چقدر دید منفی پس نیمه پر لیوان چه شد
زن عشق می کارد...... وغنچه های معطر وزیبادرو می کند. ریحانه محمد فاطمه عسل فهیمه آرش علی حسن حسین روشنک مهتاب و.....
دیه اش نصف دیه تو ...........مهریه اش به پهنای هستی تو
می تواند یک همسر داشته باشد......چون با تمام لطافتش نمی تواند ملعبه دست هوسرانان باشد
برای ازدواجش اجازه ولی لازم است.....زیرا بسیار گران بهاست احتیاج به نگهبان دارد
در حصاری به نام بکارت زندانیست ......تا گوهر وجود خود را در دستان هر ناپاکی قرار ندهد
او کتک می خورد .....چون همجنسان او راه و رسم عاشقی را به فرزندانشان یاد نداده اند
او حمل می کند ومی زاید.... چون تجلی صفت خلاقیت اوست
او درد می کشد... تا طبیب واقعی(خدا) را به بالین خود دعوت کند
او بی خوابی می کشد ... تا تجلی محبت الهی باشد
هر روز او متولد می شود، عاشق می شود،مادر می شود، پیر می شود ونام خود بر گنبد دوار جاودانه می کند.
قرن ها او عشق می کارد وکینه ها را می شوید ولاله های سرخی که نشان از غیرت فرزندانش دارد به نظاره می نشیند
در چین شیارهای صورت مردش به جای جوانی بر باد رفته اش خطوط امضای الهی بر افتخار و سربلندی خود را نظاره می کند
در قدمهای لرزان مردش قدمهای محکم پیشکسوتان عشق را می بیند
ودردهای منقطع قلب مردش حکایت از جذ ابیت وجودی او را دارد
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت....آفرین بر قلم پاک خطا پوشش باد








علاقه مندی ها (Bookmarks)