به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 12 از 31 نخستنخست ... 2345678910111213141516171819202122 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 304
  1. #111
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام بهار.زندگی!

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
    به به سلام..اقا حامد

    خوش اومدین رو صندلی جیز..امیدوارم حسابی بهتون خوش بگذره.

    اول یه خدا قوت بهتون میگم و تشکر میکنم ازتون چون من شخصا راهنماییاتونو خیلی دوست دارم چون علاوه بر اینکه مدیریت تالارو به عهده دارین به موقش راهنمایی های خوبی میدین و هم حسی خوبی با مراجع دارین..افرین

    من سوال زیاد دارم دیگه..گفتن صندلی داغ نگفتن کاناپه خونه دیگه.:)
    متشکرم! شما لطف دارید.
    من هم از فعالیت مثبت شما در تالار متشکرم.



    چرا حامد65؟چرا حامد؟

    دنبال یک اسم می گشتم که خیلی هم پرت و پلا نباشه.
    نمی دونم چرا حامد به ذهنم رسید. اتفاقاً اون موقع که این اسم رو انتخاب کردم، زیاد هم دوستش نداشتم. ولی الآن دیگه احساس خوبی نسبت بهش دارم. 1365 هم که تاریخ تولدمه.


    به نظرتون نقطه قوت و نقطه ضعف تالار چیه؟

    نقطه قوت خیلی داره. یکیش اینه:
    در اینجا همه اعضا داوطلبانه فعالیت می کنند. اگر کسی وقت می گذاره نیتش خیره. چیز مادی بهش نمیرسه. بلکه همه چیز معنوی هست. هم نیت خیر و هم اینکه خودسازی و بالابردن اطلاعات شخصی که در زندگی به کمک آدم میاد.

    نقطه ضعف هم زیاد داره. یکیش اینه:
    ضمن احترام به کارشناسان عزیز تالار که واقعاً از همه شون ممنون هستم، فکر می کنم نیاز هست حضور کارشناس در تالار خیلی خیلی پررنگتر باشه. باید تقریباً در هر تاپیک 1-2 پست از کارشناسان زده بشه، ولی متاسفانه فعلاً امکانش نیست. البته باید به این مسئله هم دقت شه که برای اکثر تاپیک هایی که اینجا زده میشه در گذشته یک یا چند تاپیک مشابه داشتیم که خود مدیر همدردی و همینطور کارشناسان پاسخ کارشناسی بهش داده اند.

    شده یه دوره ای از راهنمایی کردن خسته بشین؟یا مثلا بگید ای خدا چرا انقد اینجا تاپیک تکراری هست؟مثلا وقتی چندین نفر پشت سر هم یه موضوع مشابه بازمیکنن؟

    خب وقتی خسته میشم کمتر می نویسم. کلاً هم فکر نمی کنم تعداد پست های مشاوره ای من خیلی باشه. بیشتر وقتم رو روی کارهای مدیریتی و نظم دادن به تالار می گذارم. به هر حال "مشاوره" هم تخصص من نیست و اگر هم چیزی می نویسم اکثراً بازگو کردن یا نقل قول کردن صحبت های مدیرهمدردی و کارشناسان هست. البته در مواردی هم سعی می کنم تجربه خودم رو بگم.
    وقتی می بینم موضوع تکراریه، سعی می کنم لینک معرفی کنم. ولی اکثر مراجعین دوست دارند باهاشون صحبت بشه و کمتر حوصله خواندن تاپیک های قبلی رو دارند.


    تا حالا پیش اومده مشکلی پیش بیاد براتون که دلتون بخواد جایی بگید مثلا تو تالار اما ازترس اینکه وجهه ای که دارین خراب بشه،مثلا بهتون بگن اقا حامد شما چرا؟؟!!! منصرف بشین ازاینکار...

    نه راستش. چون اصلی ترین هدف من در همدردی آموختن و مشاوره گرفتن هست. قدیم زیاد تاپیک می زدم. الآن بیشتر یاد گرفتم از توی تاپیک های قدیمی و یا در جریان مسائل رو بگیرم. البته خودم هم که جدیداً یک تاپیک زدم.

    ولی چیزی که زیادتر پیش میاد اینه که بعضی مواقع دوست دارم در یک تاپیکی یک نظری بدهم، ولی چون می بینم ممکنه هماهنگ با تفکر تالار نباشه، اون پست رو ارسال نمی کنم. اشکال نداره اگه یک کاربر نظر شخصی اش رو بگه، ولی به عنوان یک مدیر این کار رو نمی تونم بکنم.
    خلاصه این لباس صورتی دست و پای ما رو بسته


    نظرتون راجب این دل و قلوه هایی که تحت عنوان رتبه و تشکر رد و بدل میشه چیه؟مثلا عزیزم این دو رتبه مال تو...یه ساعت دیگه ازطرف همون عزیزم..فدات شم این دو رتبه هم برای تو:)

    من به این دقت می کنم که رتبه ی کاربرها چطور زیاد میشه، ولی زیاد دقت نمی کنم که کی به کی رتبه میده. اگر ببینم یک کاربر تازه وارد و یا کاربری که پست هایش زیاد هم بار مشاوره ای ندارند خیلی زود رتبه اش رفته بالا، نگاه می کنم که چطوریه. ولی تا به حال موردی ندیدم که از نظر من مشکل داشته باشه.

