سلام. سن خودت رو نگفتيا دوست عزيز.
ببين اصلاً استرس لازم نيست. ايشون هم يه آدمه. لولو نيست. فرض كن داري با يك پسر ديگه صحبت مي كني. اتفاقاً اگر هول و دستپاچه باشي اصلاً از ديد آن خانم جذاب به نظر نخواهي رسيد. بايد يه جور اطمينان و عدم استرس تو رفتارت مشخص باشه. از الان تمرين كن هر كاري رو كه قراره بكني در مقابل آن خانم يه حالت آرام و آهسته انجام بدي. يعني حركات بدنيت نرم و روان باشه. اين حالت تاثير گذاره. بعد هم سعي كن تو چشماي طرفت نگاه كني وقتي حرف مي زني.و بذار اون باشه كه نگاهش رو ازت بر مي داره. با اين كاره بهش القا مي كني كه اعتماد به نفس داري.سخته ولي تمرين كن. خجالت نكش.اون خوشش مياد. حتي اگر غير از اين رو وانمود كنه. بعد اين رو بدون كه رفتار و ظاهر يك دختر با اوني كه تو ذهنش مي گذره خيلي اوقات متفاوته.
ببين از من به تو نصيحت قبل از اين كه اين خانم تو رو خوب ديده باشه و توجهش جلب شده باشه نري بهش پيشنهادي چيزي بدي. ممكنه زياد تو رو جدي نگيره چون مجذوبت نشده. حدود دو ماهي بايد آمادش كني. يعني با نگاه ها و رفتارت بهش بفهموني كه مي خواهيش. البته اين كار رو وقتي بكن كه در رابطه باهاش جدي هستي كه يه وقت خداي نكرده با احساساتش بازي نشه.بايد قبل از پيشنهاد دادن دلش پيشت گير كنه.
خلاصه سعي كن او تصوير اهورايي و فرشته گونه اي كه تو ذهنته راجع به اون خانم بشكني تا بتوني بر اوضاع مسلط بشي. مهمترين جذابيت تو براي اون خانم قاطعيت و محكم بودن و اعتماد به نفسته.
لباسهاس شيك بپوش و صورتتو هميشه اصلاح كن و ادكلن بزن تا جذابيت ظاهري كافي هم براش داشته باشي. البته هميشه آدم بايد اينجوري باشه.و منظورم اين نيست كه اينجوري نيستي فقط يه يادآوريه.
وقتي با يك خانم صحبت مي كني سعي كن در عين جديت يكم هم شوخ باشي. البته نه در جلسه ي اول.
يك روز، بعد از اينكه از دانشگاه خارج شد و وقتي كه دور و برش خلوت شد برو نزديكش. خيلي مودبانه سلام كن. هول نشيااا! بعد بگو كه مي خواستم چند دقيقه مزاحم وقتتون بشم و مطمئن باشيد قصد بدي ندارم. اين حرفايي كه بهت ميگم رو حفظ كن كه سوتي ندي.
يه وقت اگر زد تو ذوقت و گفت من با شما حرفي ندارم و يا مزاحم نشيد و من كار دارم و اين صحبتها شوكه نشه. از اين دختر ها هم هست. تو ايران اين رفتار ها بعيد نست.
خلاصه اگه قبول كرد دعوتش كن يه جايي كه بتونيد با آرامش بيشتر صحبت كنيد. مثل يه پارك يا كافي شاپ نزديك.
بگو كه من صلاح نمي دونم تو اين وضعيت تو خيابون باهاتون صحبت كنم و اگر قبول كنيد خوشحال ميشم كه فلان جا با آرامش بيشتري صحبتهام رو خدمتتون عرض كنم.
بعد از اينكه نشستيد بهش بگو مي خوام براي 5 دقيقه به حرفهام گوش بديد و اجازه بدبد حرفم رو كامل بگم بعد هر سئوال و نظري داشتيد من در خدمتتون هستم. بگو من دورادور شما رو تحت نظر داشتم و مجذوب وقار و خانمي شما شده ام اما خوب هيچ شناختي روي شما ندارم. قصد بدي هم ندارم. مي خوام اگر اجازه بديد هر طور كه شما مي پسنديد اين آشنايي عميق تر بشه. هدفم هم از آشنايي دوستي هاي خياباني و بي هدف نيست. چون اصولاً محيط دانشگاه رو مقدس تر و با ارزش تر مي دونم و اهل اين دوستي ها نيستم. شما خودتون مستحضريد كه دانشگاه و محيط هاي مشابه خيلي بستر خوبيه براي اينكه آدمها به طور معقول و با ضوابط با هم آشنايي پيدا كنند. و من اگر به دنبال دوستي خياباني بودم مطمئناً محيط هاي ديگري براي اين كار هست و توي دانشگاه خودم رو انگشت نما نمي كردم.
