به سراغ من اگر مياييد نرم و آهسته بياييد
مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
به سراغ من اگر مياييد نرم و آهسته بياييد
مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
هنوز از عشق زخمي جا به جا روي تنش مانده است
چفيه اين مدال عاشقي بر گرد نش مانده است
دلش سر سبز تر از گلشن را از است اي مردم
چه غم از خارهايي كه ميان دامنش مانده است
نگاهش چون كبوتر از هجوم شهر مي ترسد
اميد اسمان در چشم هاي روشنش مانده است
اگر چه مي برد طوفان تمام خاطراتش را
نسيم كربلا در نازك پيراهنش مانده است
هنوز از زخم هايش هاي گريه مي ايد
ولي در چشم مردم نا به جا خنديد نش مانده است
تشکرشده 366 در 125 پست
در قمار زندگی عاقبت ما با ختیم
بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم
----------------------------------------------------------
ما ولیلی هم سفر بودیم در وادی عشق
او به مطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم
تشکرشده 12 در 8 پست
دل کندم،چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی است
ببین مرگ مرا درخویش که مرگ من تما شایی است
در تو چون روح گم می شوم اری پس از این
تا مرا مثل خودت دوست بداری پس از این
دستهایت را بی دغدغه باید با من ،
گوشه ی باغچه ی خانه بکاری پس از این
همه گفتند که عاشق نشو حالا که شدی
باید این مرحله را تاب بیاری پس از این
بهترین کار همین است که تو نیز چون من
همه را با خودشان وابگذاری پس از این
دست من رو شده و حال مرا هم خواندی
پس مرا باخته باید بشماری پس از این
برد باتوست همین!با لبخندی مغرور
میتوانی بنشینی به کناری پس از این
پیش از انی که من و تو سفر از خویش کنیم
عهد کن،باز مرا دوست بداری پس از این

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
هر گاه که فکر ميکنم برخاسته ام پايم به جايي ميخورد و ميافتم
هر گاه که فکر ميکنم که برخاستن کاري است بس دشوار
بر ميخيزم وبه راهم ادامه ميدهم
حالا بعد از يک بار ديگر به زمين خوردن برخاسته ام
گرد و خاک را از لباسم پاک ميکنم
ساکم را بر ميدارم و به راه مي افتم
اين بار راهي را برميگزينم که تو در مسيرش نباشي
راهي که حتي جاي پايت را باد جارو کرده باشد وبويت را باران شسته باشد
ديگر وقتي که داري به زمين مي خوري به من تکيه نخواهي داد
اعتماد در رابطه با تو مفهوم خود را براي چندمين بار از دست داده است
و جايش را به ترديد داده است . دهانت بوي دروغ ميدهد
مي خواهم از تو متنفر باشم
به همين سادگي
تشکرشده 3,465 در 1,036 پست
سلام
بی عشق دو دیده ام خراب است هنوز
بی عشق دلم پر التهاب است هنوز
افسوس به رغم تمام کوشش من
بین دل و عشق شکراب است هنوز
تشکرشده 12,544 در 2,270 پست
سحرگه به راهی یکی پیر دیدم
سوی خاک خم گشته از ناتوانی
بگفتم چه گم کرده ای اندراین راه؟
بگفتا جوانی جوانی جوانی!
تشکرشده 2,234 در 570 پست
"دیباچه"
می خواهم
در زیر آسمان نشابور
چندان بلند و پاک
بخوانم که هیچ گاه
این خیل سیلو وار مگس ها
نتوانند
روی صدای من بنشینند
می خواهم
در مزرع ستاره زنم شخم
و بذرهای صاعقه را یک یک
با دستهای خویش بپاشم
وقتی حضور خود را دریافتم
دیدم تمام جاده ها از من
آغاز می شود
ای حاضران غایب از خود
ای شاهدان حادثه از دور
من عهد کرده ام
حتی اگرچه یک شب
رُم را
پس از نِرون
به تماشا روم - نِرون -
دیوانه ای که می خواهد
زنجیر را به گردن تندر درافکند
"شفیعی کدکنی"
![]()
طاهره (شنبه 16 آبان 88)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
از يكي حكم او جهان پر شد
عاشق و عشق و حاكم و محكوم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
به كسي بر نخوره بر نخوره
من يكي پنجرمو ميبندم
اين همه پنجرهي باز بسه
من به قاب آينه ميخندم
به كسي بر نخوره بر نخوره
من يكي پيش خودم ميمونم
در شب بي كسي و بي حرفي
براي دل خودم ميخونم
خواب بودم بيدار شدم
آشتي كردم با خودم
***
به كسي چه اين صدا، اين حنجره مال منه
كي مثل من لحظههاشو زير آواز ميزنه
كي به جز من مي تونه خاطرههاشو بشمره
جز خود من كي به فكر موندن و سر رفتنه
به كسي بر نخوره بر نخوره
اگه تنهايي خوبي دارم
اگه از خلوت خود سرمستم
اگه چون پروانه بيآزارم
***
به كسي بر نخوره بر نخوره
اگه دستم پره عطر ياسه
اگه در پيله خود خوشبختم
كسي جز من منو نميشناسه
***
به كسي بر نخوره بر نخوره
اگه من اهل خراب آبادم
شجره نامه من مال منه
به کسی چه...من یکی ازادم
keyvan (شنبه 16 آبان 88)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)