
    (آزادشدتایک خادم ونوکر دربارشود)

    ودومی...
    (آزادشد تااعدام شود)...

    (ویوسف سالها انتظارکشیدوصبرکرد)...
    اما.. بعدازاین همه طول انتظار..آزادشدتاپادشاه مصرشود...
    تاپدرومادرش راملاقات کند...
    تاخوشحالی او به نهایت برسد...!



    ای کسانیکه برآورده شدن آرزوهایشان درمقابل اطرافیانشان سالهابه تاخیرافتاده است..
    اشکالی ندارد...ناامیدنشوید...
    همیشه اعلان نفربرتر ونفر اول رابه آخر محفل می اندازند!!
    اگر کسانی که باتودراین مسابقه (زندگی)هستند ازتو جلو زده اند...
    پس بدان که تو بزرگتروبیشترازآنچه تصورش راهم بکنی خواهی یافت!!
    یقین بدان که الله ترا ازیادنبرده ونخواهدبرد..
    واو پاداش انسانهای نیکوکار راضایع نخواهدکرد..پس از نیکوکاران باش...!


    وقتی حضرت یعقوب علیه السلام گفت:
    ( وَأَخَافُ أَن يَأكُلَهُ الذئب)
    "ومی ترسم که گرگ اورا بدرد"
    یوسف گم شد وخودش نابیناشد...!
    چون احتمال بدی را پیش کرد..


    اماوقتی گفت:
    ( وَأُفَوِّضُ أَمْرِىٓ إِلَى الله )
    وکارم را به الله می سپارم.
    یوسف وبنیامین بازگشتند وبینایی اوهم بازگشت!


    یکی ازبزرگان میگوید:
    من دروقت نیازم از الله چیزی رامیخواهم...
    اگر به مرادم رسیدم (یکبار) خوشحال میشوم...
    اما اگر حاجتم برآورده نشد،
    (ده هابار ) خوشحال میشوم...!!
    چون اولی انتخاب وخواست خودم هست...
    ودومی .."انتخاب وخواست الله سبحانه وتعالی"علام الغیوب (دانابه همه غیبها وآنچه درپیش داریم) هست...!
    -چه زییاست اعتمادکامل به پروردگارمان...


    {{ والله يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ }}
    .."الله میداند وشما نمی دانید."
    پس بایقین به وعده های الله به پیشواز تقدیروسرنوشت برویم.

    چقدر جای محمد93 و اینگونه پستهای پربارش خالیه ..... امیدوارم در صحت و سلامت باشند و یادی از همدردی هم بکنند

  4. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    گیسو کمند (یکشنبه 15 مهر 97), zolal (شنبه 14 مهر 97), الهه زیبایی ها (شنبه 14 مهر 97)

  5. #183
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط cry نمایش پست ها
    دفتر زندگی بازه ،فقط خودکار را بیارید اول خط ! و چیزهای قشنگ برای خودتون بنویسید

    من 1000 تا این جمله رو دوست دارم.

  6. 3 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 19 مهر 97), گیسو کمند (شنبه 03 آذر 97)

  7. #184
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 05 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    342,418
    سطح
    100
    Points: 342,418, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    یک پاسخ دقیق و عمیق با توجه به مصداق ها به صورت کاربردی که گیسو کمند گرامی در تاپیک چرا یه مدت کوتاه میتونم در اوج بمانم! ارسال کردند. این پاسخ را عینا در ذیل می آورم و همچنین کمال تشکر و قدردانی را برای این پردازش هوشمندانه از گیسو کمند گرامی دارم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط گیسو کمند نمایش پست ها
    .


    عیب پوشیدن ««»» درک متقابل

    عیب پوشی مبتنی بر این هست که اتفاقا ما دیگران رو معیوب نببینیم !
    که اگر معیوب ببینیم توان عیب پوشی هم نداریم .