بهش بگو مي دونم كه ما از هم هيچ شناختي نداريم اما همه ي آدمها اول براي هم غريبه هستند و با تعامل بيشتره كه مي تونند نسبت به هم شناخت پيدا كنند. من هدفم از اين آشنايي اين است كه بتونم با شناخت بيشتر از شما شايد كسي رو كه مي خوام در مسير زندگي همراهم باشه رو پيدا كنم. اما براي رسيدن به اين تصميم مهم زمان زيادي لازمه و بايد شناخت بسيار عميقي حاصل بشه. الان هم اينجا هستم كه از شما تقاضا كنم اجازه اين شناخت رو به من بديد و من دوست دارم در چارچوب ضوابطي كه شما احياناً مايل هستيد با شما بشتر در ارتباط باشم. بگو من از آن دسته آدم هايي هستم كه هميشه براي گرفتن تصميم هاي مهم زندگيم با ديد باز و شناخت كامل پيش مي رم و سعي دارم براي پيدا كردن شريك و همراه زندگيم هم همينطور پيش برم.
بگو اين حرفها رو از ته دلم دارم مي زنم و اميدوارم شما هم براي صحبتهاي من احترام قائل بشيد و خيلي جدي بهش فكر كنيد. من قصد ندارم همين الان نظر شما رو راجع به دوستي و آشنايي بدونم چون ممكنه زمان لازم داشته باشيد براي فكر كردن به همين خاطر من مي تونم براي مدتي صبر كنم تا نظر شما رو راجع به صحبتهاي امروزم بدونم.
بعد از خودت بگو و ازش سئوال كن چي مي خونه و استاداش كيا هستند و دوستاش تو دانشگاه كيا هستند و ترم چنده و در مورد ادامه تحصيلش بپرس. خلاصه سئوال هاي نيمه جدي. نه خيلي جدي مثل اينكه نظرت در مورد زندگي مشترك چيه و اين حرفا. اينا خيلي زوده . راجع به مسائل دانشگاه و وقايع اخير و اين چيزا حرف بزنيد.
اگر همون جا جواب منفي بهت داد و واكنش نامناسب نشون داد به حرفهات آمادگي داشته باش و شوكه نشو و هر احتمالي رو بده. اصلاً احتمال بده نامزد داشته باشه و يا دوست پسر داشته باشه. اينا رو ميگم كه تو پرت نخوره و جا نخوري.
اگر اوضاع خوب پيش رفت شماره تلفن ها تونو رد و بدل كنيد و يا ايميل و آي دي ازش بگير كه بتوني در ارتباط باشي ازش. ازش بخواه اگر تصميم منفي داره اين مسئله بين خودتون تموم بشه و حتماً خواهش بكن با كسي حرفي نزنه . بگو چون غرورم برام مهمه و نمي خوام كسي از اين مسئله با خبر بشه. اگر هم اوكي بود كه زياد مانعي نداره كسي بدونه ولي باز بهتره اوايل آشنايي كسي از بچه هاي دانشگاه با خبر نشه تا ببينيد در آينده چي پيش مي آد.
دوست عزيز ولي از من به شما نصيحت اگر صبر كني و بالاي 25 سال براي ازدواج اقدام كني در نهايت براي خودت بهتره. اگر شرايط ازدواج رو نداري به نظر من سعي كن الان بي خيال اين مسئله بشي چون دردسرهاي بي شماري سر راهت خواهد بود كه از كرده ي خودت پشيمون خواهي شد. اما مي دونم كه هيچي عشق اول آدم نميشه. براي همين دركت مي كنم. قصدم اين بود كه زياد فلسفي و تئوريك حرف نزنم تا شايد بشتر بتوني به طور عملي از اين صحبتها استفاده كني. موفق باشي.








علاقه مندی ها (Bookmarks)