زن موجودي است كه از قديميترين ايام تا به حال درباره او بيش از هر پديده ديگري حرف زدهاند. گاهي او را ستوده و تا مقام نزديك به الوهيت بالا برده و گاهي همدست شيطان، جادوگر و فريبكارش داشتهاند.
گاهي انسانها بنا به دلايل واقعي از اعماق قلب خود گريه ميكنند، اما بيشتر مواقع براي تحت تأثير قرار دادن ديگران اشك ميريزند. هدف از گريه واداشتن طرف مقابل (شوهر، نامزد، والدين يا دوست) به انجام كاري است كه تحت شرايط ديگر حاضر به انجام آن نيستند. همچنين زنان از گريه براي ابراز ندامت و پشيماني از انجام كاري نيز انجام ميدهند. به خاطر داشته باشيد كه حدود نيمي از تمام زنها براي رسيدن به مقاصد خود به عمد گريه ميكنند يا احساساتشان را نشان ميدهند، در حالي كه تنها 20 درصد از مردها، اين كار را انجام ميدهند.
اهداف گريه كردن:
شستشوي چشم، خارج كردن مواد شيميايي حاصل از تنش رواني در بدن و بيان احساس.
اشكها از غده اشك بالاي چشم ترشح شده و توسط دو مجرا كه در گوشه داخلي چشم واقع گشتهاند به داخل حفره بيني ميريزند. در شرايط بحراني عاطفي كه مقدار اشك زياد ميشود مجاري نميتوانند آب را به داخل حفره بيني بريزند و در نتيجه اشكهاي اضافه روي گونهها روان ميگردند. اشكها همچنين حاوي آنزيمي به نام ليسوزيم هستند كه باكتري را ميكشد و از عفونت چشم جلوگيري ميكند.
كاهش تنش :
تجزيه شيميايي اشك نشان ميدهد پروتئينهاي موجود در اشكهاي ناشي از تنش با پروتئينهاي موجود در اشكهاي شستشوگر فرق دارند. بدن از اين طريق ميكوشد مواد سمي ناشي از تنش را دفع كند. به همين خاطر زنان ميگويند بعد از يك «گريه درست و حسابي»، كه دليل خاصي هم ندارد، احساس بهتري مينمايند. اشكها همچنين حاوي اندورفينها كه مسكنهاي طبيعي بدن به شمار ميروند، هستند. اين مسكنها غم را تسكين ميدهند.
بيان احساس:
انسانها تنها موجودات ساكن خشكي هستند كه هم از روي احساس و هم براي تحت تأثير قرار دادن ديگران اشك ميريزند. كسي كه اشك ميريزد انتظار دارد ديگران او را در آغوش بگيرند و به او آرامش و اطمينان ببخشند. اين اشكها باعث ترشح هورمون اكسيتوسين (هورمون آغوش) ميگردند. ترشح اين هورمون تمايل به لمس شدن و درآغوش گرفته شدن را در شخص بر ميانگيزد. چشمان پر اشك نشانگر برانگيختگي عاطفي و احساسي هستند، ولي تا وقتي روي گونه نريختهاند هراسانگيز نمينمايند. حلقههاي براق اشك را ميتوان در چشمان والدين مغرور و مفتخر به فرزندان و چشمان يك عاشق ديد.
چرا زنان بيش از مردان گريه ميكنند؟
هدف اوليه گريه كه با تولد آغاز ميشود ايجاد حس عشق و حمايت در بزرگسالان است. نوزاد با گريه آنچه ميخواهد را به دست ميآورد. برخي زنان اين عادت نوزادي را در خود ابدي و ديرينه ساختهاند. بسياري از زنان با شنيدن صداي گريه بچه هفت نياز متفاوت او را تشخيص ميدهند. غدد اشك در زنان فعالتر از مردان است و اين فعاليت با واكنشهاي احساسي مغز زن تناسب دارد. مردان بندرت در انظار مردم، مكانهاي عمومي و بويژه در برابر مردان ديگر گريه ميكنند. زيرا گريه مرد را در موضع ضعف قرار ميدهد. اين چيزي است كه ريشه در زمانهاي كهن دارد. مردي كه گريه ميكرد ضعيف به نظر ميرسيد و اين ضعف دشمنان را براي حمله به او ترغيب مينمود.
در زنان نشان دادن احساس به ديگران و بويژه به زنان ديگر نشانه اعتماد است، زيرا زني كه گريه ميكند كودك ميشود و زني كه به درد دل و گريه او گوش ميدهد نقش مادر حمايتگر را ايفا مينمايد.
