به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 15 از 31 نخستنخست ... 5678910111213141516171819202122232425 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 304
  1. #141
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    من هفته دیگه مسافرت هستم. البته ظاهراً دسترسی به اینترنت خواهم داشت و شاید به همدردی هم سر بزنم، ولی نمی تونم به سوالات صندلی داغ پاسخ بدم. برای همین فقط تا یکشنبه امکان پاسخ گویی دارم. الآن هم دیدم که خانم چشمک یک طومار طولانی تهیه کردند که من باید پاسخ بدم 311
    خیلی ممنون از جواب های خوبت به سوالات قبلی اما من کلی سوال دارم!
    پس من زودتر سوالاتم را بپرسم تا نرفتی!

    سری سوم سوالات
    اول چند تا سوال که از فرشته مهربان هم پرسیدم:
    1. تا حالا شده توی اهداف اساسی و بلند مدت زندگی تون شک کنید؟
    2. چقدر به لایه های درونی ذهنتان نفوذ می کنید و سعی می‌کنید خودتان را بشناسید؟ آیا شده از این کار فرار کنید؟ مثلا به خاطر یادآوری خاطرات بد؟ یا به خاطر احساس ضعف؟
    3. سوالات صندلی داغ داغ بود؟ یا قطبی بود؟
    4. چه سوالی را دوست دارید ازتون بپرسیم!
    5. چه سوالی را دوست ندارید ازتون بپرسیم!
    6. یک انتقاد از مدیریت آقای مدیرهمدردی بکنید!
    7. تا حالا از این ژست های سخت گیرانه مدیریتی که باید پست یکی را حذف کنید ناراحت شدین؟ اگه طرف کلی وقت گذاشته و یه پست را با فکر نوشته پاک کردنش ظلم نیست؟
    8. یک انتقاد از مدیریت خودتان بکنید!
    9. تا حالا از برخوردتان با یک کاربر توی تالار پشیمان شده اید؟
    10. اگر فردا که اومدین توی تالار دیدید دیگه صورتی نیستید و مثلا آبی کمرنگ شده اید ناراحت می شین؟ یا خوشحال؟ چرا؟
    11. یک صفت بد از خودتان را بگین؟ !
    12. چند تا دوست دارید؟ چرا به جای این که وقتتون را با دوستان و خانواده بگذرانید توی همدردی می چرخید؟
    13. وقتی یه نفر داره اشتباه می کنه و بر اشتباهش هم اصرار داره و مثلا میاد راهنمایی می خواد که چه جوری به اشتباهش ادامه بده چه حسی بهتون دست می ده؟
    14. وقتی کسی فکرش و عقیده اش خیلی با شما فاصله داره چه جوری می تونید بدون توجه به فکرش کمکش کنید؟
    15. تا حالا شده به این نتیجه برسید که مشورتی که به فردی داده اید کاملا اشتباه بوده؟
    16. اگر به این نتیجه برسید که در موردی کاملا اشتباه می کردید آیا شجاعت اعلامش را دارید؟ آیا اگر این اشتباه به کسی منتقل شده باشه می رید و به او اعلام می کنید که نظر شما و یا اطلاعات شما اشتباه بوده؟
    17. تا حالا کدوم کاربر توی تالار برای شما خیلی تاثیر گذار بوده؟

    اما سوالات غیر تکراری !
    به هر حال دیگه تقریباً توی همه رشته ها اون دوران تموم شده که شما درست رو بخونی و مدرکت رو بگیری و کتاب ها رو بگذاری تو کمدت! Smile
    باید همیشه یک وقتی رو اختصاص بدی برای به روز رسانی اطلاعاتت.
    من عنوان شغلیم «محقق» هست و تقریبا هر روز در حال یادگیری هستم. منظورم از اون سوال این نبود که شما بشینی کنار و دیگه یادگیری نداشته باشی بلکه این بود که به مرور زمان توانایی و انرژی یادگیریت پایین بیاد. آیا این مساله اونجا نمود نداره؟ اصولا اگر امروز کار خصوصی داشتی و آدم موفقی هم بودی می تونستی از آینده کاریت مطمئن باشی؟

    و حقیقتش من تاحالا چیزی از "دکترای Research based" نشنیدم.
    دکترای Research based در مقایسه با دکترای course based تعریف می شه و تا اونجا که من می دونم توی مالزی و استرالیا هست. اینجوریه که به جای این که درس بگذرونی و بعد امتحان جامع دکترا بدی (اونجا اسم خودشو داره دیگه ) و بعدش هم چند سال روی یه پروژه کار کنی از همون اول یه پروژه گنده بهت می دن و تموم که شد دکترات را می گیری. اما من شنیده بودم این مدل دکترا اجازه ی تدریس در دانشگاه نداره.
    به هر حال شما پاسخ سوال من را ندادی! من سوالم این بود که پس از اتمام تحصیلت و گرفتن دکترا آیا مثل اینجا تنها و مهمترین گزینه ات اینه که بشی استاد دانشگاه یا این که توی مراکز تحقیقاتی و شرکت های بزرگ مشغول به کار می شی؟ کلا دکتراها معمولا چه شغلی دارند؟

    اما یه چند تا سوال اختصاصی هم داشتم!!!!
    فکر کنم اولین پستی که توی تالار زدم در مورد دختر خانمی بود که پدر و مادرشون مطلقه بودند و ایشان برای ازدواج به من معرفی شده بودند. با توجه به این که پدر و مادر شما از هم جدا شده اند آیا اگر دختر خانمی با این شرایط به شما معرفی بشود پیگیری می کنید؟ یا نظرتون منفی می شه؟

    دانستن این که مادر ایشان هم چندان بی تقصیر نبوده اما دختر خانم شدیدا طرفدار مادرشون هستند چه تاثیری روی نظرت می گذاره ؟
    در کل به نظرت ازدواج با دختری که پدر و مادرش طلاق گرفته اند چه تبعاتی می تونه داشته باشه؟

    بازم ممنون از همه ی پاسخ هات. موفق باشی

  2. 6 کاربر از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده اند .

    بچه مثبت (شنبه 21 مرداد 91)

  3. #142
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ویدا@
    سلام جناب حامد

    با کمال ادب و احترام سوال ها را جواب بدهید:
    سلام خانم ویدا :)
    حالا آخر جریان این با کمال ادب و احترام چی بود؟! :)


    چه غذایی را بلدید درست کنید؟

    نیمرو و املت :)، کباب ماهیتابه ای، مرغ، باقالا پلو با گوشت، جوجه کباب ...
    کارم درسته


    یک پیشنهاد سازنده برای تالار؟

    امیدوارم از تاپیکی که خانم آنی باز کردند چندین پیشنهاد سازنده در بیاوریم.
    پیشنهاد سازنده من هم همین هست که اعضا با هم همفکری کنند که چطور مشکلات تالار، به خصوص قسمتیش که مربوط به روند تاپیک ها می شود رو با هم حل کنیم.


