از جواب های دوستان یک دنیا تشکر![]()
Philosara جان، حرف هات بسیار ارزنده بود، اما با یک جملش مشکل داشتم (شاید هم اشتباه برداشت کردم):
"وزن بیشتری رو متحمل شده اید." روابط انسانی خیلی والاتر از اینه که بخوای حساب کنی چه کسی بیشتر زحمت کشیده. واضح ترش اینه که روابط انسانی و انسانیت والا تر از این است که تو دو، دو تا؛ چهار تا کنی و کمک کسی کنی و بعد انتظار تشکر داشته باشی و طرف مقابلت هم بیاد ازت تشکر کنه.
من نمونه بارز این اخلاق رو در استادم دیدم که در بحرانی ترین شرایط به من کمک های شایانی کرد و هر دفعه ازش تشکر می کردم، با تعجب نگاهم می کرد.
__________________________________________________ _
در مورد سوال آقای نقاب هم؛ بله ایشون تعصب خاصی نسبت به خانواده دارن و حتی گاهی که من از خانواده خودم شکایت داشتم، به من می گفتند "آدم در مورد خانوادش اینجوری صحبت نمی کنه"
**
جناب نقاب؛ با توجه به شناختی که ازش دارم با این حرفتون کاملا موافقم:
"در واقع صادقانه و بطور غیرمستقیم نشان می دهد که توانایی روبه رو شدن با مشکلات درون خانوادگی و اظهار نظر مخالف را به""( جهت عدم دلخور شدن والدین) ...ندارد."
و البته این رو هم اضافه کنم که این رفتار وسواس گونه (از دید من) نسبت به ناراحت نکردن افراد رو نه تنها به خانوادش(با شدت خیلی زیاد) که نسبت به بقیه افراد (با شدتی کمتر)هم دارد.
__________________________________________________ _
راستش اینه که فعلا اون قدر حال محمد آشفته است، که به تنها چیزی که فکر می کنم آروم کردن اونه. نه به عنوان کسی که زمانی قرار ازدواج داشتیم، صرفا و صرفا به عنوان یک دوست.
می دونم و واضحه که به شدت داره با خودش کلنجار می ره، بنابراین برام مهمه عوامل این آشفتگی رو بفهمم ، نه برای باز گردوندن اون، فقط و فقط برای کمک کردن بهش.
بنابراین ممنون می شم اگر مقاله هایی در این زمینه بهم معرفی کنید.
و البته مسلما فقط من نیستم که با چنین مشکلی مواجه شدم،با امید به این که این مقاله ها و راهکارها بتواند برای کسانی که در مسیری مانند من قرار گرفته اند، مفید و موثر باشد.
پیشاپیش از مقاله ها و رهنمودهایی که قراره بفرستید کمال تشکر را دارم![]()
![]()
![]()
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)