    هر چند وقت یه بار مدیر همدردی میان و به اون اقایی که در حال اغفال خانومای تالار با پیام خصوصی هست اخطار میده..ما که نفهمیدیم کیه؟چی گفته؟نکنه ما هم طعمه بودیم:)...حالا جناب مدیر میشینه دونه دونه پیامای خصوصی رو میخونه یا خانوما خودشون گزارش میدن بهشون؟

    خانم ها خودشون گزارش می دن.

    تلخ ترین و ازاردهنده ترین تاپیک براتون کدوم بوده؟اونی که بیشتر از همه ناراحتتون کرده.
    تاپیک دختری بود که برادرش برایش مزاحمت ایجاد می کرد و آخر هم متوجه نشدیم که شرایطشون چی شد.
    و همینطور یک آقایی که در غربت زندگی می کرد و مبتلا به بیماری ناعلاج بود و پول هم نداشتند که دارو بخرند.

    شده از دست کسی تو تالار دلخور بشین؟

    بله. یکبار یکی تو یکی از تاپیک ها راجع به من حرف ناحق زده بود و من خیلی ناراحت شدم.

    نظرتون درباره ترکیب بهار.زندگی چیه؟

    نظرم اینه که قبلاً یک بهار.66 داشتیم یک بهار.شادي. حالا من وقتی تشکر های زیر یک پست رو می بینم، بهار.زندگی رو با بهار.شادي قاطی می کنم


    ادامه دارد...

  2. 13 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)

  3. #112
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    من سعی می کنم متواضع باشم. ولی یک جاهایی هم مغرور هستم. البته سعی می کنم غرورم رو نشون کسی ندهم. نمی دونم تا چقدر موفق هستم.
    بازم سوال

    0.اتفاقا تو این زمینه زیاد موفق نبودید :)
    چون تو دنیای مجازی با اینکه خیلی مهربون هستید غرورتون هم پرواضحه.:)

    1. آقا حامد ورزش می کنید؟اگر آره چه ورزشی؟

    2.شما حاضرید با کسی ازدواج کنید که مثلا نامزد داشته و به هم خورده؟اون وقت اگر حاضر باشید انتظار دارید اون خانم همه جریان قبلی رو با صداقت بهتون بگه؟و اگر نگه!مدیون شماست؟

    3.می گم تا حالا شده کسی رو بزنید تو دعوا؟چه بچگی چه بزرگی؟


  4. 10 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (دوشنبه 23 مرداد 91)

  5. #113
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    ادامه سوالهای بهار.زندگی:

    تاریخ تولد:D:Pشوخی کردم..سکرته.

    1365 :)

    دیدم زیاد به رعایت تعادل بین احساس و منطق تو شناخت قبل ازدواج دقت کردین..به نظرتون سخت نیست اینکار؟گاهی طرف به دل میشینه و حالا باید زحمت بکشیم که این احساس رو منطقمون چتر نکنه..یا برعکس.

    خیلی سخته. من که یکبار کلاً احساسی جلو رفتم. این دفعه کلاً منطقی جلو رفتم، ولی بعد دیدم احساس به وجود نمیاد :)
    دفعه بعد ببینیم چه می کنیم.
    به خصوص اوایل شناخت و وقتی هنوز معیارهای اصلی چک نشدند، نباید احساسی شد.
    ولی وقتی دیدم طرف معیارهای اصلی من رو داره، اون موقع احساسات رو هم می سنجم. البته به نظرم باید آدم ببینه این احساسات از کجا میان. یعنی ببینه واقعاً می تونه طرف رو یک عمر دوست داشته باشه؟ یا تنها یک احساس زودگذر داره.


    معیاراتون برای ازدواج چیه؟

    این هم یکی از مسائلی که شاید به خاطرش تاپیک بزنم.
    در خواستگاری اخیرم با این معیارها جلو رفتم:
    - با ایمان بودن و هماهنگی با من از لحاظ اعتقادات مذهبی
    - صداقت و پاکدلی و مورد اعتماد بودن
    - اینکه ظاهرش رو بپسندم و به نظرم زیبا باشه
    - مهربانی و خوش اخلاق بودن. اینکه از همصحبتی و در کنار او بودن لذت ببرم
    - سطح فرهنگی و تحصیلی خودش و خانواده اش با من و خانواده ام هماهنگ باشه
    - اینکه آمادگی برای ازدواج داشته باشه و خام و بی برنامه و بی هدف نباشه
    - نکته بسیار مهم: اینکه احساس کنم می توانم او رو یک عمر دوست بدارم
    - ...


    یه نگاهی به صندلی داغ قبلی کردم اتفاقا اولین نفر شما بودین..

    البته من اولین نفر در سری ششم بودم!!!

    گفته بودین تنهایی رو ترجیح میدین..هنوزم همینطوره؟اگه اره چرا؟

    اینجا با آواز محلی و لهجه باباطاهر باید خوند: آآآآآآآآآییییییی غریبی سخت مرا دلگیر داره......!
    تنهایی رو ترجیح نمیدهم. ولی هم خصوصیات شخصیتی من و هم زندگی در اینجا من رو به این طرف هدایت کردند. ولی روی خودم زیاد کار کردم و اجتماعی تر شدم!