    بهترین هدیه ای که تا حالا گرفتید؟

    جوابش رو دادم. هدیه خاصی نبوده، بیشتر از این خوشحال می شوم اگر دوستی به یادم باشه.


    بهترین تصمیمی که گرفتید و هر وقت فکرش میکنید راضی هستید از این تصمیم؟

    به نظر خودم تصمیمات خوبی داشتم. یکیش همین انتخاب رشته ام بوده.


    جدیدترین فیلمی که دیدید؟

    خیلی وقته فیلم سینمایی ندیدم.


    اگه بروید مکه اولین دعایی که میکنید؟

    اینکه خدا از من راضی باشه و من رو به حال خودم نگذاره.


    آیا به عبادت علاقمندید؟اگه آره چرا؟

    بله. چون بعدش احساس خوبی دارم. احساس سبک شدن و احساس رضایت. اعتماد به نفسم بالا می ره، چون حس می کنم یک دوستی دارم که همیشه به یادم هست و عبادت رو مثل یک تشکر کوچک و زنده نگاه داشتن این دوستی می دونم.


    تعریف جوانی از نظر شما چیه؟

    نوگلی زيبا بود حسن و جوانی ... عطر آن گل رحمت است و مهربانی :)
    جوانی یک دوره طلایی در زندگی آدم هست که باید به بهترین نحو ازش استفاده بشه و پایه های قوی برای یک عمر زندگی خود شخص و خانواده اش بنا بشه.

    خسیس هستید یا ولخرج یا چی؟

    از یک طرف در بعضی از مسائل صرف جویی می کنم. از طرف دیگه در بعضی از مسائل راحت خرج می کنم. سعی می کنم پولم بیهوده خرج نشه. ولی اگر چیزی رو دوست داشته باشم بخرم، خساست به خرج نمی دهم و سعی می کنم چیزی رو بخرم که با کیفیت خوب باشه.


    آیا به سرنوشت اعتقاد دارید؟

    به نظرم یک سری اتفاقات حکمت الهی هست که در زندگی ما می افته. و به نظرم حتی اگر به ظاهر اتفاق بدی باشه ولی در مجموع حکمتی پشت قضیه هست که به نفع ماست.
    ولی این رو هم قبول ندارم که بعضی از آدمها خودشون اشتباهاتی می کنند و بعد وقتی در اثر اشتباهات خودشون اتفاقات بد برایشون می افته میگن قسمت ما این بود.


    آیا عصبانی اصلا میشید(از نظر من هیچگاه عصبانی نمیشید)؟در عصبانیت چکار میکنید؟

    چرا، عصبانی میشم. به خصوص در اثر اختلافاتی که پدر مادرم داشتند اعصاب من خیلی ضعیف شده بود. الآن حدود یک سال هست که خیلی بهتر شدم. الآن اگه عصبانی بشم سعی می کنم محیط رو ترک کنم و دوست دارم تنها باشم.
    گاهی همون لحظه که عصبانی میشم، ممکن صدام رو ببرم بالا. ولی بعدش خیلی زود سعی می کنم مطمئن شم که طرفم ناراحت نشده.
    در مجموع خیلی سعیم در این هست که عصبانیتم رو توی خودم نگه دارم.


    آیا چرا تو زندگیتون پیش آمده که جوابی براش نیابید؟

    بله خب. خیلی از این چراها هست. و مشخصه که عقل آدمیزاد به خیلی چیزها نمی رسه و خیلی مسائل رو نمی تونه درک کنه.


    چه فصلی رو دوست دارید؟

    هر فصلی قشنگی خودش رو داره. ولی من بهار رو خیلی دوست دارم.
    تغییر رنگ درختان در پاییز رو هم خیلی دوست دارم.


    آیا میدونید چقدر برای تالار مفید هستید؟(این یادآوری بود)

    از شما خیلی متشکرم. خوشحالم اگر اینطور هست! :)


    منطقی ترین فرد تو تالار از نظر شما؟

    این سوال رو هم ازم پرسیدند و گفتم که اون موقع ها آریکس نسبت به سنش خیلی منطقی بود.
    الآن هم نمی تونم بگم چه کسی از همه منطقی تره.
    ولی مثلاً همین الآن دیدم که شب بارونی توی یک تاپیکی که موضوعش باعث می شود بعضی از اعضا احساسی پاسخ بدهند، چقدر خوب و منطقی صحبت کرده بود.


    تاثير گذارترين مقاله اي كه در همدردي خوندي؟

    مقاله های خوب زیاد داریم. الآن مقاله خاصی یادم نیست که بگم این تاثیرگزار ترین بوده.
    ولی مثلاً این خیلی مقاله خوبیه: چگونه شخصيت واقعي همسر آينده امان را بهتر بشناسيم


    و آخرین سوال هدف شما از زندگی؟

    هدف من از زندگی این هست که در مرحله اول بتونم یک آدم موفق و مفید باشم و بتونم برای خانواده ام زندگی خوبی رو فراهم کنم. و اینکه بتونم در طول مدت زندگیم تاثیر مثبتی روی کسانی که با من آشنا می شوند بگذارم. و یکی از آرزوهام اینه که بتونم یک کار خیر بزرگ بکنم.

    جا داره همین جا از شما مدیر با ارزش همدردی تشکر ویژه کنم حرف ندارید!!

    پیشاپیش از پاسختون متشکرم

    نماز و روزه شما قبول و ممنون از وقتی که میگذارید
    من هم از شما کاربر با ارزش همدردی تشکر ویژه می کنم :)
    ازتون ممنونم.

    نماز روزه های شما هم قبول.

    شاد باشید.



  4. 7 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  5. #143
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام،

    نقل قول نوشته اصلی توسط چشمک

    سلام بر بزرگ مرد تالار جناب آقای حامد خان .
    بسیار خرسند گشتیم که فرصتی پیش آمد برای جیز کردن و سوزاندن شما

    البته ببخشید هاااا ولی قانون صندلی داغ همینه ...
    من نتونستم از اول صندلی داغ با شما باشم پس اگر سوالی رو تکراری پرسیدم به بزرگی خودتون ببخشید ..

    این هم سوالات من که بدون اونها صندلی داغ صفایی نداره
    سلام خانم چشمک.
    آخه چرا من رو توی این موقعیت قرار میدید؟!
    40 تا سوال!!! مگه من چند نفرم؟! :)

    شما اینقدر سوال پرسیدی که من مجبورم جواب هر سوال رو خیلی کوتاه بدم. :)
    سوالهای تکراری رو پاسخ نمیدم.


    1- یه آرزو کن که محال نباشه ولی زیاد دم دست هم نباشه:

    یک همسر خوب پیدا کنم.

    2 -آیا رشته تخصصی شما با استعدا های درونی شما متناسب هست؟

    بله.

