به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 15 از 25 نخستنخست ... 56789101112131415161718192021222324 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 246

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    عزیزم، نمی خوام نصیحتت کنم و یا راه زندگی کردن رو بهت نشون بدم، خیلی از ماها، به شکلی این تجربه رو داشتیم، تجربه طرد شدن، تنها شدن، اینکه حس کردیم زیر پامون خالی شده و صدای سکوت وحشتناکی دور و برمون رو گرفته، اینکه هر چقدر هم که گریه کنیم و فریاد بزنیم خالی نمی شیم و هنوز بغض سنگینی توی گلومون داره خفمون می کنه..
    وقتی داستان زندگیت رو می خوندم همراه با تو گریه می کردم، چون من هم زمانی احساس تو رو داشتم و این احساس رو گذروندم حالا شاید به شکلی دیگه و به طریقی دیگه، شاید هنوز هم فراموشش نکردم که باعث شد امشب هم با یادآوریش گریه کنم اما در ذهنم کم رنگ شده.. کم رنگ و شاید کم اهمیت.
    زندگی همه انسانها براشون مهمه، و مهم ترین و حساس ترین قسمتش هم همین قسمتیه که الان تو در اون هستی، حق داری چون داری یکی از تلخ ترین احساس های موجود رو مزه می کنی، حق داری که با درد تحملش کنی، اما وقتی که تموم شد، وقتی که کمرت رو صاف کردی خیلی قوی تر از قبل می شی.
    تو اشتباه زیاد داشتی اما بزرگترین اشتباهت التماسهای تو بود، تو خیلی ضعیفی و یک پدیده یا حادثه لازم بود تا از تو یک آدم قوی بسازه، و این تجربه شاید همون بوده باشه..
    به هر حال خودت هستی که آخر دنیاتو مشخص می کنی، مرزهای دنیاتو گسترده تر کن، به خودت فرصت بده تا عبور کنی و بگذری، ما هیچ وقت قاضی خوبی نیستیم پس بی خود در مورد کسی قضاوت نکن حتی اگر اون شخص خودت هستی.
    امیدوارم هر اتفاقی که برات میوفته، بهترین اتفاق باشه، الان زوده که در مورد خوب بودن یا بد بودنش نتیجه گیری کنیم...



  2. 7 کاربر از پست مفید shad تشکرکرده اند .

    shad (سه شنبه 16 فروردین 90)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    سبکتکین جان، هنوز نرسیدم نوشته هات را بخونم.
    ولی خوشحالم که برگشتی به تالار.
    حالا حرفهات را می خونم و اگه فکری به ذهنم رسید هم بهت می گم. اگر نه، برات دعا می کنم که آرامش پیدا کنی و هرچی که خیر هست برات پیش بیاد.
    فقط یه کوچولو بهت بگم که همه ی ما در زندگیمون اشتباهاتی داشتیم و اشکالاتی. این نیست که شما تنها خطاکار عالم باشی و سزاوار بدترین مجازاتها. اینقد خودت را سرزنش نکن. اول باید خودت را ببخشی و خودت را دوست داشته باشی و خودت را باور داشته باشی. به خودت بیشتر فکر کن.
    موفق باشی عزیزم.

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 19 فروردین 91 [ 01:01]
    تاریخ عضویت
    1389-10-04
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    2,093
    سطح
    27
    Points: 2,093, Level: 27
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    33

    تشکرشده 33 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    سبكتكين عزيز
    اميدوارم خدا صبر زياد بهت بده و كمكت كنه كه از اين حال و هوا در بيايي ، حتما يه حكمتي توي اين ماجرا هست حتما صلاحت در اين بوده ولي توكل به خدا داشته باش انشاءاله خدا كمكت مي كنه
    عزيزم سعي كن يه مسافرت بري اگه زيارت باشه خيلي كمكت مي كنه كه آروم بشي و تصميم درست بگيري ، اگه مي توني برو مشهد خيلي سبك مي شي

  5. کاربر روبرو از پست مفید azadehali تشکرکرده است .

    azadehali (دوشنبه 04 بهمن 89)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    دوست عزیز هنوز حرفاتو کامل نخوندم اما یه چیز رو میخوام بهت بگم تا یادم نرفته

    ببین از اول ما گفتیم برو مشاوره بعد کاری دیگه بکن یا حرفی بزن اما تو اصلا و بادا گوشت بدهکار نبود و نیست!