    یعنی چی ؟







    یعنی یه مثال عینی میزنم از همان محیط کاری

    ارباب رجوع مراجعه کرده و داد و فریاد میکنه به شدت معترض هست ،
    به زمین و زمان بد میگه
    کارمندان مربوطه با نگاه های تحقیرآمیزشون و یا نگاه حق به جانب نگاه میکنن

    اون وسط یه نفر که از بقیه عاقل تر هست ، خیلی آروم جلو میره
    و با یه نگاه بالا به پایین یه راهنمایی خیلی کلی و غیرکاربردی به ارباب رجوع میده .
    و به خودش میباله که مثل بقیه همکارا نبوده و تونسته اون آقا رو بفرسته بره و یه راهنمایی هم بده .

    بعدش همکارا دور هم نشستند و از بیشعوری ارباب رجوع صحبت میکنن .







    ببینید اصلا رفتار زشت قابل تایید نیست و در هر حال رفتار اون آقا درست نبوده
    اما ما کاری با زشتی رفتار اون آقا نداریم
    میخواهیم در مورد خودمون و وظایفمون و کنترل افکارمون صحبت کنیم :


    خوب این موضوع رو از یه دید بهتر بررسی میکنیم :
    از نگاه یه کارمند با مهارت و با وجدان مثل هادی 60 :


    من ( هادی 60 ) به عنوان کارمند شرکت با خودم عهد کردم که کسی با شخص من مشکلی نداره
    و ارباب رجوع " من " رو نماینده شرکت میدونه ،
    اگر داد میزنه معترضه و.. ، به شرکت معترضه ،
    (شناخت دقیق موقعیت و نقش مان )





    کاری ندارم اون آقا ( و هر ارباب رجوعی ) واقعا بیشعور هست یا نه و بهش فکر نمیکنم
    کاری ندارم اون آقا ( و هر ارباب رجوعی ) دعوایی و عصبی و بی منطق هست یا نه و بهش فکر نمیکنم

    (ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید )
    سوره حجرات آیه 12
    ( تجسس نکردن و در عمق رفتار منفی کسی نرفتن)



    دوست دارم در هر حال وظیفه خودمو درست انجام بدم و راهنمایی جامعی ارائه بدم .
    دوست دارم ارباب رجوع رو طوری راهنمایی کنم که اگر دفعه بعد به مشکل خورد بلد باشه دقیقا چیکار کنه .
    (از قبل انتخاب کنیم که میخواهیم سعی کنیم درست ترین رفتار رو انجام بدم )


    چه بسا برای اینکه فکر منفی به سراغم نیاد و اون آقا رو آدم بدی نبینم ، بهش حق بدم
    و با خودم میگم :

    ( کنترل افکار منفی با درک طرف مقابل »» عیب پوشی )
    حقیقت اینه که همکارانم نتونستن ارباب رجوع رو درک کنن . ( یعنی همکارا هم بیشعور نبودن بلکه بدلیل عدم آگاهی نتونستن درک کنن)
    او رو بی منطق و غیر عادی دیدن

    اما شاید ارباب رجوع روز سختی رو گذرونده بوده که اینقدر عصبانی شده
    و تیم پشتیبانی شرکت بارها به علت افزایش تماسهای ورودی راهنمایی کامل و درستی ارائه نمیدن
    و ممکنه همین مسئله باعث سردر گمی ارباب رجوع شده باشه


    شدت عصبانیت و شاید نداشتن مهارت باعث شده او نتونه درست توضیح بده
    به هر حال مشتری های شرکت از اقشار مختلفی هستند ( تحصیلکرده ، بی مهارت و... )
    و منه کارمند با علم به این موضوع ( که با هر قشری برخورد دارم ) در سِمت رسیدگی به پرونده های خاص هستم
    پس باید بتونم با هر قشری ارتباط بگیرم و کمکشون کنم

    پس او غول بی شاخ و دم نبوده فقط روز سختی رو گذرونده
    ازون گذشته مردم گرفتار هستن و نیازه واقعا همدیگرو درک کنیم
    ( و خیلی نکات دیگه که میشه باهاش عیب پوشی کنیم و دیگران رو بد نبینیم و حتی مانع ایجاد غرور در درونمون بشیم )






    ببینید اگر قرار باشه یه نفر صرفا چندتا جمله رو برای ارباب رجوع تکرار کنه
    یا چند تا امضا بزنه
    یا فقط یه کار روتین انجام بده
    که ربات ها این کارها رو بهتر از ما بلدن
    اما ما فرقمون با ربات اینه که قدرت شعور داریم ،

    اینکه هادی 60 تونسته به یه ارباب رجوع عصبانی که دیگه کنترلی روی رفتارش نداره
    راهنمایی جامعی بده در واقع خیلی شاهکار نیست ،
    اونهایی که این قدرت رو ندارن و وظایفشون رو اونطور که حقش هست انجام نمیدن ، خیلی دارن کم لطفی میکنن .