تاثير محيط يا ژنتيك:
يكي از بحثهايي كه ساليان طولاني مورد بررسي قرار گرفته اين است كه چه عاملي بارزترين نقش را در تعيين رفتار انسان ايفا ميكند، ژنتيك يا محيط اطراف.
آيا زنها به اين دليل بيشتر از مردها گريه ميكنند كه از نظر بيولوژيكي آمادگي بهتري براي آن دارند، يا به اين دليل است كه از ابتداي زندگي آموختهاند كه احساسات خود را ابراز كنند، در حالي كه مردها
فرا گرفتهاند احساسات خود را سركوب كنند. به يقين روشن است كه در هر دو موضع اين فرهنگ و طبيعت بودهاند كه در روان گريستن زنها نقش داشتهاند.
تفاوت در مغزها :
تحقيقات بنت (Bennett) و سالي (Sally) نشان داد كه زنان و مردان هنگام مشاهده شادماني، ميتوانند آن را تشخيص دهند، اما در مورد غمگيني اينگونه نيست. زنها حدود 90درصد از اوقات ميتوانند غمگيني افراد را از روي چهرهشان تشخيص دهند. جالب اين كه مردها هم به اين صورت ميتوانند شادماني را از چهره مردها بخوانند، اما تنها حدود 70درصد به طور درست ميتوانند افسردگي را در چهره زنان تشخيص دهند. به هر صورت، نتيجه اين مطالعات عصب شناختي جديد گوياي اين مطلب است كه از لحاظ آناتومي و فيزيولوژي ميان مغز جنس مذكر و مونث، تفاوتهاي بيولوژيكي بارزي وجود دارد. براي مثال، حجم (Collosum Corpus)، پُل ميان دو نيمكره مغز، كه برقراري ارتباط و زبان آموزي را آسان ميكند در زنها بيشتر است. لذا وقتي از افراد خواسته ميشود تا خاطره اتفاقاتي را كه باعث گريستن آنها شده به ياد بياورند، در اين زمان سيستم حاشيهاي زنها 8 بار بيشتر از مردها تحريك و فعال ميشود. به اين ترتيب اين دليل قانعكننده نيز آشكار ميشود كه چرا زنها زود افسرده ميشوند و احتمال گريستن در آنها بيشتر است. زنان در بيان زبان اشكها روانتر از مردها هستند. مدتهاي طولاني است كه زنها از لحاظ عاطفي، احساساتيتر هستند و احتمال گريستن آنها بيشتر است. احساسات در چهره زنان بيشتر از مردها موج ميزند. آنها پيامهاي غيركلامي خود را با مهارت انتقال ميدهند، به گونهاي كه به طور دقيق ميتوان آن پيامها را خواند و علائمي كه آنها اشاره ميكنند، بيشتر از علائمي است كه مردها نمايش ميدهند.
نقش هورمونها:
علاوه بر تفاوت در فعل و انفعالات مغز كه مردها را براي خشمگين شدن و زنها را براي گريستن مستعد ميكند، تفاوت سطح هورمونها هم در اين مسأله موثر است. همانطور كه تستسترون مردها با عصباني شدن و خصومت شديد، بيشتر ميشود، پرولاكتين زنها هورموني كه براي توليد شير لازم است، افزايش پيدا ميكند و يك محرك قوي براي جاري شدن اشك چشمان زنهاست.
در همين رابطه زنها احتياج شديد دارند كه پرولاكتين اضافي را از بدن خود دفع كنند، چرا كه بالا بودن سطح پرولاكتين به بدن آسيب ميرساند. راه دفع مستقيم اين هورمون جدا از شير دادن، گريستن است. ساختار فيزيولوژيكي و بيوشيميايي زنها آمادگي بهتري براي گريستن دارد و اين مسأله نه به خاطر ساختار مجراي ريزش اشكها، بلكه به دليل «سوخت» شيميايي و هورموني است كه گريستن را ممكن ميسازد. در تأييد بيشتر اين نظريه، خانمهاي مسن تقريبا نميتوانند گريه كنند و حتي گرفتار شرايطي ميشوند كه «سندرم خشكي چشم» ناميده و پرولاكتين آنها متوقف ميشود، يعني در اين شرايط اشك چشمان آنها به اندازه كافي نيست. چنين گفته ميشود كه دوران قاعدگي نقش مهمي در كاهش آستانه اشكها در زمانهاي خاصي در ماه دارد. نتايج بعضي تحقيقات نشانگر اين است كه تكرار گريههاي زنان در چنين دوراني، 5 بار بيشتر ميشود!