    هنوزم تعصبی و غیرتی هستین؟

    الآن خیلی با اون موقع که اون تاپیک رو زدم فرق کردم. و فکر می کنم من الآن تعصبی نیستم. دیگه هم کاری به کار خواهرم ندارم. (یاد یکی از دوستام افتادم. یکبار می گفت: من احساس می کنم خیلی روشنفکر تر از قبل شدم. مثلاً الآن اگه واسه خواهرم خواستگار بیاد، دیگه به اون صورت ناراحت نمیشم و برام مهم نیست!!!! )
    اتفاقاً همین اخیراً در یکی از تاپیکها برای یک آقا پسری که در خارج بود گفتم که حتماً معنیش این نیست که ایراد از من و شما باشد! مشکل این هست که خیلی از دخترها وقتی مهاجرت می کنند، می خوان یک سری آزادی ها رو تجربه کنند. اصلاً خیلی هاشون به همین خاطر مهاجرت کردند! حالا اگه من و شما بخواهیم با چنین فردی رابطه برقرار کنیم، معلومه به هم نمی خوریم. اون به ما میگه تعصبی، ما هم به او میگیم بی بند و بار! برای همین کبوتر با کبوتر، باز با باز! :)

    اتفاقاً چند وقت پیش داشتم تاپیک آیا من تعصبی و بدبین هستم رو مرور می کردم که دیدم خانم آنی به من گفته بودند که از صمیمی شدن می ترسی.... واقعاً راست گفته بودند. هنوز این مشکل رو دارم.


    خواهرتون ازشما بزرگتره یا کوچیکتره؟رابطتون چطوره با هم؟

    کوچکتره... رابطه مون خیلی با هم خوبه.... بهترین دوستهای هم هستیم. کمتر پیش اومده ببینم خواهر برادری اینقدر با هم خوب باشند. این رو اطرافیان هم میگن. شاید یک علتش همین مهاجرت باشه.


    شما که ازبچگی خارج ازایران زندگی کردی چطوره که انقد به معارف دینی علاقمندی؟

    فکر کنم این سوال تکراریه :)
    الآن فکر می کنم یکی از علت های اصلیش مادرم بوده که من رو به دین علاقه مند کرد.
    از بچگی که در ایران بودم هم علاقه داشتم.
    ولی دلیل اصلیش خواست خدا بوده.
    و احساس امنیتی که در پناه دین می کنم...


    گفته بودی قدیم رو بیشتر ترجیح میدی..هنوزم همینطوره؟

    همین چند روز پیش داشتم فکر می کردم که من 50-60 سال دیر به دنیا اومدم
    نه خب، من تکنولوژی رو خیلی دوست دارم!از رشته ام معلومه.
    اینها بر می گرده به یک مسائلی که احتمالاً در آینده ای نزدیک در قالب یک تاپیکی تحت عنوان "احساس می کنم در جوانی پیر شده ام" یا یک چیزی تو این مایه ها به همدردی عرضه خواهم کرد!

    یه نفر چیکار کنه شما خیلی عصبانی و خیلی خوشحال میشی؟

    اگه بهم توهین بشه و در حقم ناحقی کنند یا تهمت ناروا بزنند، خیلی عصبانی میشم. البته من اهل دعوا به خصوص با غریبه ها نیستم. با مادرم و خواهرم شاید بعضی مواقع کل کل کنم که البته زود حلش می کنیم.
    دلایل زیادی برای خوشحال شدن دارم. اگه بفهمم یک کسی به فکر من بوده و به خاطر من یک کاری رو انجام داده، خیلی خوشحال میشم.

    یه خصوصیت مثبت و منفی خودتو بگو.

    خصوصیت مثبت: پشتکار. اگر به یک چیزی علاقه داشته باشم یا هدفی داشته باشم، اینقدر تلاش می کنم تا بهش برسم.
    خصوصیت منفی: به خواهرم گفتم یک خصوصیت بد من رو بگو. گفت: هر چیزی بهت بگیم، فوری اول مخالفت می کنی! بعد فکر می کنی که حرف ما درست بوده یا نه



    تا حالا دوست داشتی خدا رو عینی منظورم چیزی شبیه جسمانیه ببینی و کل سوالای زندگی تو ازش بپرسی؟بگی خدا چرا...چرا..
    الان چه راه حلی واسه این موضوع پیدا کردی؟


    الآن یادم نیست که چنین آرزویی داشته باشم.
    فکر می کنم جواب سوالهام رو باید خودم به مرور زمان پیدا کنم.
    این "چرا" ها اکثراً سوالهای خیلی سخت و پیچیده ای هستند که به همین راحتی ها جوابشون پیدا نمیشه.


    ادامه دارد...

    (من برم بخوابم که خواب نمونم. فردا در طول روز نمی تونم به صندلی داغ پاسخ بدم. وقتی که خونه اومدم در خدمت شما هستم!)

  6. 15 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)

  7. #114
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام دوباره،

    قسمت آخر سوال های بهار زندگی:

    اگه شما از دختری خوشتون بیاد.و بعد ازگذروندن دوره شناخت با تموم صفات مثبت و منفیش کاملا خواهان ازدواج باهاش باشید و دوسشم داشته باشید اما اون دختر بهتون بگه که باید با هم حرف بزنید و حرفش اینه که بکارتشو طی یه رابطه ازدست داده..و بهتون اختیار بده اونو همینطوری بپذیرین یا تموم کنید و برید..شما چیکار میکنین؟

    اگر تحت تاثیر احساسات باشم، احتمالاً می پذیرم. ولی امیدوارم ازدواجم اینطور احساسی نشود.
    ولی اگر منطقی باشم:
    ازش می پرسم که طی چه رابطه ای از دست داده. اگر رابطه نامشروع بوده باشه، به احتمال بسیار قوی نمی پذیرم. اگر در نامزدی یا عقد بوده باشه، باید راجع بهش فکر کنم. البته سوال اینجاست که چرا دختر باید نامزدی و عقدش رو همون اول به من نگفته باشه؟ آخه چرا من رو توی این شرایط قرار میده؟
    الآن دیدم نازنین 1 هم در این باره سوال پرسیده. سعی می کنم اونجا بیشتر به این سوال فکر کنم.