    اما رفتی پیش آقای نباتی!!!

    یعنی مشاوره از آقای نباتی واجبتر بود ؟؟؟؟؟؟؟؟

    خودت واسه خودت پنج شنبه رو قرار گذاشتی بدون مشورت با یه متخصص و اهل فن!!؟

    قرار گذاشتی که گذاشتی، بهش بگو فعلا نمیتونم!

    برو مشاروه بعد

    ببخش اما انقد از دستت عصبی شدم که

  7. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    فرانك جان من رفتم پيش آقاي نباتي براي اين كه دلم يه خورده آروم شه نه براي اينكه ورد و جادو كنه واسم . در مورد 5 شنبه هم كه قرار گذاشتم واسه اينكه گفتم بعد 5 سال ديگه اگه نشناسمش به درد لاي جرز ديوار مي خورم . وقتي مي دونم بر نمي گرده چرا خودمو انقدر عذاب بدم و منتظر بمونم . دوستان تو همين سايت بهم گفتن تو كه حالا نمي خواي فردا عروسي كني كه فكر مي كني بلاتكليفي زندگيتو بكن فكر كن اون وجود نداره . ولي من واقعا آدم صبوري نيستم يعني اگه حداقل يك درصد اميد داشتم به درست شدنش شايد مي تونستم خودمو قانع كنم اما وقتي هيچ اميدي ندارم منتظره چي مي موندم منتظر اين كه خودش اقدام كنه و مهريمو تا قرون آخر بده .
    پيش مشاوره هم قرار گذاشتم كه برم اين هفته ولي مطمئنم ربطي به طلاقمون نداره اون كه نمي تونه شوهرمو مجبور كنه با من زندگي كنه فقط مي خواد كمكم كنه مشكلات خودمو حل كنم و به زندگيم ادامه بدم وگرنه تاثيري توي طلاقمون كه نداره . منتظره چي بمونم . شوهرم همين الانم دوباره زنگ زد گفت چي شد بابا ديگه خسته شدم الان يك ماهه دو روز يه بار زنگ مي زنه ميره رو اعصابم مي گه چيكار كردي . براي چي بهش بگم پشيمون شدم وقتي مي دونم فايده اي نداره و دوباره منتظرش بزارم . اين اتفاق يا مي افته يا نمي افته . يه بارم بهتون گفتم اون انقدر شكاك و بدبينه كه هر روز و هر ساعت كه مي گذره بيشتر مطمئن ميشه به طلاق نه اينكه دلش تنگ بشه .
    من انقدر الان اعصابم خورده كه نمي تونم بيشتر از اين خودمو اذيت كنم . تلفن سركارمونو داره و هر دو روز يه بار خبر مي گيره چي شد نمي خوام دعوا كنم باهاش كه بابا من اصلا طلاق نمي خوام خودت برو كاراشو بكن . مي دونم كه اين اتفاق چه دير چه زود مي افته پس چرا همش طولش بدم . دارم رواني مي شم از اين بلاتكليفي .
    مي خوام از امروز بچسبم به پايان نامم و اين هفته براي آزمون دكترا اسم بنويسم . ديگه بايد از اين وضعيت در بيام يعني چاره اي ندارم . انقدر گريه كردم چشام گود رفته و ضعيف شده . آخه تا كي منتظره معجزه بشينم . تا 5 شنبه هم مجبورم منتظر بمونم .