    3- تا حالا نقاشی کشیدید؟ یا شعر گفته اید؟ آیا عکاس خوبی هستید؟ رابطه قلبی شما با هنر چگونه است؟

    نقاشیم خوب نیست. ولی یک نقاشی کشیدم که به صورت اتفاقی خیلی خنده دار از آب در اومد و توی همدردی گذاشتم (زنگ نقاشی)
    فکر کنم توی تمام پست هایی که توی همدردی گذاشتم، این پستم بیشتر از همه تشکر خورده
    عکاسی رو دوست دارم. ولی حرفه ای نیستم.
    من علاقه ام به موسیقی و نوازندگی هست. موسیقی خیلی روی من تاثیر می گذاره و خیلی خوب می توانم با موسیقی به خودم آرامش بدهم.


    5- بهتر بودن را در چه چیز یا چیز هایی می بینید؟ برترین انسان از دید شما چه کسی هست؟

    کسی که خیرش به دیگران برسه. به خصوص آدمهایی که خیلی پخته هستند و تمام رفتارهایشون برای دیگران درس هست رو دوست دارم.


    6- بدترین یا درناک ترین صحنه فیلمی که دیده اید چه بود؟ تعریف کنید.

    فیلم از کرخه تا راین کلاً خیلی فضای غمگینی داشت. به خصوص سختی هایی که مجروحین شیمیایی کشیدند...


    7- بهترین یا زیبا ترین صحنه فیلمی که دیده اید چه بود؟ تعریف کنید.

    بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران به نظرم فیلم "مادر" از علی حاتمی هست که دقیقه به دقیقه اش زیبا و با معنی است. تک تک بازیگران قشنگ بازی کردند. البته هم زیباست و هم تلخه...

    8- تفاوت عشق و محبت را چطور تعریف میکنید؟ ایا اصلا تفاوتی دارند؟

    محبت شاید یک نوع منطقی بیان احساسات هست. کسی که محبت می کنه، دوست داره به طرف مقابل یک چیزی ببخشه و دوست داره اون رو شاد کنه.
    عشق به نظرم زیباترین حسی هست که آدم توی این دنیا تجربه می کنه. ولی عشق چون همراه هست با احساسات زیاد، خیلی باید مواظبش بود. و کلاً عشق خاصیتش این هست که زوایای مختلفی داره. عشق ترکیبی از هجران و وصال هست. ترکیبی از اشک و خنده...
    عشق باید به تعادل برسه و تبدیل به مهر و محبت بشه تا دو طرف به آرامش برسند.
    و معمولاً فکر می کنم این چیزی که عشق زمینی می دونیمش، بعد از "وصال" به مرور کمتر میشه. و اون وقت هست که اگه دو طرف مناسب هم نباشند، اوضاع خراب میشه!
    ولی اگه انتخابشون آگاهانه بوده باشه، و همینطور اگر بخواهند، می توانند این عشق رو تو خودشون زنده نگه دارند...

    تو کتاب آموزش پیش از ازدواج یک سری مطالب در رابطه با عشق نقل قول شده بودند که به نظرم خیلی جالب بودند.

    9- تفاوت تعصب با غیرت در چیست؟

    تعصب یعنی آدم کورکورانه روی یک مسئله ای حساسیت زیاد از خودش نشون بده و برخورد غیر منطقی داشته باشه.
    در مورد غیرت هنوز مطمئن نیستم. چون ما خیلی وقت ها وقتی از غیرت حرف می زنیم، می بینم همون تعصبه.
    ولی فکر می کنم اگه آدم یک آرمانهایی برای خودش داشته باشه و برای حفظ اونها تلاش کنه، این خوبه. و همینطور اینکه اجازه نده افراد سودجو و کسانی که افکاری خراب دارند وارد حریم خصوصی خودش و خانواده اش بشوند.

    10- سطح علمی چقدر بر روی آگاهی و برخورد ها در همه زمینه ها تاثیر گذار است؟ مثالی بزنید.

    به هر حال کسی که تحصیلات می کنه، و با آدم های تحصیل کرده برخورد داره، به جز رشته تحصیلی خودش با علم های مختلف هم آشنا میشه و فکرش بازتر میشه و همه اینها بهش کمک می کنند.
    ولی صرفاً تحصیلات و مدرک تحصیلی برای آدم شخصیت و اخلاق نمی آورند!


    11- آدم های بدبین از نظر شما چه کسانی هستند؟ و از نظر شما چرا بدبینی و سوء ظن در افراد بوجود می آید؟

    آدم می تونه توی زمینه های مختلف بدبین باشه. بدبین به کسی می گن که بدون اینکه علم به چیزی داشته باشه، یک ارزیابی منفی در ارتباط با اتفاقات داره و بدی های هر چیز رو می بینه.
    آدم ها بدبین دائم فکر می کنند کسی قراره بهشون ضربه بزنه و حالت دفاعی به خودشون می گیریند.
    آدم باید اعتمادش به خدا رو بالا ببره و بدونه که این خداست که مواظب ماست.
    خانم آنی هم در یک پستی که اخیراً گذاشتند بحث "حاضر به اعتماد بودن" رو مطرح کردند که خیلی برام جالب بود. و فکر می کنم که آدم نباید همینطور کورکورانه اعتماد کنه تا وقتی که یک مسئله منفی دید برعکس از اون طرف چپ کنه و به همه چیز بی اعتماد بشه. اعتماد رو باید ذره ذره و آگاهانه در خودش به وجود بیاره.
    اگر حاد باشه یک بیماری روانی هست و باید درمان بشه.

    12- تا چه حد درون افراد را میتوانید ببینید؟

    نمی شه دید. سخته. گاهی فکر می کنم تا حدی می تونم. ولی به نظرم این کار خوب نیست و پیش داوریه!!

    13- بهترین همدم تنهایی ات؟ بدترین دوستی که تا حالا داشتی؟

    همدم تنهایی خداست. بعد هم خودم و سازم.
    بدترین دوستم یک شخصی بود که از سادگی من سوء استفاده کرد.

    14- چه درخت هایی در باغچه حیاطتون دارید؟ یا چه گل هایی رو دوست دارید ؟

    باغچه نداریم.
    ارکیده قشنگه. همینطور رز سفید. کلاً گلها رو دوست دارم.

    15- تا به حال کسی را رنجانده اید یا کسی شما را رنجانده؟ یا چه چیزی برای شما آزار دهنده هست؟

    بله، هم رنجاندم و هم رنجانده شدم.
    اگر کسی بهم توهین کنه و یا تهمت بزنه خیلی ناراحت میشم.


    16- بهترین سفری که داشته اید به کجا بوده؟

    مکه.

    17- خلیج فارس یا خزر؟ به کدومشون دست زدی؟ کدومشون پر رنگ تر هست؟

    به هر دو دست زدم. هر دو زیبا هستند. از خزر خاطرات بیشتری دارم.

    18- مشورت میکنید یا همیشه فکر خود را جلو دار میکنید؟ در چه مواردی فکر خود را بر مشورت ارجحیت میدهید؟

    بیشتر تحقیق می کنم. مشورت رو در موارد خاص انجام می دهم. البته با خانواده ام زیاد مشورت می کنم.