    ایا مردا واقعا غار تنهایی دارن؟اگه دارن ایا فقط مختص مرداست؟یعنی این راسته که یه مرد وقتی با موضوعی مواجه بشه میره تو غار تنهاییش تا وقتی حلش کنه..
    فقط مختص مرداس؟اگه اره پس چرا منم اینطوریم؟:(


    آره. من که غار تنهایی دارم. وقتی ناراحت یا عصبانی میشم، یا یک خبری می شنوم که باید راجع بهش فکر کنم، دوست دارم تنها گذاشته بشم.
    نمی دونم مختص مردها هست یا نه. ولی برای مثال همین چند وقت پیش اینطور شد که یک خبر بدی شنیدیم. من دوست داشتم چند ساعت هیچ حرفی نزنم و این خبر رو هضم کنم. ولی مادرم و خواهرم تمام وقت می خواستند صحبت کنند...
    به هر حال آدمها با هم فرق می کنند. فکر می کنم دخترها هم غار تنهایی دارند، ولی احتمالاً نه همه شون. خیلی هاشون بیشتر ترجیح میدن صحبت کنند تا آروم بشن.


    به نظر شما یه زن واقعی چه جور زنیه؟تصورت اززن واقعی یا زن دلخواه چیه؟

    چند وقت پیش ها یک فایل صوتی شنیدم از یک مصاحبه رادیویی در دهه 70 که یک آقایی می گفت:
    زن خوب زنیه که میوه درشت بخره، پول رو حیف و میل نکنه، صبح شوهرش رو با مهربانی و ناز بیدار کنه و داد و بیداد نکنه و پارچ آب رو خالی نکنه روش!

    اگر منظورتون این هست که در زندگی مشترک یک زن واقعی یا دلخواه چطوری هست:
    فکر می کنم برای یک زندگی موفق مرد و زن هر دو باید یک سری خصوصیات رو داشته باشند.
    ولی از زن شاید بیشتر انتظار مهربانی و لطافت برود. همینطور اینکه فکر می کنم توی محکم نگه داشتن پایه های زندگی، تربیت فرزندان، کنترل مسیر حرکت و رشد خانواده و خیلی از مسائل دیگه زن تاثیرش بیشتر از مرد هست. برای همین زنی که این توانایی ها رو داشته باشه، زن خوبه :)



    ازاون عشقای دوره نوجوونی داشتی
    ؟که براثر افزایش یه باره هورمونهای بدن دل ادم با دیدن یه جنس مخالف تاپ و توپ کنه وخیال کنیم عاشقیم.


    زیاد! از وقتی که یادم میاد من "عاشق" بودم!
    این اواخر همدردی زد ناکارمون کرد. وگرنه این روند رو ادامه می دادم!


    گفته بودین به شعرای حافظ علاقه دارین..من همش برام سواله که مردم که انقد حافظو دوست دارن معنی شعراشو واقعا میفهمن..اخه من عمرابدونم چی میگه..حتما باید یه ترجمه یا معنی ازش بخونم تا بدونم چی به چیه؟شما چطور؟علاقتون به اشعار حافظاز چه نوعه؟

    من توی آوازهای سنتی به شعر کهن آشنا شدم و به خصوص از شعر حافظ خیلی خوشم اومد. اوایل هیچ چیز نمی فهمیدم. ولی به خصوص وقتی تو آواز شعر رو می شنوم، چون خواننده شعر رو صحیح ادا می کنه، خیلی فهمش راحت تر می شه. یک سری کلمات ناآشنا هم برام بود که لغتنامه دهخدا کمکم کرد.
    و واقعاً شعر حافظ و نوع نگرشش به زندگی و انسان رو خیلی دوست دارم.


    یه شعری که مدام تو ذهنتون میچرخه و دوسش دارین؟البته به جزیاکریمه...:)

    اون یاکریم که شعری بسیار غنی هست!! :)
    شعری که اخیراً زیاد زمزمه اش می کنم این هست که فکر کنم از شمس تبریزیه:
    هر زمان نو می شود دنیا و ما
    بی خبر از نو شدن اندر بقا
    پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
    مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست
    آزمودم، مرگ من در زندگی ست
    چون رهی زین زندگی، پایندگی ست


    در اخر ازتون میخوام منو یه نقد منصفانه کنید.

    شخصیت شما رو نمی تونم نقد کنم، چون نمی شناسم. ولی "بهار.زندگی" در همدردی:
    دختر عاقلی هستی و راهنمایی های خوب و مفیدی می کنی. همینطور پرانرژی هستی.
    چیزی که خودت هم در تالار بهش اشاره کردی، این هست که ظاهراً بعضی مواقع زود عصبانی میشی.


    از سوال های پربار و پرتعداد شما متشکرم :)
    امیدوارم تونسته باشم پاسخ بدم.

