سلام دوست خوبم
این پست جدیدت رو که خوندم باور کن خیلی متاثر شدم البته خوشالم که رابطت بهتر شده اما خیلی واسه همسرت ناراحت شدم عزیزم قدرش رو بدون
باور کن خیلی سخته این پسر داره با اینهمه سختی خرج این زندگی رو در میاره و معلومه که بعضی وقتا عصبانی میشه و از کوره در میره اونم کی؟ وقتی احساس میگنه که تو قدرش رو نمیدونی و کاراشش برات بی ارزش یا عادی شده
تو رو خدا نذار این حس رو داشته باشه
خیلی زیاد از کاراش قدر دانی کن به هر راهی که به نظرت میرسه
اول ببین که چه کارایی میکنی که باعث میشه که از کوره در بره و سعی کن که ان رفتارا رو کم کنی
بعدش زمانی که عصبانی هست باهاش جر و بحث نکن
و بذار اروم شه و وقتی اروم شد باهم صحبت کنین
اما عزیزم تو این موقعیت و با این حجم کاری که داره سعی کن ارومش کنی
به خدا اون بیشتر از هر چی (منظورم کارای مادرانه ای هست که درای در حقش انجام میدی مثه واکس کفش و اماده کردن جوراب و...)نیاز داره که ارومش کنی
بذار بعضی کارا رو خودش انجام بده و سعی کن که مادرش نباشی بلکه همسرش باشی
یه کم صبرت رو زیاد کن ببین بعد یه دعوای عادی چه جوری جوش اوردی (پست اولت رو نگاه کن)
قدر همسرت رو بدون و ارومش کن![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)