    19- جلوی آینه با خودتون حرف میزنین؟ چرا؟

    شده تا حالا این کار رو بکنم. گاهی وقت ها لازمه آدم به خودش یک مسائلی رو بگه :)


    20- از چه قشری ( افرادی) در جامعه متنفر هستید؟

    آدم های ظالم.

    21- ترس رو چه چیزی تعریف میکنید؟ آیا ترس با حقارت رابطه ایی دارد؟ از چه چیزی می ترسید؟

    ترس یعنی نگرانی از رو به رو شدن با چیزی.

    من از جونم می ترسم
    یعنی می ترسم یک بلایی سرم بیاد.

    ترس با حقارت وقتی ربط پیدا می کنه که آدم باید یک کاری رو انجام بده، ولی جرئت نمی کنه و به خاطر ترس بیهوده اش موقعیت ها رو از دست میده یا حتی به خودش و دیگران ضربه می زنه.

    ادامه دارد...

  6. 7 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  7. #144
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام،

    سری دوم سوالات چشمک:


    22- حقیقت چیست؟ واقعیت چیست؟

    حقیقت چیزیست که حق و راستی هست.
    واقعیت چیزیست که باهاش مواجه هستیم.
    چرا اینقدر توضیح دادن این سخته؟!


    23- آیا تا حالا سوار اسب شده اید؟

    نه. ولی شتر چرا. البته فقط سوار شدم، یعنی باهاش راه نرفتم.
    سوار الاغ هم شدم :)


    24- بزرگترین یا بهترین کاری که تا حالا انجام داده اید چه بوده؟

    انفاق.


    25- از نظر شما علت و ریشه بوجود آمدن فقر چیست؟ اگر قدرتی داشتید می توانستید این مشکل را حل کنید؟

    دلایل خیلی زیادی داره که باید بررسی بشوند. فرهنگ و طرز فکر مردمان هم تاثیر زیادی دارد.
    گاهی هم یک عده فقیر هستند چون ضعیف هستند و زیر بار ظلم و ستم هستند و حقشون رو یک عده دیگه می خورند.

    26 -یه جوک خیلی توپ و باحال بگو:

    تکراریه:
    تو یک خیابونی یک چاله بوده و همیشه تصادف می شده و زخمی می داده. از 3 مهندس می خوان که بیان این مشکل رو حل کنند.
    اولی میگه: به نظر من یک آمبولانس بگذاریم نزدیک این چاله که هر وقت تصادف شد، سریع زخمی ها رو برسونه به بیمارستان.
    دومی میگه: نه بابا! به نظر من اصلاً یک بیمارستان اینجا بسازیم که هر وقت تصادف شد، یک راست مریض ها رو برسونیم داخل بیمارستان.
    سومی میگه: شماها چقدر خنگ هستید!! خب این چاله رو پر کنیم! بعد بریم یک چاله نزدیک بیمارستان بکنیم!!

    28- فرض کن آینده است و الان همه چیز عالی و روبراهه ، الان دامادت رو بیشتر دوست داری یا عروست رو؟

    عروسم رو

    29- پدر زن خوبی میشی یا پدر شوهر خوبی!!

    مگه نشنیدید رابطه عروس و پدر شوهر خوبه؟
    پدر زن و داماد که ...
    البته اینها شوخیه.... نمی دونم، بستگی به عروسم و دامادم داره.

    30- تاحالا شده خواب بد ببینی؟ بعدش چی شد؟ چرا؟

    3-4 روز پیش بود. سحری اندازه 4 نفر خوردم!! یعنی یک بشقاب پر ماکارونی. بعد روش چندین لقمه نون پنیر. بعد تازه رویش یک تخم مرغ پخته هم خوردم!!!
    این تخم مرغه کار رو خراب کرد. وقتی خواب بودم، جناب محترم بختک افتاده روم و داشت گلوم رو فشار می داد. داشتم خفه می شدما! هی می خواستم داد بزنم نمی شد. آخر سر داد زدم، ولی با چه صدای وحشتناکی!!! مامانم 6 متر پرید هوا..... بدو بدو داشت می اومد تو اتاق من می گفت چــــــی شـــــده؟؟؟؟!!!! گفتم هیچی!
    بنده خدا می گفت فکر کردم داری سکته می کنی!

    31- گریه کردی؟ آخرین بار؟ اولین بار؟ وسطاش رو هم بگو دیگه:

    اولین بار وقتی که به دنیا اومدم.
    آخرین بار رو یادم نیست. خیلی دوست دارم گریه کنم!!! ولی چند وقته نشده!
    ولی واقعاً نیاز دارم که گریه کنم، نمی دونم چرا نمیشه! :)
    اشکم چند ماهه خشک شده.

    32- عشق رو تو نیم خط تعریف کن:

    الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

    33- فایده ناظر چیه؟ چه کار مثبتی می کنه؟

    ناظر یک موجود ترسناکه که در تاپیک ها حضور پیدا می کنه و حال همه رو می گیره و پست های پر محتوا و خوب رو حذف می کنه و اعضا رو دعوا می کنه

    34- دوست داشتی جای کی بودی؟
    35- دوست داشتی چیکاره بودی؟

    از همین که هستم راضیم!

    36- اگر مي تونستيد عصاي جادويي را تكان دهيد و به آنچه مي خواهيد برسيد چه آرزويي مي كردي ؟

    یک همسر خوب!!

    37- دلتون ميخواد اطرافیان شما رو با چه صفتی بشناسن؟

    مهربون.

    39- یک نصیحت به من !

    به جای اینکه 40 تا سوال بپرسید، 5 تا سوال بپرسید که پاسخ دهنده وقت بیشتری بگذاره و روی سوالها فکر کنه :)

    40 - سوالی که دوست داشتی ازت بپرسند و نپرسیدن رو با جواب بنویس !

    شما اینقدر سوال پرسیدید که دیگه چیزی نموند!

    دوست داشتم یک سری سوالاتی بکنند که بیشتر به شخصیت و اخلاق های خودم و رفتارهای من در تالار مربوط بشه. مثلاً یک انتقاد ازم شد (که گفتند مغرورم) و این به نظرم خیلی خوب بود. کاش سوالات اینطوری بیشتر ازم می شد تا خودم رو بهتر بشناسم.

    به خاطر وقتی که گذاشتید و نشستید روی صندلی از شما متشکرم .
    برایتان ارزوی موفقیت دارم .
    من هم از شما ممنونم.

  8. 7 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (یکشنبه 22 مرداد 91)

  9. #145
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام،

    پاسخ سری آخر سوالات بچه مثبت:

    1. تا حالا شده توی اهداف اساسی و بلند مدت زندگی تون شک کنید؟

    بله، شده. حتی گاهی طرز فکرم و آرمان هام رو زیر سوال می برم و بعد دوباره نتیجه گیری می کنم.
    نمی دونم این کارم درسته یا نه. ولی با این حال در مجموع وقتی به خودم در چند سال گذشته نگاه می کنم، می بینم نسبتاً آدم با ثباتی بودم، هر چند لغزش هایی داشتم.

