با تشكر از همه دوستان كه زحمت كشيدين و سعي در كمك به اينجانب بودين
خسته نباشيد و طاعات و عبادات همگي شما مقبول درگاه ايزد متعال
اول سخنم با دوستم كيوان عزيز هست كه اول شخصي بوديد كه به اين مسئله كوچك اما تنش زا براي من جواب دادين ممنونم از همه لطفتون و البته شرايطي كه گفتيد و اينكه به نظر خانواده بخاطر شرايط سني ترس از دير شدن ازدواج دارند اما به نظر من داشتن يك ازدواج سالم خيلي بهتر از فقط ازدواج كردن بخاطر تنها نبودن هست ، بله شايد من همه شرايطي كه گفتيد داشته باشم جز يكي و اون آرامش دروني است كه با وجود آرامشي كه در هر كاري و هر لحظه دارم در اين مورد اصلا احساس آرامش نميكنم و اين مربوط به خودم و مسئوليتي است كه الان بعهده من هست و اون را ارجح بر هر كاري مي بينم ولي مطمئن هستم كه اگر روزي هم قرار باشه ازدواج كنم حتما اين اتفاق خواهد افتاد چه بخواهيم و نخواهيم تسليم خواسته پروردگاريم در هر صورت ممنونم بخاطر اينكه باعث شديد كمي احساس آرامش كنم در مورد صحبت با خانواده ام بخاطر گذشته كه البته در همين تالار گفته بودم الان براشون قبول حرفهام سخت مياد يعني در اصل فكر ميكنن كه هنوز درگير اتفاق قبل هستم و يااينكه بهش فكر ميكنم و براي همين نميخوام و نميتونم به ازدواج الان فكر كنم كه اين البته كاملا اشتباه هست چون گذشته ها گذشته و براي چيزهايي كه دنيوي است و فاني غصه خوردن بي فايده است تنها بايد غصه يكنفر رو خورد و اون كسي است كه سرور همه ماست









علاقه مندی ها (Bookmarks)