    الان كه زنگ زده بود تمام فكر و ذكرش اين بود كه نكنه بابام مي خواد اذيتمون كنه . بهم مي گه حالا چي شد بابات راضي شد هيچ چي نگفت . حالا مطمئني بياد از مشهد يه بامبول ديگه در نمي ياره . مطمئنش كردم كه نه نگران نباش . و همين گفت پس من منتظرم تا بهم خبر بدي . گفتم هنوز نرفتي خونه مادرتينا گفت چرا مي رم سر مي زنم ولي نمي مونم اينجا سر كار راحت ترم . بدبخت اونم بلاتكليف مونده . نمي دونم دلم به حال اون بسوزه يا خودم . نمي دونم .

  8. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    عزیز دلم منو ببخش قصد بدی نداشتم فقط از اینکه خیلی ناامیدی ناراحت میشم
    مشاوره رو گفتیم برو اول به خاطر خودت نه برای اینکه اون برگرده چون به قول خودت کسی نمی تونه مجبورش کنه باهات زندگی کنه.
    مشاور بهت میگه چه حالی داری و نباید با این حال انقد سریع تصمیم بگیری
    تو هم مثل شوهرت یکدنده شدی و یه ریز میگی خدا چرا ؟ میگی هرچی به سرم بیاد حقمه ...میگی اون همش خوبی بود و من همش بدی..
    باشه قبول ، همش تقصیر تو بوده و اون کاملا بیگناه. اما این الان چیزی رو عوض نمیکنه...

    با این حرفات من دیگه دارم مطمئن میشم که واقعا اون هیچ خطایی نداره وهمش تو مقصری!!

    ببین عزیزم ما ما همیشه میگیم : توکل بر خدا و هرچی خدا بخواد همون میشه. اما این به این معنی نیست که خودمون دست از تلاش برداریم و بشینیم بینیم چی مشه ؟ توکل مکمل تلاش و کوشش ماست !

    من اصلا با التماس کردن موافق نیستم و معنی تلاش هم این نیست منظورم امیده امید عزیزم اما تو کل زوایای زندگیتو ربط میدی به این قضیه.

    حواست هست که تو با این کارات در واقع از خدا کمک نمیخوای !!
    اما ما برات دعا میکنیم که اشناء الله هرچی خیر و مصلحت هردوتونه اتفاق بیوفته...

  9. کاربر روبرو از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده است .

    فرانک1389 (چهارشنبه 06 بهمن 89)

  10. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    آره مي دونم پيش مشاور كه حتما مي رم . دست از تلاش برداشتم براي اينكه واقعا مي دونم راهي برام نمونده و فقط دارم خودمو عذاب مي دم . يعني حتي اجازه نمي ده كه يه دريچه اي باز كنم تا از اون طريق بخوام تلاشي بكنم . مي گم بريم پيش مشاور مي گه نه . مي گم يه بار ديگه فرصت بده مي گه نه. مي خوام كسي رو بفرستم جلو باهاش حرف بزنه نه اجازه مي ده نه حرف كسي رو گوش مي كنه . مجبورم فقط توكل كنم به خدا ديگه كاري از دستم بر نمي ياد با طول دادن و طلاق نگرفتن مشكلم حل نمي شه .

    خودمم مي دونم آدم درست نيست كه ظرف يه ماه 5 سال زندگيشو بزاره كنار و تصميم عجولانه بگيره ولي آخه اين من نيستم كه اين تصميمو گرفتم اون خيلي يه دنده و لجبازه و عجله داره . حالا من اگه 1 سال ديگه هم صبر كنم مطمئنم كه هيچ نتيجه اي نداره . شما اشتباه فكر مي كنين فكر مي كنين من خيلي عجله دارم براي طلاق چون صبرم تموم شده ولي نه بخدا اگه يه ذره فقط يه ذره اميد داشتم 1 سال كه هيچي بيست سال صبر مي كردم . ولي هيچي نيست هيچ راهي نمونده كه نرفته باشم . كم محلي كردم گفتم خودمو بي خيال نشون بدم شايد مي خواد اذيتم كنه و برگرده ولي اونم جواب نداد . مهربوني كردم جواب نداد . التماس كردم جواب نداد . منطقي بهش گفتم بياد بريم پيش مشاور نيومد . ديگه چيكار كنم راهي مونده برام . شما بگيد .