    2. چقدر به لایه های درونی ذهنتان نفوذ می کنید و سعی می‌کنید خودتان را بشناسید؟ آیا شده از این کار فرار کنید؟ مثلا به خاطر یادآوری خاطرات بد؟ یا به خاطر احساس ضعف؟

    احساس می کردم زیاد. ولی فهمیدم هنوز خیلی بیشتر باید خودم رو بشناسم.
    خاطرات رو زیاد یادآوری می کنم. کلاً آدمی هستم که به گذشته زیاد فکر می کنم.

    3. سوالات صندلی داغ داغ بود؟ یا قطبی بود؟

    یه جاهایی یک بادبزنی دستم گرفتم و تکون دادم

    4. چه سوالی را دوست دارید ازتون بپرسیم!

    هر چی بود پرسیدید :) البته در پست قبلی جواب این سوال رو دادم.

    5. چه سوالی را دوست ندارید ازتون بپرسیم!

    سوالاتی که خصوصی هستند و ممکن هست باعث شوند کسی من رو در دنیای واقعی پیدا کند و یا کسی از دنیای واقعی من رو اینجا پیدا کند.

    6. یک انتقاد از مدیریت آقای مدیرهمدردی بکنید!

    اینطور که آقای مدیر رو در این دنیای مجازی شناختم، انسان مهربان و دلسوز و آگاهی هستند. انتقادی ازشون ندارم، به جز اینکه کاش بیشتر برای تالار وقت بگذارند.

    7. تا حالا از این ژست های سخت گیرانه مدیریتی که باید پست یکی را حذف کنید ناراحت شدین؟ اگه طرف کلی وقت گذاشته و یه پست را با فکر نوشته پاک کردنش ظلم نیست؟

    پست هایی که حذف می شن معمولاً به خاطر توهین یا بی توجهی به قوانین یا چتگونه بودن هستند. به هر حال کسی که به قوانین توجه نمی کنه، زحماتش هدر می روند.
    معمولاً اگر ببینیم که پست تنها قسمت هاییش خلاف قوانین هست و در عین حال بار مشاوره ای هم دارد، پست رو حذف نمی کنیم. ویرایش می کنیم.
    ولی خب پیش میاد که یکی برای یک پست یا تاپیک زحمت می کشه، ولی تاپیکش مشاوره ای نیست و شامل انجمن آزاد میشه. خب آدم ناراحت میشه وقتی مجبوره چنین تاپیک هایی رو به انجمن آزاد منتقل کنه، چونکه اعضای کمی به انجمن آزاد دسترسی دارند.
    ولی این قوانین تالاره و به نفع تالاره.

    8. یک انتقاد از مدیریت خودتان بکنید!

    تخصص من روانشناسی و مشاوره نیست. اگر تخصصم این بود، می توانستم با توجه به اختیارات مدیریتی که دارم کمک بزرگتری برای تالار باشم.
    با این حال من تمام سعیم رو می کنم که کارم رو به بهترین نحو انجام بدم و در این راه از قوانین تالار و توصیه هایی که مدیر همدردی و مدیران با تجربه تر به من کردند بهره می برم.


    9. تا حالا از برخوردتان با یک کاربر توی تالار پشیمان شده اید؟

    به خصوص در اوایل مدیریتم چند بار شد که بعد از یک اقدامی از مدیر همدردی یا فرشته مهربان بخوام که بازنگری کنند و اگر کارم ایرادی داشته اصلاح کنند. و در این راه ازشون کمک خواستم.
    ولی اینکه واقعاً از برخوردم پشیمون شده باشم بر می گرده به دوران قبل مدیریتم و وقتی که تازه به تالار اومده بودم. یک دختری به تالار اومده بود که من و چند تا از اعضای دیگه بر این باور بودیم که دوست پسرش ازش سوء استفاده می کند. می خواستیم او رو به خودش بیاریم و نسبتاً تند راجع به دوست پسرش صحبت می کردیم. او هم عاشق بود و ناراحت شد و تالار رو ترک کرد. و چقدر حیف بود. اگر برخورد درستی داشتیم، شاید می تونستیم کمکش کنیم.


    10. اگر فردا که اومدین توی تالار دیدید دیگه صورتی نیستید و مثلا آبی کمرنگ شده اید ناراحت می شین؟ یا خوشحال؟ چرا؟

    ناراحت می شم. آدم توی زندگیش برای به دست آوردن چیزهای مختلف زحمت می کشه. من هم به خصوص بعد از مدیر شدنم خیلی زحمت کشیدم (البته منتی برای کسی نیست، بلکه برای خودم زحمت کشیدم!) و اگه ببینم به این حالت که شما میگی یک دفعه مدیریت رو ازم بگیرند، احساس می کنم ناموفق بودم و این باعث ناراحت شدنم میشه.
    ولی به هر حال خودم یک روز دور یا نزدیک تصمیم خواهم گرفت که از تالار برم و اون موقع با رضایت از رنگ صورتی جدا خواهم شد.

    11. یک صفت بد از خودتان را بگین؟ !

    گاهی زود قضاوت می کنم. مثلاً طرف مقابلم میگه فلان اتفاق افتاده، من سریع قضاوت می کنم و میگم چون فلان کار رو کردی اینطوری شد...! :)

    12. چند تا دوست دارید؟ چرا به جای این که وقتتون را با دوستان و خانواده بگذرانید توی همدردی می چرخید؟

    3 دوست صمیمی دارم که باهاشون رفت و آمد دارم.
    البته با همکارام هم (به خصوص با یکیشون) رابطه خیلی خوبی داریم.
    واقعاً سوال به جا و خوبی پرسیدی!!! خیلی بده! من دوباره اعتیادم به همدردی زیاد شده.
    فکر کنم خود شما پرسیدی که به اینترنت اعتیاد داری؟ ظاهراً به همدردی اعتیاد دارم :)
    البته ترک کرده بودم. ولی در چند وقت اخیر کارهای مدیریتی تالار زیاد شده و من زیادتر اینجا اومدم. صندلی داغ هم که دیگه اعتیاد ما خیلی شدیدتر کرد :)
    ترک می کنم! باور کنید ترک می کنم!


    13. وقتی یه نفر داره اشتباه می کنه و بر اشتباهش هم اصرار داره و مثلا میاد راهنمایی می خواد که چه جوری به اشتباهش ادامه بده چه حسی بهتون دست می ده؟

    حس خاصی بهم دست نمیده. هر کسی می تونه هر جور دوست داره زندگی کنه.


    14. وقتی کسی فکرش و عقیده اش خیلی با شما فاصله داره چه جوری می تونید بدون توجه به فکرش کمکش کنید؟

    در رابطه با یکی از اعضا پیش اومد که به اسلام ایمان نداشت و سوالات اعتقادی داشت. با خودم فکر کردم اگه من برخورد بدی باهاش داشته باشم، اعتقاداتش برایش تایید میشن! سعی کردم باهاش مهربانانه برخورد کنم که ذهنیت خوبی از من در اون ایجاد بشه.

