به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 31 نخستنخست 123456789101112131415161718192030 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 304

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    سلام
    دیدم خیلی داره خوش به حالتون میشه، منم گفتم بهتره هیزمی چیزی بیارم که یه وقت فکر نکنین دیگه خیلی خیلی صاحب کرامتید:)


    خودتون رو در موقعیت های 1 و 2 و 5 بذارید و بگید که چیکار میکنید
    بقیه ی سوالها رو هم جواب بدید.
    لطفاً بدون استفاده از پیچ یا هر گونه وسیله ای که به پیچیدن و پیچوندن و پیچانیدن کمک کنه.


    1) دوست صمیمیتون، توی یه دوره از زندگیش دچار خطا شده، با دختری رابطه ی دوستی داشته. حد و حدودش رو نمیدونید تا چه حد بوده. فقط همینو میدونید که دو، سه سال، هر روز 24 ساعته با هم صحبت میکردن. تلفنی، حضوری، چتی و ...
    میگذره و جریانشون بهم میخوره.
    چند وقت بعد، یکی بهتون زنگ میزنه و میگه پدر دختری هست که دوستتون به تازگی به خواستگاریش رفته.
    و ازتون میخواد بهش بگید که چه جور آدمیه. اگه همچین سوالی بپرسه، بهش میگید جریان اون دوستی رو؟
    سوال بعدیش اینه که صریحاً میپرسه تا به حال اهل دوستی با جنس مخالف بوده یا نه. چه جوابی میدید؟

    2) با دختری ازدواج میکنید. بعد از مدتی و در زمانی که عقد هستین متوجه اختلافات عمیقی بین خواهر برادراش میشید. (با خود دختر خانم مشکلی ندارن. بقیه با هم مشکل دارن)
    با اینکه خودتون هیچ وقت سوالی نپرسیده بودین که در جوابش مجبور باشه به این اختلاف اشاره کنه، ازش انتظار دارین که قبلاً خودش میگفت؟
    حالا که نگفته، چیکار میکنین؟
    اگه بهتون میگفت، چقدر توی تصمیمتون تاثیر داشت؟
    دوس داشتید کی این موضوع رو باهاتون در میون میذاشت؟ یا اصلاً اهمیتی نداره براتون؟

    3) یادمه توی تاپیکی که در مورد اختلاف نظرم با پدرم نوشته بودم، گفته بودید با مادرتون نمیتونید خیلی صمیمی باشید و ... میشه راهکارهایی که تا الان بکار گرفتید رو برام بگید. کدوماش مفید تر بوده؟ اصلاً تاثیری داشتن؟

    4) نظرتون راجع به نرم افزارایی که توی ایران با کمترین هزینه و خیلی راحت بدون در نظر گرفتن کپی رایت ازشون استفاده میکنیم چیه؟ حلال و حرومی توی این مورد کاربردی داره؟

    5) دختر خانمی توی محل کارتون هست که تقریباً معیارای اولیه رو از نظر شما داره. مدتی ایشون رو در نظر دارید تا ببینید اوضاع چطوره. در خلال همین تعلل شما، ایشون بهتون پیشنهاد آشنایی بیشتر برای ازدواج میده. چیکار میکنید؟ نظرتون در موردش عوض میشه؟ بهش میگید که شما هم قبلش همچین بی نظر نبودید ؟

    6) شنیدید میگن که کاری رو میخواید انجام بدید تمام تلاشتون رو بکنید و اگه دیدید به نتیجه نمیرسید، بدونید خواست خدا نیست.
    تا به حال شده توی یه کار مشخص، ندونید حد آخر تلاشتون کجاست؟ و ندونید بعد از یه مدت تلاش و به نتیجه نرسیدن، باید رهاش کنید و بگید قسمت نبوده، یا باید ادامه بدید به تلاشتون؟ توی این موقعیت ها چیکار میکنید؟

    7) کسی رو میشناسم که هر وقت برای حل مشکلاتش میخواد پیش خدا دعا کنه ، حس میکنه خدا داره جوری بهش نگاه میکنه که معنی نگاه خدا ایناست:

    - اسم اینو گذاشتی مشکل؟
    - بنده ی ناچیز ِمن، هنوز خیلی کوچیکی که در گیر این مسائل هستی
    - اینا همش تقصیر خودته. خودت باعثش بودی
    - کی میخوای بزرگ شی؟
    - اینا رو خودت باید حلشون کنی. برای مسائل بزرگتری باید بیای سراغم

    شما باشید چه جوری دید این شخص رو عوض میکنید؟

    8) یه مدت زیاد توی باغ بودید. فکر میکنید کل کل کننده ی خوبی هستید که دم به دقیقه توی آلاچیق کل کل پیداتون میشد؟:)

    9) اون تیزری که تلویزیون نشون میده، مربوط به اعتیاد به اینترنته رو دیدید؟ هیچ وقت خودتون رو جای اون شخصی که میبندن به تخت تصور کردید؟

    10) از نظر خودتون، علت اصلی اینکه تا الان علی رغم میل باطنیتون موفق به ازدواج نشدید چیه؟ (البته اگه اینکه تا الان خواست خدا نبوده و قسمت نبوده و اینها رو کنار بذارید)

    11) بالاخره تکنولوژی (اعم از موبایل و اینترنت و TV و ...) باعث میشه هیچ کس تنها نباشه یا باعث میشه همه تنها بشن؟

    12) یه نقد مختصر در مورد قیدار بنویسید

    13) میگن الان که دوره زمونه اینه، خدا به داد بچه های ما برسه. چیکار باید کرد براشون واقعاً؟

    14) اگه جای پدر مادرتون بودید، چه کاری رو برای خودتون (یعنی بچه هاتون) انجام میدادید که اونها انجام ندادن؟ چه کمبودی رو جبران میکردید؟ چه مادی چه معنوی.

    دیگه فعلاً عرضی نیست :D

  2. 7 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (شنبه 07 مرداد 91)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    سلام
    دیدم خیلی داره خوش به حالتون میشه، منم گفتم بهتره هیزمی چیزی بیارم که یه وقت فکر نکنین دیگه خیلی خیلی صاحب کرامتید:)
    علیک سلام
    نکنید این کار را. «حمالة الحطب بودن» کار خوبی نیست! البته ما را ترسی نیست بالاخره از بیکاری در میایم! :)
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون
    خودتون رو در موقعیت های 1 و 2 و 5 بذارید و بگید که چیکار میکنید
    بقیه ی سوالها رو هم جواب بدید.
    لطفاً بدون استفاده از پیچ یا هر گونه وسیله ای که به پیچیدن و پیچوندن و پیچانیدن کمک کنه.
    نشد دیگه. سر پیچ نپیچی جاده می پیچه می ری توی دره!
    1) دوست صمیمیتون، توی یه دوره از زندگیش دچار خطا شده، با دختری رابطه ی دوستی داشته. حد و حدودش رو نمیدونید تا چه حد بوده. فقط همینو میدونید که دو، سه سال، هر روز 24 ساعته با هم صحبت میکردن. تلفنی، حضوری، چتی و ...
    میگذره و جریانشون بهم میخوره.
    چند وقت بعد، یکی بهتون زنگ میزنه و میگه پدر دختری هست که دوستتون به تازگی به خواستگاریش رفته.
    و ازتون میخواد بهش بگید که چه جور آدمیه. اگه همچین سوالی بپرسه، بهش میگید جریان اون دوستی رو؟
    پناه می برم به خدا از همچین دوست صمیمی ای! من با چنین آدمی دوست صمیمی نمی شم!

    حالا فرض می کنیم که طرف فقط باهام دوسته یا نه یه زمانی اشتباهی کرده و بعد توبه کرده.
    اگه طرف توبه کرده باشه چیزی در مورد گذشته اش نمی گم و اون چیزی که الان هست را توصیف میکنم. ما حدیث داریم که اگر شب کسی را در حال گناه دیدی صبحش به چشم گناهکار به او نگاه نکن شاید که توبه کرده باشد.

    سوال بعدیش اینه که صریحاً میپرسه تا به حال اهل دوستی با جنس مخالف بوده یا نه. چه جوابی میدید؟
    این دفعه واقعا صندلی تون داره گرم می شه!
    خوب من همیشه سعی کرده ام دروغ نگم حداقل دروغی به این واضحی نمی گم. اگه نتونم طرف را بپیچونم راستش را بهش می گم.