  11. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 93 [ 18:17]
    تاریخ عضویت
    1389-10-29
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    3,401
    سطح
    36
    Points: 3,401, Level: 36
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    465

    تشکرشده 473 در 146 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    سبکتکین عزیز سرگذشت زندگی ات رو خوندم

    در این شرایط فکر کردن به گذشته کار بسیار اشتباهیه با یادآوری خاطرات گذشته و کارهایی که احتمالا می تونستی انجام بدی ولی ندادی فقط خودت رو عذاب می دی!

    من احساس می کنم اگه توی این شرایط برای یه مدتی اصلا همدیگه رو نبینید و با هم تماس تلفنی یا هیچ تماس دیگه ای "اس ام اس، نامه و ...." نداشته باشید، شاید بهتر باشه.
    به خودت فرصت بده که با شرایط کنونی کنار بیای، من مشاور نیستم ولی احساس می کنم تو الان توی موقعیت روحی نیستی که بخوای تصمیم بگیری و فقط به دلیل اینکه شوهرت خیلی عصبانیه و دایم میگه فقط طلاق، تو هم می خوای به حرفش عمل کنی تا آروم بشه.
    این راهیه که به ذهن کوچیک من می رسه، به نظرم باید یه مدتی از این شرایط دور بشی. اگه شوهرت شبها به خونه خودتون می ره، امروز برو خونه و یه سری از وسایلت رو جمع کن و یه نامه براش بنویس و توضیح بده که هنوز نتونستی با قضیه کنار بیای و ازش بخواه که یه فرصت بهت بده و درخواست کن که اصلا باهات هیچ تماسی نداشته باشه، نباید التماسش کنی، عزت نفست رو از دست نده، محکم باش، بهش بگو برای طلاق دیر نمی شه، و 10 روزی ازش مهلت بگیر.
    بعد برو با خودت کنار بیا، برو پیش مشاوره، تلفنت رو خاموش کن، از اداره مرخصی بگیر، یکم به خودت برس، اینجوری خودت رو داری از بین می بری، به خدا این راهش نیست...
    من یه سایت پیدا کردم ولی نمی دونم مفید باشه یانه، از جزئیاتش اطلاع ندارم ولی به امتحانش می ارزه:
    http://www.stopdivorce.blogfa.com/
    فقط امیدورام این کار باعث نشه که شوهرت عصبانی تر بشه و باهاش کنار بیاد، امیدوارم که با خودت کنار بیای و عزت نفست رو برگردونی.
    موفق باشی عزیزم

  12. 5 کاربر از پست مفید lonely sky تشکرکرده اند .

    lonely sky (چهارشنبه 06 بهمن 89)

