با درود؛
کیوان جان!جوان نیک سرشت در استدلالی که در آن لینک آمده اشکار نشد که چه تفاوتی میان رابطه با دوست دختر یا رابطه پیش از ازدواج و رابطه با همسر یا رابطه پس از ازدواج است؟؟؟
این یک سفسفطه است.مگر چه تفائتی در ماهیت این دو رابطه جنسی است.این بخشی از آن سخن است:
به این جهت مردانی که وابستگی کامل به طرف مقابلشان دارند ( مردان متاهل ) نسبت به همسر خود به علت وابستگی کامل چنین حالتی کمتر دست خواهد داد اما در مردان مجرد که صرفا وابستگی احساسی وجود دارد پس از رابطه جنسی از وابستگی احساسی آنها کم شده و . . .
در این گزاره چنین آمده است که مردان متأهل به دلیل وابستگی کامل دچار عدم وابستگی کمتر می شوند،ولی مردان مجرد صرفاض وابستگی احساسی وجود دارد!!!
این بازی با واژگان است و بس.
مگر وابستگی کامل تنها در مردان متأهل هست؟اصلاض منظور از وابستگی کامل چیست؟یعنی مسئولیت پذیری اداره یک خانواده و . . .؟
بسیاری از مردان متأهل نیز دنبال زن چندم یا صیغه یا دختربازی هستند.بیشتر مردان پس از یک سالی که از زندگی و روابط متعدد جنسی با همسرشان گذشت،سرد می شوند.بجز این است؟
مگر آنکه وابستگی کامل را از بعد عاطفی-احساسی آن بررسی نماییم که در اینجا پای دوست داشتن به میان می آید و اینهم که در میان هردو گونه مردان مجرد و متأهل نسبت به زن یا دختری که دوستش دارند یکسان است.
اتفاقاً ایجاد رابطه جنسی سبب وابستگی بیشتر مرد می شود.اگر شریک جنسی نیز واکنش مطلوبی از خود نشان دهد.بنابربن اصلاً ربطی به تأهل و تجرد ندارد.مگر انکه پسر یا مردی قصدش تنها تجاوز و تمتع جنسی باشد که این امر را نیز در ازدواج ها نیز شاهدیدم.
این بحثهای هورمونی نیز سراسر اشتباه و تا یک مطلب دانشی از یک پژوهشکده یا دانشگاه معتبر آن را تصدیق نماید،نمی توان به درستی آن پی برد.لذا استدلال بالا صددرصد نادرست است.
البته این دلیلی بر مشروعیت روابط جنسی در پیش از ازدواج نمی شود.نه به سبب سفسطه فوق که به دلیل آداب و رسوم و قوانین کشور که این کار را جرم می پندارند.خیلی از خانواده ها هم هستند که در درون خود باوری به این رسوم و عَرف ندارند.
من خودم این را نمی پسندم که بدون مسئولیت از سوی جنس مذکر چه مرد و چه پسر در این جامعه این کار را انجا داد.
در شرایط یا جامعه دیگر موضوع فرق می کند.
بدرود./








علاقه مندی ها (Bookmarks)