    2) با دختری ازدواج میکنید. بعد از مدتی و در زمانی که عقد هستین متوجه اختلافات عمیقی بین خواهر برادراش میشید. (با خود دختر خانم مشکلی ندارن. بقیه با هم مشکل دارن)
    با اینکه خودتون هیچ وقت سوالی نپرسیده بودین که در جوابش مجبور باشه به این اختلاف اشاره کنه، ازش انتظار دارین که قبلاً خودش میگفت؟
    حالا که نگفته، چیکار میکنین؟
    اگه بهتون میگفت، چقدر توی تصمیمتون تاثیر داشت؟
    دوس داشتید کی این موضوع رو باهاتون در میون میذاشت؟ یا اصلاً اهمیتی نداره براتون؟
    ازش انتظار نداشتم که بگه! ببینید کسی که خودش برای خودش و خانواده اش احترام قائل نباشه نمی تونه از دیگران انتظار احترام داشته باشه به همین خاطر درک می کنم که خواسته خانواده اش در نظرم محترم باقی بمونند.
    اگه بهم می گفت بیشتر در موردش فکر می کردم. همیشه این که همسرم یه خانواده ی گرم و برخوردار از محبت پدر و مادر داشته باشه و روابط سالم باشه برام ارزش حساب می شده کسی که توی اینجور خانواده ای بزرگ شده باشه مشکلات عاطفی کمتری داره. اما خوب این موضوع اینقدر مهم نیست که کسی را فقط به این خاطر رد کنم بلکه در کنار فاکتورهای دیگر سنجیده می شود.
    در حالت کلی انتظار اینه که پس از طی مراحل اولیه انتخاب و در مراحل ثانویه و قبل از عقد ازدواج این جور مساله ای مطرح بشه. یعنی نه توی جلسه ی اول و دوم لازمه به هر کسی گفته بشه و نه باید گذاشت که مثلا توی مراسم عقد و عروسی نمودش دیده بشه بیشتر توی مراحل آخر باید بهش گفت اینجور مساله ای هم وجود داره.

    3) یادمه توی تاپیکی که در مورد اختلاف نظرم با پدرم نوشته بودم، گفته بودید با مادرتون نمیتونید خیلی صمیمی باشید و ... میشه راهکارهایی که تا الان بکار گرفتید رو برام بگید. کدوماش مفید تر بوده؟ اصلاً تاثیری داشتن؟
    تکنیک هایی که من استفاده کرده ام نتونسته من را با مادرم صمیمی بکنه به این معنا که اون بشه طرف مشورتم یا طرف درد دلم چون که درک متقابل و زبان مشترک وجود ندارد اما خوب تونسته حس بد را در رابطه تبدیل به حس خوب بکنه و محبتی که مادرم توانایی بروزش را نداشته و بلد نبوده! را بیشتر بروز بده و منم بتونم محبتم را بروز بدم و احترام ها بیشتر حفظ بشه و رابطه سالم تر بشه.
    شاید اندکی خویشتن داری، درک عذابی که مادر برای بزرگ کردن یه فرزند می کشد، خرید هدیه به بهانه های مختلف و بروز محبت و بوسیدن دست ایشان به بهانه های مختلف! احترام بیشتر در برخوردها و نشان دادن خودم به عنوان فرزندی عاقل و قابل اعتماد تونسته رابطه را سالم تر کنه.

    مهمترین نکته اش اینه که واقعا بفهمیم یه مادر چی می کشه (یا حتی پدر) تا فرزند بزرگ بشه. اون وقته که تلاش بیشتری برای بهبود رابطه مون می کنیم.

    4) نظرتون راجع به نرم افزارایی که توی ایران با کمترین هزینه و خیلی راحت بدون در نظر گرفتن کپی رایت ازشون استفاده میکنیم چیه؟ حلال و حرومی توی این مورد کاربردی داره؟
    نظر مرجع تقلیدم را قبول دارم. یعنی در مواردی که گفته اند رعایت می کنم و در مواردی که جایز دانسته اند جایز می دونم. البته من بیشتر از سیستم عامل لینوکس استفاده می کنم که نرم افزارهای مربوطه اش مجانی قابل دسترسی هستند.