    15. تا حالا شده به این نتیجه برسید که مشورتی که به فردی داده اید کاملا اشتباه بوده؟

    من تو پروفایلم نوشتم که من مشاور نیستم. توی پستهام هم اگه احساس کنم مراجع با جو تالار آشنا نیست و ممکنه فکر کنه من متخصصم، یاد آوری می کنم.
    و همیشه سعیم بر این بوده که پست هام طوری باشه که به کسی نگم برو فلان کار رو بکن. بلکه بیشتر همه رو دعوت می کنم به منطقی بودن و منطقی تصمیم گرفتن. و جوان ها رو تشویق می کنم که در رابطه با ازدواجشون از پدر مادرهاشون کمک بگیرند. یعنی اکثراً سعی می کنم طوری پست بگذارم که یک وقت کسی رو به راه اشتباه نفرستم. و همیشه هم از خدا میخوام در این راه کمکم کنه.
    با این حال خیلی در این زمینه نگرانی دارم.
    گاهی هم به فرشته مهربان یا مدیر همدردی میگم که پستم رو بازنگری کنند.
    و مثلاً همین چند وقت پیش شد که من یک راهنمایی داده بودم و از مدیر خواستم که نگاه بکند. راهنماییم اشتباه بود و زیرش فرشته مهربان پست زد و مشاوره صحیح داد و مدیر هم توضیح داد.


    16. اگر به این نتیجه برسید که در موردی کاملا اشتباه می کردید آیا شجاعت اعلامش را دارید؟ آیا اگر این اشتباه به کسی منتقل شده باشه می رید و به او اعلام می کنید که نظر شما و یا اطلاعات شما اشتباه بوده؟

    اگه به کسی چیز اشتباهی بگم، حتماً میرم بهش میگم که اون اشتباه بوده. چون خودم رو خیلی در مقابلش مسئول می دونم.

    17. تا حالا کدوم کاربر توی تالار برای شما خیلی تاثیر گذار بوده؟

    من یکبار از 3 نفر توی تالار تشکر ویژه کردم. مدیر همدردی، خانم آنی و فرشته مهربان.


    به هر حال دیگه تقریباً توی همه رشته ها اون دوران تموم شده که شما درست رو بخونی و مدرکت رو بگیری و کتاب ها رو بگذاری تو کمدت! Smile
    باید همیشه یک وقتی رو اختصاص بدی برای به روز رسانی اطلاعاتت.
    من عنوان شغلیم «محقق» هست و تقریبا هر روز در حال یادگیری هستم. منظورم از اون سوال این نبود که شما بشینی کنار و دیگه یادگیری نداشته باشی بلکه این بود که به مرور زمان توانایی و انرژی یادگیریت پایین بیاد. آیا این مساله اونجا نمود نداره؟ اصولا اگر امروز کار خصوصی داشتی و آدم موفقی هم بودی می تونستی از آینده کاریت مطمئن باشی؟

    من مثلاً توی استادهام می بینم که با وجود اینکه سنشون زیاده اطلاعاتشون به روز هست. مشخصه که یک استاد دیگه وقتش رو روی این نمی گذاره که ببینه الآن فرق استاندارد 11 زبان ++C با استاندارد سال 98 چی هست. ولی از تمام تکنولوژی های جدید با خبر هستند و می دونند که مثلاً الآن باید چه پروژه هایی رو قبول کنند و چه پروژه هایی آینده ندارند.
    و همینطور می بینم که در شرکت های بزرگ افراد با تجربه هستند که پست های اصلی رو دارند. مشخصه که با بالا رفتن سن قوه یادگیری پایین میاد. ولی دیگه این تجربه هست که اهمیت زیادی داره. یعنی هم اطلاعت خیلی مهمه، و هم تجربه.
    شاید یک فرد 40 ساله مثل یک پسر 25 ساله از جدیدترین نرم افزارهایی که برای حل یک مشکل لازم هستند با خبر نباشه، ولی اون فرد 40 ساله هست که می دونه برای حل مشکل چطور باید پیش رفت و چه برنامه ریزی باید داشت. و اون فرد 25 ساله می تونه در این راه یک سری ابزارها رو معرفی کنه.
    امیدوارم تونسته باشم سوال رو پاسخ بدم.
    آدم امیدش به خدا باشه، نگران نباشه :)


    دکترای Research based در مقایسه با دکترای course based تعریف می شه و تا اونجا که من می دونم توی مالزی و استرالیا هست. اینجوریه که به جای این که درس بگذرونی و بعد امتحان جامع دکترا بدی (اونجا اسم خودشو داره دیگه ) و بعدش هم چند سال روی یه پروژه کار کنی از همون اول یه پروژه گنده بهت می دن و تموم که شد دکترات را می گیری. اما من شنیده بودم این مدل دکترا اجازه ی تدریس در دانشگاه نداره.
    به هر حال شما پاسخ سوال من را ندادی! من سوالم این بود که پس از اتمام تحصیلت و گرفتن دکترا آیا مثل اینجا تنها و مهمترین گزینه ات اینه که بشی استاد دانشگاه یا این که توی مراکز تحقیقاتی و شرکت های بزرگ مشغول به کار می شی؟ کلا دکتراها معمولا چه شغلی دارند؟

    حالا بهتر متوجه شدم منظور شما چی هست.
    البته با توضیحاتی که در پاسخ قبلی دادم، فکر می کنم مشخص شد که دکتری در دانشگاه ما research based هست و نه course based. و فکر می کنم در کل این کشور اینطور باشه، چون تا حالا نشنیدم در دانشگاهی غیر از این باشه. ولی مثلاً توی ایران فکر می کنم اینطور نیست و دانشجوهای دکتری باید کلاس بگذرونند. البته مطمئن نیستم.
    همه ایرانی ها هم می گن "داری می خونی برای دکتری؟" :)
    در صورتی که من که دیگه درس نمی خونم... رو یک پروژه کار می کنم. درس خوندن به نظرم یعنی سر کلاس بری، جزوه بخونی و بری امتحان بدی.
    مدرک دکتری رو که بگیری، می تونی توی دانشگاه بمونی. و می تونی زیر نظر یک استاد کلاس هم برگزار کنی. ولی برای اینکه خودت بخش خودت و کلاس های خودت رو داشته باشی و زیر نظر کسی نباشی، باید استاد بشی. و اون قضیه اش جداست.
    بعد از دکتری 2 راه داری. یا اینکه توی دانشگاه بمونی و چند سالی هم طول می کشه تا عنوان Professor یا همون استادی رو بهت بدند. البته پروفسوری دیگه مدرک تحصیلی نیست. بالاترین مدرک آکادمیک همون دکتراست. ولی مدرک استادی رو که بگیری، می تونی تو یک زمینه که دانشگاه می خواد شروع به فعالیت بکنی و کلاس برگزار کنی و دانشجو دکتری بگیری و ...
    من ولی قصد موندن در دانشگاه رو ندارم و می خوام وارد بازار کار بشم.
    شرکت های زیادی هستند که برای پست های مختلف دنبال کسانی می گردند که مدرک دکتری دارند. حالا ممکنه برای بخش تحقیقاتی شرکتشون باشه، و ممکن هم هست برای بخش های اجرایی یا بخش های دیگه باشه.