  13. #9
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    LONELY SKY عزيز . من تو نوشته هام توضيح دادم كه شوهرم ديگه خونه نمي ياد رفته سر كارشون مي خوابه . اگه مي يومد خونه كه خوب بود سعيمو مي كردم كه دلشو يه جوري بدست بيارم . ولي الان يك ماهه كه نديدمش . خونه هم نمي ياد . وسايلشم تا اندازه اي كه لازم داشته فعلا با خودش برده و مي گه بعد از طلاق مي ياد بقيشم مي بره . نمي تونم باهاش تماسي نداشته باشم . اولا من اصلا باهاش تماس نمي گيرم اونه كه دو روز در ميون به سر كارم نه حتي به موباليم تماس مي گيره و مي گه عجله كن من حوصله ندارم ديگه .
    اگه نوشته هامو كامل بخونين متوجه مي شين كه توضيح دادم چقدر شكاكه و از طرف اون مطمئنم كه ديگه اميدي نيست به ادامه اين زندگي به جز معجزه . اصلا مي گه من يه ساعت ازت خبر نداشتم هزار جور فكر و خيال دربارت مي كردم و باعث شد به اينجا برسم كه ديگه تحمل نكنم و برم . حالا كه رفتم ديگه اصلا بهت فكر نمي كنم و مهم نيست برام كه كجايي و چيكار مي كني . مي گه خودتم مي دوني وقتي ديگه يه ماهه نمي دونم كجايي و چيكار مي كني خودتم ديگه بايد قيد منو بزني با اين شك و بددليم . پس ديگه الكي اميد نبند .
    ممنون از لينكي كه فرستاده بودي اينو يكي از دوستانم قبلا معرفي كرده بود و خوندم به هر حال خيلي خيلي ممنونم .
    چند بار بهش گفتم كه براي طلاق دير نمي شه يه كم زمان بده مي گه چرا الكي خودت و منو آزار مي دي . حتي وقتي بهش گفتم بابام گفته يه مدت صبر كنين حداقل بعدا پشيمون نشين كه انقدر با عجله رفتار كردين بهم گفت باشه بالاخره خودش خسته مي شه ولي مثلا چقدر مي خواد وايسته من بيشتر از يه ماه نمي تونم صبر كنم ها . بهت گفته باشم .

  14. #10
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array

    RE: خونه نمیاد و مي گه بايد از هم جدا شيم (لطفا راهنماييم كن

    سلام
    سبک تکین دلم می خواد از دست تو سرم رو بکوبونم به دیوار

    آخه وقتی شوهرت رو دوست داری چرا داری تن به طلاق میدی


    پست طاهره رو بخون

    زندگی من فنا شده بود تو زندگی ات بدتر از من نیست که آخه

    واسه چی داری دستی دستی زندگی ات رو خراب می کنی


    الان از دست تو خودم رو می کشم اون وقت گناه خون من هم میفته گردن تو

    می دونی اگه با این وضعیت طلاق بگیری بعدش چه حالی می شی؟
    همش خودت رو می خوری که زندگی به اون قشنگی رو از دست دادی
    مدام از خودت می پرسی واسه چی طلاقت داد؟
    همش حسرت زندگی های دیگران رو می خوری و افسوس از دست دادن زندگی که با عشق شروع کردی


    سبک تکین عزیز
    روی خودت کار کن و تا آماده طلاق نشدی اصلا هیچ اقدامی نکن

    به شوهرت هم بگو حاضر به گرفتن طلاق توافقی نیستی

    یه مدت از هم دور باشید و سعی کن توی این مدت نقاط ضعفت رو از بین ببری و مهارت های زندگی ات را تقویت کنی

    نذار و نخواه که الکی زندگی ات نابود بشه

    تو فکر می کنی اگه از روی محبت و علاقه داری علیرغم میلت تن به خواسته ی شوهرت بدی و ازش جدا بشی راه درستی رو رفته ای ولی مطمئن باش که راه های بهتر از این هم هست






  15. 7 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 06 بهمن 89)


 
صفحه 15 از 25 نخستنخست ... 56789101112131415161718192021222324 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به نظر شما بايد اين رابطه رو تموم كمك (لطفا راهنماييم كنيد)2
    توسط niaz64 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 28 مهر 91, 23:11
  2. چرا بايد از هم ترازان خود در زندگي پايين تر باشم‌؟!
    توسط m.h23 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 مرداد 91, 01:12
  3. در مورد مراحل طلاق و مشكلاتش راهنماييم كنيد
    توسط nahid-n در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 خرداد 91, 00:42
  4. لطفا راهنماييم كنيد
    توسط nabitanha در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 خرداد 91, 16:27
  5. ديگه راه حلي به نظرم نمي رسه،لطفاً راهنماييم کنيد
    توسط sogand_nou در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 اسفند 86, 10:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.