تشکرشده 293 در 136 پست
hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 15 در 8 پست
نه عزیزم اصلا همچین چیزی نیست
الان به تنهایی نیاز داره چون هضم این مسئله قطعا براش سخته
فرض کن هم رفته پیش بابات درسته که روت نیست ازشون
ولی اینو بدون پدر مادر در هر شرایطی پشتیبان فرزندشون هستن
نگران نباش عزیزم
الان شوهرت باید با این مسئله کنار بیاد تا بتونه راه حلی پیدا کنه
del (دوشنبه 22 مهر 92),hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
بهش فرصت بده تاخودشو پیداکنه شماهمزمان احساسات مختلفی مث خشم ونفرت ضعف وگناه وسرزنش خود تجربه میکنید نیازمندمشاوره حضوری هستیدهم خودت هم شوهرت بخصوص بعدازروند قضایی.بهتره بجای نزدیکان بامشاور صحبت کنید.از سرزنش کردن خودت دست بکش.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
del (دوشنبه 22 مهر 92),hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 76 در 15 پست
زنگ زدم خونه مامانم اینا به بهنه احوالپرسی فهمیدم اونجا نرفته با ماشین رفت بیرون اگه از موضوعی عصبانی باشه پشت ماشین بشینه خیلی خطرناکه خدااااااااااااااااااااااا ا مراقبش باش خدااااااااااااااااااا منو مجازات کن من دیگه نمیتونم خونه باشم میخوام برم بیرون تو خونه دارم خفه میشم نمیتونم نفس بکشم از همتون ممنونم برای من دلشکسته دعا کنید![]()
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
برو مسجدی امامزاده ای یک مکان معنوی.اگه تو وشوهرت بتونید نزدیکان رومطلع نکنید دوراندیشی خیلی خوبی کردیدامیدوارم بتونیداین کارو انجام بدیدچون همش درآینده نگرانید آیا اطرافیان چطورنگاه میکنن آیاپذیرفتن یانه کارخودتون مشکل ترمیشه فقط پلیس ومشاور راه حل منطقی حل بحران هست.اگه امکان داره شوهرتو باسایت آشنا کن قانعش کن اینجا یه راهنمایی اولیه بشه
- - - Updated - - -
نگران نباش شوهرت الان فکرتوست تنهات نمیذاره
- - - Updated - - -
نگران نباش شوهرت الان فکرتوست تنهات نمیذاره
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
ehsan_hamdardi (پنجشنبه 18 مهر 92),hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92), unknown girl (پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 138 در 59 پست
همتا جان انقدر بی تابی نکن اگر تو هم همچین خبر شوکه کننده ای رو می شنیدی همین عکس العمل و داشتی... تنها خطات پنهان کاری که کردی همین...به ترسات غلبه کن ... همین ترس هات باعث شده به اینجا برسی. اروم باش من برات دعا می کنم نگران نباش م بدون اگه این ترسها رو گذاشته بودی کنار این اتفاق نمی افتاد و یا اگر می افتاد تو می رفتی پزشکی قانونی و حکم تجاوز شدن به خودتو می گرفتی و اون عوضی خیلی زودتر از این ها گوشه زندان می بود.( البته من نمی دونم برای اثبات جرم احتیاج به شاهد هست؟)
bkaf38 (شنبه 04 آبان 92),hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92), اشنای قدیمی (چهارشنبه 15 آبان 92)
تشکرشده 31 در 17 پست
مرحبا و آفرین به تو بالاخره گفتی به خدا توکل کن اون کمکت میکنه حالابیا و ببین به هیچ وجه دستو ول نمیکنه
تونصف راه رفتی حالا سعی کن شوهرتو متقاعد کنی که برین پیش پلیس تا اون شیطان به سزای کارش برسه ما تورو تنها نمیزاریم
خیلی مخلصیم
![]()
hamta-tanha(پنجشنبه 18 مهر 92)
تشکرشده 76 در 15 پست
از همتون ممنونم من تا الان خونه داداشم بودم الان اومدم خونه دیدم نیست هر چی زنگ دادم و پیام دادم گوشی رو نگرفت الان خونم هستم زنگ میزنم گوشیش خاموشه واااااای یعنی کجا رفت فقط میخوام صحیح و سالم بیاد خونه هیچی نمیخوام![]()
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
دراین شرایط به نظرم بهتره دعاکنی ونمازبخونی واسه آرامش خودت وشوهرت.او برمیگرده نیاز داره تنها باشه مطمئنا الان داره مدام ازخودش میپرسه چه گناهی کردمو ازاین حرفها.انشا الله صحیح وسالم برمیگرده.واسش پیامک بده تاروشن کردببینه.سوالاتی توذهنشه که مطمئنامیاد دوباره ازت میپرسه. امیدوارم عاقلانه ومنطقی بازم به پلیس مراجعه کنید.نزدیکان روازاین ماجرامطلع نکنید این وسوسه که واکنش دیگران چیه ممکنه باعث بشه شوهرت یاتو به برادریاخواهرتون بگید.تمام مراحل پرونده محرمانه طی میشه حتی مراحلی که قاضی حکم صادرمیکنه.
ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.
del (دوشنبه 22 مهر 92), ehsan_hamdardi (پنجشنبه 18 مهر 92),hamta-tanha(جمعه 19 مهر 92)
تشکرشده 218 در 126 پست
به نظر من رفته سراغ پليس
hamta-tanha(جمعه 19 مهر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)