با سلام
به نظر من اول یه حسی در آدم بوجود می یاد بعد آدم دنبال ترانه ای می ره که حرف دلش رو بزنه. من شخصاً خیلی دوست داشتم می تونستم شعر بگم و احساساتم رو به زبان شعر بیان کنم تا کمی تسکین پیدا کنم. ولی چون این هنر رو ندارم خیلی شعر می خونم و اغلب ترانه گوش می کنم. البته بسته به حس درونی که دارم.
از همین محرم و صفر خودمون بگیریم (با عرض پوزش) که حتی رو آهنگ موبایل افراد هم تاثیر می ذاره و خیلی ها از آهنگهای مذهبی استفاده می کنن. در صورتی که در ماههای دیگه سال به ندرت می بینیم که کسی از این آهنگها استفاده کنه.
هیچ وقت صرفاً گوش کردن ترانه باعث نمی شه که آدم سعی کنه عاشق بشه. و یا نسبت به عشقی که داره بدبین بشه. شاید وقتی که از کسی بی وفایی ندیدیم آهنگهای غمگینی که در این باب خونده می شه رو نپسندیم. و اصلاً درک نکنیم.
وقتی از دست زمونه دلگیریم واقعاً ترانه شاد گوش کردن و یا ترانه های عاشقانه به آدم نمی چسبه. ولی نباید زیاده روی کرد.
سخن آخر این که ترانه و موسیقی مسکن روح آدمیزاده. و هیچ اثر مخربی نمی تونه داشته باشه (البته نه هر موسیقی که روان آدم رو به هم بریزه)







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)