    البته که شما دست مریزاد داری برای رفتار خوبت منظورم اینه که جز این از شما انتطار نمیره




    نمیدونم تونستم منظورمو با این مثال بگم یا نه
    مجموع نکاتی که خواستم در مثال بالا بگم :

    **چهطوری وظیفمونو درست و کامل و کریمانه انجام بدیم
    **چهطوری ازینکه داریم یه کاری رو درست و خوب انجام میدیدم مغرور نشیم
    **چهطوری بتونیم عیب پوشی کنیم و دیگران رو بد نبینیم
    **چهطوری ازینکه دیگران رفتار اشتباهی انجام دادن کمتر ناراحت بشیم .





    بعدش اینکه آقای هادی 60 ، خدایی نکرده منظورم این نیست که شما مغرور هستید یا هر چی
    من خودم هر روز با خودم تمرین میکنم که غرور نداشته باشم
    که در مورد مردم هیچ فکر بدی نکنم
    متاسفانه خیلی وقتام فکرم منو جاهای بدی میبره و موفق نمیشم
    اما تلاش میکنم به امید روزی که خودبرتر بینی ام به حداقل برسه و هر روز روی عیب خودم و حقوق دیگران بیشتر متمرکز شم تا بلکم بتونم یکم ازین غرور فاصله بگیرم

    متاسفانه من خودم خیلی وقتها که کار خوبی انجام میدم بعدش خرابکاری میکنم
    یعنی ای کاش اون کار خوب رو انجام نمیدادم چون بعدش مغرور میشم

  8. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 01 آذر 97), m.reza91 (پنجشنبه 01 آذر 97), گیسو کمند (شنبه 03 آذر 97), شمیم الزهرا (چهارشنبه 30 آبان 97)

  9. #185
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Eram نمایش پست ها
    سلام به همه دوستای گلم

    میخوام از یه موفقیت درونی خیلی بزرگ بگم ،ذوق دارم که بالاخره تونستم.
    مدت ها بود که نسبت به عیوب شخصی حساس شده بودم و حس بی تفاوتی و گاهی تنفر نسبت به اون شخص داشتم،گاهی ذهنم پر میشد از منفی بافی نسبت بهش.فهمیدم یه جای کار در فکرم میلنگه، مدت ها بود که فهمیده بودم و تمرین میکردم اما مفید نبود تا جایی که یک روز افکارم رو نوشتم و به یه نیاز عمیق در خودم رسیدم و اون تأییدطلبی زیاد بود.
    وقتی اینو فهمیدم به آرامش رسیدم مثل یه کشف بود ،فهمیدم حس تنفر من نسبت به اون آدم ناشی از نیاز ارضا نشده من " تأییدشدن " هست. من تشنه ی تأییدش بودم اما خودم نمیدونستم. کودکم با والدش درگیر بود و به هم گره خورده بودند. من فهمیدم که مشکل کجاست و بعد به آرونی کودکم رو از بند والدش آزاد کردم و این هفته حس کردم واقعا برام مهم نیست تأییدم کنه ؛همینکه خودم باشم کافیه.
    بعدش تاپیک میشل عزیز رو در مورد تأییدطلبی خوندم و بعد هم لینک هایی که مشاوران به میشل ارجاع دادند و نطالب زیبای فرشته مهربان و... . خیلی تجربه متفاوتی بود. امروز صبح وقتی مکالمه تلفنی با اون شخص داشتم حس کردم که دوستش دارم, حس کردم دلایل زیادی هست که میتونم دوستش داشته باشم و احترام زیادی براش قائل باشم.
    روح و ذهن من از یک حس تنفر پالایش شد و الان میفهمم که چه سبک تر شدم و بیشتر میتونم خودم باشم.
    خدایا به خاطر این رزق معنوی شکرت.
    آنچه در اینجا Eram تجربه کرده .... واکاوی درونی هست در جهت شناخت احساس ....