  8. 14 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)

  9. #115
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم


    **من تا به حال فکر می کردم اسمت حامد هست ، گویا اشتباه می کردم ، به نظرت چه درسی از این اشتباه می توانم بگیرم؟

    **چه راهکاری برای عملی کردن تئوری هایی که در خصوص روش های درست رفتاری می خونیم ، پیدا کرده ای؟


    **طبق آنچه که اموخته ایم می بایست "چشم هامون رو قبل از ازدواج باز کنیم و بعد از ازدواج ببندیم "، به نظرت ایا جمله بالا این معنی رو می دهد که طرف مقابل را با چشمانی باز ببنیم و یا اینکه خودمون رو با چشم باز ببنیم ؟ بعد از ازدواج چه طور ، چشمانمون رو روی خودمون ببندیم و یا روی طرف مقابل؟



    **اگر کسی مسئولیتی رو ، بسنجه و بعد قبولش کنه ، اون وقت نسبت به اون مسئولیت چه وظیفه ای داره؟



    **آیا به نظرت هر از گاهی عنوان کردن رنج ها و تحمل فشارها به خاطر مسئولیتی که شخص پذیرفته است ، کار معقولی هست؟


    **استغنا یعنی چی؟ تا حالا احساسش کردی؟ اگر آره ، چه طوری میشه بهش رسید؟


    **از ارزش ها و منفعت های معنوی تالار صحبت کرده بودی ، به نظرت این تالار منفعت مادی هم برای شخص مدیر ، مدیران ، کارشناسان و اعضا دارد؟


    **یه نگاه اجمالی روی سئوالاتی که ازت پرسیده شده بود انداختم ، به نظرت چرا حول محور خاصی دور می خوره؟


    ** به نظرت آیا لازم بود من اول پستم احوال پرسی می کردم؟ اصلا ، رفتن مستقیما سر اصل مطلب ، خوب هست یا بد؟ و چرا؟

  10. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 14 مرداد 91)

  11. #116
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام آقا حامد.خوبید؟ نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق
    آقای ابراهیمی اجازه صادر کردن من بیام سوال بپرسم

    به نظرم شما اخمویی اید.البته سعی میکنید خوشرو باشیدا ولی شاید به خاطر همون غروری که نازنین میگه من اینجوری فکر میکنم
    ولی با این حال معلومه که مهربونید

    حالا سوالای من:
    1) عضوی از تالار هست که ازش بدتون بیاد و دوست داشته باشید دیگه تو تالار پیداش نشه؟ ( حالا خوبه بگه آره همین خوده تو )

    2) چرا برنمیگردین ایران زندگی کنید؟؟
    اصلا دوست دارین برگردین ایران واسه ی زندگی؟

    3) یه راهنمایی کنید که ما بفهمیم شما الان تو کدوم کشور هستید تا اندکی از فوضولی اینجانب کاسته بشه :P

    4) فکر میکنید ما کی میتونیم خاطرات عاشقانه شما و همسرتون رو تو تاپیک تسوکه بخونیم؟ اصلا امیدی هست؟

    5) شده که اونجا یکی از دوستانتون از طریق شما با اسلام آشنا بشه و مسلمون شده باشه؟
    وای.خدا.من انقد دوست دارم اینجوری بشه.یعنی خدا یه نفر رو به وسیله من مسلمون کنه

    6) بچه هارو دوست دارین؟دوست دارید بابا بشید؟

    7) نظرتون راجع به آواتور من چیه؟

    8) تو یه تاپیک آقای مدیر یه شعری گذاشته بودن که :
    حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟ با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟
    شما حاضرید؟

    9) تو ماه رمضان شده که به خاطر روزه خیلی گرسنه باشید و شکمتون حسابی قارو قور راه بندازه جلوی همکاراتون؟ بعد عکس العملتون چی بوده؟چه حسی داشتین؟

    10)آخرین بار که این حس رو داشتین کی بوده؟به خاطر چی بوده؟

  12. 9 کاربر از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده اند .

    راحیل خانوم (دوشنبه 23 مرداد 91)

  13. #117
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین 1
    سلام آقا حامد خوش اومدید
    سلام خانم نازنین،
    ممنونم.

    0. حامد می گم اون دختر که منصرف شد!گفتید زیاد اون جورم باب میل شما نبود ...ببخشید واقعا سوالم خیلی خیلی شخصیه خیلی!می دونم سوال خوبیم نیست .دوست نداشتید جواب ندید.می خواستم بدونم چه ویژگی های ظاهری مد نظر شما بود که اون نداشت.

    عجب سوالیه این سوال شماره صفر!

    پس اول لازمه که پاسخ به یکی از سوالهای بهار.زندگی رو در اینجا اصلاح کنم!!!
    پرسیده بود که تاحالا شده در تاپیکتون چیزی رو نگید تا وجهه تون خراب نشه. اون موقع که به سوالش پاسخ دادم، یاد این مسئله نبودم.
    تو تاپیکم روم نشد بگم. تو صندلی داغ مجبورم کردید که بگم.
    یکم رمزی و با زبان حافظ میگم:
    مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد ... قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد


    ایشون ترکیب چهره اش و رنگ چشم و ابروها و حالت صورتش با سليقه من متفاوت بود. یادم نیست کجا خوندم که یک رنگ خاص باعث خوشبختی نمی شود و آدم نباید روی چنین مسائلی دقت کنه. من هم با نصیحت های مادر و خواهر پا پیش گذاشتم. ولی هر چی پیش رفت احساس کردم نمی تونم با ظاهر ایشون اون طور که مد نظرم هست ارتباط برقرار کنم و یک جورهایی برام غریبه بود...