    5) دختر خانمی توی محل کارتون هست که تقریباً معیارای اولیه رو از نظر شما داره. مدتی ایشون رو در نظر دارید تا ببینید اوضاع چطوره. در خلال همین تعلل شما، ایشون بهتون پیشنهاد آشنایی بیشتر برای ازدواج میده. چیکار میکنید؟ نظرتون در موردش عوض میشه؟ بهش میگید که شما هم قبلش همچین بی نظر نبودید ؟
    جا می خورم و نمی تونم قبول کنم. برام سخته که پیشنهاد از طرف مقابل داده بشه بهش جواب منفی می دم و بهش چیزی نمی گم!

    به نظرم توی این شرایط بهترین کار برای یه دختر اینه که با یه واسطه از نظر شخص مقابل در مورد خودش مطلع بشه ولی اقدام مستقیم اصلا نتیجه ی خوبی نداره. حتی اگر من بفهمم که این واسطه دقیقا از طرف دختر خانم برای این جور موضوعی مامور شده باز احساس منفی کمتری بهم دست میده تا این که مستقیما از خود دختر خانم چنین چیزی مطرح بشه. یعنی توی حالتی که واسطه ای مطرحه این به پای حیای دختر گذاشته می شه در حالی که توی حالتی که واسطه ای در کار نیست نوعی احساس منفی که نمی دونم اسمش را چی بگذارم به وجود میاد.

    6) شنیدید میگن که کاری رو میخواید انجام بدید تمام تلاشتون رو بکنید و اگه دیدید به نتیجه نمیرسید، بدونید خواست خدا نیست.
    تا به حال شده توی یه کار مشخص، ندونید حد آخر تلاشتون کجاست؟ و ندونید بعد از یه مدت تلاش و به نتیجه نرسیدن، باید رهاش کنید و بگید قسمت نبوده، یا باید ادامه بدید به تلاشتون؟ توی این موقعیت ها چیکار میکنید؟
    همه ی تلاش خودم را می کنم اما به خدا و توی دعاهام می گم اگه به صلاحم نیست نشه! اگه نشد ممکنه ناراحت هم بشم! اما خدا را شکر می کنم.
    7) کسی رو میشناسم که هر وقت برای حل مشکلاتش میخواد پیش خدا دعا کنه ، حس میکنه خدا داره جوری بهش نگاه میکنه که معنی نگاه خدا ایناست:

    - اسم اینو گذاشتی مشکل؟
    - بنده ی ناچیز ِمن، هنوز خیلی کوچیکی که در گیر این مسائل هستی
    - اینا همش تقصیر خودته. خودت باعثش بودی
    - کی میخوای بزرگ شی؟
    - اینا رو خودت باید حلشون کنی. برای مسائل بزرگتری باید بیای سراغم

    شما باشید چه جوری دید این شخص رو عوض میکنید؟
    خدا می گه حتی نمک سفره تون را از من بخواین. خدایی که من می شناسم اگه مشکلی هم می ده واسه اینه که بیشتر یادش بیافتی و بری سراغش. خدایی که من می شناسم هیچ وقت نمی گه خودت باعثش بودی بلکه دستت را می گیره و می گه اگر مشکلی هم بهت می دم واسه اینه که بیشتر پیشم بیای واسه اینه که دوستت دارم واسه اینه که می خوام اینجوری رشد کنی.

    خدایی که من می شناسم عاشق منه. عاشق تو است. می گه اگه بنده ام می دونست من چقدر دوستش دارم از شوق به من جان می سپرد. این خدا هیچ وقت نمی گه کی می خوای بزرگ شی؟ می گه من دوست دارم که بزرگ شی حالا اگه دوست داری بزرگ شی این مشکلات را باید پشت سر بگذاری البته اگه دست من را رها نکنی من خودم قدم به قدم می برمت و از همه ی مشکلات ردت می کنم.

