سلام دوست من
بارها در نوشته هام تاکید کردم ازدواج یعنی بلوغ . دوست داشتن شرط لازم تشکیل زندگی متاهلی هست اما شرط کافی نیست . اینکه اونقدر عشقت رو دوست داری که می گی عشق این دختر تو رو به هر کاری وامیداره نهایت دوست داشتنت قشنگه اما معقول نیست هر کاری ؟ ؟ ! بگو عشق اون منو وادار می کنه هر روز بهتر و شایسته تر از قبل باشم دوست داشتن تشویقم می کنه بهتر فکر کنم و رشد کنم .
اگر در انتخابت فقط احساس دخیل نیست و بر درستی این انتخاب یقین پیدا کردی بهتره با خانواده مطرح کن و با همراهی آنها به خواستگاری برو اون اگه واقعا" تو رو دوست داره و انتخابت کرده در خواستگاری مشخص می شه تنها رفتن و با پدر ایشون صحبت کردن برای پدر و مادر های ما دور از زیبایی است شاید تصور اینکه عجولانه تصمیم گرفتی یا خانواده ی شما موافق نیستند و خیلی مسائل دیگه به ذهنشون برسه که کارت رو دشوار تر کنه .
به خودت مسلط باشی و کمی زمان به خودت و عشقت بده گذشت زمان خیلی مسائل رو حل می کننه . ناامید نشو و توکل به خدا کن .
خواجه عبدا... انصاری در حالی که نومید و ناتوان بود بر درگاه خدا چنین گفت :
چون عود نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سفید آوردم
خود فرمودی که نا امیدی کفر است
فرمان تو بردم و امید آوردم
- خداوند در آیات قرآن چندین بار به نا امیدی و کفر بودن آن اشاره کرد -
واینچنین خداوند لطف و نظرش شامل حال خواجه شد .








علاقه مندی ها (Bookmarks)