سلامنوشته اصلی توسط ani
چند سال که تهران بودم با یکی از انسانهای خوب که واقعا در پرسه تکامل اخلاقی من تاثیر داشت در ارتباط بودم شاگرد یکی از اعجوبه های قرن حاضر بود یه چیزی رو دائما تکرار میکرد که در دنیای اطرافتون چیزی رو پیدا نمی کنید هر په هست در درون شماست اینقدر باید قلبتون از اسرار پر بشه که گنجایشش تموم بشه و بترکه و شما را وارد عالم دیگری کنه احاطه عجیبی به شخصیت وکردار اشخاص داشت.
اینو بگم که ذاتا انسان عاشق پیشه هستم احتیاج به معشوق خاصی هم ندارم خودمو خدام وبه همه چیزم عشق میورزم وقتی با مردم همکاران خانواده وووووو بر خورد می کنم احساس می کنم همشون رو عاشقانه دوست دارم به خاطر همون اطرافیانم مثل پروانه بدورم می چرخند که منم همیشه بهشون می گم خیلی منو شرمنده میکنید .وخودمو مستحق محبت اونا نمی دونم چون در مقابل محبت هام توقعی ندارم واعتقاد دارم محبت ورزیدن و عشق ورزیدن که خریدنی یا فروختنی نیست که در مقابلش از کسی چیزی بخوام ولی شاید بشود گفت اینگونه ارتباطات صمیمانه وابسته به عکس العمل افراد مقابل هم هست اگر چه به اندازه اندک
واینو میدانم که درد هجران محصول خود خواهی انسان است اگر خودی در کار نباشد.وفقط او باشد حتما هجران به وصال تبدیل خواهد شد. اما یک سوال
--خدا چقدراز ما خواسته در زندگی زناشوئی که در آن با عشق مجازی البته از نوع مقدش سر و کار داریم دنبال درد فراق و هجران و جدایی باشیم آیا دین هم از ما اینو خواسته آیا زن و شوهر ازدواج می کنند که به درد هجران مبتلا بشند یا فراق همو تحمل کنن. درد و هجران و جدایی همه اش آرامشو از انسان سلب می کنه در صورتیکه قران ازدواج را مایه آرامش می داند.
در خواست من این است که عشق حقیقی عرفانی را با عشق مجازی ولی مقدس ازدواج تسری ندهید.
در ضمن هر چند انتظارم از عشق ورزیدن به همسرم باعث نشد که توقع افسانه ای برای من بوجود آورد ولی زندگی کردن به سبک گفتار شما زندگی کردن افسانه ایست
اگر انسان از روی محبت دست بر گلبرگهای گلهای قشنگ سرخ و صورتی رز می کشه به خاطر اینه که آنها زیبائی خود را به رخ تو کشیده اند. حتی عشق به خدا هم سبب می شود تابارقه های فرود آمده از عالم بالا را حس کنی چون درک اون رو به شما داده اند اگر چه به وصال کامل نرسیده اید
گرچه می گفت که زارت بکشم میدیدم.....که نهانش با من دلسوخته بود








علاقه مندی ها (Bookmarks)