با درود
دوستان گرامی خود می دانم که جای این نوشتار ایجا نمی باشد،پس به مدیران خبر دهید تا آن را به گفتاری با نام:
منتقل نمایند (پست منتقل شد)
اما آنچه که می بایست بگویم:
آقای آرمان بنده با شجاعت کامل و با توکل به خدا از شما پوزش می خواهم و به نیکخواهی شما غبطه می خورم.امیدوارم من را حلال کنید و نیز همه آنهایی را که در این تارنمای ارجمند با نوشتارهایم آنان را آزرده ام.
جناب سنگ تراشان،آرمان جان،کیوان،دانه ،آنی و . . . من دوماه و نیم پیش به بیماری تومور غده هیپوقیز دچار شدم و با اینکه خوش خیم بود،باز هم به خدا توکل کردم که از عمل جراحی تندرست بیرون بیایم که آمدم و دردی را هم پس از عمل احساس نکردم و این همه لطف خدای بزرگ بود بس.
این بیماری برایم به همان اندازه بسیار غیر مترقبه بود که برایم موهبتی شد برای دوباره شناختن خودم و اندکی شاید دگرگونی درونیم.خدا را سپاس می گویم.
من را دعا کنید که زندگی اصلاً و اندازه پر کاهی ارزش ندارد و عمر ما نسبت به سن کائنات ثانیه ای بیش نیست،چنانکه کجاست کودکی ما و کجایند درگذشتگان؟ . . .![]()









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)