    وقتی ما نسبت به احساس و حالات خود بی تفاوت نباشیم و نگذاریم تاثیر ناخودآگاه آنها ادامه پیدا کند و واکاوی کنیم تا بشناسیم که این احساس و حال و احوال بخاطر چیست و منطقی و یا غیر منطقی بودن شدت و حدتش را درک کنیم .... به شناخت احساسات خود دست پیدا می کنیم و همین شناخت خود گام مهمی در جهت کنترل و مهار احساسات و هدایت در مسیر درست است و یکی از ابزارهای مهم محوریت عقل .

    روندی که Eram در ماجرایی که شرح داده همین است ، توجه به یک احساس .... تلاش برای یافتن علت آن .... فهیمدن علت .... برخورداری از کمک بالغ درون و آرام شدن کودک درون و احساس رضایت نسبت به خود و درنتیجه ، نه تنها از میان رفتن آن احساس منفی بلکه مبدل شدنش به یک احساس خوب و مثبت .

    به Eram تبریک میگم و توصیه میکنم در همه موارد حتی احساس های خوب و مثبت هم همینگونه عمل کند آنوقت مسلط شدن برخود را روز به روز قوی تر خواهد نمود و .... از نتایج این تسلط بر خویشتن چیزی نمی گویم که عملاً تجربه خواهد کرد .

    اگر سعی کند دریافتهایش از این سیر و مسیر را یادداشت کند .... به مرور یک مقاله هم می تواند بیرون دهد یا حتی کتاب ..... به همین راحتی

    موفق باشی Eram عزیز

  10. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه 04 مرداد 98), Mvaz (سه شنبه 08 مرداد 98)

  11. #186
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    میگفت هر چه بت میان فرد و رب هست خواه شهرت، خواه مقام وثروت،خواه تعصب بیجا، هر چه سخت شده هر چه سنگ شده هر چه از عشق به دور شده باید از جا به در آید.میگفت باید محدودیت ها را از ذهن،پیش داوری ها را از دل پاک کرد تا همه بفهمیم که یکی هستیم و برابریم میگفت آنچه باید باقی بماند عشق الهی است، عشق الهی (برشی از یک کتاب)

    شاید وقتی به خود طبیعت فکر کنیم فقط دریا و آبشار و سبزه رو به عنوان زیباییها گزینش کنیم کویر و بیایان
    عموما یاد آور تشنگی و گم گشتگی و حیران بوده اما هیچ چیز در طبیعت زشت نیست یک نقاشی کامل و بی نقص.یه جایی مطلبی خونده بودم که شهرها به دل مردمانش آباده هر چه دل مردمش آبادتر اون شهر هم آبادتره. توی یه سفر نسبتا طولانی تماشای خانه های خاص مردمی که در اطراف و دل لوت و دشت کویر زندگی میکنن،شنهای نرم،طولانی ترین قناتهای جهان،کاروانسراهایی که در مسیر جاده ابریشم ساخته شده بودند و هنوز بعضیشون پابرجا بود، معماری خاصی که عمری به درازای تاریخ یک کشور داره احساس شعف خاصی با خودش به همراه داشت.

    این مناظر یادآور انسانی از جنس کویر بود که مهمترین سرمایه و امیدش برای بقا و ماندن در شرایط سخت ایمانی عمیق و توکلی عملی بوده حالا نتیجه اون ماندگاری و دوام در طول سالیان طولانی ، تمدنی زیبا و دلنشینه با شهرهایی خاص که مشخصه اکثرشون آرامشی جذابه.

    متن خیلی خیلی دلنشینی بود.