    1. رفتار همکارتون با شما خوبه با اینکه دین شما فرق داره و ایرانی هستید؟در مورد اینکه می دونند روزه هستید اصلا مراعات نمی کنند؟

    حقیقتش رفتارشون با من خیلی خوبه و خیلی احترام می گذارند. مثلاً می دونند که من فقط گوشت ذبح اسلامی شده می خورم و همیشه وقتی قرار هست با هم بریم غذا بخوریم دقت می کنند که جایی بریم که غذایی هم باشه که منم بتونم بخورم و اینجور مسائل. در مورد روزه ولی بنده خداها تقصیری ندارند. به خاطر اینکه آدم تا وقتی خودش روزه نگرفته باشه و این حس رو تجربه نکرده باشه، نمی دونه که اگه جلوی کسی که روزه هست چیزی بخوری، دلش رو خون می کنی!
    حتی روز اول ماه رمضون که من بهشون گفتم من از امروز روزه هستم، به من پیشنهاد دادند که با هم بریم نهار و من حداقل سر میز بشینم تا هم صحبت باشیم. من گفتم که نه! :)
    فکر می کنم تو صندلی داغ قبلی هم گفتم. همکارها و دوستان خارجی من به اعتقاداتم احترام می گذارند. حالا خدا نکنه بعضی از ایرانی های اینجا بفهمند ما نماز می خونیم یا روزه ایم یا مشروب نمی خوریم. پدر آدم رو در میارن!


    هیچ وقت شده جایی تو موقعیتی مسلمون بودن یا ایرانی بودنتون رو مخفی کنید؟

    من اگر کسی ازم بپرسه اهل چه دینی هستی، حقیقت رو بهش می گم و هیچ وقت در این مورد دروغ نمی گم. ولی نیازی هم نمی بینم که همه جا داد بزنم که من مسلمونم. مثلاً من بعد از ظهرها یک اتاقی پیدا کردم که می تونم اونجا نماز بخونم. ولی به هیچ کس نگفتم که من اونجا میرم نماز می خونم. به نظرم دلیلی نداره. چون خیلی ها با این جور مسائل برخورد خوبی هم ندارند.
    دقیقاً حرفی که به "ahmadi 00" زدم در مورد من در اینجا صدق می کنه. من اعتقادات خودم رو دارم و خدا رو شکر امکانش رو هم دارم که وظایفی مذهبی ام رو انجام بدهم. ولی دلیلی نداره بشینم با مردم اینجا توضیح بدهم که من دینم با شما فرق می کنه و ...


    2.حاضر هستید با ی خانم انگلیسی خوب و با ایمان ازدواج کنید؟

    فکر می کنم هر کاری کنیم اختلافات فرهنگی زیاد و مشکلساز هستند.
    من که چوب 2 سر طلا هستم! نه می تونم با یک خانم ایرانی که تو ایران بزرگ شده ازدواج کنم، و نه می تونم با مردم این کشور ازدواج کنم. مگه اینکه یک چوب 2 سر طلا دیگه مثل خودم پیدا کنم :)


    3.دوست دارید برگردید ایران بمونید؟

    2 سال پیش خیلی جدی راجع به این مسئله فکر کردم. ولی منتفی شد.
    یک مشکل این هست که این تصمیم فقط دست من نیست. چون خواهرم که به هیچ وجه نمی خواد ایران بره. مادرم هم مجبوره که اینجا بمونه. چون اینجا شاغله و می تونه زندگیش رو بگردونه. ولی تو ایران درآمدی نداره. و من هم که دیگه اینجا مشغول شدم.
    مهاجرت (حتی به ایران) خیلی خیلی سخته و نمی دونم کی دوباره انرژی چنین کاری رو داشته باشم.
    من زندگی توی این کشور رو بلدم و با وجود اینکه در ایران مشکل زبان ندارم، باز هم بعید می دونم بتونم اونجا به این راحتی ها زندگی کنم و پول در بیارم.


    از سوالهای شما ممنونم!

  14. 10 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)

  15. #118
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام و احترام خسته نباشید نماز رو زه طاعات قبول باشه سو ا ل از شما
    1ـ چه رشته ورزشی دوست دارید
    2ـ کدام کشو ر زندگی می کنید
    3ـ مهمترین چیزی که از همدردی یاد گرفتی
    4ـ در زندگی مجردی باید چه چیز بیاموزیم
    5ـ نقاط ضعف خانم ها چیه
    6ـ در ازدواج خانم باید چه خصوصیاتی داشته باشد
    7ـ یه خاطره از تالارهمدردی بگوید
    8ـ بهترین هدیه ای که تا حالا گرفتی
    9ـ ایا تالار توانسته تغییر مثبتی در شما ایجاد کنه چه تغییری
    10ـ میزان علم و منطق معنویات چه قدر است
    11ـ یک جمله زییا درباره ماه رمضان و شب قدر بگوید
    12ـ منطفی ترین فرد توی تالار معرفی کنید
    13ـ دوست داری نفر بعد صندلی داغ چه باشد
    14ـ دوست داری کنسرت گروه اریان بنیامین بروید
    15ـ نظر درباره اهنگ بنیامین درباره برنامه ماه عسل شبکه 3 ماه رمضان اهنگ خوبی بود یا نه
    16ـ اهنگ مادر و اهنگ مولا علی گروه اریان گوش می کنید چه حسی دارید
    17ـ نظرتان درباره صندلی داغ چه است
    18ـ بهترین کتابی که مطا لعه کردید نام ببرید
    19ـ یک جک یا لطیفه طنز بگو شادمون کنید
    20ـ یک جمله اموزنده به اعضا تالار هدیه بدهید
    21ـ نظر درباره محمد ابراهیمی چه است
    22ـ جدید ترین فیلمی که دیدی نام ببرید
    23ـیک بیت شعر قشنگ بگو
    24ـ مدیرهمدردی چه شکلی هستن
    25ـ نظر درباره خانم نازنین 1 بگوید


    امیدوارم همیشه موفق باشید

  16. 9 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (شنبه 14 مرداد 91)

  17. #119
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام بر مهاجر بینشان ِ تالار!

