این تالار و اعضایش نمونه کاملی از شعری است که همه ان را خونده ایم و خود من آن را از زبان مدید محترم تالار دوباره شنیدم شعری که معنای عمیقی دارد
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
واقعا وقتی در این تالار برای بار اول قدم می گذاریم ابتدا خود را تنها و پر از مشکل می بینیم گویی تمام مشکلات دنیا فقط مشکل خودمان است
اما قدم به قدم که جلو می رویم و با دردهای دیگران آشنا می شویم
خودمان را فراموش می کنیم و غرق در کمک به دیگری می شویم
ما یی که نه تنها صدا همدیگر را نمی شنویم حتی همدیگر را هم ندیده ایم و اسم همدیگر را هم نمی دانیم
ولی آنچنان برای یکدیگر دلسوزی و همدردی می کنیم آنچنان دلمان برای یکدیگر می تپد که گویی یکی از عزیزیمان یکی از بستگان خونیمان مشکلی دارد
من این تالار را سرگرمی نمی بینیم و برای درد و دل کردن هم نمی آیم
بلکه برای آموختن میایم آموختن شیوه درست زندگی شیوه درست ارتباط شیوه درست حرف زدن شیوه درست غصه خوردن شیوه درست تصمیم گیری
من اکنون با من روز اول متفاوت هست فکر می کنم همگی اینگونه باشیم
در کنار هم بزرگ می شویم و ازیکدیگر می آموزیم و در عین حال مواظبیم کسی به بیراهه نرود و یا اگر کسی زمین خورد دستش را می گیریم و دوباره ایستادن را به او می آموزیم و ا صبر و امید داشتن را به ما
کلبه همدردی است و صاحب این کلبه مدیر دلسوزی است که سعی کرده با گنجاندن مقالات زندگی در این کلبه همه ما را بازندگی آشنا تر کند
شاید خیلی سئوال ها در ذهنم باشد که چرا مدیر تاپکی را حذف کرد ... چرا قفل کرد... چرا حق عضویت داد...و چرا های بیشمار دیگر که با گذشت زمان معنی همه را درک می کنیم
.
.
.
از صبر و امید همواره در تمام لحظه های زندگی کمک بگیرید
خواهر کوچک همدرد شما








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)