  12. 4 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    ammin (دوشنبه 14 مرداد 98), Mvaz (سه شنبه 08 مرداد 98), فرشته مهربان (چهارشنبه 09 مرداد 98)

  13. #187
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 05 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    342,418
    سطح
    100
    Points: 342,418, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    گاهی به مناسبتی و در بررسی مطالب تالار ، به موارد با ارزشی بر می خورم که مثل عتیقه هست اما از دیدها مخفی مانده و گرد زمان بر رخشان نشسته و جلب نظر نمی کنند. اما آنقدر قیمتی هستند که به تنهایی اگر خوب استفاده شود می تواند همه هزینه مشکلات ما را بدهند و ما را غنی کنند و از فقر مشکلات بیرون کشند. البته هر عتیقه ای گرانبها هست اما هر کس نمی تواند آنرا نقد کند مگر آنکه به اهل فن بسپارد و کمک بگیرد.

    نمونه ذیل یکی از این تاپیک های پر ارزش هست. از فردی به نام آرمانخواه که انشاء الله هر کجا هست موفق و موید باشد و خدا حفظش کند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرمانخواه نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    چندی پیش با اتوبوس رسالت ونک عازم محل کار بودم ، ردیف جلو- پشت سر راننده - نشسته بودم که توی ایستگاه سید خندان یه جوانی اومد بالا و سوار شد دیدم یه کتابی رو توی دستش لوله کرده نگاهم به طرح جلد کتاب افتاد ، کتاب برام آشنا بود – تفکر فازی (Fuzzy Thinking) نوشته ی آقای بارت کاسکو – یاد ایام دانشجویی مقطع کارشناسی خودم افتادم روزهای زیادی اومدم همین ایستگاه سید خندان و دانشکده برق دانشگاه خواجه نصیر و در پی تحقیق چیستی منطق فازی . یاد باد آن روزگاران یاد باد

    نمی خوام منطق فازی رو براتون تشریح کنم چه اینکه حقیقتا بضاعت علمی من هم این قدرها نیست اما بیان کلی اون منطق و ارتباطش با نوع نگاه به زندگی خالی از لطف نیست ، منطقی که یه پروفسور ایرانی به نام لطفعلی عسگر زاده – که در آمریکا و محافل علمی به پروفسور زاده معروف است – در سال 1969 اون رو در مقابل منطق سنتی – یا بقول همون محافل منطق ارسطویی- مطرح میکنه که نظر خوانندگان محترم رو به اون جلب می کنم :

    منطق سنتی (یا همون منطق باینری و دودویی و صفر و یکی خودمون)که مبنای توسعه بسیاری از سیستم های مدرن امروزی است بر این اساس پایه گذاری شده که به همه چیز توی دنیا میشه یک گزاره صفر یا یک نسبت داد . مثلا اینکه در هر ساعت از شبانه روز ما یا در منزل خودمون هستیم یا نیستیم (لذا احتمال بودن در منزل یک و نبودن صفر میشه) من و شما در هر لحظه با یه احتمال صفر یا یک عضو مجموعه آدمهای زنده روی زمین هستیم . کتابی که در دست مطالعه داریم با یه احتمال صفر یا یکی عضو مجموعه کتابهای کتابخانه ملی است . و مثالهای بسیاری از این قبیل که در واقع نظریه مجموعه ها رو می سازه و کودکان ما از سنین ابتدایی و بطور جدی تر از دوره راهنمایی با اون آشنا میشن . همین نظریه است که میگه در هر لحظه از یک سیم برق یا جریان عبور میکنه و یا جریانی عبور نمی کنه پس احتمال عبور جریان یک یا صفر خواهد بود امری که مبنای طراحی رایانه های امروزی است که تفصیل خاص خودش رو داره و محفل خاص خودش رو هم می طلبه .


    اما همه موارد زندگی ما صفر و یک نیست ، سیاه یا سفید نیست ، مثلا کتابی که دست شماست با چه احتمالی عضو مجموعه کتابهای خوب دنیاست ؟ یا شما با چه احتمالی عضو مجموعه آدمهای بلند قد دنیا ، آدمهای باهوش ، خوب یا موفق دنیا هستید ؟ قطعا اینجا دیگه چون امور از جنس توصیفی هستند احتمالشون هم دیگه لزوما از جنس صفر و یک نیست بلکه یه عددی از صفر تا یک خواهد بود و فضای احتمالات ما خاکستری میشه و سیاه و سفید مرزهای اون هستند .