    من این جور شخصی را ببینم می گم بیا با هم مناجات حضرت علی توی مسجد کوفه را بخونیم!
    مولای یا مولای انت المولا و انا العبد و هل یرحم العبد الا مولا؟

    8) یه مدت زیاد توی باغ بودید. فکر میکنید کل کل کننده ی خوبی هستید که دم به دقیقه توی آلاچیق کل کل پیداتون میشد؟:)
    :) نه کل کل کننده ی خوبی نیستم مگه ندیدید همه قهر کردن و فراری شدن!

    9) اون تیزری که تلویزیون نشون میده، مربوط به اعتیاد به اینترنته رو دیدید؟ هیچ وقت خودتون رو جای اون شخصی که میبندن به تخت تصور کردید؟

    من تا الان چند بار ترک کرده ام. الان دیگه بلدم هر وقت بخوام قطعش کنم! البته کارم اجازه نمی ده اما دیگه اعتیاد به اون معنا نیست! البته قبلنا بود

    10) از نظر خودتون، علت اصلی اینکه تا الان علی رغم میل باطنیتون موفق به ازدواج نشدید چیه؟ (البته اگه اینکه تا الان خواست خدا نبوده و قسمت نبوده و اینها رو کنار بذارید)
    نمی دونم. گاهی می شینم به این موضوع فکر می کنم مثل این که نکنه دل کسی را شکونده باشم یا دچار یکی از سنت های الهی شده باشم ( یه بنده خدایی که دیر ازدواج کرد و من این را به رخش کشیدم و طبق سنت الهی خودم بهش گرفتار شده باشم ) یا ...
    به هر حال وقتی بهش فکر می کنم بیشتر نتیجه اش توبه است تا تغییر معیارهام.

    11) بالاخره تکنولوژی (اعم از موبایل و اینترنت و TV و ...) باعث میشه هیچ کس تنها نباشه یا باعث میشه همه تنها بشن؟
    بستگی به زاویه ی دیدتون داره. طرفدار مطلق هیچ کدام از دو نظریه نیستم. بلکه بیشتر بینابین هستم. نه عاشق تکنولوژی هستم و نه مخالف مطلقش. گاهی فرار از دنیای تکنولوژی و چند روز سر به بیابان گذاشتن ( مثلا اردوی مناطق جنگی! ) به آدم آرامش می ده. و گاهی هم توی تنهایی فیزیکی یه پیامک از یه دوست مهربان دلگرمت می کنه .
    12) یه نقد مختصر در مورد قیدار بنویسید
    خیلی سخته! امیرخانی توی قیدار می خواد یه مدل زندگی برای امروز معرفی کنه. امیرخانی از آدم هایی که سیاه و سفید می بینن خسته شده و دوست داره بگه ارمیاها توی جامعه له می شن.
    امیرخانی قیداری را به تصویر می کشد که طبق این بیت زندگی می کند:
    چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی
    مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند
    اما من هنوز هم ارمیا را می پسندم و قیدار را نمی فهمم. قیدار را دوست دارم. جوانمردی اش را می پسندم و با او همراه می شوم اما گاهی نمی توانم بفهممش.
    روزها و شب ها به قیدار فکر کرده ام و در ذهنم بالا و پایین کرده امش اما من هنوز هم ارمیای بیوتن هستم نه قیدار.
    13) میگن الان که دوره زمونه اینه، خدا به داد بچه های ما برسه. چیکار باید کرد براشون واقعاً؟
    خوب ما خوش بینیم. انشاء الله توی زمان بچه های ما اوضاع بهتر شده شایدم آقا امام زمان بوده بود. اون کسی که این حرف را می زنه از الان تسلیم شده و قبول کرده هر روز بناست بدتر بشه. این برای کسی که دغدغه ی ساختن اجتماعش را داره غیر قابل قبوله.