    از لطفی که نسبت به من داشتید خیلی ممنونم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهاجر بي نشان
    آخيش ، بدور از چشمان سائر مديران ، بلاخره شما رو تنها گير آورديم ... آماده براي انتقام گيري
    انتقام چی رو آخه؟!



    1 . اگر بهتون بگن عنوان اين تايپيك نامفهومه ، لطفا يك عنوان بهتر انتخاب كنيد ، چي انتخاب ميكنيد ؟؟؟
    اگه بخوان عنوان تالار همدردي رو عوض كنن ، پيشنهاد شما چيه ؟


    عنوان صندلی داغ؟
    می گذارم: مصاحبه با اعضا جهت خودشناسی و سرگرمی :)

    در رابطه با همدردی هر چند که به نظرم همدردی کلمه قشنگیه، ولی بعضی مواقع هم فکر می کنم که "درد" خودش یک بار منفی داره. البته واقعیت اینه که هر کاری کنیم درد هست و تالار همدردی قصد این رو داره که اعضا به هم یاد بدهند که چطور با دردهاشون کنار بیایند و کمترشون کنند، درسته؟ شاید مشاوره ازدواج و خانواده عنوان کاملتری باشه، ولی برای اسم مناسب نیست و خیلی طولانیه.


    2 : اگه بشه و قرار بشه ايران رو منتقل كنن به يه نقطه ديگه از كره زمين ، شما كجا رو پيشنهاد ميدين ؟؟؟

    آخه خاصیت ایران به در اون منطقه بودنش هست. اگه قرار باشه منتقلش کنند که دیگه ایران نمیشه، میشه یک کشور دیگه :)


    3 . اگر بعد از 200 سال زندگي ( انشاالله باربركت ) ، اگه موقع از دنيا رفتن ، نوع اون رو به دست خودتون بدن ، زبونم لال ، چگونه مرگي رو انتخاب ميكنيد ؟؟؟

    مرگ توی خواب!


    4 . اين به چي مي خنده و اين يكي چرا گريه ميكنه ؟

    اولی یک شکلکی هست که اعضای همدردی مجبورند تمام شادی هاشون رو توی همین یک شکلک خلاصه کنند و تنها راه بیان خوشحالی و خنده و شادی برای اعضاست :)
    دومی هم تنها راه گریه هست. در اصل اعضا هستند که انتخاب می کنند شکلک به چی بخنده و به چی گریه کنه.


    5 . از قديم گفتن هم خدا رو مي خواد و هم خرما رو ، حالا اگه فقط يكيشون رو بخواي انتخاب كني كدومشون ؟ چرا ؟

    نمی دونم این حرفم صحیح هست یا نه! ولی گاهی فکر می کنم که حتی اگر آدم آخرت رو هم کنار بگذاره و تمرکزش فقط روی نعمت های دنیوی باشه، باز هم این خداست که اون نعمت ها رو میده و باید با خدا بود. یاد اون آیه از قرآن افتادم که اگر اشتباه نکنم راجع به بعد از مناسک حج بود و مضمونش این بود که بعضی ها از ما نعمت های دنیوی می خواهند و دعاشون رو برآورده می کنیم و بعضی ها هم نعمت های اخروی می خواهند و دعای اونها رو هم برآورده می کنیم.

    6 . نظرت در مورد اين علامت ( ؟ ) چيه ؟؟؟

    نظر خود شما چیه؟
    علامت خوبیه... نشون میده که جمله سوالیه.


    7 . چرا وقتي از كسي ميگيم يه خونه نقاشي كن ، درحالي كه ممكنه هرگز خونه با سقف شيرواني نديده باشه ، اما سقفش رو اونجوري ميكشه ؟؟؟

    شاید چون همه از بچگی تو نقاشی ها و کارتون ها خونه رو اینطوری دیدند و از بچگی یاد گرفتند که اینطوری بکشند. فکر می کنند خونه نقاشی شده باید اینطوری باشه!
    در اصل اینکه آدم بخواهد دنیای واقعی رو روی کاغذ نقاشی کنه سخته و نیاز به خلاقیت داره.
    ولی اینکه از روی نقاشی هایی که قبلاً دیده کپی بزنه، راحت تره.


    8 . ملاكت براي رتبه دادن به اعضا چيه ؟؟؟ انصافا در رتبه دادن چند درصد اسم عضو در رأيت تاثير داره ؟؟؟

    اگر ببینم یک پستی خوب و کامل هست و تاپیک رو به سمت درستی هدایت میکنه، بهش رتبه می دهم. همینطور اگه ببینم یک کاربر جدید یک پست خوب میده، بهش رتبه میدم تا متوجه بشه همدردی با این نوع پست ها موافق هست و برایش تشویق باشه.
    همینطور اگه متوجه شم کاربری خیلی زحمت میکشه و توی تاپیک های مختلف فعالیت می کنه رتبه می دهم.
    به خصوص از وقتی مدیر شدم سعیم بر این بوده که روی اسم و مشخصات طرف دقت نکنم.


    9 . نظرت در مورد اعضاء زير ...