    فکر کنم اولین پستی که توی تالار زدم در مورد دختر خانمی بود که پدر و مادرشون مطلقه بودند و ایشان برای ازدواج به من معرفی شده بودند. با توجه به این که پدر و مادر شما از هم جدا شده اند آیا اگر دختر خانمی با این شرایط به شما معرفی بشود پیگیری می کنید؟ یا نظرتون منفی می شه؟

    دانستن این که مادر ایشان هم چندان بی تقصیر نبوده اما دختر خانم شدیدا طرفدار مادرشون هستند چه تاثیری روی نظرت می گذاره ؟
    در کل به نظرت ازدواج با دختری که پدر و مادرش طلاق گرفته اند چه تبعاتی می تونه داشته باشه؟
    سوال سختی هست.
    به نظرم باید پرسید که علت جدایی چی بوده. البته این رو هم باید در نظر گرفت که علت جدایی هر چی هم که بوده، در اکثر موارد بچه ها بی تقصیر هستند. حالا اینکه شما متوجه شدید مادر دختر بی تقصیر نبوده، ولی دختر ازش شدیداً طرفداری میکنه، می تونه یک سرنخ باشه و باید بررسی بشه.
    همینطور باید بررسی بشه که این جدایی تا چه حد تاثیر بد روی بچه ها گذاشته.

    خودم رو مثال می زنم. جدایی پدر مادرم باعث شده بود که من تا حد زیادی تبدیل به یک فرد غمگین و گوشه گیر بشم. و همینطور اعصابم خیلی ضعیف شده بود. همینطور مشخصه که من وقتی پدر مادرم با هم مشکل داشتند، کمتر دیدم که یک زن و مرد خوشبخت چطور با هم زندگی می کنند! و کمتر رسم زن داری رو از پدر مادرم یاد گرفتم.

    ولی از طرف دیگه، من به قولی تا حدی سرد و گرم چشیده شدم و خیلی جاها حتی بار زندگی روی دوشم افتاد و همینطور خیلی زودتر تبدیل به "مرد خونه" شدم. همینطور دیدم که پدر مادرم چه اشتباهاتی داشتند و فهمیدم که چه رفتارهایی باعث میشه زندگی از هم بپاشه. خب اینها تجربه من رو بالا برده. و سعی کردم با خوندن مقالات و کتاب های روانشناسی و فعالیت در تالاری مثل همدردی، چیزهایی که از پدر مادرم یاد نگرفته بودم رو یاد بگیرم.

    به نظرم بی انصافیست اگر صرفاً چون کسی پدر مادرش از هم جدا شدند، ازش بگذریم. ولی این مسئله باید بررسی بشه.





    بازم ممنون از همه ی پاسخ هات. موفق باشی
    من هم از شما به خاطر سوالهای خوبت تشکر می کنم و برایت آرزوی موفقیت در کار رو زندگی دارم.

    از همه دوستان عزیزی که وقت گذاشتند و از من سوال پرسیدند و همونطور کسانی که صندلی داغ رو دنبال کردند و پاسخ ها رو خوندند صمیمانه متشکرم!!!

    همگی خیلی خوشحالم کردید. ضمن اینکه این فرصت رو پیدا کردم که راجع به خودم فکر بکنم، کلی هم نوازش مثبت دریافت کردم :) که جای تشکر و قدردانی داره.

    با توجه به اینکه نوبت من نسبتاً طولانی هم شد و همینطور به این خاطر که دیگه برام امکان پاسخگویی به سوالات نیست، با اجازه دوستان و مدیران صندلی داغ، از روی صندلی بلند میشم :)


    نماز روزه هاتون قبول.

    از محمد ابراهیمی و خانم نازنین متشکرم.

    برای همگی آرزوی شادی و سلامتی می کنم.

  10. 14 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  11. #146
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    125
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    از اقای حامد 65 به خاطر اینکه در کمال ادب و احترام به تمام سوالت پاسخ دادن تشکر می کنم :)

    آقا حامد واقعا خسته نباشی ممنون که انقدر خوب و با حوصله به سوالات پاسخ دادی و با حضورت در صندلی موجب پر حرارت شدن این صندلی شدی :)
    کلا این مدت منو اقای ابراهیمی حسابی کار و بارمون ردیف بوداااا
    نونمون تو روغن بود
    در جوابهاتون نکته ها و یادگرفتنی های زیادی وجود داشت.....

    ماهم برای شما آرزوی شادی و سلامتی و کامیابی داریم.




    مهمون جدید صندلی داغ جناب آقای فرهنگ 27 هستند...
    فرهنگ جان ممنون که دعوت مارو پذیرفتی.....

  12. 11 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (سه شنبه 24 مرداد 91)

  13. #147
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    به به چه سعادت بزرگی نصیب صندلی داغ شده :)

    سعادت در این حد که قراره حسابی حرارت این صندلی بره بالا...

    خوب دوستان همگی همکاری کنین که خوب کسی روی صندلی نشسته :)

    عرض ادب و احترام و سلام خدمت جناب فرهنگ

    امید است که تنها به جواب های کوتاه و صریح بسنده نکرده و این بار پاسخ های کامل تر و تشریحی تری به ما بدهید!


    1- فرهنگ 27 یعنی جناب فرهنگ از 27 سالگی عضو این سایت شده؟

    2- همدردی از دیدگاه فرهنگ یعنی چی؟

    3- زندگی رو چطور تفسیر می کنی؟ فکر می کنی زندگی خودت قراره چه اثری روی این عالم بگذاره؟

    4- میگن هر انسانی جهت انجام رسالتی خلق شده. فکر می کنی رسالت فرهنگ در این دنیا چیه؟

    5- کیس مناسب ازدواج یعنی چی از نگاه تو؟ فکر می کنی تمام ملاک هایی که در نظر داری برای خوشبختی کافیه؟

    6- بزرگترین درسی که از همدردی گرفتی چی بوده؟

    7- چقدر در تصمیمات و عقایدت ثبات رای داری؟

    8- دیگران در دنیای واقعی فرهنگ رو چطور آدمی می شناسن؟ میتونی برامون بگی؟

    9- دیگران آشپزیت رو چقدر دوست دارن؟ به آشپزی به دید یک هنر نگاه می کنی؟

    10- چقدر روحیات زنان و دنیای اونها رو می شناسی؟ همدردی چه کمکی در این مورد بهت کرده؟

    11- چرا فکر می کنی من روانشناس مخفی تالارم؟ واقعا باورت نمیشه که منم یک کاربر ساده هستم مثل بقیه؟

    12- اگر قرار باشه یک کار مهم واسه کشورت بکنی اون کار چیه؟

    13- آدم معتقدی هستی از نظر خودت؟ چقدر به اعتقاداتت پایبندی؟

    14- وقتی بهت رتبه داده میشه چه احساسی داری؟

    15- شده تا حالا پستی بزنی که خودت رو لایق رتبه بدونی اما رتبه ای دریافت نکنی؟ چه حسی بهت دست میده؟

    امیدوارم که موفق باشین و جواب ها رو کامل و با حوصله بدین.