نقش فرهنگ :
در فرهنگ ما كه به طور سنتي تحت تأثير ارزشهاي مردانه است، به ويژگيهاي ابراز احساسات پرشور زنان ارج نمينهد. آنها اين رفتار زنان را جنونآميز و عصبي ميپندارند. از آنجا كه زنان به هنگام احساس ترس و آسيب ديدن از لحاظ اجتماعي نميتوانند با پرخاش كردن واكنش نشان دهند، رنجش خود را در قالب سرازير كردن اشك بيان ميكنند. به هر حال عمل گريستن نه به جاي پرخاشگري و نه نشانه در درون ريختن عصبانيت است، بلكه بيان عميق و قدرت احساسات فرد ميباشد، درخواست بيشائبهاي است تا ديگران فرد را درك كنند. همانطور كه مردها براي به دست آوردن خواستههاي خود از راه خشمگين شدن بهتر عمل ميكنند، زنها هم با گريستن به مقصود خود ميرسند.
در بيشتر فرهنگهاي دنيا نيز، زنها مايل هستند تا احساسات خود را به درونشان بريزند و تمايل دارند تا تمام بار شكستها را به دوش بكشند و با سرازير كردن اشك، احساس خود را بيان كنند. به عنوان مثال در جنسهاي مختلف آفريقا يا اقيانوسيه جنوبي يا ميان مردمان بومي قارهها، هر چه زن بيشتر گريه كند، هر چه احساسيتر شيون و زاري نمايد، بهتر ميتواند همدردي كند و محبت خود را نسبت به شخص فوت شده را ثابت كند. در مقابل، در اين فرهنگها همانند فرهنگ ما، مردها با بروز ندادن عواطف خود، شكيبايي نشان ميدهند.
جلب توجه مردم:
تنها نوزاداني نيستند كه به واسطه راهبردهايي انسانهاي اطراف خود را اغوا ميسازند، تا به آنها كمك كنند. بزرگسالان هم با برخي اشكال گريستن، توجه مردم را تحريك و حس همدلي و دلسوزي آنها را بر ميانگيزند. نوعي از گريستن، باعث ميشود اطرافيان با روشهايي به شما نزديك شوند كه به طور معمول به خودشان زياد فشار نياورند. براي مثال در نظر بگيريد شما در خيابان راه ميرويد و فردي را مشاهده ميكنيد كه روي نيمكتي نشسته و اندوهگين به جايي (نقطهاي) خيره شده و نگاه ميكند و هق هق گريههايش بدن او را تكان ميدهد. شما به احتمال زياد ميايستيد و به او كمك ميكنيد.
سربه سر گذاشتن:
خانمها از همان سالهاي ابتدايي زندگي خود به اين نتيجه دست پيدا ميكنند كه مردها در زمان مواجهه با يك خانمي كه در حال گريه كردن است، احساس بدي پيدا كرده و راحت نيستند و هر كاري كه لازم باشد انجام ميهند تا جلوي اشكهاي خانم را بگيرند. دليل گريه خانم هر چيزي كه باشد: از شنيدن يك داستان بچهگانه كه يكي از شخصيتها در انتهاي آن ميميرد و يا به خاطر اينكه پدر چيزي را كه ميخواهد برايش نميخرد، وقتي متوجه ميشود كه با گريه ميتواند آمال و آرزوهاي خود را عملي كند، در مورد نامزد خود نيز همين كار را انجام ميدهد تا بتواند به اهدافش دست پيدا كند.
به دلايلي كه در بالا به آنها اشاره كرديم، ميتوان نتيجه گرفت كه تشخيص اشكهاي واقعي و دروغين از يكديگر كمي مشكل است، بويژه در مورد ارتباط ميان خانمها و آقايون. به هر حال اگر در اوايل رابطه خود قرار گرفتهايد و نميدانيد كه چگونه ميتوانيد از صداقت او اطمينان حاصل كنيد، بايد خودتان را به طريقي از اين موقعيت نجات داده و خودتان را از بحث خارج كنيد و موضوع ديگري را براي گفتگو به ميان بياوريد. اين كار تنها واكنشي است كه ميتواند براي شما تضمين كند كه او نه تنها از دست شما ناراحت نميشود بلكه هيچ احساس بدي نيز نسبت به شما پيدا نخواهد كرد.
منبع: جام جم










پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)