دوست داشتم
دوست داشتم زاغكی بودم خالی از معنای عشق
دوست داشتم كسی بودم اندر وادی عشق
دوست داشتم رها بودم از كمند هر چه دل
دوست داشتم پایی نمی گذاشتم من در غریب سرای گِل
دوست داشتم در یاد نمی داشتم من دوست داشتن را
دوست داشتم هرگز دوست نمی داشتم من از اول مهربان را
دوست داشتم قاصدك بودم در كف باد مست
دوست داشتم مرهمی بودم بردلی كه گشته خالی از هست
دوست داشتم گلی بودم بی خار در باغ دوستی
دوست داشتم نبودم تیغی كه برگیرم ازعشق پوستی
دوست داشتم نسیمی بودم در پیچش موی دوست
دوست داشتم تا كه نگویم هرچه درد دارم من از اوست
دوست داشتم خالی بر گونه ای بودم
دوست داشتم نجوای شبانه ای بودم
دوست داشتم نگینی بر انگشتری بودم
دوست داشتم یا كه تسبیح بر سجاده ای بودم
دوست داشتم شرح فراغم همه رویا بود
دوست داشتم آسمان دوستی بی انتها بود
دوست داشتم نغمه ای نغز بودم در منقار
دوست داشتم جریان رودی بودم بیرون از غار
دوست داشتم سبزینه برگی نو رس بودم
دوست داشتم پختگی میوه ای نارس بودم
دوست داشتم مهربانی كودكی بودم
دوست داشتم بغض نی لبكی بودم
دوست داشتم ترنم سبز باران بودم
دوست داشتم ریزش زیبای آبشاران بودم
دوست داشتم ایكاش هرگز عاشق نبودم من
دوست داشتم اما مهربان بود همدم من





پاسخ با نقل قول





علاقه مندی ها (Bookmarks)