  14. 4 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 25 مرداد 91)

  15. #148
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    به به جناب فرهنگ

    من فعلا محض دست گرمی یکی دو تا سوال بیشتر نمیپرسم:

    1-قضیه مربیت به کجا رسید؟؟؟؟؟(اگه دوست داری جواب نده)

    2-به نظرت چرا صدا و سیما بعد از زلزله اذربایجان،طنز خنده بازار رو نشون داد؟

    3-چرا تو پروفایلت تاریخ تولدت رو نوشتی 2 اذر 90؟

    برمیگردم.......................

  16. 4 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  17. #149
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahar.shadi
    به به چه سعادت بزرگی نصیب صندلی داغ شده :)

    سعادت در این حد که قراره حسابی حرارت این صندلی بره بالا...

    خوب دوستان همگی همکاری کنین که خوب کسی روی صندلی نشسته :)

    عرض ادب و احترام و سلام خدمت جناب فرهنگ

    امید است که تنها به جواب های کوتاه و صریح بسنده نکرده و این بار پاسخ های کامل تر و تشریحی تری به ما بدهید!


    1- فرهنگ 27 یعنی جناب فرهنگ از 27 سالگی عضو این سایت شده؟
    بله.27سالم بود.

    2- همدردی از دیدگاه فرهنگ یعنی چی؟
    یعنی من بتوانم درک کنم مشکل شما چیست و با گفتن جملاتی التیام بخش احساساتت باشم.

    3- زندگی رو چطور تفسیر می کنی؟ فکر می کنی زندگی خودت قراره چه اثری روی این عالم بگذاره؟
    زندگی یعنی کار تفریح خوردن غم لذت خوابیدن شکست موفقیت.عالم رو زندگی من اثر می ذاره.

    4- میگن هر انسانی جهت انجام رسالتی خلق شده. فکر می کنی رسالت فرهنگ در این دنیا چیه؟
    از این می گن ها زیاد می گن.من بتونم زندگی خودمو اداره کنم کافیه.

    5- کیس مناسب ازدواج یعنی چی از نگاه تو؟ فکر می کنی تمام ملاک هایی که در نظر داری برای خوشبختی کافیه؟
    کیسی که به معیارهای من نزدیک باشه.بله.

    6- بزرگترین درسی که از همدردی گرفتی چی بوده؟
    ازداوج اول منظق بعد احساس.


    7- چقدر در تصمیمات و عقایدت ثبات رای داری؟
    اگه تصمیم بگیرم کاری انجام بدم عوامل خارجی مانع نشه حتمن انجام می دم.

    8- دیگران در دنیای واقعی فرهنگ رو چطور آدمی می شناسن؟ میتونی برامون بگی؟
    با دیگران زیادی،سر و کار ندارم ولی اطرافیان می گن نصفم زیره زمینه.


    9- دیگران آشپزیت رو چقدر دوست دارن؟ به آشپزی به دید یک هنر نگاه می کنی؟
    دیگران غذامو نخوردن منم در حد کوکو سیبزمینی و املت بلدم.

    10- چقدر روحیات زنان و دنیای اونها رو می شناسی؟ همدردی چه کمکی در این مورد بهت کرده؟
    مطالعاتم ناقصه ولی همین قدر می دونم در مواقع مشکلات گوشی می خوان برای درد و دل.


    11- چرا فکر می کنی من روانشناس مخفی تالارم؟ واقعا باورت نمیشه که منم یک کاربر ساده هستم مثل بقیه؟
    مخفی نیستی ولی یا تحصیلات آکادمیک داری یا استعداد.برو خودتو معرفی کن.


    12- اگر قرار باشه یک کار مهم واسه کشورت بکنی اون کار چیه؟
    با توجه به امکانت و تواناییم هیچ کار.

    14- وقتی بهت رتبه داده میشه چه احساسی داری؟
    به سرم می زنه مرکز مشاوره باز کنم.احساس مفید بودن.

    15- شده تا حالا پستی بزنی که خودت رو لایق رتبه بدونی اما رتبه ای دریافت نکنی؟ چه حسی بهت دست میده؟
    آره شده.حتی تشکر م کم تر از انگشتای یه دست بوده.ولی از اون طرفم شده پستی که انتظار

    تشکر نداشتم رتبه گرفته.


    امیدوارم که موفق باشین و جواب ها رو کامل و با حوصله بدین.
    آدم معتقدی هستی از نظر خودت؟چقدر به اعتقاداتت پایبندی؟

    اعتقاد دارم ولی عمل نمی کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط گلنوش67
    به به جناب فرهنگ

    من فعلا محض دست گرمی یکی دو تا سوال بیشتر نمیپرسم:

    1-قضیه مربیت به کجا رسید؟؟؟؟؟(اگه دوست داری جواب نده)
    نامزد داشته.

    2-به نظرت چرا صدا و سیما بعد از زلزله اذربایجان،طنز خنده بازار رو نشون داد؟
    ما اصلن تلوزیون نمی بینم.همش ماهواره.

    3-چرا تو پروفایلت تاریخ تولدت رو نوشتی 2 اذر 90؟
    در واقع باید هر روز که از خواب بیدار می شم اول اونجا رو به روز کنم.چون هر صبح که پا می شیم

    مثل اینه که تازه متولد شدیم.

    برمیگردم.......................

  18. 5 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 24 مرداد 91)

  19. #150
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    فرهنگ جان سلام.
    1-راسته که میگن قبل از ازدواج در یک مثلث عشقی گیر افتادین؟
    2-از گوشه سوم این مثلث خبری ندارین؟
    3-بعد از اینکه این کار رو با گوشه سوم مثلث انجام دادین ، عذاب وجدان ندارین؟
    4-اصلا شب ها خوابت میبره؟
    5-اصلا روت میشه توی سایت همدردی لاگین کنی؟
    6-ایا در زمان انتخاب بین دختران تناردیه و کوزت دو دل نشدی ؟
    .
    .
    .
    7-گذشته از شوخی ملاکهات واسه ازدواج چیه؟
    8-به نظرت شور و انگیزه ات در مورد ازدواج کم شده یا تغییری نکرده؟
    9-به نظرت راهکار عملی واسه اینکه به خانواده بگم میخوام ازدواج کنم چیه؟::
    10-چرا تلویزیون نمی بینی؟

  20. 5 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    omid65 (چهارشنبه 25 مرداد 91)


 
صفحه 15 از 31 نخستنخست ... 5678910111213141516171819202122232425 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.