    كنجكاو : خیلی دوست داشت در تالار تاپیک های سرگرمی ایجاد کنه. البته زیاد هم از این کارها کرده بود. الآن دیگه نیست. شاید انتظار داشت اعضا بیشتر همراهیش کنند، نمی دونم.
    بي دل : هم شوخه، هم گاهی تند صحبت می کنه. تو آلاچیق زیاد فعالیت می کنه، پست هایش رو می خونم و گاهی می خندم.
    محمد ابراهيمي : دلپاک و مهربون. همینطور زودرنج. ولی دوباره سریع آشتی می کنه.
    مهاجر بي نشان : حاج آقای تالار ما :) آقای مهاجر، حالا که اینجا گیرتون آوردیم، لطفاً فعالیتتون رو به خصوص در تاپیک های مشاوره ای بیشتر کنید! :)
    داملا : با محبت بود و جایش توی تالار خالیه.
    كيوان : مدیر لایقی هست و به کارش وارده. با هم همکاری خوبی داریم.
    پدر بزرگ : داستان زندگیش رو خوندم و خیلی خوشحالم که توانست به زندگیش سر و سامون بده و برایش آرزوی موفقیت می کنم.
    بالهاي صداقت : یکی از بهترین و موثرترین اعضای تالار که خیلی نسبت بهش ارادت دارم. هر وقت تاپیک زدم این امید رو داشتم که بالهای صداقت هم در تاپیکم پست بگذاره و ازش ممنونم که اکثراً این کار رو کرده.
    بي بي : اول این رو بگم که ایشون دوست ندارند بهشون بگیم "بی بی". تو صندلی داغ خودش بهم گفت :) آقای Baby، کارشناس خوب و تاثیر گذار تالار که به خصوص کارگاههای آموزشی که داره برای اعضا مفید بوده و خیلی ازشون استقبال شده. به نظرم چنین کارهایی خیلی خیلی بیشتر باید در همدردی انجام بشه.
    اون عزيزاني كه اسمشون از قلم افتاد : بپرسید تا بگم :)


    10 . اگه غول چراغ بياد پيشت و بهت بگه 4 تا آرزوهات رو برآورده ميكنم ، چه آرزوئي ميكني ؟

    یاد اون جوکی افتادم که غول چراغ پیش یکی میره و بهش می گه 2 تا آرزو داری. طرف میگه یک نوشابه بهم بده که خیلی خوشمزه باشه و هر چی بخورم تموم نشه. غول بهش نوشابه رو میده و بهش میگه آرزوی دومت رو بکن. طرف نوشابه رو می خوره و میگه: خیلی خوشمزه است. یکی دیگه هم بده!

    من چون حرف غول چراغ هست، فقط از آرزوهای دنیوی صحبت می کنم. وگرنه از خدا قبل از اینها چیزهای دیگه ای می خوام.
    - یک خونه زیبا در یک منطقه زیبا و سرسبز
    - یک ماشین خوب مثلاً بی ام و یا بنز
    - یک تار خوب که مضراب می زنی از صدایش مو به تن آدم سیخ بشه
    - خوشمزه ترین چلو کباب دنیا

    11 . نظرت در مورد اين تايپيك چيه ؟؟؟ در محضر اميرالمومنين (ع)

    شرمنده ام که هنوز فرصت نکردم پست ها رو با دقت بخونم.


    12. به نظرت ما شما رو خيلي دوستتون داريم ؟

    احساس می کنم اینجا اکثر اعضا همدیگر رو دوست دارند و بهم محبت می کنند. به هر حال دنیای مجازیه، و من خودم با برقراری رابطه صمیمی در دنیای مجازی مخالفم. چون به نظرم در نوجوانی زیادی وقتم رو پای چت تلف کردم. ولی این محبت هایی که در محیط عمومی تالار می بینیم به نظرم سازنده است و خود من هم از بقیه اعضا انرژی مثبت زیادی می گیرم و احساس خوبی در اینجا دارم.

    از سوالهای شما بسیار ممنونم!

  18. 11 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)

  19. #120
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    به به آقا حامد خوش امدید

    به نظرتون اگر تو تالار دیدیم کسی رتبه اش همین طوری رفته بالا باید چیکار کنیم؟

    چرا تا چند ماه پیش تو تالار اعلام شد که برای سنگین شدن بار تالار پستای سرگرمی یا شعر و ...نزنیم ولی هستن کسایی که رتبه هاشون فقط از این راهه؟

    چرا این فرد خاطی که ایجاد ناامنی میکنه اخراج نمیشه از تالار ؟ چرا انقد مدارا میکنید.

    یه بار یه تاپیک تکراری رو گزارش کردم برای حذف،مدیری که اون لحظه انلاین بود حذف نکرد.چند ساعت بعد که مدیر دیگری انلاین بود گزارش دادم و حذف شد.
    دلیل این اختلاف چیه؟

    تاپیک آیا من تعصبی و بدبین هستم کجاست؟من که نتونستم واردش بشم

    چند روز پیش تو تاپیکی که پسره میگفت خانواده دختر مورد نظرش میخوان از همسر سابقش تحقیق کنن،
    فرشته مهربان گفت که اون دختر از همین جا راهنمایی خواسته و ما گفتیم که باید برن تحقیق. فرشته از کجا دونست که همون دختره؟

    چرا کارشناسا و مدیر همدردی کم میان تالار؟ بعضی وقتا واقعا به وجودشون نیازه.

    چرا به تاپیک تاپیک های نیازمند مشاوره اهمیتی داده نمیشه؟

  20. 8 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (شنبه 14 مرداد 91)


 
صفحه 12 از 31 نخستنخست ... 2345678910111213141516171819202122 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.