آقای کیوان درسته که وقتی دونفر حتی 30 درصد هم با هم تفاهم ندارند و از لحاظ معیار ها با هم متفاوتند نباید یک رابطه رو ادامه بدند،حتی اگر بهم علاقه مند باشند،ولی درصد کمی از این مشکلات و جدایی هایی که اخیرا داره در رابطه ها اتفاق میفته مربوط به این معقوله هست،یعنی این همه جدایی ها شاید به زبون به خاطر مثلا به درد هم نخوردن باشه ولی مشکل اصلی تر از جای دیگه ایه!
به نظر من بیشتر مشکلاتی که الان در رابطه ها هست از عدم مهارته تا به درد هم نخوردن
درسته،شاید برای خیلی ها قطع رابطه راحتتر از انرژی گذاشتن برای ساختن رابطه هست
ولی واقعا به چه قیمتی؟؟؟
خیلی از ماها به خاطر نداشتن توکل و صبر رابطه ها رو بهم میزنیم و مشکلات رو بزرگنمایی میکنیم و تمام تبعات جدایی ها رو میخریم و زندگی خیلی ها رو مختل میکنیم،که چی؟برای اینکه طمع میکنیم،کمال گرا میشویم و...
به خاطر نداشتن توکل و اعتماد به خدا رابطه هایی رو که میشه ساختش(توجه!) رو بهم میریزیم و بی گدار به آب میزنیم ولی بعدش به خاطر نداشتن حافظه رابطه های دیگه رو شروع میکنیم و این بار دیگه توقعات بالا و بالاتر میره و اینجاست که سن ازدواج زیاد میشه،و بدتر از همه مشکلات و فشار های روحی و روانی بیشتر میشه و هزار تا مشکل دیگه
پس بهتره قبل از اینکه به این راحتی ها حرف جدایی ها به میون بیاد،تلاش ها و صبوری ها بیشتر بشه،آموزش ها یادگیری ها و مهارت ها بیشتر بشه،تفاوت ها شناخته بشه ،اعتماد به نفس ها بالاتر بره
بعدش که واقعا راهی نبود حرف از جدایی ها بشه(که اون هم به نظر من درصد بالایی مثل امروزه نداره)
یعنی خیلی از این رابطه ها که به جدایی میرسه به خاطر به درد نخوردن نیست
پس عزیزان قبل از اینکه بیایم ازدواج رو یک غول کنیم و مهمتر از آن انتخاب فردی رو که به دردمون بخوره رو این قدر سخت جلوه بدیم و اینقدر حساسیت ها رو زیاد کنیم،بیاید روی خودمون بیشتر کار کنیم،اون انرژی رو که میخوایم بذاریم برای تراشیدن مشکلات و ریز بینیها و زیر سوال بردن بقیه،و تازه بعدش رنجش حاصل از جدایی ها،روی خودمون بذاریم.
این طوری این آمار سی و چند درصدی طلاق ها(که تازه اون ازدواج هایی هستند که ثبت و آمارگیری شدند) خیلی خیلی کمتر میشن
موفق باشید








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)