    14) اگه جای پدر مادرتون بودید، چه کاری رو برای خودتون (یعنی بچه هاتون) انجام میدادید که اونها انجام ندادن؟ چه کمبودی رو جبران میکردید؟ چه مادی چه معنوی.
    ما را با پدر و مادرمون در نندازید لطفا. مطمئنا من هم مثل خیلی از بچه ها کمبودهایی داشته ام اما هرکاری کرده اند را من نمی تونم جبران کنم و فقط می تونم بگم علیرغم هرچی بوده و نبوده دوستشون دارم و خدا سایه شون را روی سرم حفظ کنه. به عنوان یه فرزند سعی می کنم یکی از سنت های الهی یادم نره که حتی اگر پدر و مادرم خوب هم نبودند باهاشون خوب رفتار کنم چون طبق سنت الهی هر رفتاری را که من با پدر و مادرم داشتم فرزندانم با من خواهند داشت.
    دیگه فعلاً عرضی نیست :D
    موفق باشید.[/quote]
    مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى (پیامبر اکرم ص )

  4. 8 کاربر از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده اند .

    بچه مثبت (جمعه 13 مرداد 91)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    یه کاپشن برای من بیارین لطفا، چه سوزی میاد اینجا
    میگم بچه جان شما نسبتی با ننه سرما داری؟

    جدیدا تا دیروقت بیدار می مونی، نکنه شما هم مثل من از کار بیکار شدی پسر جان؟!
    شایدم شب کاری، ها؟!

    تاپیک بدبینی من رو بخون و خودت رو بذار جای دوستم، چیکار میکنی؟

    بنظرت امیرخانی رو خیلی گنده نکردیم؟قصد جسارت ندارما، نظر شمارو میخوام بدونم

    منظورت از انتخاب اواتارت چیه؟ اگه درست دیده باشم یه چفیه هست و یه انار، شما چه نسبتی با چفیه داری که اون رو برای معرفی خودت انتخاب کردی؟

    از فرشته مهربان هم این سوال رو پرسیدم ولی متاسفانه جواب نداد
    حس میکنم شما به ادبیات علاقه داری
    دلم میخواد بدونم خودت رو شبیه به کدوم شخصیت داستانی میدونی؟ فیلم یا کتاب فرقی نمی کنه

    اینقدر اینجا یخه سوالم نمیاد
    دیگه همین دیگه
    ببخشید فکر کنم من سرما خوردم

  6. 7 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (شنبه 07 مرداد 91)

  7. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 اسفند 91 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1390-5-16
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,779
    سطح
    24
    Points: 1,779, Level: 24
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    742

    تشکرشده 756 در 179 پست

    Rep Power
    27
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط خارپشت
    یه کاپشن برای من بیارین لطفا، چه سوزی میاد اینجا
    میگم بچه جان شما نسبتی با ننه سرما داری؟

    به به خاری جان (به سبک بچه جان!) خوبی شما؟ به من چه تو سرمایی هستی! اصلا همین کارها را می کنی که به جای بهشت می فرستنتون جهنم دیگه! می گن این به گلستان عادت نداره!
    جدیدا تا دیروقت بیدار می مونی، نکنه شما هم مثل من از کار بیکار شدی پسر جان؟!
    شایدم شب کاری، ها؟!
    یعنی شما قدیما را یادته؟
    نه خارپشت جان نه بیکار شدم نه شب کار! فقط خر شدم! آخه شب ها دیر می خوابم صبح هم دیر می رم سر کار! آخر ماه هم از حقوقم کم می شه!
    تاپیک بدبینی من رو بخون و خودت رو بذار جای دوستم، چیکار میکنی؟
    من چنین اشتباهی نمی‌کنم! بارها گفته شده است که اینجا مثل یک اورژانس است که مریض توش زیاده اگه بنا باشه زیاد توی اورژانس بگردی کم کم جامعه ی فکری ت به اورژانس محدود می شه اتفاقی که برای شما افتاده و با دیدن مریضی ها به بدبینی دچار شده ای. در حالی که تعداد مریضی ها خیلی کمتر از آدم های سالمه.
    به هر حال دوستتون اشتباه اولیه اش در عدم دقت در انتخابش بوده است و من دوست ندارم خودم را جای او بگذارم.

