سلام قولا من رب الرحیم
در موردش بیشتر تامل می کنم منم خیلی برام پیش اومده
البته گاهی این وسوسه تو ذهنم جاری می شد که نکنه کسی دیگه رو دوست داره ولی سعی می کردم این فکر رو از خودم دور کنم یه بار یه اشتباه بزرگ کردم که از اون کارم ناراحتم مبایلش گرفتم زیرورو کردم که خیلی ناراحت شده بود
ولی واقعا پدرشون در حق همه خانواده ظلم کرده اصلا وقتی تو نخ این آقا میری احساس میکنی که از عواطف شاید مرده باشه من که ندیده بودم که با مادر خانمم یه حرفی که درش احساسات باشه زده باشه خیلی خیلی هم من من میکنه خیلی خودشو قبول داره احساس میکنه یه راست میبرنش بهشت و از جمله مردان خداست در حالیکه در گفتار بزرگان خوش رفتاری و محبت از اخلاق بهشتیان است وکسی که اخلاق خوبی داره مشخصه که عقل کاملی هم داره
دیروز خانمم پیامک برام فرستاده بود گر چه کمی توهین چاشنیش کرده بود ولی مشخص بود خیلی ناراحت و پشیمونه منم بهش گفتم اگر مطالبت مودبانه نباشه اصلا جوابتو نمی دم راستشو بگم یکم دلم لرزید وفکرمو مشغول کرد. منظورش این بود که وقت مشاوره بگیر تا با هم بریم تست بدیم البته حرف بی جایی نیست بلکه خیلی با جاست
باز به تردیدم اضافه شد واز این طرف هم مادرم میگه اگه بر گردی شیرمو وحلالت نمی کنم عاقت میکنم همش بخاطر اون بی عقلی که از خودش در آورده بود بودوبه مادرم بی احترامی و پرخاش کرده بود منم که زیاد به حرف مادرم در خصوص مسائل زندگیم نمی کنم به مادرم میگم اگه تونستم انجام میدم روی چشم ولی بعد فراموشم میشه ولی تو این مورد موندم چکار کنم ار عاق والدین می ترسم








علاقه مندی ها (Bookmarks)