    می پرسید حالا اینها چه ربطی دارن به نوع نگاه به زندگی ؟

    خواهم گفت نکته های باریکتر از مویی اینجا نهفته است ، قابل تامل و اندیشه برانگیز .

    شما تا زمانی که به زندگی و اتفاقاتی که توی اون برای شما می افته با منطق سنتی و صفر و یکی نگاه کنید با کوچکترین ناکامی فکر می کنید که همه چیز رو باختید و باید که زمین رو به حریف واگذار کنید . شما مادامی که به خوشبختی و ثروت و تحصیل و رفاه و تیپ و زیبایی و ویژگی های فردی یا سطح اجتماعی خودتون و خانوادتون و مسایلی از این دست با منطق صفر و یک نگاه داشته باشید با کمترین مقایسه دچار نوعی حزن و اندوه و یا خوف و اضطراب می شید .
    تو دنیایی که درش زندگی می کنیم فقط برخی مفاهیم و حقیقتها هستن که مطلقند و مابقی نسبی ! خوشبختی و رفاه و زیبایی و خیلی چیزهای از این دست نسبی اند و من و شما اگه صفر و یکی ببینیمشون و با منطق فازی به اونها نگاه نکنیم دچار دردسر میشیم . اشتباه نکنیم این به معنی این نیست که شما به شرایط موجود راضی باشید بلکه منظور اینه که با کوچکترین کمبود فکر نکنیم همه چیز دیگه تموم شده است .


    در مطالباتمون هم این نوع نگاه کار ساز خواهد بود . ما در زندگی یه سری حقوقی – اعم از فردی و اجتماعی - داریم و در مقابل اونها یه مجموعه تکالیف که به اینها هم نمیشه صفر و یکی نگاه کرد . اصلا اینها درهم تنیده اند و نمیشه نوع نگاه به زندگی کسی رو از رفتار و سلوکش جدا کرد . ما اگه می خواهیم به یک فصل مشترکهایی در زمینه "حقوق ما" برسیم لازمه که نوع نگاه و زاویه منظر و دیدمون رو هم به زندگی تعریف کنیم و در اون به یک چارچوبه ای مشترک که همگی بهش قایلیم برسیم .

    چندی پیش مطالبی چند راجع به نوع نگاه به زندگی نوشتم که در اونها ارتباط تنگاتنگی بین آرامش در زندگی با نوع نگاه برقرار شده بود . امروز می خوام این ارتباط رو بسط بدم و عرض کنم که شاید تمام شئون فردی و اجتماعی ما با نوع نگاهمون به زندگی مرتبطه ، امری که شاید اگه مجالش برام پیش می آمد حتما کتابی راجع به اون می نوشتم اما چه سود که من هم نگاهم به زندگی همراه با منطق سنتیه و نتوانستم این رو برای خودم جا بیندازم که میشه همزمان خوب کار کرد و خوب زندگی ، خوب مطالعه و تحصیل علم کرد و هم خوب تلاش برای فعالیتهای اجتماعی و فوق برنامه ، ولی شک ندارم که منطق فازی برای این جور موارد حتما جواب میده !
    شما هم امتحان کنید و نظرتون رو بگید .

    منطق فازی

  14. کاربر روبرو از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده است .

    almass (یکشنبه 10 شهریور 98)

  15. #188
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 آبان 05 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    342,418
    سطح
    100
    Points: 342,418, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    پست ذیل از فرزانه 123 گرامی ، اگر چه بسیار مختصر هست اما حاوی کدهای بسیار ارزشمند و مهمی در انتخاب همسر هست. که ضمن تشکر از ایشان در ذیل باز ارسال می کنم:



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه 123 نمایش پست ها
    سلام
    من هم دوست دارم تجربه های خودمو به اشتراک بذارم. با این ادبیات که اگه برمی گشتم به سالهای قبل از ازدواج ....
    1- حتما به یه روانشناس مراجعه می کردم تا خودمو بیشتر بشناسم و بیشتر فکر می کردم به این موضوع که بدونم از زندگیم چی می خوام.
    2- سعی می کردم دید واقع بینانه تری نسبت به ازدواج پیدا کنم و اصلا هدفم رو از ازدواج مشخص کنم.
    3- حتما با نامزدم به مشاوره پیش از ازدواج می رفتم.
    4- حتما تحقیقات خیلی خیلی بیشتری راجع به خانواده همسرم می کردم.
    5- نشانه های رفتاری رو در دوره نامزدی جدی می گرفتم و سرسری رد نمی شدم.
    6- سوالات خیلی جزئی از نامزدم می پرسیدم. چون با سوالات کلی نمیشه نتیجه گرفت.
    7- معیارهای انتخابمو درست اولویت بندی می کردم. (توضیح اینکه اونموقع سطح تحصیلات بالاترین اولویت رو برام داشت. فکر می کردم هرکس تحصیلات بالاتری داره بهتره)
    و ...

    حالا خودمو می ذارم بجای پدر و مادرم و می گم اگه جای مادرم بودم...
    1- ذهن دخترم رو از سن 18 سالگی نسبت به ازدواج آماده می کردم و کم کم یه سری مهارت هارو و معیارها رو بهش برای انتخاب فرد مناسب یاد می دادم.
    2- سعی می کردم با خواستگارای دخترم و خانواده هاشون قبل از اینکه قضیه رسمی بشه چندین جلسه گفتگو و رفت و آمد داشته باشم.
    3- وقتی به موضوع آنرمالی در خانواده طرف برخوردم حتما بیشتر راجع بهش تحقیق می کردم.
    و ...

  16. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    ammin (دوشنبه 29 مهر 98), gholam1234 (دوشنبه 29 مهر 98), reihane_b (سه شنبه 30 مهر 98), رنگین (دوشنبه 29 مهر 98), سحر بهاری (پنجشنبه 02 آبان 98)

  17. #189
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    تاپیکی با عنوان؛

    «
    شناخت شخصیت واقعی همسر آینده امان »

    دارای نکات مهم و توضیحات ارزشمندی هست که یکی از آنها شاید سؤال تعداد زیادی از افراد باشد، همانطور که چندی پیش در همدردی چنین تاپیکی داشتیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    خلق موقعيت غير منتظره در صورت مشكوك شدن

    مثلا شما شك داريد كه او به مسائل مذهبي، تقيدات قانوني و شرعي حساس هست يا نه؟ يا شك داريد كه او خودكنترلي بالايي دارد يا تحت تاثير احساس كار مي كند.

    در اينگونه موارد بايد يك آزمايش عملي انجام دهيد. مثلا:
    به او بگوييد كه خيلي تمايل داريد دستان شما را دستش بگيرد. يا ....، و بعد آرام منتظر عكس العملش باشيد. نتيجه و عكس العملي كه مي بينيد واقعيت اوست. مقاومت؟ ترك موقعيت؟ هيجان زدگي و پذيرش؟ يا ....
    اين صرفا مثال بود. و شما در مسائلي كه برايتان مهم هست گاهي بايد فرد را در همان شرايط قرار دهيد.


    با تشکر از مدیریت محترم


  18. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    زونیام (یکشنبه 06 مهر 99)

  19. #190
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    یک نکته ی مهم


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها

    ازدواج منجر به رشد استعدادهایی از ما می شود که در مجردی امکانش بسیار سخت هست:
    تعهد
    همدلی
    مسئولیت پذیری
    انعطاف
    خصوصیات اخلاقی و انسانی
    و ...
    همه در بستر ازدواج رشدش بیشتر مهیا هست.

    مانند ورزشکاری که رشد و مقام آوردنش در مسابقات سخت خودش را نشان می دهد و تا وقتی تنهایی تمرین می کند. زندگی نباتی و ساده ای دارد . و رشدش محدود هست.

    .

  20. 3 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    gholam1234 (یکشنبه 06 مهر 99), Mvaz (یکشنبه 06 مهر 99), زونیام (یکشنبه 06 مهر 99)


 
صفحه 19 از 20 نخستنخست ... 91011121314151617181920 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.