    بنظرت امیرخانی رو خیلی گنده نکردیم؟قصد جسارت ندارما، نظر شمارو میخوام بدونم
    نه امیرخانی یه نویسنده ی خوب با یه قلم قوی است که دغدغه هاش حتی اگر با نظر امثال من یکی نباشه اما ارزش این را داره که بشینی بهشون فکر کنی و درکشون کنی. شاید خیلی جاها نظرمون متفاوت باشه اما همین اختلاف نظر هم سازنده است.
    منظورت از انتخاب اواتارت چیه؟ اگه درست دیده باشم یه چفیه هست و یه انار، شما چه نسبتی با چفیه داری که اون رو برای معرفی خودت انتخاب کردی؟
    خوب برای معرفی مثبت بودن نمادی بهتر پیدا نکردم. یه چفیه است و یه پلاک و یه سیب سرخ.
    بی نسبت نیستیم. پسر عموی بابامه! :) شوخی می کنم با اون چیزی که هستم نه اما با اون چیزی که می خوام باشم متناسبه.

    از فرشته مهربان هم این سوال رو پرسیدم ولی متاسفانه جواب نداد
    حس میکنم شما به ادبیات علاقه داری
    دلم میخواد بدونم خودت رو شبیه به کدوم شخصیت داستانی میدونی؟ فیلم یا کتاب فرقی نمی کنه
    ارمیا در بیوتن!

    اینقدر اینجا یخه سوالم نمیاد
    دیگه همین دیگه
    ببخشید فکر کنم من سرما خوردم
    بالا که گفتم همین کارها را می کنید دیگه .
    خوش آمدید.

    آقا ما دیگه بلند شیم بریم پی کارمون. ببخشید از کرامات ما صندلی تون گلستان شد دیگه :) حالا من برم باز داغ می شه
    ممنون از همه ی دوستان.[/quote]

    مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى (پیامبر اکرم ص )

  8. 9 کاربر از پست مفید بچه مثبت تشکرکرده اند .

    بچه مثبت (شنبه 07 مرداد 91)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    بچه مثبت عزیز ممنون که مهمون صندلی داغ شدی..
    حالا خوبه به قول خودت گلستان بود ..پس چرا زود رفتید!!!!!

    با آرزوی موفقیت و بهروزی برای شما دوست عزیز

  10. 6 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (شنبه 07 مرداد 91)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    مهمون بعدی کیه؟

    به قول پدربزرگ امروز رسانی
    [b]

  12. 7 کاربر از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده اند .

    راحیل خانوم (پنجشنبه 12 مرداد 91)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    نقل قول نوشته اصلی توسط راحیل خانوم
    مهمون بعدی کیه؟
    [b]
    خودت .خودتو انداختی تو دام نازنین خانم .

    بزار بیدار بشه خانم خوش خواب میاد دستتو میگیره به زور میبنده به سندلی .

    حالا هی التماس کن مگه گوش میده .تازه بچه هارو هم میفرسته برن از جنگل هیزم بیارن. وای چه شود.


  14. کاربر روبرو از پست مفید پدربزرگ تشکرکرده است .

    پدربزرگ (پنجشنبه 12 مرداد 91)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    اتفاقا بد نیست پدر جان خودتون رو محترمانه هدایت کنیم رو صندلی :D

    خیلی ها دلشون میخواد سوالاتی از شما بپرسن که بی پاسخ مونده :)

    نازنین من رای میدم به بابا بزرگ

    جهت روشن شدن اذهان عمومی شروع کنید هر چه زودتر بیدادگاه صندلی داغ رو :D


  16. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 12 مرداد 91)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    569
    امتیاز
    8,026
    سطح
    60
    Points: 8,026, Level: 60
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5,009

    تشکرشده 4,547 در 875 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    من خودمم ری به پدربزرگ میدم. اما!!!!!!!!!!!!!!!

    چون مشغله کاری دارم .اما!!!!!!!!!!!نمیتونم دعوت دوستان رو قبول کنم.

    پیشا پیش از دوستام بابت لطفی که در حقم دارند تشکر میکنم.


  18. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: صندلی داغ سری نهم

    پدربزرگ جان کجا دارید فرار میکنید؟؟؟ نوبتی هم که باشه نوبت شماست

    چاه مکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی

  19. کاربر روبرو از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده است .

    راحیل خانوم (پنجشنبه 12 مرداد 91)


 
صفحه 10 از 31 نخستنخست 123456789101112131415161718192030 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.